نبرد دلیران ایران زمین(30)
در روز 17خردادماه1361، تیپ58 پیاده ذوالفقار و تیپ27 پیاده محمد رسول الله(ص) از سپاه پاسداران را برای اعزام به سوریه تعیین و یگانهای اعزامی را (نیروهای قدس) نامگذاری کردند و در روز 27 خردادماه، اولین گردان از تیپ58 ذوالفقار و یگانهایی از تیپ محمد رسول الله(ص) به سوریه اعزام شدند.

بازتاب عملیات بیت‌المقدس

 

نتیجه عملیات بیت‌المقدس به ویژه فتح خرمشهر، بازتابی عجیب و انعکاسی جهانی داشت و اخبار مربوط به این پیروزی در صدر گزارشات و تفسیرهای سیاسی و نظامی در رسانه‌های گروهی جهان قرار گرفت. ناظران و تحلیل‌گران رویدادهای جنگ تحمیلی، این عملیات را به عنوان نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق می‌شناختند و بر این امر اذعان داشتند که ایران از نظر نظامی، در موضع برتری نسبت به عراق قرار گرفته است. عدم پذیرش شرایط بر حق ایران برای آتش‌بس از سوی عراق و تسامح مجامع بین‌المللی و وجود جریانات سیاسی و نظامی در منطقه و جهان، که تلاش می‌کردند تا ایران به حقوق حقه خود نرسد، لزوم تعقیب متجاوز و مجازات او را بیش از پیش آشکار ساخت. روند پیروزی‌های نظامی ایران بر نیروهای عراقی امری نبود که از دید دشمنان انقلاب اسلامی مخفی مانده باشد و بعد از پیروزی در عملیات بیت‌المقدس، موفقیت ایران در تعقیب دشمن متجاوز در آن سوی مرزها، بسیار محتمل بود و قرائن و شواهد حاکی از ضعف نیروهای نظامی عراق در مقابله با نیروهای ایران بود.

روز 15 خردادماه1361 پس از چند روز سکوت، نیروی هوایی عراق مناطق مسکونی چند شهر، از جمله ایلام را بمباران نمود و مردم بی‌دفاع را به خاک و خون کشید و هم‌زمان ارتش صهیونیستی رژیم اشغالگر قدس، تجاوز گسترده خود را به جنوب لبنان، به ویژه اردوگاه‌های فلسطینی آغاز کرد و روز بعد این مناطق را اشغال نمود. تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان رویدادی بود که می‌توانست توجه ایران اسلامی را از ادامه جنگ با عراق به سوی لبنان جلب کند تا بدین‌وسیله، زمانی برای تنفس و تجدید قوای نیروهای عراق فراهم گردد. اقدام تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان بدون ارتباط با سرنوشت جنگ تحمیلی نبود و بی‌تردید چنین مسئله‌ای در ارزیابی‌ها و محاسبات طراحان تجاوز اسرائیل به لبنان، مد نظر گرفته شده بود. از نظر طراحان تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، جمهوری اسلامی ایران برای حمایت از مسلمانان لبنان و مبارزان فلسطین، ناگزیر خواهد بود قسمتی از توان نظامی خود را به مقابله با اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل اختصاص داده و ضرورت مبارزه با اسرائیل را بر ادامه جنگ با عراق مقدم بشمارد و سرکوبی رژیم صدام حسین را به بعد از دفع تجاوز اسرائیل به لبنان موکول نماید. بدیهی است هرگونه حرکتی از این مسیر، تأثیر چشمگیری در کاهش یا حتی توقف فشار نظامی ایران بر عراق داشت و به رژیم بغداد فرصت و امکان مناسبی می‌داد تا خود را از مهلکه نجات دهد.

در صورت عدم واکنش ایران در مقابل تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، چنین تبلیغ می‌گردید که جمهوری اسلامی بر خلاف خط و مشی اعلام‌شده خود مبنی بر لزوم مبارزه با اسرائیل، حتی با درگیر نگاه داشتن عراق، مانع از این شده که آن کشور به کمک سایر اعراب، به مبارزه با صهیونیست‌ها برخیزد، زیرا عراق مدعی بود آماده مقابله نظامی با تجاوز  اسرائیل به لبنان است، اما ادامه جنگ ایران با عراق مانع از این کار می‌باشد و لذا عراق با توسل به این بهانه، خود را از درگیری با اسرائیل معاف می‌دارد، بدون آنکه از جانب سایر کشورهای عربی مورد سرزنش قرار گیرد. تجاوز اسرائیل به لبنان ایران را در فشار کشورهای همسایه و دوست خود قرار می‌داد تا برای مبارزه با تجاوز اسرائیل، به جنگ خود با عراق خاتمه دهد و با قبول آتش‌بس همراه سایر کشورهای مسلمان و عرب، به مبارزه با دشمن مشترک برخیزد. ایران بلافاصله اقدام اسرائیل را در تجاوز به جنوب لبنان محکوم کرد و اعلام نمود در حمایت از مردم لبنان و مبارزان فلسطینی آمادگی دارد و هرگونه کمکی را که لازم باشد به عمل آورد. همچنین ایران طی پیامی اعلام کرد برای دفع تجاوز اسرائیل از جنوب لبنان، آمادگی  همکاری نظامی با سوریه را دارد.

در روز 17خردادماه1361، تیپ58 پیاده ذوالفقار و تیپ27 پیاده محمد رسول الله(ص) از سپاه پاسداران را برای اعزام به سوریه تعیین و یگان‌های اعزامی را (نیروهای قدس)  نامگذاری کردند و در روز 27 خردادماه، اولین گردان از تیپ58 ذوالفقار و یگان‌هایی از تیپ محمد رسول الله(ص) به سوریه اعزام شدند.

در ساعت0100 بامداد روز بیستم خردادماه، رادیو تلویزیون عراق اعلام کرد:«مجلس شورای انقلاب عراق تصویب نموده که نیروهای عراق بدون هیچ‌گونه قید و شرطی، ظرف دو هفته از ایران خارج گشته و به طور یک‌طرفه اعلام آتش‌بس نماید و از هم اکنون به نیروهای عراقی دستور آتش‌بس داده شده است. در این پیام، علت این اقدام فراخواندن نیروهای عراق برای جنگ با اسرائیل ذکر شده بود؛ اما گزارشاتی که از طریق پست‌های استراق سمع و سایر منابع اطلاعاتی پس از انتشار این خبر دریافت می‌گردید، حاکی از آماده‌باش 100درصد نیروهای عراقی در سرتاسر جبهه‌های ایران بود.

امام خمینی طی پیامی فرمودند:«مبادا بخواهند با بازی دادن ما در مسئله لبنان، عراق را از تنگنای فعلی نجات دهند و مانع پیروزی ایران بر عراق شوند؛ باید توجه داشت مسئله لبنان در موضوع جنگ ایران و عراق تأثیری نداشته باشد.» و فرمودند: «راه قدس از کربلا می‌گذرد.» در پی رهنمودهای امام، فرمانده نیروی زمینی در یک جلسه توجیهی گفت: «ضمن اعزام نیرو به سوریه و شرکت فعال در هرگونه عملیات علیه تجاوز اسرائیل به لبنان هم‌گام با سوریه، جنگ با عراق با سرعت و جدیت دنبال خواهد شد و تا موقعی که عراق به شرایط ایران گردن نگذارده است، در تصمیم ایران مبنی بر ادامه جنگ تغییری رخ نخواهد داد و این موضوع که عراق عنوان نموده به قصد جنگ با اسرائیل، با ایران اعلام آتش‌بس می‌نماید، از نظر ما جز یک عمل فریب‌کارانه و از سر موضع ضعف، و اینکه خود را به شکست قطعی نزدیک می‌بیند و نوعی اغتنام فرصت و گریختن از مهلکه چیز دیگری نیست؛ لذا ایران جنگ با عراق را فراموش نکرده و اقدامات آماده شدن برای عملیات بدون هیچ‌گونه وقفه و تردیدی ادامه دارد.»

قرارگاه کربلا به منظور جلوگیری از هرگونه غافلگیری، به یگان‌های خود در سراسر جبهه دستور داد کاملاً مراقب و هوشیار بوده و هرگونه قراینی دال بر آتش‌بس در منطقه، یا عقب‌نشینی نیروهای عراقی که مشاهده نمودند، سریعاً گزارش نمایند.

از ساعت 1030 روز بیستم خردادماه، آتش توپخانه دشمن قطع گردید و فردای آن روز نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران طی دستورالعملی، در زمینه مقاصد اصلی عراق از اعلان آتش‌بس یک‌طرفه به یگان‌ها هشدار داد. 

در روز 23 خردادماه1361، نیروهای عراقی در ارتفاعات حمرین پرچم سفید برافراشتند و شهر موسیان را تخلیه و به پشت مرزهای بین‌المللی و ارتفاعات حمرین عقب‌نشینی نمودند.

 قرارگاه قائم گزارش نمود: قرائنی دال بر عقب‌نشینی در منطقه چزابه مشاهده گردیده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ناحیه کرمانشاه اعلام داشت که نیروهای عراقی از منطقه دشت ذهاب تا پشت میله‌های مرزی بیشگان عقب نشسته‌اند. نیروی زمینی به کلیه یگان‌های مستقر در جبهه‌ها دستور داد با مراقبت دائم از منطقه، فعالیت‌های دشمن را زیر نظر قرار داده و مناطق تخلیه‌شده را سریعاً اشغال و ضمن حفظ تماس خود با دشمن، از عقب‌نشینی آزادانه آنها جلوگیری نمایند. از روز 23 تا 30 خردادماه1361، هیچ‌گونه درگیری و فعالیتی در جبهه‌ها به جز تبادل سبک و پراکنده آتش، آن هم در بعضی از نقاط، گزارش نشد. در جبهه شلمچه، تبادل آتش از شدت بیشتری برخوردار بود و گزارشات اطلاعاتی و تفسیر عکس‌های هوایی، همگی حکایت از تقویت نیروهای دشمن در این منطقه و تحکیم هرچه بیشتر پدافند در شرق بصره، چه از نظر نیرو، چه از نظر ایجاد موانع و توسعه مواضع را می‌داد.

در ساعت 2000 روز سی‌ام خردادماه1361، صدام حسین در یک سخنرانی طولانی رادیو تلویزیونی اعلام نمود: «رژیم این کشور در آستانه تشکیل اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در بغداد به منظور نشان دادن حسن نیت خود در خاتمه دادن به جنگ با ایران و همچنین آمادگی برای مبارزه با اسرائیل، از تاریخ 31 خردادماه1361 ظرف ده روز نیروهای خود را از خاک ایران خارج خواهد کرد.» صدام حسین در سخنان خود قصد فریب مردم عراق از واقعیت جنگی که او و رژیم حاکم بر بغداد آتش آن را بر افروخته بودند، ریاکارانه به تحریف حقایق پرداخت و تلاش نمود؛ شکست‌هایی را که در میدان‌های جنگ تحمل کرده و انهدام و عقب رانده شدن نیروهایش در خوزستان را به عنوان یک عقب‌نشینی تاکتیکی و نشان دادن حسن نیت بر آتش‌بس و مقاصد صلح‌طلبانه توجیه کند.

پس از پایان سخنرانی صدام حسین که از رادیو و تلویزیون عراق به طور مستقیم پخش می‌شد، نیروهای عراقی در سراسر جبهه شروع به تیراندازی هوایی با سلاح‌های سبک و شلیک گلوله‌های منور کردند، تا بدین‌وسیله، شادی خود را از اعلام آتش‌بس دروغین صدام نشان دهند.

روز بعد فرمانده نیروی زمینی در یک جلسه توجیهی که برای فرماندهان یگان‌ها در  قرارگاه کربلا تشکیل شد، ضمن اعلام این مطلب که هنوز جنگ تمام نشده، دستور داد؛ در صورت عقب‌نشینی دشمن به پشت خط مرز بین‌المللی، تا زمانی که اقدام خصمانه‌ای از طرف نیروهای عراقی به عمل نیامده است، از اجرای آتش در گذار خط مرز خودداری شود، اما فعالیت‌های دشمن در داخل خط مرز و مناطق اشغالی باقیمانده کماکان باید تحت مراقبت مداوم قرار داشته و این فعالیت‌ها به شدت سرکوب گردند و یگان‌ها ضمن حفظ تماس خود با دشمن، مواضع تخلیه شده را سریعاً اشغال نمایند.

عقب‌نشینی عمومی یگان‌های دشمن که ظرف ده روز گذشته مقدمات آن فراهم شده بود، از روز 31 خردادماه1361 آغاز شد و اکثر مناطق اشغالی تخلیه گردید. عقب‌نشینی عراق یک عقب‌نشینی کامل و در حقیقت به پشت مرزهای رسمی نبود؛ بلکه نیروهای دشمن علی‌رغم تبلیغات و سر و صدای بسیار در این مورد، نه تنها پاره‌ای از مناطق اشغالی را کماکان حفظ نمودند، بلکه در سایر نقاط هم روی خط مرز و یا اندکی جلوتر مستقر شده و مناطق وسیع مرزی را به این ترتیب با آتش و دیده‌بانی تحت کنترل قرار دادند که این عمل با عقب‌نشینی به مفهوم واقعی آن مغایرت داشت.

منطقه عمده‌ای که عراق در این عقب‌نشینی کماکان در اشغال خود نگه داشت، در جبهه غرب عبارت بودند از: «ارتفاعات آهنگران، خسروی، نفت‌شهر، منطقه مهران» و در جبهه جنوب: «فکه و شلمچه.» عقب‌نشینی تقریباً عمومی عراق از مناطق اشغالی خود در ایران نه به منظور آماده کردن نیروهایش برای جنگ با اسرائیل و دفاع از لبنان بود و نه برای ابراز حسن نیت در آستانه اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد، بلکه علت واقعی آن بود که متجاوز برآورد کرده بود که ادامه توقف نیروهایش در خاک ایران دیر یا زود به انهدام آنها منجر خواهد گردید و این درسی بود که از نحوه عملکرد نیروهای عراقی در نبرد ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین آموخته و در نبرد بیت‌المقدس با تلخی بسیار به این واقعیت پی برده بود.

در واقع، عراق با عقب‌نشینی و امید به آتش‌بس، درصدد برآمده بود که از انهدام بیشتر نیروهای خود در این جنگ جلوگیری نماید. با قبول نکردن شرایط عادلانه جمهوری اسلامی ایران از سوی عراق برای خاتمه دادن به جنگ، تبادل آتش و درگیری‌ها که فروکش کرده بود، مجدداً شدت یافت و سرانجام در روز 22 تیرماه1361 و درست دو ماه بعد از نبرد بیت‌المقدس، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، عملیات طرح‌ریزی‌شده کربلا4 را با نام نبرد رمضان در شرق بصره آغاز کردند.

در عملیات رمضان، سه قرارگاه فجر در سمت راست (شمال)، فتح در وسط (مرکز)، نصر در سمت چپ (جنوب)، زیر نظر قرارگاه مرکزی مشترک ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شرکت داشتند. عملیات که شروع شد، قرارگاه فتح در همان شب اول، با قاطعیت خط را شکست و در عرض 12 کیلومتر و به عمق حدود 15 کیلومتر پیشروی کرده و به کانال ماهیگیری رسیدند و تلفات و ضایعات زیادی به دشمن وارد کرده بودند. قرارگاه نصر در منطقه شلمچه به علت برخورد به موانع بسیار سخت، با دادن تلفات و ضایعات سنگین متوقف شده و نتوانستند به جلو بروند و سمت چپ قرارگاه فتح آسیب‌پذیر شد.

قرارگاه فجر موفق شده بود دو رده از خطوط پدافندی دشمن را شکسته و 5-4کیلومتر به جلو بروند و دشمن را تثبیت نمایند، اما این پیشروی همانند قرارگاه فتح نبود؛ لذا قرارگاه وسط از هر دو طرف چپ و راست به دشمن پهلو داده و آسیب‌پذیر شده بود. لازم بود برای حفظ نیروهای قرارگاه فتح، در سمت راست او اقدام به ایجاد خاکریز نماییم، که متأسفانه دستگاه‌های مهندسی کم بود و این خاکریز درست شکل نگرفت و قرارگاه فتح از این ناحیه مورد هجوم دفاع متحرک دشمن واقع شد و تیپ1 زرهی لشکر92 به فرماندهی سرتیپ شهید علی صفوی و لشکر هشت نجف از سپاه پاسداران منهدم شدند و بقیه به عقب برگشتند. ادامه تک در منطقه رمضان، دو شب متوالی ادامه یافت که متأسفانه بجز انهدام نیروهای دشمن، از نظر اشغال هدف برای  نیروهای ایرانی حاصلی نداشت.

 

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده