نبرد دلیران ایران زمین(24)
«فرماندهی عملیات کربلا3 در جنوب با قرارگاههای قدس در شمال، فتح در مرکز و نصر در جنوب تک نموده و دشمن را در منطقه عمومی اهواز، غرب کارون منهدم کرده، خرمشهر و خط مرز را تأمین نموده، آفند خود را به منظور تأمین خطوط مرزی تا رسیدن به ساحل شرقی شطالعرب ادامه داده و سپس در منطقه پدافند مینماید.

این عملیات در چهار مرحله به شرح زیر اجرا می‌گردد:

مرحله1: هم‌زمان با تک قرارگاه عملیاتی قدس در شمال و تأمین خاکریزهای مقدم دشمن توسط قرارگاه قدس، قرارگاه‌های فتح و نصر به منظور ایجاد سرپل مناسب برای ادامه عملیات در مرکز و جنوب منطقـه عملیات با عبور از رودخانه کارون به سمت غرب تک نموده و خط سرپل را در غرب کارون تأمین می‌نماید.

مرحله یکم مانور نیروهای ایران علیه ارتش عراق در عملیات عبور از رودخانه کارون 

در عملیات بیت‌المقدس در10/2/1361

    مرحله2: پس از تأمین سرپل، قرارگاه‌های فتـح و نصـر آفند خود را بـه ترتیب برای تأمین مرز در منطقه محوله و تأمین و آزادسازی خرمشهر و شلمچه ادامه می‌دهند.

قرارگاه قدس بنا به دستور، به منظور تأمین خط عمومی جفیر ـ حمید تک خود را ادامه داده و نیروهای دشمن را در منطقه منهدم می‌سازد.

مرحله3: پس از تأمین مرز و آزادسازی خرمشهر، قرارگاه‌های فتح و نصر تک خود را به سمت غرب برای تأمین ساحل شـرقی اروندرود و پل تنومه ادامه داده و قرارگاه قدس به منظور تأمین پل نشوه بنا به دستور تک می‌نماید.

مرحله4: با تأمین سواحل شرقی اروندرود، یگان‌های تابعه قرارگاه کربلا3 در منطقه پدافند می‌نمایند.

در این عملیات، تیپ30 مستقل زرهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتیاط قرارگاه کربلا3 را در جنوب با تقدم به کار رفتن در منطقه قرارگاه فتح تشکیل می‌داد.»

در رابطه با فرماندهی عملیات کربلا3، متن زیر که توسط فرمانده نیروی زمینی ارتش تهیه گردیده بود، درج شد:

«این عملیات از قرارگاه کربلا در جنوب هدایت می‌گردد و با توجه به اینکه:

  1. رهبری این عملیات سرنوشت‌ساز همچنان بر عهده ولی‌عصر می‌باشد، برای حفظ وحدت فرماندهی، مسئولیت فرماندهی و هدایت این عملیات را شخصاً با توکل به خدا بر عهده می‌گیرم.
  2. چون این جنگ و رزم در راه الله است، پیروزی آن به نام الله و رزمندگان اسلام به ثبت می‌رسد؛ ان‌شاءالله.»

دستور عملیاتی کربلا3 با امضای فرمانده نیروی زمینی صادر شد، ولی با شروع عملیات، سایر دستورات و طرح‌ها به امضاء برادر محسن رضایی فرمانده کل سپاه و سرهنگ علی صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش صادر گردیدند.

در قرارگاه‌های تابعه قرارگاه کربلا، که ترکیبی از لشکرهای ارتشی و سپاهی بودند، فرماندهان لشکرها به طور مشترک، امور مربوط به طرح‌ریزی و صدور دستورات و هدایت عملیات را بر عهده داشتند. 

نقشه عملیات گرفتن سرپل بعد از عملیات عبور از رودخانه کارون

بعد از اینکه طرح عملیاتی قرارگاه کربلا واصل شد، با توجه به سرعت کار، شناسایی از منطقه عملیات هر یگان با شدت هرچه بیشتر انجام گرفت و من باز چون خودم قبل از انقلاب در منطقه بودم، فرماندهان گروهان تا رده دسته را هر روز صبح با خود برداشته و از جاده قدیم اهواز ـ آبادان به منطقه عمومی دریسه می‌رفتیم و پرسنل را کاملاً توجیه می‌کردم. این‌گونه شناسایی‌ها در اوایل اردیبهشت‌ماه سال1361 و یکی دو روز قبل از شروع عملیات، به جایی رسیده بود که خدمه‌های تانک نیز به منطقه آشنایی کامل داشتند و می‌دانستند روز عملیات چه باید بکنند.

در حدود یک هفته مانده به آغاز عملیات که فرمانده گردان239 تانک مختلط جناب سرگرد علی عباسی به علت ترکش خوردن، به پشت جبهه اعزام شده بود، مجدداً در منطقه عملیات حضور یافت و بنده وی را کاملاً توجیه کردم و بدین طریق، در جریان کار و برنامه‌ها قرار گرفت و در ضمن، برابر دستور صادره واحد‌های تیپ37 زرهی از فولی‌آباد حرکت کرده و در منطقه عمومی دریسه مستقر شدیم. با آمدن فرمانده گردان239، سروان بهرام‌زاده که افسر عملیات رکن3 تیپ37 بود، به قرارگاه تیپ مراجعت نمود و من همچنان به عنوان معاون گردان باقی ماندم.    

برای عبور یگان‌ها از رودخانه کارون و استقرار پل‌های شناور، پنج محل شناسایی و انتخاب گردیده بود که سه محل برای عبور یگان‌های  قرارگاه فتح و دو محل دیگر برای قرارگاه نصر در نظر گرفته شد. محل نصب پل‌ها به گونه‌ای انتخاب شده بود که ضمن داشتن تأمین کافی در مقابل بمباران‌های هوایی و آتش توپخانه دشمن و تسهیل عبور یگان‌ها، موجب غافلگیر شدن نیروهای عراقی گردید، زیرا محل‌های غیرمتعارف و عریض‌تر رودخانه برای نصب پل انتخاب شده بود. کم‌کم یگان‌ها برای اجرای عملیات مهیا می‌شدند و سازماندهی می‌کردند. بر مبنای طرح و دستور قرارگاه کربلا، واحدهای سپاه به جمع یگان‌های ارتش پیوستند و در روز پنج‌شنبه نهم اردیبهشت‌ماه 1361، ادغام دو بازوی انقلاب، یعنی سپاه و ارتش، انجام شد و در منطقه عملیات حضور یافتند.

سازمان رزمی تیپ37 زرهی و یگان‌های زرهی سپاه که به تیپ37 پیوسته و گروه‌های رزمی مختلفی تشکیل داده بودند بدین صورت بود:

  1. گردان237 تانک چیفتن به فرماندهی سروان زرهی محمدرضا نیکخواه عشقی.
  2. گروه رزمی شهید دستوری مرکب از تانک‌های ام60 و یک واحد از تانک‌های تی55 از سپاه پاسداران به فرماندهی سرگرد زرهی علی عباسی فرمانده گردان239 تانک و برادری از سپاه که نامش را نمی‌دانم.
  3. گروه رزمی شهید یاسینی مرکب از تانک‌های ام47 و یک واحد از تانک‌های تی62 به فرماندهی سرگرد زرهی کریم پیروزان و برادر رضایی از سپاه.

ساعت 0030 دقیقه بامداد روز جمعه دهم اردیبهشت‌ماه1361 را به عنوان روز و ساعت شروع عملیات تعیین کرده و چون مصادف با ششم ماه رجب بود، رمز تک را «بسم الله الرحمن الرحیم، یا علی‌بن‌ابی‌طالب»در نظر گرفته و در بعدازظهر روز نهم اردیبهشت، از طرف قرارگاه کربلا به قرارگاه‌های سه‌گانه و در نتیجه، به یگان‌های اجرایی ابلاغ گردید.

در تعیین ساعت «س» روز «ر» و به عبارتی ساعت و روز شروع عملیات، همیشه نظرات مختلفی وجود داشته است. از جمله در این روز و ساعت، عده‌ای عقیده داشتند که زمان شروع عبور یگان‌ها از رودخانه کارون به عنوان ساعت شروع تک در نظر گرفته شود، اما از آنجایی که رودخانه کارون در عرض40 کیلومتری سرپل پیش‌بینی شده، دارای پیچ و خم‌های بزرگی بوده، لاجرم قرارگاه‌های فتح و نصر که از نقاط و پیچ و خم‌های مختلف رودخانه کارون عبور می‌کردند، نسبت به مواضع پدافندی دشمن در غرب رودخانه دارای فواصل یکسان و یکنواختی نبوده و با اختلاف زمان به مواضع دشمن می‌رسیدند و نمی‌توانستند هم‌زمان در تمامی عرض سرپل به دشمن یورش برده و او را غافلگیر کنند. در نتیجه درگیری تدریجی یگان‌ها با دشمن، اصل غافلگیری را از بین می‌برد و نیروهای دشمن را هوشیار می‌کرد؛ بنابراین، خط رودخانه کارون با پیچ و خم‌های بزرگ خود مبداء مناسبی برای عملیات هماهنگ یگان‌ها در آن سوی رودخانه نبود.

با توجه به مطالب بالا، مقرر شد یگان‌ها به تدریج از رودخانه عبور نموده و با سرعت خود را به مواضع دشمن رسانده و پس از گسترش در نزدیکی مواضع دشمن، به طور هماهنگ بر مواضع نیروهای متجاوز که در داخل منطقه سرپل استقرار داشتند یورش برند. عملیات پل‌زنی بر روی رودخانه کارون از ساعت 0900 روز نهم اردیبهشت‌ماه1361 آغاز گردید و پل‌های تعیین‌شده در محل‌های در نظر گرفته شده نصب گردید.

در دستور عملیاتی صادره از تیپ37 زرهی در بند مانور آمده بود که یگان‌ها هنگام شروع عملیات عبور از رودخانه:

  1. ابتدا گردان237 تانک چیفتن از پل عبور نموده و در جنوب قسمت آب‌گرفتگی در سمت راست (شمال) در غرب کارون به سمت غرب گسترش یافته و آماده تک و پاکسازی منطقه سرپل از وجود دشمن گردد.
  2. گروه رزمی شهید دستوری بعد از گردان237 تانک چیفتن از پل عبور نموده و در وسط در امتداد گردان237 تانک به سمت غرب گسترش یافته و آماده تک و پاکسازی منطقه از وجود دشمن گردد.
  3. گروه رزمی شهید یاسینی سومین واحد از تیپ37 زرهی بود که باید از روی پل عبور می‌کرد و در سمت چپ (جنوب) در امتداد گروه رزمی شهید دستوری به سمت غرب آرایش گرفته و عملیات خود را از دهکده سویچتی آغاز می‌کرد.

نحوه گسترش یگان‌های تیپ37 زرهی به گونه‌ای بود که از حاشیه جنوبی منطقه آب‌گرفتگی تا دو کیلومتر در جنوب دهکده سویچتی در حاشیه رودخانه کارون را می‌پوشاند و هدف در نظر گرفته شده جاده اهواز ـ خرمشهر در حد فاصل ایستگاه حسینیه تا منطقه آب‌گرفتگی شمال ایستگاه بود.

وقتی دستور عملیاتی تیپ37 به عنوان فرمانده گروه رزمی یاسینی به من ابلاغ شد، چند سؤال برایم پیش آمد؛ از جمله:

  1. هنگام اجرای عملیات کدامیک از دو فرمانده ارتشی و سپاهی، فرمانده عملیات خواهد بود؟ زیرا وحدت فرماندهی یکی از اصول جنگ می‌باشد.
  2. دهکده سویچتی که باید گروه رزمی یاسینی از آن محل عملیات خود را شروع کند در کجا است؟
  3. با توجه به اینکه منطقه عملیات دشت باز و سرزمین مسطح می‌باشد و هیچ‌گونه نقطه کمکی در مسیر پیشروی دیده نمی‌شود، از مبداء حرکت با چه گرایی باید رفت تا بدون انحراف به هدف رسید؟

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده