شکارچی تانک(17)
فقط یک موشک دیگر داشتم، دنبال تانک می گشتم، در همین زمان یک تانک را که ایستاده و تیراندازی می کرد، انتخاب نمودم و به طرف آن شلیک کردم. اما یک اتفاق باور نکردنی رخ داد، وقتی موشک را به سمت هدف هدایت می کردم، درست در زمانی که موشک می خواست به هدف بخورد، یک تانک که عقب نشینی می کرد و تعداد زیادی از نفرات دشمن روی آن سوار بودند، در مسیر موشک و هدف قرار گرفت و موشک به آن اصابت کرد.

 

در همان زمان وقتی می خواستم؛ تانکی را مورد هدف قرار دهم، پشت دوربین موشک تاو نشستم، یکی از خدمه ها فریاد کشید: غفاری مواظب باش موشک می آید. ولی من تا بیایم از خود حرکتی نشان دهم دیر شده بود. خدا شاهد است، موشک مالیوتکا که دشمن شلیک کرده بود، از چند سانتی متری از کنار گوشم رد شد و چند متر پشت سر من به زمین خورد و منفجر شد. حتی سیم موشک مالیوتکا بين آنتن بیسیم پی آر سی46 که روی جیپ نصب بود و قبضه موشک تاو که روی جیپ سوار بود، قرار گرفت که بوسیله سوزاندن توانستیم آن را پاره کنیم و تغییر مكان دادیم.

حدودا۲۰۰ الی300 متر به چپ رفته و آن یک نفربری را که تیراندازی می کرد، منهدم کردم. آن روز بعد از تصرف جاده اهواز خرمشهر، تیراندازی دشمن شدت گرفت و بعد از دیدبانی گزارش شد که عراقی ها با تعداد زیادی تانک شروع به پاتک کرده و از سمت راست به گردان ما نزدیک می شوند تا خود را به جاده برسانند.

 به من نیز خبر دادند که خودم را به یگان سمت راست برسانم. با دیگر خدمه موشک سوار جیپ شدیم و به طرف جلو حرکت کردیم. در آنجا دیدم تا چشم کار می کند، تانک عراقی است. ما شروع به تیراندازی کردیم چهار تانک منهدم کرده بودم که بقیه تانک ها شروع کردند به عقب نشینی، فقط یک موشک دیگر داشتم، دنبال تانک می گشتم، در همین زمان یک تانک را که ایستاده و تیراندازی می کرد، انتخاب نمودم و به طرف آن شلیک کردم.

اما یک اتفاق باور نکردنی رخ داد، وقتی موشک را به سمت هدف هدایت می کردم، درست در زمانی که موشک می خواست به هدف بخورد، یک تانک که عقب نشینی می کرد و تعداد زیادی از نفرات دشمن روی آن سوار بودند، در مسیر موشک و هدف قرار گرفت و موشک به آن اصابت کرد. آن تانک با نفراتی که روی آن بودند، منهدم شد.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده