شکارچی تانک(22)
دشمن نُه نفر از بسیجی ها را با دست بسته به شهادت رسانده بود وقتی منطقه را گشت میزدم، از یک جا بوی خیلی زیادی به مشام می آمد. وقتی به آن سمت رفتیم دیدیم داخل یک چهار دیواری که قبلا موتور خانه چاه آب بود، تعداد نُه نفر از نیروهای بسیجی ما را که همگی از شهر بابک کرمان بودند با دست بسته به طرز فجیعی تیرباران کرده بودند. در آنجا بیش از پیش به ناجوانمردی نیروهای عراقی پی بردم و دیدم این بی رحمها اگر موقعیت به دستشان بیفتد از هیچ جنایتی کوتاهی نمی کنند.

احضار به قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع)

پس از عقب نشینی دشمن، حدود یک ماه در آن منطقه بودیم که مجدداً دستور آمد ستوان غفاری هر چه زودتر خود را به قرارگاه حمزه سیدالشهدا در ارومیه معرفی نماید که پس از دریافت دستور حرکت نمودم و در تاریخ۱۲ شهریور1362 خودم را به قرارگاه فوق الذكر معرفی نمودم و از آنجا به قرارگاه مالک اشتر در پیرانشهر اعزام شدم که پس از توجیه برای مقابله و مورد هدف قرار دادن بالگرد های دشمن به ارتفاعات حاج عمران رفتم که بعد از مدتی کمین خبری از فعالیت بالگرد های دشمن نشد که ناچارا به پادگان پیرانشهر برگشتم. در آنجا ضمن تعمیر و راه اندازی موشک اندازهای تاو تیپ۱ لشکر14 به مدت یک هفته برای پرسنل دسته های موشک آن تیپ آموزش گذاشته و تجربه های به دست آمده در طول عملیات های رزمی را بیان کردم.

 بنا به دستور، به سوی سومار برگشتیم و از یگان خود که از عین خوش به آنجا آمده بودند ملحق شدم. پس از آن چند بار دیگر تیپ هوابرد از سومار به دارخوین و از دارخوین به شوش جابجائی انجام داد.

عملیات بدر

در شوش، گذشته از برنامه آموزش یگانی و آموزش های هلی برن و مانورهایی که انجام می دادیم، بوی عملیات جدید به مشام می آمد ولی کسی هنوز از تاریخ و محل دقیق آن خبر نداشت تا اینکه اوایل اسفند1363 جهت شرکت در عملیات بدر به منطقه جفیر اعزام شدیم.

پس از استقرار در منطقه جفیر و گرفتن دستور، در روز بیستم اسفند1363 عملیات بدر با نیروهای مشترک ارتش و سپاه در منطقه هور الهويزه شرق دجله عراق آغاز گردید. در ابتدای عملیات نیروهای پیاده با یورش دلاورانه خود دشمن را کاملا غافلگیر کرده بودند. ولی از آنجایی که تنها راه تدارکاتی ما از پل خیبر در جزایر مجنون و بوسیله قایق بود، تدارکات یگان ها با مشکل مواجه بود با توجه به موضوع ذکر شده برای نیروهای پیاده مشکلات زیادی پیش آمده بود که ما خبری از آن نداشتیم.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده