نبردهای خرمشهر و آبادان(44)
. در نزدیکی نخلستان یک گلوله توپ دشمن در نزدیکی جیپ من منفجر شد که دو نفر سرنشینان دیگر جیپ شهید شدند و من نیز زخمی گردیدم. با وجود این، به نبرد ادامه دادیم و وارد نخلستان ها شدیم و قدم به قدم نیروهای دشمن را به سمت رودخانه عقب راندیم

 

 

حوادث روز هفتم آبان‌ماه

 

شرح حوادث روز 7 آبان 1359 را با گزارش فرمانده گارد ساحلی ژاندارمری درباره مشکلات فرماندهی منطقه عملیات آبادان ـ خرمشهر آغاز می‌کنیم. صرف نظر از چگونگی مفاد این گزارش، چنین به نظر می‌رسد که تقریباً تمام رزمندگان، اعم از افسر و درجه‌دار و سرباز و حتی رزمندگان غیرارتشی، از یک موضوع در این منطقه رنج می‌بردند و آن ضعف سامانه کنترل و فرماندهی بود که حقیقتاً وجود داشت و از قبل از آغاز جنگ، این پایه سست و خطرناک در این منطقه عملیات پایه‌گذاری شده بود. فرمانده گارد ساحلی ژاندارمری چنین می‌نویسد که از آغاز جنگ، در آبادان بوده و با دشمن جنگیده است. در این مدت از جنگ، در منطقه آبادان، چهار فرمانده تعیین شده و بعد از مدتی تغییر کرده‌اند که عبارت بودند از: ناخدادوم جوادی (افسر نیروی دریایی)، سرهنگ رضوی (افسر ژاندارمری)، سرهنگ‌دوم حسنی‌سعدی و سرهنگ شکرریز (افسران دانشکده افسری). با وجود اینکه این افسران، با ایمان و فداکاری فوق‌العاده تلاش می‌کردند صحنه نبرد را اداره کنند، ولی عملاً موفقیت مورد نیاز را در ایجاد هماهنگی بین نیروهای رزمنده و هدایت عملیات نداشتند و بالأخره فرمانده گارد ساحلی خطاب به فرمانده قرارگاه عملیاتی اروند می‌گوید:

شما در انتخاب افسران ارتش در بعد از انقلاب، نقش حساسی داشتید و افسران را می‌شناسید، شما را به جان امام قسم می‌دهم، افسری برای فرماندهی ستون عملیات آبادان ـ خرمشهر انتخاب کنید که به این نارسایی‌ها خاتمه دهد.

امضاء: سرگرد بهرام‌پور

*****

در شرح جریان حمله متقابل روز سوم آبان گفتیم که یک گروهان تانک در این حمله شرکت داشت. وضعیت این یگان را فرمانده گردان در روز هفتم آبان چنین گزارش داد:

پرسنلی که این گروهان را سازمان دادند، افرادی بودند که پنج روز قبل از اجرای پاتک، از نقاط مختلف کشور جمع‌آوری شدند و به این واحد تحویل داده شدند که بعضی از آنان اطلاعاتی از تانک نداشتند. با این وضع، این گروهان بعد از پنج روز که از تشکیل آن می‌گذشت، در حمله شرکت کرد و خسارات سنگینی به آن وارد شد. در بررسی که از وضعیت تانک‌های آسیب‌دیده و باقیمانده در میدان نبرد به عمل آمد، مشاهده گردید که اغلب تانک‌ها مورد اصابت گلوله ضدتانک دشمن قرار گرفته‌اند. تعدادی از آنان‌که امکان تعمیر شدن آنها بود، با بکسل کردن به عقب تخلیه شدند.

این گزارش نشان می‌دهد که تانک‌ها قبل از وصول به مواضع پدافندی دشمن مورد اصابت قرار گرفته بودند. با توجه به شرایط بحرانی منطقه آبادان ـ ماهشهر، نیروی زمینی تصمیم گرفت به مرور لشکر77 پیاده را به منطقه ماهشهر تغییر مکان دهد؛ لذا علاوه بر گردان153 پیاده و گردان246 تانک و چند آتشبار توپخانه، در روز 6 آبان گردان136 پیاده نیز به وسیله هواپیما از مشهد به اهواز تغییر مکان داده شد. وسایل سنگین این گردان، شامل یک آتشبار توپخانه 105 میلی‌متری بود که در پشتیبانی گردان قرار داده شده بود. خودروها به وسیله راه‌آهن از مشهد به اهواز حمل شدند و در روز 7 آبان‌ماه قسمتی از این عناصر به اهواز وارد گردیدند. لازم به یادآوری است که قبلاً گردان148 پیاده و یک گروهان تانک از عناصر لشکر77 به اهواز اعزام و در منطقه عملیاتی جنوب‌غربی اهواز وارد نبرد شده بودند. بنابراین، علاوه بر بهبود وضعیت نیروهای ما در منطقه دزفول، در منطقه اهواز و ماهشهر نیز توان رزمی نیروهای رزمنده ما رو به افزایش نهاد.

حوادث روز هشتم آبان‌ماه

در روز هشتم آبان، دستور داده شد؛ یک آتشبار130 میلی‌متری گروه22 توپخانه، با چهار قبضه توپ به ماهشهر اعزام گردد. این روز یکی از روزهای پرحادثه منطقه آبادان بود. در آغاز روز، عناصر اطلاعاتی خبر دادند نیروهای عراقی به سمت رودخانه بهمنشیر پیشروی کرده و به سه کیلومتری کرانه شمالی رودخانه رسیده‌اند و تلاش می‌کنند وارد محدوده شهر آبادان شوند. در این موقع، محور مواصلاتی ماهشهر ـ آبادان که تنها محور آزادمانده برای رساندن وسایل تدارکاتی و پشتیبانی به جزیره آبادان بود، در کنترل نیروهای دشمن قرار گرفته بود. ارسال هرگونه وسایل و تجهیزات و یگان به آبادان از طریق رودخانه بهمنشیر به وسیله هواناو یا بالگرد انجام می‌گرفت. تخلیه مجروحین از آبادان به ماهشهر نیز از همین طریق بود. اگر رودخانه بهمنشیر در کنترل نیروهای دشمن قرار می‌گرفت، راه ارتباطی آبی نیز قطع می‌شد و بیرون راندن نیروهای دشمن از جزیره آبادان، قبل از عقب راندن آنان به عقب رودخانه کارون به صورت بسیار مشکل درمی‌آمد.

با پیشروی دشمن به سمت کرانه بهمنشیر، جاده خاکی آبادان ـ ماهشهر نیز در کنترل دشمن قرار گرفت و محاصره آبادان کامل گردید. در ساعات اولیه روز هشتم، دشمن موفق شد در کرانه شمالی بهمنشیر به سمت شرق پیشروی کند و حدود 15 کیلومتر از این کرانه را تحت کنترل خود درآورد و با آتش جنگ‌افزارهای تیر مستقیم، جاده آبادان ـ خسروآباد را در داخل جزیره آبادان به زیر آتش بگیرد و رفت و آمد در این جاده را محدود سازد.

لذا آبادان در روز هشتم، عملاً در محاصره کامل قرار گرفت. هم‌زمان با محاصره کامل آبادان، بالگردهای دشمن نیز در منطقه ماهشهر و شادگان فعال شدند و به مواضع نیروهای ما که در شرق سرپل دشمن موضع گرفته بودند، حمله کردند. وقوع یک حادثه خطرناک دیگر در منطقه عملیات اروند کاملاً احساس می‌شد. آبادان مورد گلوله‌باران شدید دشمن قرار گرفت و تلفات و خساراتی بر نیروهای ما و تأسیسات آبادان وارد گردید. گردان144 پیاده یک گروه گشتی برای تشخیص موضع و نیروهای مقدم دشمن به محور ماهشهر ـ آبادان فرستاد. عناصر این گشتی حضور دشمن را در مسافت 10 کیلومتری شرق سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر در کرانه شمالی بهمنشیر تأیید کردند.

عناصر اطلاعاتی گزارش دادند نیروهای دشمن به سه کیلومتری شهر آبادان رسیده‌اند و این شهر در مقابل تهدید کاملاً جدی قرار گرفته است. این‌گونه گزارش‌ها نشان می‌دهند که نیروهای دشمن آماده می‌شدند از رودخانه بهمنشیر بگذرند و وارد جزیره آبادان شوند. ابتدا شهر آبادان و سپس تمام جزیره را اشغال نمایند، لذا اشغال آبادان در دو مرحله اجرا می‌شد: اول اشغال شهر آبادان، سپس اشغال تمام جزیره. اما با وجود اینکه خطر کاملاً نزدیک شده بود، باز ملاحظه می‌شود مانند حوادث گذشته، اقدامات مؤثری برای تقویت خط دفاعی کرانه بهمنشیر به عمل نیامد و اعمال چندانی انجام نگرفت و به همان وضع موجود اکتفا گردید.

بالأخره حادثه‌ای که در شرف وقوع بود، اتفاق افتاد و نیروهای دشمن در شب هشتم به نهم آبان‌ماه، در منطقه‌ای به نام ذوالفقاری در رودخانه بهمنشیر پل شناور احداث کردند و با عبور دادن قسمتی از نیروهای جلودار خود برای اولین بار وارد جزیره آبادان شدند. متأسفانه مشروح جریان عبور دشمن از بهمشنیر و چگونگی حمله متقابل نیروهای مدافع ما، در اسناد و مدارک در دسترس به طور واضح بیان نشده بود. اما جریان عملیات را از زبان رزمندگان نقل می‌کنیم، ضمن اینکه در بخش پنجم (یادداشت‌هایی از خاطرات رزمندگان) گفتار آنان را عیناً بیان کرده‌ایم.

اولین گزارش رسمی درباره عبور نیروهای دشمن از رودخانه بهمنشیر به وسیله هنگ ژاندارمری آبادان به فرمانده عملیات آبادان اعلام شد و یادآوری گردید که شب قبل حدود 500 نفر از افراد پیاده دشمن از بهمنشیر گذشته و وارد جزیره آبادان شده‌اند. محل عبور در حوالی قریه ثوامر و در محلی به نام دریاقلی در یک کیلومتری شمال‌شرقی پاسگاه دروازه خسروآباد نزدیک قبرستان می‌باشد. نیروهای دشمن پس از عبور از بهمنشیر شروع به تیراندازی کرده‌اند و افراد محلی نیز حضور دشمن را در حوالی قبرستان تأیید نموده‌اند. فرمانده هنگ ژاندارمری آبادان نظر داد اگر جلو پیشروی دشمن گرفته نشود، جاده آبادان به پاسگاه گارد ساحلی خسروآباد قطع خواهد شد، زیرا جاده مزبور هم‌اکنون در تیررس سلاح سبک دشمن قرار دارد.

در گزارش دیگر گروهان ژاندارمری آبادان، اعلام شده بود که نیروهای دشمن در حوالی قریه الوانیه و ثوامر و خیابان 15 از بهمنشیر عبور کرده و وارد آبادان شده‌اند و تعدادی از اهالی را اسیر کرده و به شمال رودخانه‌ برده‌اند. این فرمانده اظهار نموده بود که گروهان ژاندارمری آبادان از پاسگاه تا آخر جمشیدآباد در سمت جنوبی نیرویی ندارد و در شمال بهمنشیر نیز در این نقطه فقط پاسگاه بهمنشیر مستقر است؛ لذا این منطقه خالی از نیروهای خودی بوده و نیروهای دشمن می‌توانستند بدون برخورد به مقاومتی از رودخانه بهمنشیر عبور کنند. چنان‌که همین کار را کردند و متأسفانه اشتباه رودخانه کارون تکرار شد. به هر حال، خبر عبور نیروهای دشمن به سرعت در بین قرارگاه‌های خودی منتشر گردید و تمام قرارگاه‌ها در جریان این خطر جدی قرار گرفتند.

سپاه پاسداران نظر داد؛ نیروهای دشمن در ساعت 3 بعدازظهر روز 9 آبان، از شمال قبرستان و از طرف ذوالفقاری وارد آبادان شده‌اند و واحد مهندسی دشمن آماده پل زدن در روبه‌روی سردخانه بر روی بهمنشیر می‌باشد.

با توجه به اینکه کنترل کامل جاده ماهشهر ـ آبادان تا حدود 15 کیلومتری سه‌راهی در اختیار دشمن بود، ولی هنوز تلاش نیروهای ما برای بررسی وضعیت در این منطقه ادامه داشت و تهدید کاملاً جدی گرفته نمی‌شد. به همین علت، مهندس تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران به اتفاق تعدادی از مسئولین شرکت نفت، تا حوالی ایستگاه7 پیشروی کردند و در همان محل به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.

پس از آگاه شدن از عبور نیروهای دشمن، اولین اقدام فرماندهی اروند اعزام بالگردهای رزمی به منطقه عبور برای انهدام نیروهای عبورکننده دشمن بود. خلبانان بالگردهای اعزامی ضمن مشاهده حضور نیروهای دشمن در آبادان، اطلاع دادند؛ موقعیت دشمن حدود 10 کیلومتری جاده خاکی آبادان ـ خسروآباد می‌باشد.

گروهان گارد ساحلی آبادان در گزارشی دیگر، عبور نیروهای دشمن از بهمنشیر را ساعت 0845 روز نهم اعلام کرد و اطلاع داد از دروازه خسروآباد وارد آبادان شده‌اند. به هر حال، گرچه زمان دقیق عبور دشمن از بهمنشیر مشخص نگردید، اما آنچه مسلم است؛ نیروهای دشمن در تاریکی شب هشتم به نهم از طریق نخلستآن های شمال بهمنشیر به رودخانه نزدیک شدند، در نقاط مناسبی طبق اصول نظامی عملیات عبور از رودخانه، ابتدا عناصر پیاده را با قایق از رودخانه عبور دادند و قسمتی از نخلستان جنوبی بهمنشیر را اشغال کردند و سرپلی تصرف نمودند و به مرور شروع به توسعه سرپل در جنوب بهمنشیر به سمت جاده خسروآباد در جنوب شهر و آبادان در غرب کردند. نظر به اینکه هیچ‌گونه عنصری از نیروهای ما در کرانه بهمنشیر در محل عبور دشمن مستقر نبود، کسی از عبور نیروهای دشمن مطلع نشد، تا اینکه نیروهای دشمن از نخلستآن های جنوبی نیز خارج شدند و به جاده آبادان ـ خسروآباد دسترسی پیدا کردند.

با توجه به اینکه نیروهای دشمن از نخلستان های جنوبی نیز خارج شدند، به جاده آبادان ـ خسروآباد دسترسی پیدا کردند. با وجود اینکه در روز نهم آبان‌ماه، حدود 20 فقره اطلاعیه و گزارش درباره عبور نیروهای دشمن بین قرارگاه‌های مسئول مبادله شد، در هیچ‌یک از این پیام‌ها، صدور دستوری برای مقابله با تهدید مشاهده نمی‌شود و تقریباً موضوع فقط به اطلاع دادن به یکدیگر سپری می‌گردد و اقدام جدی عملی انجام نمی‌گیرد و اگر اقدامی نیز انجام گرفته، در سوابق رسمی ثبت نشده است. احتمالاً دستورات به صورت شفاهی ابلاغ گردیده است؛ لذا ما چگونگی این قسمت از عملیات را که یکی از عملیات کوچک، ولی بسیار مهم جنگ در صحنه نبرد آبادان بود از زبان سرهنگ کهتری، فرمانده گردان153 پیاده نقل می‌کنیم. خلاصه گفتار این افسر چنین است:

48 ساعت بعد از سقوط خرمشهر، یک گردان از تیپ قوچان وارد آبادان شد. در تاریخ 8/8/59، ستاد عملیات مرا احضار کرد و به من گفته شد، دشمن حدود یک لشکر در منطقه ذوالفقاری و در شمال بهمنشیر مستقر کرده است و مشغول زدن پل در بهمنشیر می‌باشد. یک تیپ زرهی دشمن احتمالاً از پل عبور خواهد کرد. در حالی که در آن موقع، تنها نیروی تازه‌نفس ما گردان153 پیاده بود، نیروهای عراقی از رودخانه عبور کرده و تا جاده خسروآباد پیشروی نموده بودند. از نیروهای مسلح غیرارتشی تعدادی از افراد سپاه پاسداران و فدائیان اسلام در آبادان بودند. بعد از ورود به آبادان، یک گروهان از گردان153 در حاشیه جنوبی پل خرمشهر موضع پدافندی اشغال کرده بود؛ لذا پس از اطلاع از عبور دشمن از بهمنشیر، دو گروهان دیگر را با راهنمایی یک استوار ژاندارمری به محل عبور دشمن حرکت دادم، زیرا من اولین بار بود که به آبادان آمده بودم و آشنایی به منطقه نداشتم.

 هنگامی که به دروازه خسروآباد رسیدیم، استوار ژاندارمری گفت: از اینجا به بعد در اشغال دشمن است، لذا ما از خودروها پیاده شدیم و آرایش دفاعی گرفتیم. آتش دشمن به منطقه در حال اجرا بود. ما در همان مراحل اول موفق شدیم نیروهای دشمن را به داخل نخلستان عقب برانیم و پیشروی را با مشکلاتی به سمت شمال و شرق ادامه دهیم. در این موقع، گروهان سوم در محاصره دشمن قرار گرفت و ارتباط وی با مرکز گردان قطع شد. در نزدیکی نخلستان یک گلوله توپ دشمن در نزدیکی جیپ من منفجر شد که دو نفر سرنشینان دیگر جیپ شهید شدند و من نیز زخمی گردیدم. با وجود این، به نبرد ادامه دادیم و وارد نخلستان ها شدیم و قدم به قدم نیروهای دشمن را به سمت رودخانه عقب راندیم. در تاریکی شب، در نخلستان دچار مشکلاتی شدیم. ارتباط عناصر گردان با یکدیگر قطع شد و شب سختی را گذراندیم. روز بعد فرارسید. دشمن موفق شده بود؛ یک واحد تانک را از رودخانه عبور دهد که افراد ما با آرپی‌جی7 به تانک‌های دشمن حمله کردند. نبرد 48 ساعت ادامه داشت. آتش دشمن خیلی شدید بود و مانع فعالیت ما برای تخلیه شهدا و مجروحین می‌شد. من دو ترکش دیگر خوردم. بعد از 48 ساعت، حجم آتش دشمن کمتر شد و ما توانستیم سر و سامانی به وضعیت منطقه نبرد بدهیم. شب بعد یک افسر عراقی را به اسارت گرفتیم و از او وضعیت دشمن را پرسیدیم. گفت آنها از حمله شما وحشت کردند و به کرانه شمالی رودخانه عقب‌نشینی نمودند.

 ما به رودخانه نزدیک شدیم. در ساعت 0130، مطلع شدیم نیروهای عراقی در حال عبور از رودخانه هستند و دو دستگاه پل زده‌اند. به محل عبور دشمن تیراندازی کردیم. افراد دشمن با شنیدن انفجار گلوله ما فرار کردند. شب بعد تعداد 30 نفر با قایق به کرانه دیگر رودخانه بهمنشیر اعزام شدند. البته از افراد سپاه پاسداران و فدائیان اسلام نیز تعدادی از رودخانه عبور کرده و در کرانه شمالی مستقر شده بودند. این زمان همکاری واحدهای ارتشی و نیروهای مردمی آغاز گردید و پاکسازی کرانه شمالی رودخانه شروع شد. روزی یک واحد زرهی عراق به مواضع ما حمله کرد. با تفنگ106م‌م و موشک تاو و یک دستگاه نفربر عراقی منهدم گردید. همین امر سبب شد نیروهای عراقی عقب‌نشینی کردند و از ادامه حمله به مواضع ما منصرف شدند. هنگام عقب‌نشینی، نفربرهای زرهی تعدادی از سرنشینان آنها به جا ماندند و به اسارت نیروهای ما درآمدند که حدود یکصد نفر بودند. در عملیات شمال بهمنشیر، شجاعت افراد فدائیان اسلام زایدالوصف بود.

*****

این بود خلاصه‌ای از گفتار سرهنگ کهتری، فرمانده گردان153 پیاده که در نجات آبادان از اسارت دشمن نقش سرنوشت‌سازی ایفا کرد. ستوان‌یکم محمد کول میرپور فرمانده یکی از گروهان‌های گردان153 پیاده نیز مطالبی در این باره بیان کرده که در بخش پنجم این فصل، آورده شده است و جزئیات بیشتری از عملیات کرانه بهمنشیر را نشان می‌دهد. همچنین ستوان‌دوم عظیمی، فرمانده دسته بهداری گردان153پیاده در بیان خاطرات خود مطالبی را گفته است که بیانگر نیازهای رزمندگان ایثارگر ما در جلوگیری سقوط آبادان به دست اشغالگران متجاوز عراقی است و در بخش پنجم بیان شده است.

باری! با شجاعت و فداکاری این رزمندگان دلیر، اعم از ارتشی و سپاهی و مردمی، از وقوع یک فاجعه دیگر و تکرار فاجعه خرمشهر جلوگیری گردید و نیروهای ما موفق شدند پیشروی دشمن را در خط سرپل اشغالی شرق کارون به همان قسمتی که در روزهای اول عبور (19 مهرماه) به تصرف دشمن درآمده بود، محدود کنند و از پیشروی نیروهای دشمن در سمت شمال به طرف دارخوین و اهواز و در سمت شرق به طرف شادگان و ماهشهر و در سمت جنوب به طرف رودخانه بهمنشیر و جزیره آبادان جلوگیری نمایند.

نیروهای دشمن نیز با تجربه تلخی که در نبرد 34روزه خرمشهر به دست آورده بودند، تلاش چندانی برای توسعه سرپل از خودشان نشان ندادند و در نتیجه، یک وضعیت ثابت دفاعی به وسیله نیروهای هر دو طرف در کرانه شرقی رودخانه کارون به وجود آمد که حدود 11 ماه ادامه داشت. از آنجایی‌که در این مدت، راه‌های ارتباطی اصلی زمینی به جزیره آبادان در کنترل کامل دشمن بود، این دوران محاصره آبادان نامیده می‌شود. ولی باید خاطرنشان شویم که آبادان هیچ‌وقت به محاصره کامل درنیامد. ابتدا بعد از قطع خطوط مواصلاتی زمینی به وسیله نیروهای متجاوز عراق، از راه آبی بهمنشیر استفاده شد و بعد از مدتی، جاده دیگری به نام جاده وحدت از جاده ماهشهر به آبادان کشیده شد و پل‌های شناور برقرار گردید.

نیروهای عراقی نیز به مرور از شمال جاده به عقب رانده شدند که در نتیجه، ارتباط راه زمینی نیز برقرار شد. نظر به اینکه بعد از عملیات شمال بهمنشیر و در اوایل دهه دوم آبان‌ماه، وضعیت جدید در این منطقه نبرد به وجود آمد، نیروهای هر دو طرف به حالت رکود و پدافندی درآمدند. ما بحث سقوط خرمشهر و محاصره آبادان را در همین جا به پایان می‌رسانیم و ادامه عملیات را در فصل دوم بیان می‌کنیم.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده