شکارچی تانک(23)
خود را به فرمانده تیپ و برادر رحیم صفوی معرفی نمودم پس از دو روز یعنی عصر روز۲۳ اسفند1363دستور حرکت به سلاح های ضد تانک صادر شد و گفتند: ستوان غفاری هر چه زودتر در جزیره مجنون خودش را به حضور فرمانده تیپ و برادر صفوی، قائم مقام سپاه پاسداران معرفی نماید. من بلافاصله با جیپ قبضه موشک تاو و جیپ مهمات بیار که تعداد۱۹ موشک را روی آن جاسازی کرده بودیم، به همراه خدمه موشک انداز حرکت کردم و نزدیک غروب خود را به حضور برادر صفوی و جناب سرهنگ محمدی فرمانده تیپ هوابرد معرفی نمودم.

پس از توجیه با نقشه و کروکی منطقه آنها اظهار داشتند بچه ها سخت به شما نیاز دارند و بایستی شبانه بوسیله بالگرد خودت را به آنها برسانی و کمک شان کنی. من قول دادم مطمئن باشید به یاری خدا هر چه تانک باشد نمی گذاریم جلو بیایند و آنها را می زنیم، به شرطی که موشک رسانده شود. آنها تأکید کردند؛ خاطر جمع باش. یک بالگرد مأمور است و فقط موشک مورد نیاز شما را می آورد. پس از گفتگوها و قرار و مدارها در ساعت نُه شب بوسیله بالگرد شنوک در آن طرف هورالهویزه ، شرق دجله پیاده شدیم. پس از پیاده شدن و برگشت بالگرد، منطقه را نگاه کردم و از روی خط سیر گلوله توپ های اطریشی که دنباله آن از رسام وجود داشت و از بالای سر و اطرافمان می گذشت، تا اندازه ای سمت دشمن و خودی را تشخیص دادم. در هر صورت چون منطقه ناآشنا بود می بایست تا صبح در آن محل می ماندیم و چاره ای جز آن نبود.

بالاخره صبح شد و نیروهائی را که در خط بودند دیدم و به آنها ملحق شدیم. در چهار و پنج کیلومتری، دشمن تعداد زیادی تانک مستقر کرده بود و همچنان رفته رفته بر تعداد تانک هایش افزوده می شد. لحظه ای تیراندازی را قطع نمی کردند و من بنا بدستور غیر از موارد ضروری نبایستی وارد عمل می شدم، تا خود فرماندهی بیایند. آن روز گذشت صبح روز۲۵ اسفندماه به قرارگاه تاکتیکی احضار شدم و پس از حضور در قرارگاه، فرماندهی تیپ من را در اختیار برادر رحیم صفوی گذاشتند و ایشان هم پس از تشریح منطقه عملیاتی و موقعیت دشمن و نیروهای خودی لازم دانستند در منطقه عملیاتی لشکر۱۹ فجر سپاه وارد عمل شوم.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده