اقدامات ارتش جمهوری ایران در پاسخ به تحرکات رژیم عراق، قبل از آغاز جنگ تحمیلی
سید ناصر حسینی(1) رضا واضحی(2) چکیده بررسی همه جانبه جنگ تحمیلی هشت ساله کشور عراق علیه نظام نو پای جمهوری اسلامی ایران به منظور سنجش آثار و پیامدهای آن در جمع­آوری، انتشار و انتقال آن به نسل­های آینده با بهینه­سازی روش­های دفاعی و امنیتی آتی کشور عزیزمان بسیار مهم است. ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامی به علت داشتن نقش ژاندارمی منطقه، از نظر تامین اعتبارات نظامی، خرید تسلیحات و تجهیزات و... با توجه به حفظ تاج و تخت شاهنشاهی و تامین منافع امپریالیسم مشکلی نداشت. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به جهت تحولات انجام شده در کشور به خصوص تغییرات ماهوی در ماموریت و ساختار تشکیلاتی ارتش ایجاد شد.

ارتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛ دچار مسائل عدیده­ای نظیر(کاهش خدمت سربازی، ازبین رفتن انضباط، تضعیف سلسله مراتب فرماندهی، تضعیف روحیه کارکنان، نقل و انتقالات بی ضابطه، بازنشستگی پیش از موعد، شایعات ویران­گر انحلال ارتش، کودتای نقاب و…) گردید. با احراز آمادگی رزمی و تأمین بخشی از سلاح و تجهیزات سپاه پاسداران خود را جهت دفاع در برابر عناصر آشوبگر غائله ­های استانی آماده نمودند. عراق با زیر پا گذاشتن اصول و موازین بین المللی عهد نامه الجزایر را ملغی کرده و حمله سراسری را به منظور اشغال شهرهای ایران آغاز کرد. آجا با تهیه و اجرای طرح­های پدافندی با همکاری سایر نیروهای مسلح، نقشه صدام­حسین در فتح سه­روزه خوزستان و یک هفته­ای تهران را ناکام گذاشتند.  

 واژگان کلیدی: ( وضعیت سیاسی و نظامی آجا قبل و بعد انقلاب ، عملکرد آجا در ابعاد عملیاتی، اطلاعاتی تا شروع جنگ تحمیلی )     

مقدمه

همواره اختلافات عمده بین کشورهای همسایه به لحاظ تفاوت­های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، نظامی، جغرافیایی و … وجود داشته و هیچوقت بدون یک زمینه تاریخی و تضاد منافع سیاسی، اقتصادی و… به طور ناگهانی جنگی بین آنها رخ نداده است. بنابراین در تجزیه و تحلیل هر جنگی لازم است شرایط قبل از جنگ، ریشه­ها و زمینه­های تاریخی آن را مورد توجه و بررسی قرار داد. اختلافات بین دو کشور ایران و عراق از دوران تاسیس سلسله صفویه (زمان شاه اسماعیل صفوی) در ایران و تشکیل امپراطوری عظیم عثماتی در سرزمین های عربی و غرب ایران (که داعیه­ی خلافت مسلمین را داشته است) بوده است و بطور کلی در طول پنج قرن گذشته ایران با همسایه غربی خود بیست و چهار جنگ داشته که آخرین آنها جنگ هشت ساله ایران و عراق بوده است.

مطالعات نشان می­دهد که بخش عمده ی این اختلافات مربوط به مرز مشترک دو کشور در رودخانه اروند (شط العرب) و حقوق کشتیرانی در آن بوده است. همواره پس از این جنگ­ها قرارداد صلح و یا ترک مخاصمه امضاء شده که تعداد قراردادهای صلح بین دو کشور به عدد چهارده می­رسد و آخرین آنها قرارداد 1975 الجزایر بوده است. «ریشه اساسی اختلافات ایران و عراق بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دو بخش کلی عقیدتی و سیاسی بود. بخش ریشه­های سیاسی ادامه همان اختلافات چند ساله بود که بعد از روی کار آمدن حکومت بعث، به خصوص بعد از استعفاء حسن البکر رئیس جمهور وقت عراق در تیر ماه سال 1358و روی کار آمدن صدام حسین شدت زیادی پیدا کرد. زیرا حزب بعث با تکیه بر فلسفه ناسیونالیسم عربی در قالب پان عربیسم اهداف سیاسی، اقتصادی و نظامی مهمی را در حوزه خلیج فارس و کشورهای عربی برای خود انتخاب کرده و در راستای آن تلاش فراوانی را انجام داد.

در بخش دوم، ریشه­های عقیدتی بود که انقلاب اسلامی بنیاد حکومت را ناشی از دین اسلام، کتاب آسمانی قرآن و تکیه برتوانایی­های مردم می­دانست که با مبانی حکومت­های شرقی و غربی در تضاد بود و سلطه گران جهانی نگران تأثیرات انقلاب اسلامی بر سایر کشورها و مردم منطقه بودند. به همین دلیل، حکومت­های منطقه­ای به تکافو افتاده و دست به اقدامات زیادی از جمله بازداشت طلّاب علوم دینی، اخراج ایرانیان مقیم عراق و … زدند. به همین لحاظ تحولات منطقه دور از نگاه کارشناسان و عناصر اطلاعاتی ارتش نبود و بیشتر اقدامات ارتش با وجود احتمال تهدیدات، بیش از یک­سال قبل از شروع جنگ تحمیلی آغاز شد.»(حسینی، 1387: 119)

« با مطالعه و بررسی تاریخ دو کشور متوجه می­شویم کشور عراق با داشتن ضعف­های مختلف جغراسیاست (ژئوپلیتیک) و… همواره یکی از محورهای تهدید علیه ایران بوده است. لذا با توجه به شرایط حاکم برکشور و ارتش پس از انقلاب اسلامی، رژیم حاکم بر عراق با استفاده از فرصت بدست آمده برای جبران مافات، قصد تعرض به مرزهای ج.ا.ا کرده و حتی تسخیر تهران پس از یک هفته از شروع جنگ را جزء اهداف خود قرار داده بود. ج.ا.ا نیز بجز ارتش، نیروی دفاعی سازمان یافته ای نداشته که بتواند ارتش تا دندان مسلح  عراق را متوقف و تثبیت نماید.» (منصوری لاریجانی، 1388: 56)

لذا ارتش با وجود مشکلات فراوان در آن زمان، اقدامات مثبتی داشته است. پس لازم است؛ این اقدامات سرنوشت ساز به رشته تحریر درآمده و با بهره برداری از منابع، اسناد، خاطرات پیشکسوتان دفاع مقدس و … این اقدامات واکاوی و در اختیار نسل جوان جامعه قرار گیرد.

 این مقاله تلاش می نماید با ارائه بخش کوچکی از اقدامات ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع زمانی و توصیف شرایط انقلاب به این سؤال پاسخ دهد که «اقدامات آجا قبل از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چه بوده است ؟» يقيناً تاريخ انقلاب و دفاع مقدس، نقش مؤثر و ماندگار ارتش جمهوری اسلامی ايران و ساير قواي مسلح را هرگز فراموش نخواهد کرد؛ لذا توصیف و تشريح عوامل شروع و زمینه­های جنگ بسيار حائز اهميت است. تجارب ارزنده کسب شده در اين عرصه نه تنها فرصت مناسبي براي مطالعه، بررسي و انتقال دانش نظامي براي فرماندهان و کنشگران اين عرصه را فراهم می­نمايد، بلکه بيانگر مقطع تاريخ بسيار مهمي از کشور است که به­ منزله گنجينه­ای سرشار از معارف، دانش، تجربه و عبرت برای آیندگان خواهد بود.

1-پیشینه اختلافات دوکشور ایران و عراق

تعداد جنگ­­ها، معاهده­ها و قراردادهای بین دو کشور همسایه ایران و عراق از زمان تاسیس سلسله­ی صفویان تاکنون( که بیشتر جنگ­ها در دوران پادشاهی صفویه در قرن 17میلادی بوده است) برای فهم بیشتر خوانندگان عزیز به شرح ذیل در دو جدول تنظیم گردیده است:

 

ردیف

قرن

تعداد جنگ های عمده

دوره

1

16

4

صفویان

2

17

12

//

3

18

5

صفویان و نادرشاه

4

19

2

قاجار

5

20

1

ج.ا.ا

جمع کل

24

1- (جدول-1)آمار جنگ های ایران با همسایه غربی برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا

(جدول-2) مهمترین قراردادهای تاریخی بین ایران و همسایه غربی

 

 

 

2-شرایط سیاسی و امنیتی منطقه

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران خشم دولت­های استکبار جهانی بویژه آمریکا را برانگیخت زیرا علاوه بر سرنگونی رژیم شاهنشاهی که حافظ منافع آنان در منطقه خاور میانه محسوب می­شد، عمدتا با سیاست استقلال جویانه و نفی سلطه شرق و غرب، منافع بین المللی آمریکا را به خطر انداخت، به طوریکه با اشغال لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358ش در ایران و ادامه آن، این مبارزه جدید بین انقلاب اسلامی و استکبار جهانی آغاز شد.

 در هجدهم فروردین ماه 1359ش، کنفرانس خلق عرب در بغداد تشکیل و درآن کنفرانس، مسئله خروج ایران از جزایر سه گانه توسط دولت عراق دو باره طرح می­شود. به طوری که درخواست عراق حالت جدی داشته و به صورت تهدید عنوان شده بود.

آمریکا با اشغال سفارت خود در ایران، عملا خود را در محاصره غافلگیرانه انقلاب اسلامی می­دید و با وجود فشارهای سیاسی و تبلیغات گسترده جهانی نتوانست از این محاصره خارج شود تا اینکه به عملیات طبس در پنجم اردیبهشت 1359ش جهت آزادی گروگان­های خود اقدام کرد که با شکست مواجه گردید. آمریکا پس از ناکامی در این عملیات به منظور تحت فشار قراردادن ایران، کودتای نوژه (نقاب) را دامن زد که با عدم موفقیت روبرو گردید. آنگاه آمریکا و متحدانش به این فکر افتادند که با ایجاد یک غائله مرزی، با توجه به اوضاع سیاسی و امنیتی و توان رزمی نیروهای مسلح ایران می­توان به هدف رسید. از طرفی موضع سریع و قاطع نظام ج.ا.ا علی الخصوص شخص حضرت امام خمینی(ره) در مورد اشغال کشور افغانستان توسط نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق زمینه را برای کمک تسلیحاتی و تبلیغاتی بلوک شرق به نفع کشور عراق قوت بخشید.« شرایط سیاسی منطقه­ای و وضعیت نابسامان ارتش ایران در اوایل انقلاب بهترین فرصت برای  شخص صدام حسین بود که با حمایت کشورهای غربی به ایران حمله و جنگ را آغاز نماید» (بابایی، 1389: 46)

3-سازمان و توان رزمی نیروهای مسلح کشور عراق قبل از شروع جنگ

الف- «سازمان نیروهای مسلح کشور عراق در قالب سه سپاه زمینی به استعداد 100درصد (12 لشکر زرهی، مکانیزه و پیاده باضافه 29تیپ مستقل که تقریبا هفت لشکر محسوب شده و اگر تعداد 130 گروهان کماندو که هر 30 گروهان را یک لشکر در نظر بگیریم، چهار لشکر می­شود. در حقیقت با یک حساب ساده 23 لشکر داشته (12+7+4=23) باضافه تیپ­های گارد ساحلی، تیپ­های جیش الشعبی)، نیروهای هوایی و دریایی و به همراه یگان­های پشتیبانی رزمی و خدماتی فعالیت داشته است. توسط تعدادی از یگان­های عمده خود، تحرکاتی در مرزها داشته و در درگیری­های خوزستان نیز بطور مستقیم دخالت می­نمودند که این تحرکات قابل پیش بینی برای آغاز تهاجم از سوی آن کشور بود.» (حسینی، 1387: 65)

4-وضعیت ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامی

ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامی نقش ژاندارمی منطقه و تسلط بر خلیج فارس را داشت و به همین دلیل از نظر تامین اعتبارات نظامی، خرید تسلیحات و تجهیزات و… با توجه به تامین منافع امپریالیسم مشکلی نداشت و رژیم پهلوی حدود40 درصد بودجه سالیانه کشور را جهت تجهیز و تقویت ارتش هزینه می­کرد.  نیروهای سه گانه ارتش در ابعاد نیروی انسانی، اطلاعات، عملیات، آموزش و… وضعیت مناسبی داشتند. با توجه به سختی کار و فعالیت کارکنان ارتش نسبت به سایر سازمان­ها و وزارت­خانه­ها از حقوق مطلوب همچنین از یک سری مزایایی نسبی مانند تسهیلات پزشکی، مسکن راحت، اجناس کم قیمت فروشگاه­های زنجیره­ای و … برخوردار بودند، ولی برابر اسناد و مدارک ساواک شمار کمی از امرای ارتش از موقعیت استثنایی برخوردار بوده­اند. زمانی که محمد رضا پهلوی، ایران را در 26 دی 1357ش ترک کرد، امید داشت در مقابل ابن همه هزینه، ارتش تاج و تخت سلطنتی را دو باره به وی باز ­گرداند. البته ارتش خانه کاغذی نبود که با کمی فشار سقوط کند. اگر جای انقلاب مردمی، با حمله خارجی رو برو شده بود، شاید به خوبی از عهده وظایفش بر می­آمد. اما عزم راسخ، شور و شوق انقلابیون چیزی نبود که ارتش شاهنشاهی بتواند با آن مقابله کند. «در نتیجه اندک زمانی پس از بازگشت امام خمینی (ره) به کشور، فرماندهان ارشد نظامی با تشکیل شورای عالی ارتش، بی طرفی اتخاذ نموده و نیروها به پادگان­ها برگشتند.»(لطفیان، 1380: 283)

«تصمیم شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 مورخ 22 بهمن 1357ش در مرکز ستاد ارتش با حضور27 تن از فرماندهان، معاونین، رؤسا و مسئولین سازمان­های ارتش و صدور اعلامیه بی­طرفی ارتش در جریان­های سیاسی با توجه به اوضاع و احوال آن روز کشور و وضعیت حاکم بر نیروهای مسلح و درگیری­های هنرجویان و همافران با نیروهای گارد شاهنشاهی در دوشان تپه، غارت سلاح­ها از پادگان­ها بوسیله مردم، پیوستن ارتشیان به خیل عظیم ملت، تهدید فرماندهان بوسیله ارتشیان، اتمام مواد سوختی ارتش در اثر اعتصاب کارکنان پالایشگاه­ها بالاتر از همه اینها تاثیر کلام امام خمینی (ره) بر مواضع نظامیان مناسب­ترین، منطقی­ترین، عقلایی­ترین یا به نوعی تنها راه حل ممکن بوده است. با این تصمیم تاریخی فرماندهان رده بالای ارتش، انقلاب اسلامی ایران به لطف الهی، عنایت خاص امام عصر(عج)، رهبری حضرت امام خمینی(ره) و پشتیبانی مردم پیروز شد». (لطفیان، 1380: 371)

(سند1)تصویر صورتجلسه فرماندهان نظامی ارتش شاهنشاهی و اعلام بی طرفی در مقابل انقلابیون

«ارتش ایران همواره از نظر توان نظامی در منطقه آسیای غربی از جمله ارتش­های قدرتمند به حساب می­آمده است. از طرفی امنیت کشورهای استعمارگر غربی با ورود شاه به پیمان سنتو، سد دفاعی و کمربند امنیتی -سیاست خارجی آمریکا به دور شوروی سابق کامل شده بود و ایران محور و مرکز این اتحاد قرار گرفته بود. «خروج جمهوری اسلامی ایران از پیمان سنتو به انحلال آن انجامیده نظام امنیتی و نظامی آمریکا را در جنوب غربی آسیا برهم ریخت. آنان با پیروزی انقلاب اسلامی جایگاه خود را در ایران متزلزل دیده و دریافتند که ج.ا.ا مخالف ایده­ها و مقاصد استعماری­شان می­باشد، لذا با درگیری­های حزبی، کودتا، حمله نظامی و.. درصدد براندازی نظام انقلابی ایران برآمدند. »(عسگری،1392: 51)

در مقایسه با جز بند الف بند2 ساختار و توان رزمی نیروهای مسلح کشور عراق، سازمان نیروهای سه گانه اجا شامل نیروی زمینی با یگان­های عمده رزمی گارد شاهنشاهی، لشکرهای پیاده(28سنندج، 64 ارومیه و 77خراسان)، لشکرهای زرهی(16قزوین، 81کرمانشاه و 92 اهواز)، تیپ­های(55هوابرد، 23نیرومخصوص، 84پیاده خرم آباد و 88 زرهی سیستان و بلوچستان)، واحد هوانیروز، بخشی از یگان­های پشتیبانی رزمی و پشتیبانی سرویس رزمی، نیروی هوایی با اسکادران­های( جنگنده، شناسایی، سوخت گیری، ترابری، گشت دریایی، بالگرد و الفیت) و نیروی دریایی دارای انواع ( ناو، ناوچه، بالگرد و هواپیمای سبک) با استعداد به ترتیب ( 222300نفر، 89000نفر و 15000نفر) فعالیت می­نمود.

5-وضعیت اجا بعد از انقلاب اسلامی

از همان تاریخ اعلام بی طرفی ارتش و پیروزی انقلاب اسلامی، فرایند پاکسازی و ریزش برخی کارکنان ارتش آغاز شد و طی پنج مرحله به شرح زیر انجام شد:

الف-پس از پیروزی انقلاب در 22بهمن، برخی از فرماندهان ارتش در صدد فرار ازکشور برآمدند. برخی از امرای ارتش توسط مردم دستگیر شده و تعدادی نیز از جمله سپهبد بدره­ای که بجای ارتشبد اویسی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شده بود، توسط اشخاص ناشناس به احتمال زیاد توسط چپ گرایان افراطی کشته شدند.

ب-در دولت موقت، با انتخاب دکتر مصطفی چمران به عنوان اولین وزیر دفاع غیر نظامی کشور و تشکیل نهاد عقیدتی و سیاسی با محوریت روحانیت، یک پاکسازی محدود انجام و تعدادی بازنشسته شدند.

پ-به دنبال تصویب شورای انقلاب، کمیته نظامی متشکل از تعدادی افسران متدیّن، انقلابی و مذهبی جهت رفع وضعیت نابسامان ارتش و انتخاب فرماندهان انقلابی در ستاد مشترک ارتش تشکیل و نسبت به پاکسازی و تصفیه تعدادی عناصر مخرب در نیروهای سه گانه ارتش و انتصاب افراد شایسته در مشاغل حساس اقدام نمودند.

ت-پس از اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران، در بهار 1359 آمریکائی­ها تلاش کردند؛ گروگان­های آمریکایی را که توسط دانشجویان پیرو خط امام در سیزده آبان 1358ش در لانه جاسوسی دستگیر شده بودند، با یک حمله نظامی حساب شده آزاد نمایند که در صحرای طبس گرفتار طوفان شن شده و شکست خوردند.بالگردهای باقی مانده از این عملیات ناموفق، توسط نیروی هوایی ارتش بمباران شدند. این سوء ظن قوت پیداکرد که این عملیات آزادسازی گروگان­های آمریکایی در واقع پوششی برای کودتای نظامی بوده است. هرچند که مدرکی دال بر خیانت بدست نیامد. ولی این واقعه بهانه­ای شد تاگروه کوچکی که به شاه وفادار بوده درجریان انقلاب به طرفداری دولت ج.ا.ا برخاسته و به مناصب فرماندهی رسیده بودند، تصفیه شوند.

ث-در نهایت پس از کودتای نافرجام نقاب (کودتای نوژه) که با هدف سرنگونی نظام اسلامی و به قدرت رساندن شاپور بختیار در تیرماه 1359 و توسط خود ارتشیان کشف و خنثی شد. هرچند این توطئه مشارکت گروهی از افسران نیروهای هوایی و زمینی در پایگاه­های شاهرخی، مهرآباد و همدان و شماری از افسران نیروی زمینی و گارد شاهنشاهی را در بر می­گرفت. در این رخداد تعدادی از فرماندهان لشکر92زرهی اهواز در آن برهه بسیار حساس که رژیم عراق در صدد حمله به کشور ایران بود، به عنوان مشارکت در کودتای نوژه دستگیر شدند. با اینکه اکثر آنان تبرئه شدند ولی ضربه روحی شدیدی به کارکنان وارد شد و تا شروع جنگ تحمیلی ادامه یافت.

«از نخستین 200نفری که اعدام شدند80 درصد از اعضای سابق ساواک و شهربانی بودند که هر دو سازمان، مسئولیت اصلی امنیت داخلی کشور را برعهده داشتند. همچنین از حدود 200 افسر عالی رتبه ارتش ( از جمله تمام سرلشکرها و اکثر سرتیپ­ها)تعداد 62 نفر اعدام و بقیه شامل بازنشستگی اجباری و … شدند. در نتیجه تا زمان جنگ تحمیلی حدود 12هزارنفر نظامی که 10هزارنفر آنان جز نیروی زمینی بودند، ازکار برکنار شدند.» (لطفیان، 1380: 371الی 380) و (نوروزی فرسنگی، 1382: 227)

6-اوضاع امنیتی داخلی کشور پس از انقلاب اسلامی

ساختارهای نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی ایران هنوز به نحو کارآمدی شکل نگرفته بود، که کشور با مسایل مختلفی درگیر شد. گرچه برخی از آنها جزو پیامدهای قهری انقلاب به شمار می­آید. اما بسیاری نیز از دسیسه­های آشکار و پنهان خارجی  نشات می­گرفتند. بسیاری از مناطق کشور دست­خوش ناآرامی­های سیاسی و اجتماعی بودند که لاجرم آسیب­های امنیتی را نیز به همراه داشتند. به عنوان نمونه ناآرامی­های خلق مسلمان تبریز، غائله­های (کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان و… ) که احزاب و گروه­های سیاسی در پی دستیابی به سهمی بیشتر از قدرت سیاسی بودند. از طرفی ساختار نیروهای نظامی کشور از هم پاشیده و در ضعیف­ترین وضعیت ممکن بسر می­بردند. اکثر کارکنان پایور و وظیفه دچار بی­سامانی شده بودند. «فرماندهان رده بالای ارتش از کشور خارج و یا در بازداشت بودند و آنهایی که مانده بودند به علت وجود نگاه منفی نسبت به نهادها و ساختارهای بجای مانده از رژیم پهلوی در بی­اعتمادی بسر می­بردند و کارکنان منفعل شده بودند. رواج شعارها و شایعات مختلف مبنی بر لزوم انحلال ارتش نیز عاملی تبدیل شده بود که نگاه ارتشیان را از ترسیم هرگونه آینده­ای در کشور باز می­داشت و بسیاری از سلاح و تجهیزات ارتش در خلال تصرف پادگان­ها و مراکز نظامی به دست مردم و گروهک­های مسلح افتاده بود.» ( درودیان، 1378: 32)

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، گروه­های چپی و ضد انقلاب از جمله دو حزب منحله کومله (به رهبری شیخ عزالدین حسینی) و دمکرات (به رهبری عبدالرحمن قاسم لو) با ایجاد دفتر در اغلب شهرهای کردستان و تبلیغ علیه نظام ج.ا.ا بدون هیچ­گونه ممانعتی ضمن عضوگیری و جذب نیرو، با بهره­گیری از عدم ثبات سیاسی در کشور با شعارهای عوام فریبانه خودمختاری منطقه کردنشین، مردم را علیه دولت موقت و انقلاب اسلامی تحریک می­کردند.

برابر تصمیم جلسه احزاب در شهر دیواندره مبنی بر تأمین سلاح و مهمات و مسلح شدن طرفداران خود، حمله به پادگان­های استان کردستان و آذربایجان غربی، در دستور کار قرار گرفت. «عوامل احزاب کومله و دموکرات در اول اسفند ماه 1357 همزمان با ورود نمایندگان دولت موقت (دکتر اردلان، داریوش فروهر و آیت اله نوری) که برای بررسی اوضاع شهر مهاباد به منطقه آمده بودند وارد پادگان مهاباد شده و به کمک عوامل مسلح وابسته به احزاب غیرقانونی، اقدام به درگیری و دستگیری فرماندهان تیپ مهاباد کردند در این میان فرمانده تیپ (سرتیپ احسان اله پزشک پور) مجروح و به بیمارستان انتقال داده می­شود.

 همین حادثه باعث شد تا نیروهای ضد انقلاب در حرکتی هماهنگ وارد پادگان شده و سلاح و تجهیزات پادگان را به غارت ببرند. سپس پنجم همان ماه سلاح و مهمات پادگان­های ژاندارمری در پسوه و پیرانشهر نیز غارت شد. سران احزاب پس از این موفقیت که خود را پیروز و حاکم میدان می­دانستند، هدف بعدی خود را اشغال پادگان لشکر 28 سنندج قرار دادند و در بیست و چهارم اسفند با استفاده از انواع سلاح و تجهیزات غارت شده به سمت سنندج حرکت کرده و پادگان لشکر را محاصره نمودند. با این اقدام در واقع احزاب کردی با کمک هواداران خود کنترل کلیه جاده ها و شهرهای استان کردستان و تعدادی از شهرهای کرد نشین آذربایجان غربی را در اختیار گرفته و حاکمیت دولت موقت را نادیده گرفتند.» (حسینیا، 1395: 25)

7-اقدامات آجا در جهت نجات کردستان

سرتیپ ولی الله فلاحی که در 12 اسفند 1357ش به عنوان فرماندهی نزاجا منصوب شده بود، به فرمان سرلشکر قرنی رئیس ستاد وقت ارتش، برای ممانعت از تجزیه کردستان و به منظور جلوگیری از سقوط پادگان های لشکر 28 پیاده کردستان در بیست و پنجم اسفند 1357سه گردان از عناصر داوطلب لشکر 1 و 2 گارد- یک گردان به فرماندهی سروان رحیم رحمانی، یک گردان به فرماندهی سرگرد حسین حسنی سعدی و گردان سوم به فرماندهی سرگرد سید رضا مرتضوی راد به استعداد بیش از 400 نفر را که جهت تقویت پادگان سنندج آماده شده بودند، به علت نا امن بودن جاده ها و ضرورت سرعت در عملیات واکنش سریع از طریق هوا بوسیله هواپیمای سی-130ترابری و در فرودگاه کرمانشاه پیاده نموده و سپس به وسیله بالگرد وارد پادگان سنندج شده و مانع از سقوط حتمی پادگان مذکور شدند. در ادامه، نیروهای ارتش با هدایت سرتیپ فلاحی عملیات­هایی را جهت پاک­سازی مناطق روستایی و شهرهای کردنشین انجام دادند که این روند باعث شد؛ ضمن برقراری امنیت و حاکمیت دولت در منطقه، نیروهای ارتشی روز به روز آمادگی رزمی خود را نیز ارتقاء بخشیده و در تأمین امنیت سایر شهرهایی مانند (گنبد، نقده، سرو، مریوان، پاوه، سقز، بانه، سردشت، پیرانشهر، بوکان،مهاباد و…) اقدام نمایند

« نیروهای نامنظم شهید چمران و تعدادی از برادران پاسدار که جهت جلوگیری از سقوط شهرپاوه در ساختمان ژاندارمری در محاصره احزاب غیرقانونی و تجزیه طلب کردی بودند و جنایات انجام شده توسط آنان بازتاب خبری شدیدی در کشور ایجاد کرد و با فرمان حضرت امام خمینی (ره) و اقدام به موقع شهید فلاحی و پشتیبانی موثر هوانیروز نجات یافته و از سقوط شهر جلوگیری شد. این روند، باعث تقویت روحیه کارکنان آجا و حمایت مردم از آنها گردید. بنابراین آجا با فعالیت های عملیاتی خود و سایر نیروهای نظامی جایگاه واقعی خود را در حفظ استقلال و تمامی ارضی کشور بود، بدست آورد.» (حسینیا، 1395: 157)

«بروز جنگ داخلی کردستان به ویژه در شهر سنندج، بنا به تشخیص مسئولین کشور جهت پایان دادن به اوضاع آشفته شهر و حضور هیئت پنج نفره ( آیت الله طالقانی، آیت الله بهشتی، آیت الله رفسنجانی، آقای بنی صدر و حاج سید جوادی) در فروردین ماه 1358ش در سنندج و مذاکره با احزاب سیاسی کردستان که تصمیم بر برگزاری شورای شهر گردید. با اینکه، این مذاکره موثر واقع شد و تا اندازه ای درگیری­ها کاهش یافت، ولی بعد سران احزاب جهت گرفتن امتیاز از دولت مرکزی و نرمش دولت موقت در دادن امتیاز به احزاب، تاخت و تاز مجدداً شدت گرفت. (کیانی، 1386: 325)

در آن زمان، دولت مردان تسلط کافی در اداره امور کشور را نداشتند. لذا شرایط لازم جهت اجرای عملیات خنثی­سازی و مهار بحران­های داخلی با استفاده از حمایت و پشتیبانی­های مردمی در برابر تهدیدات آشوب­­طلبان فراهم نبود. این موضوع باعث شده بود کلیه جاده­های مواصلاتی مناطق کردنشین نا امن شود. هرچند سر منشا همه این نا امنی­ها با حمایت دولت عراق صورت می­گرفت. بنابراین کلیه حرکات و جابه­جایی نیروها و آماد رسانی بین پادگان ها از طریق هوا (بالگردهای هوانیروز و هواپیماهای نهاجا) انجام می­شد. سرگرد علی صیاد شیرازی و تعدادی از دوستان نزدیک وی جهت برون رفت از این اوضاع و احوال نگران کننده، به منظور کنترل مرزها در مقابل تجاوزات و نفوذ اشرار مسلح طرحی را به نزاجا ارائه می­نماید. این طرح توسط فرماندهی نزاجا( امیر فلاحی) به اطلاع رئیس جمهور وقت (بنی صدر) (که فرمانده کل نیروهای مسلح بوده) می­رسد. بنی صدر با قبول طرح با ارتقاء دو درجه علی صیاد شیرازی، ایشان را به فرماندهی قرارگاه عملیاتی غرب منصوب می­نماید. و سیر انجام عملیات­ها و پاک­سازی استان کردستان و سایر شهرهای کرد نشین از عناصر ضد انقلاب با همکاری تعدادی از پاسداران انقلاب به سرپرستی برادر رحیم صفوی ادامه می­یابد.»

8-عملکرد آجا در پاسخ به تحرکات  رژیم عراق برای تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران

الف-عملکرد آجا دربعد نیروی انسانی

«ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از اعلام موضع ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی، توسط سرلشکر محمد ولی قرنی رئیس ستاد مشترک اسبق و فقید ارتش در تاریخ 29 بهمن 1357 مبنی بر اینکه ایران را یک کشور در خط اول جبهه ی مقابله با رژیم اشغالگر قدس معرفی کرد، فرمان بازگشت پنج هزار نفر نیروهای ارتش از کشور عمان ظرف سه روز و همچنین بازگشت نیروهای پاسدار صلح (گردان 187 پیاده لشکر 28پیاده سنندج) از بلندی­های جولان، جهت ارتقا آمادگی رزمی نیروی زمینی را صادر کرده و بر ایفا نکردن نقش ژاندارمی در منطقه خلیج فارس و برقراری روابط دوستانه با کشورهای حوزه خلیج فارس و در راستای تحکیم روابط و حسن همجواری تأکید می نماید.»(لطفیان، 1380: 268)                                                                    

با توجه به سازمان ارتش عراق که در بند 2 اشاره شد، نیروى زمینى ارتش ج.ا.ا قبل از انقلاب و آغاز جنگ داراى گارد شاهنشاهی، سه لشکر پیاده، سه لشکر زرهى، دو تیپ پیاده مستقل، یک تیپ هوابرد، یک تیپ نیرو مخصوص، ناوگان هوانیروز، سه گروه توپخانه و دو گروه مهندسى رزمى بوده که داراى آموزش، انضباط و تجهیزات مطلوب و کارآمد بود.

نظام استبدادی برای تهدید و ارعاب مردم که با راهپیمایی گسترده همراه شده بود و برای برقراری آرامش با اعلام حکومت نظامی، ارتش را در خیابان­ها و در برابر مردم قرارداد. این اقدام نه تنها مقاصد سران رژیم را تامین نکرد، بلکه آمادگی رزمی یگان­های ارتش به ویژه نیروی زمینی را کاهش داد. بلا فاصله بعد انقلاب کاهش دوره خدمت سربازی به یک سال باعث شد، استعداد نیروی انسانی یگان­های عملیاتی به شدت کاهش یافته، سازماندهی و اجرای برنامه های آموزشی و عملیاتی، نگهداری و تعمیر و… را با مشکل جدی مواجه نماید و این موضوع اسباب بی­انضباطی­های فراوانی شد.« طبق آمار استعداد نيروي انساني ارتش ایران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي 415 هزارنفر برآوردگرديده است. با پيروزي انقلاب و تغيير و تحولاتي كه در سازمان ارتش جمهوري اسلامي رخ داد، آمار به 230 هزارنفر (50%) كاهش يافت كه بين نيروي هوايي، دريايي و زميني تقسيم مي­شد. این وضعیت با پیگیری مسئولین ارتش، تنها130 روز دوام آورد پس از این مدت با پیگیری جدی آجا و  با تصویب شورای عالی انقلاب در21/4/1358 دولت خدمت دوره ضرورت را از12 ماه به 18 ماه افزایش داد. که این مورد یک حرکت مثبت و اقدام آجا در راستای ارتقاء آمادگی رزمی محسوب می­شود.»(عسگری، 1392: 99)

بررسی انقلاب­ها در جهان، نشان از این دارد که انقلابیون چه در روند شکل­گیری انقلاب و براندازی نظام حاکم و چه پس از کسب پیروزی و برپایی یک نظام جدید تا مدت­ها ناگزیر از مقابله و درگیری با عناصر نیروهای مسلح وابسته به نظام قبلی هستند. اما بدنه مردمی ارتش ایران به جای رو در رو قرار گرفتن با انقلابیون، به دفاع از انقلاب و مقابله با گروهک­های ضد انقلاب (تجزیه طلبان داخلی) برخاسته و نهادهای انقلابی را در حفظ و حراست از دستاورد­های انقلاب درکنار خود قرار داده و به آنها کمک نمود.

در چنین وضعیتی، گروه­های ضد انقلاب، ارتش را سد راه وصول به اهداف خود می­دیدند. از این رو در جهت تضعیف و انحلال ارتش بر آمدند و با بهره­گیری از عوامل نفوذی خود در سازمان­های دولتی و یگان­های ارتش بیشترین آسیب­ها را به ارتش وارد کردند. امام خمینی (ره) برای تقویت روحیه ارتش، روز 29 فروردین 1358 را به عنوان روز ارتش نامگذاری کردند تا قوت قلب مجدد به ارتش بازگردد و به این ترتیب سامانه فرماندهی و کنترل که تضعیف شده و شیرازه ارتش در حال پاشیدن و سرمایه­های ملت در حال نابودی بود، با درایت امام خمینی(ره) تولد دیگری پیدا کرد. ارتش جمهوری اسلامی ایران اولین رژه را در محضر حضرت امام (ره) انجام داد.

   فرمانده معظم كل قوا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمودند: « بنده از اولين روزهاي پس از انقلاب با ارتش سروكار پيدا كردم و از طرف امام (ره) مأموريت يافتم كه در كارهاي ارتش باشم. در ستاد مشترك، در وزارت دفاع در نيروهاي گوناگون (سه‌گانه) و . تا امروز من ارتش را زير نظر داشته‌ام و اين را مي‌توانم با جرات و قوت بگويم كه ارتش امروز از يك ترقي و تعالي فوق‌العاده‌اي برخوردار است» (خطبه­های نماز جمعه 29-1-  1365روز ارتش) اجا در غائله­های گنبد و کردستان علیه ضدانقلاب وارد عمل شد. از طرفی برای روحیه بخشی با آموزه­های دینی، نهاد عقیدتی سیاسی ارتش که با فرمان حضرت امام (ره) در تاریخ 24 مهرماه سال 1358 ش تشکیل و وظیفه نشر و گسترش فرهنگ و ارزش­های اسلامی در راستای ارتقاء سطح ایمان، دانش و بصیرت عقیدتی و سیاسی کارکنان همچنین خانواده­های آنان را در نیروهای مسلح بر عهده گرفت.

در راستای جایگزینی انفرادی نیروهای ارتشی، در سال 1358 ارتش به دستور امام خمینی(ره) نسبت به استخدام و پذیرش داوطلبین اقدام نمودکه به عنوان نمونه، تعدادی از پیشکسوتان حال حاضر و امرای بازنشسته، استخدامی، همان ایام هستند و این مورد موجبات تقویت آجا در خصوص جذب نیروهای انقلابی گردید. بر اساس اسناد آجا نسبت به جایگزینی نیروی انسانی و احراز آمادگی لازم جهت آغاز جنگ و دفاع در برابر تجاوز احتمالی عراق علیه کشورمان، نسبت به فراخوان حدود 85هزار نفر از کارکنان منقضی خدمت و نیروهای احتیاط دوره اول ضرورت در سال 1359 ش اقدام نمود.  اگرچه در کنار ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم شکل گرفت، و در درگیری­های مرزی در استان­های کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، در کنار شورش­های آذربایجان و ترکمن­صحراو… با بحران­های داخلی درگیر باشد

سرهنگ کتیبه (عضو کمیته نظامی مصوب شورای انقلاب در آجا) درباره نقش کمیته ستاد مشترک و گروه­های تصفیه در بازسازی ارتش چنین می­گوید: «ما یک سری از عناصر مرتبط با انقلاب و امام و رهبران دینی را در ارتش از سال­های قبل سازماندهی کرده بودیم. بعد از انقلاب این­ها آمدند و تقریباً می­شود گفت که عنان و اختیار ارتش را در دست گرفتند که همان کمیته انقلاب ستاد مشترک بود. این افراد شناخته شده و سازمان یافته شده و از نظر خود رهبر انقلاب، شورای انقلاب و خود ارتش آدم­های شاخصی بودند. این افراد در ساماندهی ارتش نقش مهمی داشتند. این افراد برای واحدهای عمده نیروها، فرمانده تعیین کردند و یواش یواش ارتش سازمان خود را پیدا کرد. این افراد ارتش را پاک­سازی و تقریبا ارتش را یک­دست کردند و به مرور نیروهای جوان را جایگزین نمودند. مثلاً شهید نامجو مامور تشکیل دانشکده افسری شد.» (عسگری، 1392: 111)

اسناد و مدارک موجود، نشانگر این واقعیت است که قبل از آغاز تجاوز ارتش عراق، وضعیت مدیریت پرسنلییگان­های ارتش ایران به‌‌ خصوص آمادگی رزمی ارتش به کم­تر از پنجاه درصد تقلیل یافته بود، چون علاوه بر کاهش مدت خدمت سربازی کارکنان وظیفه، کارکنان پایور بنا‌‌ به در خواست شخصی با اعمال نظر اشخاص مغرض از خدمت رها شده بودند و سازمان یگان­ها به جهت نقل و انتقالات بی­رویه­ی کارکنان به ­هم خورده بود. غیبت و فرار افزایش یافته بود. حداقل، دو سوم همین نیروی ارتش ج.ا.ا در مناطق آشوب زده غرب و شمال­غرب کشور مشغول مبارزه با ضدانقلاب تجزیه­طلب بودند و زمانی که جنگ تحمیلی و تجاوز ناجوانمردانه رژیم بعث عراق آغاز شد، تنها دو لشگر زرهی81 کرمانشاه و 92 اهواز با همان استعداد پیش گفته در طول بیش از هزار کیلومتر مرزهای غرب و جنوب غرب در نقاط حساس و به منظور تقویت پاسگاه­های ژندارمری مستقر شده بودند و بخشی از لشگر77 پیاده خراسان حراست از مرزهای شرقی را به عهده داشت و ما بقی نیروها نیز در مناطق مختلف کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی درگیر بودند.

ب-عملکرد آجا در بعد اطلاعاتی

بسیاری از مراکز اطلاعاتی در زمان انقلاب به آتش کشیده شدند. از جمله در اهواز مرکز اطلاعاتی از این شرایط مصون نماند و بسیاری از اسناد در آتش از بین رفتند و یگان اطلاعاتی منسجم و حرفه­ای در آن زمان وجود نداشت. ارتش، بیش­تر درگیر جنگ­های داخلی و بازسازی بود و فرماندهان قدرت لازم را نداشتند و به راحتی مورد تهمت قرار می­گرفتند. پیکره­ی نیمه­جان ارتش درگیر جنگ با تجزیه­طلبان و منافقان داخلی و خارجی بود و با توجه به مشکلات فراوان و زمان محدود بازسازی می­بایست خود را به مردم و انقلاب نیز اثبات نمایند. با توجه به این­که بدنه ارتش قبل از انقلاب آموزش­های فراوانی در کلیه زمینه­ها دیده بود که در واقع هر کدام یک عنصر اطلاعاتی بودند و نیز برآورد درستی از دشمن داشتند، ولی برخی از مسئولین از جمله  بنی صدر رئیس جمهور کشور و وزیر دفاع درک درستی از تحرکات دشمن نداشتند و به گزارش تحرکات دشمن اهمیت نمی­دادند. ارتش با چند مسئله درگیر بود؛ از یک طرف گروهک­ها و احزاب سیاسی که قصد انحلال آن را داشتند، از طرفی با کمبودهای عناصر اطلاعاتی در نتیجه دگرگونی­های انقلاب، درگیری با منافقین در مناطق آشوب­زده نظیر کردستان، گنبد و…. پاک­سازی و بازسازی درونی برمبنای آرمان­های انقلاب، ناآگاهی و بی­اعتمادی برخی از مسئولین ساده­لوح و…. با این همه یگان­های اطلاعاتی بیکار ننشسته و هرگونه تحرکات ارتش رژیم بعث عراق را به مسئولین وقت گزارش و خبر حمله­ی قریب­الوقوع همسایه­ی غربی را هشدار دادند.

«در پی گزارشات ارتش جمهوری اسلامی ایران، هیئت دولت پس از بازدید از مناطق درگیر استان­های کرمانشاه ،ایلام و اهواز، متوجه صحت گزارشات یگان­های ارتش و ژاندارمری مبنی بر قراین و شواهد حمله ارتش بعث عراق به خاک کشورمان می­گردند و در 18 شهریور 1359ش، سه فروند بالگرد و دو فروند هواپیمای عراقی براثر آتش پدافند هوایی ارتش سرنگون می­شوند.  نیروهای موجود در ارتش در مرزهای غربی و جنوب­غربی این فعالیت­ها را مشاهده می­نمودند و حتی گزارشاتی نیز ارائه شده که لازم است تحرکات ارتش و اقداماتش با وجود ضعف­های فراوان در آن زمان بررسی گردیده و اسناد مربوطه جمع­آوری گردد. به طوری که بعد از گذشت سال­ها از پایان جنگ تحمیلی، تغییر نسل انقلاب و وجود نیروهای جوان کشور و در بدنه ارتش، جوابگوی این سؤال (چرا عراق به ایران حمله نمود؟ و چرا قدرت بازدارندگی کشور ضعیف بود که عراق پس از حمله به راحتی وارد شهرهای غربی و جنوب­غربی کشور شد؟ و…) در اذهان عمومی متبلور بوده است.» (حسینی، 1387: 169)

 

(سند 2و3) جلسه با درخواست آجا جهت بررسی تهدید دشمن غربی

ج- عملکرد آجا در بعد عملیاتی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357ش، فعالیت گروه­های معاند انقلاب از جمله دمکرات و کومله و سایر گروه­های تجزیه طلب در سطح بسیار وسیعی آغاز شد. روستاها و شهرها یکی پس دیگری سقوط کردند و به دست معاندین افتادند. به علت  شرایط خاص جغرافیایی کردستان، تردد و تدارکات نیروهای درگیر با ضد انقلاب از طریق زمین مشکل و حتی غیر ممکن بود. سقوط شهر­هایی مانند پاوه، سردشت، نوسود، سقز، بانه، مهاباد، پیرانشهر، مریوان و قسمتی از پادگان سنندج(لشکر28پیاده) باعث شد تا ازوجود خلبانان جان برکف هوانیروز در پشتیبانی از یگان­های زمینی استفاده گردد. «تیز پروازان هوانیروز با انجام 60 هزار ساعت پرواز در اقصی نقاط کردستان ضربات مهلک و سختی به گروهک­های ضد انقلاب وارد نمودند. به مدد الهی روستاها و شهرهای تحت کنترل آنان یکی پس دیگری آزاد شدند. به قول شهید فلاحی« اگر هوانیروز نبود، کردستان نبود»، حقیقتاً این یک اقدام و یک واقعیت غیر قابل انکاری است.»(زرگر، 1396: 49)

آمریکا تلاش می­کرد؛ انقلاب اسلامی ایران را مانع جدی برای منافع خود تلقی نماید و به مردم دنیا تلقین کند که ج.ا.ا برخلاف منافع غرب بوده و سعی می­کردند افکار عمومی جهانیان را علیه انقلاب اسلامی ایران تحریک کنند. بنابر این امنیت خلیج فارس را مطرح نمودند. آمریکا با هیاهوی زیاد آن را عنوان کرده و ناوگان خود را به خلیج فارس اعزام داشت. ایران نیز به تناسب مقدورات خود برای نشان دادن قدرت نظامی و حفظ امنیت خلیج فارس اولین رزمایش نیروی دریایی را طرح ریزی و در اول مهر 1358ش، اجرا کرد. نداجا ضمن توجه جهانیان به خود باعث شد، کشورهای حوزه خلیج فارس جهت حمله به جزایر سه گانه به تحریک صدام حسین جواب منفی بدهند.« دکتر یزدی وزیر امورخارجه وقت ایران اعلام کرد « به آمریکا گفته­ایم تسلط آنها برخلیج فارس تمام شده است.».(حسینی،1387 :131)

اعزام نیرو، از جمله گروه رزمی 37 زرهی به منطقه جنوب غرب  جهت تقویت لشکر 92 زرهی اهواز و یگان­های ژاندارمری کشور مستقر در استان­های جنوب غرب و غرب  از جمله یگان­های ژاندارمری اروند و مهران به منظورتقویت و برقراری تامین پاسگاه­های مرزی و سدها از اوایل خرداد 1359ش، انجام گرفت.                         

با توجه به حساسیت منطقه خرمشهر و آبادان و ایجاد بحران احتمالی و ناگهانی دشمن و رسیدگی و هم­آهنگی فیما بین نیروهای نظامی، انتظامی، سایر سازمان­ها و نهادها در مورخ 6/6/59 در نیروی دریایی خرمشهر کمیسیونی بنا به درخواست فرماندهی آن پایگاه تشکیل و تصمیمات مهمی از جمله موارد ذیل تصویب شد:   ( حسینی، 1387: 112) ( محمدی ودود، 1393: 460)

الف-ستاد عملیاتی جنوب جهت حفظ وحدت فرماندهی و کنترل نیروها برای مقابله با دشمن ایجاد شود؛

ب-با تصویب اعضای شورا فرماندهی پایگاه دریایی خرمشهر( ناخدا حکمت اله جوادی) به عنوان رئیس ستاد عملیات جنوب فعالیت خود را شروع نماید؛

پ- به طورهفتگی شورای عملیات جنگی تشکیل و نتیجه جلسه جهت بهره برداری به پست فرماندهی لشکر 92زرهی اهواز ارسال شود.

(س ش 4و5) ستاد فرماندهی جنوب در خرمشهر جهت وحدت فرماندهی و کنترل یگان­های نظامی و انتظامی

به دنبال افزایش رانده شدگان از عراق و اخطار رسمی عراق به ایران در باره جزایر سه­گانه و سایر مسایل مورد اختلاف، دولت ایران جدی بودن تهدید را احساس کرد و برای اولین بار کمیسیون امنیت ملی در ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور مقامات مسئول کشوری و لشکری تشکیل شد.« با توجه به این­که عراق همواره یکی از محورهای تهدید ایران بوده، بنا به خواست ستاد مشترک ارتش، نیروهای سه گانه در خرداد 1359 طرح­های پدافندی خود را(طرح پدافندی ابوذر نزاجا، طرح پدافندی البرز نهاجا و طرح پدافندی ذولفقار نداجا) آماده می­نمایند.  نیروی زمینی نیز به یگان­ها اعلام آماده باش می­نماید. عملیات ۱۴۰ فروندی نیروی هوایی در روز دوم جنگ، عملیات مروارید نداجا در هفتم آذر و عملیات های پل کرخه، نصر، سوسنگرد و …جهت پایداری و تثبیت و بیرون راندن دشمن از مناطق اشغالی دقیقا اجرای همان طرح­هایی بود که از مدت­ها قبل طرح­ریزی آن را انجام داده بود.»(حسینی، 1387: 150)

استعداد سپاه هنگام شروع جنگ حدود ۳۰هزار نفر بوده و سازمان کاملی نداشت و بیش­تر با یگان­های ارتش درگیر جنگ با منافقین بود، ارتش نیز در حد توان به تحرکات و هجوم ارتش عراق پاسخ داده و در برابر قدرت آن چاره­ای جز عقب­نشینی و ایجاد پرده­ی پوشش نداشت و لازم بود طرحی آماده نماید که ضربه­ی اولیه­ی دشمن را تحمل  سپس آن را تثبیت و متوقف نماید که این طرح را در اوایل سال 1359ش، اجرا نمود.

  یک روز پس از حمله­ی عراق و تحکیم جزایر سه گانه و فعالیت نیروی دریایی در خلیج فارس را می­توان از اجرای طرح­های قبلی شمرد، یا ضربه­ی کاری نیروی دریایی ارتش به نیروی دریایی عراق طوری بود که تا آخر جنگ نتوانست قد علم نماید که همه­ی این­ها نشان­دهنده­ی برنامه و طرح قوای سه­گانه­ی آجا در دفاع از جمهوری اسلامی ایران نام برد.

یگان­های لشگر 92 زرهی پس از استقرار در مناطق واگذاری, خود را برای پدافند آماده نمودند ولی آرایش پدافندی آن­ها از جنبه­های مختلف چه جنگ افزار و تسلیحات، چه تجهیزات و ملزومات پدافندی و چه نیروی احتیاط و یگان­های پشتیبانی با کمبود قابل توجهی رو به رو بود.

(سند 6) پیش بینی حمله عراق به جزایر سه­گانه

« ارتش جمهوری اسلامی ایران آن تهدید را جدی تلقی نموده و ضمن تشکیل قرارگاه دریایی جنوب به نام قرارگاه خاتم (ص) که جلسات آن در دفتر حضرت امام (ره) برگزار می­شده (و بعدا در زمان شهید صیاد شیرازی ادامه می­یافته است.) ابلاغ آماده باش به نیروها سپس نیروهایی را جهت حفاظت از آن جزایر اعزام                 می­دارد.»(عسگری، 1392 : 98 )

«در اجرای طرح ابوذر، نیروی زمینی ارتش چند ماه قبل از هجوم  سراسری عراق با به کارگیری لشکرهای 92 زرهی، 81زرهی، تیپ 37زرهی و تیپ 84 پیاده (با استعداد زیر 50درصد) در مناطق جنوب غربی و غرب کشور به منظور جلوگیری از غافلگیری برابر شیوه­های جنگی دشمن و تقویت پاسگاه­های مرزی که از سوی نیروهای ژاندارمری حفاظت می­شد در مناطق مرزی حضور پیدا کرده و گسترش یافته بودند.»( همان : 107)

در پی لغو یک­جانبه قرارداد الجزایر از سوی عراق، منجر به شدت گرفتن برخوردهای نظامی بین نیروهای طرفین در منطقه اروندرود شد و پیرو آن چندین فروند ناوچه و قایق ایرانی به وسیله توپخانه نیروهای عراقی مورد حمله واقع شدند و حدود 60 فروند شناور غیر نظامی در اروند رود آسیب دیده و غرق شدند. نیروی دریایی ارتش با دریافت این اولتیماتوم و تعرض نیروهای عراقی با آتشباری متقابل به همه شناورهای غیرنظامی و نظامی موجود حرکت به سوی بنادر ایرانی را صادر نمود. «نداجا در اقدامی متقابل به برخی از تاسیسات و یگان­های متجاوز عراقی حمله کردند. درآن زمان ناو جمهوری اسلامی بایندر به همراه سه فروند ناو گروه فریگت­های نداجا در آغاز جنگ تحمیلی در خرمشهر مستقر بودند که قبل از هر اقدامی از سوی دشمن در یک عملیات متهورانه و بسیار سریع از بندر خرمشهر به سوی آب­های خلیج فارس حرکت نموده و با نجات این یگان­ها از انهدام حتمی و قریب الوقوع توسط دشمن سبب شد یگان­های شناور این گروه نقش مهمی در صیانت از خلیج فارس در طول جنگ تحمیلی ایفا نماید.»(همان: 108)

چ-عملکرد آجا در بعد آماد و ترابری و پشتیبانی خدمات رزمی نیروها:

انتقال و جابجایی بی­رویه و غیراصولی کارکنان فنی به­خصوص کسانی که آموزش­های تخصصی در هواپیماها، بالگردها، هواناوها و …… را دیده و تبحر و مهارت کافی را در همان رشته تخصصی کسب کرده بودند، به دیگر پایگاه­های فاقد وسایل و تجهیزات همگون و تنها به بهانه نزدیکی محل خدمت به زادگاه اصلی آنان , از دیگر مواردی بود که در کمیت و کیفیت نگهداری و تعمیر ادوات جنگی من جمله هواپیماه­ها و ….. اثرگذار بود.

«قبل از انقلاب اسلامی ایران کلیه امور مربوط به نگهداری، تعمیر و بازسازی اقلام و تجهیزات عمده نظامی ارتش به خصوص هواپیما های جنگی و بالگرد ها توسط مستشاران نظامی آمریکا صورت می­گرفت و به هیچ وجه به کارکنان فنی قسمت های مختلف ارتش اجازه چنین کاری نمی دادند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران نظامی آمریکا از ایران، بخش کلی نگهداری، تعمیر و بازسازی تسلیحات و تجهیزات عمده نظامی با چالش جدی مواجه گردید. بنا بر این، به تشخیص مسئولین وقت آجا جهت شکل گیری روند فنی و بازسازی اقلام آمادی و پشتیبانی رزمی و رفع این معصل، روند شکل گیری سازمان جهاد خود کفایی اول در ناجا سپس در سایر نیرو ها انجام و بعدا در سال­های بعد به صورت رسمی تشکیل شد.» (ودوود، 1387: 548)

بخش بزرگی از مهمات هوایی نیروی هوایی شامل انواع بمب­های مصرف عمومی و متعارف, راکت­ها, موشک­های هوا به هوا و هوا به زمین و انواع فشنگ­ها برابر قراردادهایی که با وزارت دفاع آمریکا منعقد گردیده بود، پیش از انقلاب اسلامی به نیروی هوایی واگذار و در انبارها نگهداری می­شد. ترابری و تحرک یکی از ارکان اصلی و مهم آماد و پشتیبانی در نیروهای مسلح می­باشد, زیرا سرعت در انتقال و جابجایی نیروها و تامین نیازمندی­های آمادی و مهماتی آنان یکی از عوامل مهم موفقیت در عملیات رزمی است و تحقق آن بستگی به وجود امکانات و وسایل ترابری کافی و مناسب و مدیریتی پویا در به­کارگیری مطلوب از این امکانات دارد. وسایل و تجهیزات پشتیبانی کننده و همچنین خودروها در بازه زمانی پیروزی انقلاب تا شروع جنگ تحمیلی از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده اند. عملاً پشتیبانی عملیاتی انجام می­دادند.

جنگ در شرایطی به کشور تحمیل شد که هنوز تعدادی از رادارهای خریداری شده در حال نصب و راه اندازی و بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب متوقف و باعث گسستگی پوشش راداری فضای کشور مخصوصا ارتفاع پایین و مناطق کوهستانی گردید. بی نظمی و بی انضباط ناشی از وقوع انقلاب و در راس آن قطع پشتیبانی فنی و تدارکاتی تجهیزات و بکارگیری ناصحیح تجهیزات سنگین هوایی به دلایل مختلف یک ضربه به پدافند هوایی وارد نمود. به رغم همه مشکلات مذکور عناصر زحمتکش پدافند هوایی با همان مقدورات موجود سریعا پاسخ دندان­شکن به نیروهای هوایی ارتش عراق دادند که باعث پشیمانی از تهاجم اولیه خود شدند.« برقراری امنیت از منابع حیاتی( تاسیسات، صدا و سیما، پالایشگاه­ها، نیروگاه­های برق، کشتی­های نفتکش، پایانه­های صدور نفت و گاز، مخابرات، سدها و فرودگاه­ها) و اماکن حساس (بیت رهبری، مجلس، ریاست جمهوری) یک امر مهم و ضروری که توسط پدافند هوایی صورت گرفت.»(زرگر، 1396: 181)

قبل از پیروزی انقلاب، همان­طور که اشاره شد؛ ارتش زیر نظر مستشاران نظامی آمریکایی اداره می­شد. در آن دوران ارتش از نظر تجهیزات نظامی نیز به خارج وابسته بود. ارتش و ارتشیان از خود ابداعی نداشته و به شدت به خارج وابسته بودند. امام در سخنانی در این­باره می­فرمایند: «شما دیدید در این جنگ تحمیلی که پیش آمد و محاصره اقتصادی ما، خود ایرانی­ها، خود ارتشیان، این قطعات را درست کردند. اگر قبل از این بود، یکی از آن قطعات را نمی­توانستند درست کنند. پس از پیروزی  نهادینه شد چنان­که آنان توانستند کارهای بزرگی انجام دهند. امام در این زمینه طی بیاناتی فرموده­اند: « شما با ابتکارات خود و اعتماد به خداوند، کارهای مهمی انجام داده­اید و دستگاه­های پیچیده­ای را به کار انداخته­اید، موجب تقدیر و تشکر است. اعتماد به نفس، بعد از اعتماد به خداوند، منشا خیرات است.» (صحیفه امام جلد14صفحه 114 )

با توجه به این­که نیروی هوایی، هوانیروز و نیروی دریایی تجهیزات محور بودند، در سال­های قبل از انقلاب بیش­تر توسط مستشاران خارجی اداره می­شده و کارکنان داخلی نقش کارآموز را ایفا می­کردند که با پیروزی انقلاب تمامی این مستشاران (حدود۴۰ هزار نفر) به کشورهای خود مراجعت نمودند. تعدادی نقل و انتقالات بی­برنامه در یگان­های تجهیزات محور باعث شد که از نظر تعمیر و نگهداری در سطح یگان­های مزبور مشکل ایجاد شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت موقت با تعلیق قرارداد خرید 160 فروند هواپیمای اف 116، 11 فروند اف 4- ای، هفت فروند هواپیمای آواکس، 25 فروند بالگرد کبرا، هزار فروند موشک ضد رادار، 702فروند موشک هوا به هوای اسپارو و سایدویندر از امریکا، چهار فروند کشتی جنگی، شش فروند زیر دریایی ازآلمان، 30 فروند بالگرد از ایتالیا، 1200 دستگاه تانک چیفتن و دو فروند کشتی دفاعی از انگلستان و… لطمه بزرگی بود که به ارتش ایران زد (محمدی ودود، 1393 :454) این موضوع در گزارش سفارت امریکا در بهار 1358 به وزارت خارجه ی آن کشور در اسناد لانه جاسوسی بدست آمد. « لغو این قراردادها توسط دولت موقت که برای تکمیل سازمان و آمادگی رزمی یگان ها ضرورت داشت. هرچند در کوتاه مدت اثری روی توانایی­های رزمی ارتش ایران نمی گذارد اما از اواسط سال 1980م (تیرماه1359) توانایی­های رزمی ایران را به نسبت توانایی­های رزمی ارتش عراق به شدت کاهش خواهد داد. » (محمدی ودود:454و458)

ارتش از نظر تجهیزات در زمان پیروزی انقلاب آن چنان غنی بود که حتی سپاه نیز با قسمتی از آن تجهیز شد. با توجه به منابع آمادی موجود، بنا به  و نظریات خبرگان یگان­های در خط با کمبود منابع مواجه بودند. به­رغم خروج مستشاران خارجی در یگان­های تجهیزات محور، کارکنان موجود توانستند به خوبی از پس ماموریت­های محوله برآیند. بسیاری از کارکنان در دوران انقلاب نسبت به جمع­آوری اسلحه و مهمات از مردم و جلوگیری از اشغال پادگان­ها بسیار خوب عمل نمودند. یگان­های تجهیزات محور نظیر نیروی هوایی و هوانیروز با وجود خروج مستشاران با مشکلات زیادی مواجه بودند که با تدبیر و فداکاری کارکنان توانستند خلا ناشی از خروج آن­ها را به­خوبی پوشش دهند.

ح- عملکرد آجا در بعد آموزش بعد از انقلاب اسلامی

«ارتش قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه­ی آموزش نیروها فعال و ریشه­برنامه­های آموزشی کامل بود و بدنه­ی ارتش دارای حس وطن­دوستی و ملی­گرایی بر پایه­ی اعتقادات مذهبی بودند که بعد از انقلاب برنامه­های آموزشی مدتی تعطیل و دوباره برنامه­ها ادامه و مبنا برآموزه­های عقیدتی توام با آموزش­های نظامی انجام گرفت.» (عسگری، 1392: 109)

حضرت امام خمینی (ره) در این رابطه می­فرمایند: « من از ارتش محترم ایران سپاسگذارم که در راهپیمایی عظیم تهران( عید فطر سال 1357ش) و سایر شهرستان­ها به روی مردم وطن­خواه خویش که از ستم­کاری پنجاه ساله دودمان پهلوی به جان آمده­اند، آتش نگشودند و دست خود را به جنایت بزرگی که کار همیشگی فرمانروایان است، آلوده نکردند» (صحیفه امام، ج سوم)

«سرگردیوسف کلاهدوز (که بنابه فرمان سرلشکر قرنی از گارد جاویدان به دانشگاه افسری و آز آنجا به سپاه مامورشده بود) در همان ابتدا مسئول آموزش سپاه پاسداران شد و پادگان سعدآباد را محل آموزش سپاه با کمک سرهنگ نامجو و تعدادی از افسران انقلابی ارتش، برنامه­های آموزش دوره­ای را برای سپاه پاسداران نتظیم و به اجرا گذاشت. سرهنگ نامجو فرمانده دانشگاه افسری ارتش از جمع افسران مؤمن و انقلابی آنهایی که برای آموزش و فرماندهی در سپاه مناسب بودند برای همکاری به سرگرد کلاهدوز معرفی و برای خدمت به سپاه اعزام می­کرد.»(محمدی ودود، 1387:237)

(سند 7) آموزش برادران سپاه پاسداران با افسران اجا

 

 

 

نتیجه‌گیری

ارتش اصلی­ترین رکن ثبات نظام پهلوی محسوب می­شد. تسلیح و تجهیز آن به پیشرفته­ترین و پیچیده­ترین امکانات روز دنیا، در اولویت اول رژیم شاهنشاهی قرار داشت. حکومت سعی می کرد؛ نظامیان را بر اساس ایدئولوژی و فرهنگ غرب و آلوده کردن عناصر رده بالای ارتش با مظاهرتمدن غربی تربیت کرده و ارتش را تافته جدا بافته از مردم درآورد. بنابراین با تشکیل گارد جاویدان و تسلیح و تجهیز آن به مدرن­ترین امکانات و به کارگیری ورزیده­ترین کارکنان در اولین حلقه وفاداری به شاه و محافظان پیرامونی خویش اقدام نمود. ارتش ایران در سال 1355ش، بزرگ­ترین نیروی دریایی خلیج فارس، پیشرفته­ترین نیروی هوایی خاورمیانه و پنجمین نیروی بزرگ نظامی جهان به حساب می­آمده است.

برخلاف تصور شاه، بدون تردید اصلی­ترین ماموریت ارتش شاهنشاهی تامین امنیت آمریکا در منطقه به خصوص مقابله با تهاجم احتمالی ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق (معروف به ارتش سرخ) به عنوان پیشمرگ، سپر دفاعی و مدافع منافع فرامنطقه­ای آنها بود. .یکی از دلایل آن ندادن روادید از طرف آمریکا به شاه و همسرش در سال 1357ش بود که به بهانه درمان از ایران فرار کرده بود. در پی سرپیچی از دستورات و استنکاف کارکنان ارتش از رویایی با مردم در جریان خیزش انقلابی ملت ایران و افزایش معرفت و آگاهي آنان به مسايل جاري كشور، درک درست از ماموریت ارتش در دفاع از استقلال و تمامیت کشور عزیز، شورای عالی ارتش با تشکیل جلسه مهم و سرنوشت ساز درآن مقطع تاریخی و تصویب بی­طرفی در مناقشات سیاسی کشور جهت جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر و به دنبال آن تصمیم، رجعت نیروها به پادگان­ها انجام گرفت. با تحقق این امر همه بساط آن­ها بر چيده و حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی شتاب بیشتری گرفت. به طوری که حضرت امام (ره) در یکی از صحبت­هایش فرمودند« ما فکر نمی کردیم انقلاب به این سرعت به پیروزی برسد» قطعا پیوستگی ارتش به ملت و پیروزی انقلاب از الطاف الهی بود.

در دنیا هیچ کشوری را نمی­توان سراغ داشت که به اندازه انقلاب اسلامی ایران توفانی از دسیسه­ها، توطئه­ها و خیانت­های داخلی، منطقه­ای و فرامنطقه­ای مانندگروه­های معاند، سلطنت طلب­ها، تفکرات لیبرالیی­ها، شورش­های قومی، غائله­های استانی ، جنگ و… مواجه باشد و هیچ سازمانی به اندازه ارتش به واسطه میزان تاثیرگذاری درحفظ و استقلال و تمامیت ارضی و بقای انقلاب مورد هجمه توطئه­ها، خیانت­ها و … قرار گرفته و مورد تحدید و تضعیف قرار گیرد. 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و قبل از آغاز جنگ، دگرگونی­های پیروزی انقلاب باعث شد؛ ارتش دچار تحولات عمده­ای گردیده و با مسائل و مشکلات عدیده­ای نظیر، کاهش خدمت سربازی، از بین رفتن انضباط، تضعیف سلسله مراتب فرماندهی، تضعیف روحیه کارکنان، انتقالات ناهمگون، بازنشستگی خارج از موعد، شایعات ویران­گرانحلال ارتش، عدم اعتماد مسئولین وقت به ارتش، کودتای نقاب و… به بدنه­ی ارتش ضربات شدیدی وارد شده که باعث نقصان در بحث نیروی انسانی آجا شود. چراکه انقلاب یک فرایند در تغییر اساسی نظام سیاسی است که با توسل به خشونت در سرنگونی نظام موجود کامیاب شده و حکومت جدیدی شکل می­گیرد. در انقلاب، دگرگونی اساسی و بنیادی در ساختارها، ارزش­ها، سیاست­ها، رهبری و… ایجاد می­شود. معمولا انقلاب دارای ویژگی­های زیادی از جمله؛ تغییر ساختارها و نهادها، حضور توده مردم، وجود رهبری متمرکز، پیدایش نارضایتی­های زیاد و عمومی از شرایط حاکم، روند سریع و ناگهانی، خشونت، گسترش ایدئولوژی انقلابی، اقدامات ساختارشکن توام با بی­انضباطی­های مقطعی و… می­باشد. لذا در مقایسه با چهار مورد تغییر حکومت دارای ابعاد وسیعی می­باشد که بخشی از اقدامات و جریانات انقلاب­ها غیر قابل کنترل می­باشند.

انقلاب اسلامی ایران (برخلاف انقلاب رنگی و مخملی ایجاد شده در کشورهای جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی سابق که یا وابسته به غرب هستند یا به شرق و معمولا مخالفین یا از عناصر حکومت می­باشند یا از یک قشر خاص از مردم آن کشور) همه ویژگی­های قید شده را داشته و وابسته به هیچکدام از بلوک بندی­های سیاسی نبوده متکی به دین مبین اسلام و به تاسی از سیره معصومین علیه السلام  شکل گرفته است.

شرایط اوایل انقلاب این­گونه بود که قبل از جنگ تحمیلی، دشمنان نظام نوپای جمهوری اسلامی با پیش­بینی و برنامه­ریزی­های دقیق، اقداماتی را برای تضعیف قوای دفاعی کشور آغاز کرده بودند که در صورت وقوع جنگ توفیقات آن­ها را مضاعف نماید و با توجه به این­که تنها نیروی بازدارنده نیز ارتش بود به روش­های مختلف و با استفاده از نااگاهی برخی مسئولین سعی در نابودی و انحلال ارتش داشتند. پس از هر اقدام و رویداد در کشور شماری از افسران ارتش کنار گذاشته شدند. گرچه پاکسازی بر تمام نیروهای سه گانه ارتش اثر گذاشت ولی جدی ترین تاثیر بر نیروی زمینی و کمترین اثر به نیروی دریایی که در جریان انقلاب مشارکت فعالی در شورش­ها و درگیری­های خیابانی نداشته، وارد آمد. این عدم توازن مربوط به دیدگاه عمومی نسبت به نیروهای سه گانه ارتش بوده است         

با توجه به شرایط کلی آمادگی رزمی ارتش عراق و وضعیت نامناسب ارتش ایران، می­توان گفت، قدرت ارتش عراق نسبت به ارتش جمهوری اسلامی ایران بیش از سه برابر بود، زیرا برای نمونه ارتش عراق در آغاز جنگ 12 لشگر حدود 30 تیپ مستقل و گارد مرزی و تعداد زیادی تیپ جیش الشعبی کاملا مجهز و آماده داشت، در صورتی­که ارتش ایران دارای هشت لشکر بود که آمادگی رزمی آن­ها کمتر از چهار لشکر سازمان یافته بود.

امام خمینی (ره) برای تقویت ارتش، روز 29 فروردین ماه 1358ش را به عنوان روز ارتش نام­گذاری کردند تا قوت قلب مجدد به ارتش بازگردد و به این ترتیب ارتش، خصوصاً سامانه فرماندهی و کنترل که تضعیف شده بود با درایت امام تولد دیگری پیدا کرده فطرت پاک آحاد کارکنان ارتش، تحت تاثیر رهنمودها و نصایح ایشان بیدار شده و به رژیم پهلوی و حامیانش پشت کرده و در همراهی ملت شهید پرور ایران تاریخ را رقم زدند بلافاصله برای مقابله با غائله های گنبد و کردستان و… علیه ضدانقلاب جهت رفع و خنثی نمودن توطئه­ی دشمنان نظام وارد عمل شد..

نهاد عقیدتی سیاسی ارتش که با فرمان حضرت امام (ره) در تاریخ 24 مهر 1358ش، تشکیل شد، وظیفه نشر و گسترش فرهنگ و ارزش­های اسلامی در راستای ارتقاء سطح ایمان، دانش و بصیرت عقیدتی و سیاسی کارکنان و همچنین خانواده­های آنان را در نیروهای مسلح برعهده گرفت.

در راستای جایگزینی انفرادی نیروهای ارتشی، در سال 1358ش، ارتش به دستور امام خمینی نسبت به استخدام و پذیرش داوطلبین اقدام نمود .کاهش دوره خدمت سربازی تنها130 روز دوام آورد و پس از آن خدمت دوره ضرورت را از12 ماه به 24 ماه افزایش داد. ارتش در خصوص جایگزینی نیروی انسانی و احراز آمادگی لازم جهت آغاز جنگ و دفاع در برابر تجاوز احتمالی عراق علیه کشورمان نسبت به فراخوان حدود  85هزار نفر از کارکنان منقضی خدمت و نیروهای احتیاط دوره اول ضرورت، در سال 1359ش، اقدام نمود.

اسناد و مدارک، خاطرات و مصاحبه‌های صورت گرفته مبین این واقعیت است که ارتش در این فرصت محدود با مسائل مختلفی روبرو بوده که اگر حس وطن­ دوستی، ایمان ذاتی کارکنان جوان و انقلابی ارتش و رهبری هوشمندانه امام در آن ایام نبود، نه تنها ارتش بلکه کشور و انقلاب به نابودی می­گرایید و بنا به نظر بعضی از نخبگان؛ یک لیبی دیگر در ایران شاهد می­شدیم.

تحرکات رژیم عراق و فعالیت­های ارتش متخاصم رصد­ گردیده و تمام تحرکات و جابجایی یگان­ها در مرز به اطلاع مسئولین وقت رسیده و فعالیت­ها و تحرکات دشمن به سلسله­ مراتب گزارش می­شد که گزارشات نوبه­ای مرتب به اداره دوم ارسال می­گردید.

ارتش با چند مسئله درگیر بود، از یک طرف گروهک­ها و احزاب سیاسی که قصد انحلال آن را داشتند، از طرفی با کمبودهای عناصر اطلاعاتی در نتیجه دگرگونی­های انقلاب، درگیری با منافقین در مناطق آشوب­زده نظیر کردستان، گنبد و…. پاک­سازی و بازسازی درونی بر مبنای آرمان­های انقلاب، ناآگاهی و بی­اعتمادی برخی از مسئولین ساده­لوح و…. با این همه یگان­های اطلاعاتی بیکار ننشسته و هرگونه تحرکات رژیم عراق و ارتش او را به مسئولین وقت گزارش و خبر حمله­ی قریب­الوقوع  را هشدار دادند.

با توجه به این­که عراق همواره یکی از محورهای تهدید ایران بوده و خواهد بود، ارتش از قبل طرح پدافندی داشته و در خرداد 1359نیز هر کدام از نیروها طرح پدافندی را آماده می­نمایند و نیروی زمینی نیز به یگان­ها اعلام آماده باش می­نماید. عملیات ۱۴۰ فروندی نیروی هوایی در روز دوم جنگ دقیقا اجرای همان طرح­هایی بود که نیروی هوایی از مدت­ها قبل طرح­ریزی آن را انجام داده بود

استعداد سپاه، هنگام شروع جنگ حدود ۳۰هزار نفر نیرو بوده و سازمان کاملی نداشت و بیش­تر با یگان­های ارتش درگیر جنگ با منافقین بود. ارتش نیز در حد توان به تحرکات و هجوم ارتش عراق پاسخ داده و در برابر قدرت آن چاره­ای جز عقب­نشینی و ایجاد پرده­ی پوشش نداشت و لازم بود طرحی آماده نماید که ضربه­ی اولیه­ی دشمن را تحمل سپس آن را تثبیت و متوقف نماید

یگان­های تجهیزات محور نظیر نیروی هوایی، دریایی و هوانیروز با وجود خروج مستشاران با مشکلات زیادی مواجه بودند که با تدبیر و فداکاری کارکنان توانستند خلا ناشی از خروج آن­ها را به­خوبی پوشش داده و حتی به مرحله­ی خودکفایی برسند.

در اوایل دوران پیروزی انقلاب به استثنای ارتش هیچ نیروی آموزش دیده­ای در کشور موجود نبوده، پس نیروهای ارتشی پیشنهاد تشکیل بسیج بیست میلیونی به امام (ره) دادند و در اجرای فرمان رهبری به آموزش مردم و سایر نهادها پرداختند، و تعدادی نیز به سایر ارگان­ها نظیر سپاه پیوسته و در شکل­گیری و تجهیز آن نقش پررنگی ایفا نمودند.

با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری و حمایت­های امام خمینی (ره) از ارتش، این نیرو درکنار سایر نیروهای بازدارنده به عنوان یک بازوی مستحکم و با تمام توان از انقلاب حمایت و نگذاشت کشور مورد تعرض منافقین قرار گرفته وتجزیه گردد. تحمیل جنگ در آن دوران آخرین حربه­ی دشمنان انقلاب بود و قبل از آن توسط معاندین، احزاب مخالف ، گروه­های فشار و …. در بیش­تر نقاط کشور ناامنی و آشوب بپا کردند.

عراق و صدام حسین که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همواره دنبال فرصت طلایی جهت حمله به ایران بودند، وضعیت نابسامان اوایل انقلاب را یک فرصت طلایی دانسته و با همکاری سایر کشورهای عرب منطقه و فرامنطقه­ای فکر می­کردند که ارتش توان مقابله و یا تثبیت دشمن را ندارد. همین تفکر برای ارتش ایران یک برگ برنده بوده و نتایج جنگ در همان ابتدا ثابت نمود که آنان در محاسبات خود دچار اشتباه شده­اند.

ارتش از درون شروع به بازسازی کرد. تشکیل کمیته نمایندگی دفتر امام مستقر در ستاد مشترک،  حضور نیروهای انقلابی و جوان ارتش و مقام معظم رهبری (نماینده امام در ارتش بودند) باعث گردید  که پاک­سازی در ارتش نهادینه شود و اولین سازمان دولتی که می­توانست ادعا کند که در خط امام قرار گرفت ارتش بود.

(1)امیر سرتیپ سید ناصر حسینی، جانشین اسبق فرماندهی نزاجا و معاونت پژوهش هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

(2)سرهنگ رضا واضحی پژوهشگر هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع ­مطالعاتی:

  1. حسینی، سید یعقوب، تاریخ نظامی جنگ تحمیلی، انتشارات آجا، چاپ اول 1387
  2. بابایی، کریم، مبانی دفاع مقدس، انتشارات معاونت آموزش نزاجا، چاپ اول، 1387
  3. کیا، سورنا، نجات کردستان، انتشارات اجا، چاپ اول، 1386
  4. صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)، چاپ اول، 1370
  5. مطواعی، محمد، بررسی علل تضعیف ارتش در بازه زمانی بعد از پیروزی انقلاب تا شروع جنگ تحمیلی
  6. درودیان، محمد، استراتژی امام برای فتح خرمشهر ، چاپ اول 1390
  7. درویشی سه تلانی، فرهاد، تحلیل استراتژی نظامی عراق، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران چاپ اول 1393
  8. عسگری، شاداب، حصر شکنان، انتشارات سوره سبز، چاپ اول 1392
  9. واضحی، رضا، تهدید نرم، انتشارات معاونت آموزش نزاجا چاپ اول 1390
  10. زرگر، غلام حسین، نقش نیروهای آجا در استان سیستان و بلوچستان در دفاع مقدس، چاپ 1396
  11. لطفیان، سعیده، تاریخ انقلاب و ارتش، انتشارات سوره سبز، چاپ اول1380
  12. نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته­هایی از زندگی سپهبد قرنی، چاپ اول 1382
  13. حسینیا، احمد، شهید فلاحی در روزهای سرنوشت ساز، انتشارات آتشبار، چاپ اول 1395
  14. محمدی ودود، سید حسین، ارتش در گذر از بحران های انقلاب، انتشارات مرکز اسناد انقلاب، چاپ 1393
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده