نبردهای خرمشهر و آبادان(43)
اما این سوال بار دیگر مطرح میشود که چرا قبل از جنگ، قبل از ایجاد بحران شدید، این اقدامات انجام نشد. در این باره، از مسائل دیگر باید گفت در آن موقع، اشغال افغانستان به وسیله ارتش شوروی انجام گرفته بود و روابط ایران با حکومت کمونیستی افغانستان بدتر از روابط عراق بود. لذا لشکر77 پیاده زرهی مشهد و لشکر88 زرهی زاهدان برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سمت افغانستان یا عوامل ضدانقلاب در سیستان و بلوچستان در نظر گرفته شده بود.

حوادث روز پنجم آبان‌ماه

در روز 5 آبان، فعالیت گشتی شناسایی واحدهای فرماندهی اروند برای مشخص کردن مواضع دشمن از سر گرفته شد. گردان201 امداد ژاندارمری که در محور آبادان ـ ماهشهر موضع گرفته بود، دو گروه گشتی به جلو فرستاد. این گروه‌ها گزارش دادند: عده زیادی از اهالی آبادان و حومه آن با هر وسیله مقدور، شهر را تخلیه کرده‌اند و در محور جاده خاکی به سمت ماهشهر در حرکت هستند. از پل بهمنشیر به طرف جاده خاکی دوطفلان، حدود یک گروهان واحد خودی مستقر است. در کیلومتر14 آبادان، دشمن یک گلوله خمپاره به طرف ما شلیک کرد. تا کیلومتر11 گروه به پیشروی ادامه داد، ولی از آن به بعد، زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت، به طوری که استنباط می‌شود، نیروهای دشمن در شمال جاده ماهشهر ـ آبادان گسترش داشتند. این گزارش نشان می‌دهد که در روز پنجم آبان‌ماه، نیروهای دشمن حدود 6 تا 8 کیلومتری شمال رودخانه بهمنشیر مستقر بودند.

اما مسئله‌ای که هنوز به طور کامل در منطقه اروند حل نشده بود، فرماندهی عمومی بود. هنوز رابطه فرماندهی مشخصی بین عناصر نیروهای رزمنده در جنوب کارون که در مقابل پل خرمشهر دفاع می‌کردند و همچنین فرماندهی جزیره آبادان وجود نداشت و فرماندهی منطقه3 دریایی خرمشهر مانند قبل به صورت مستقل در منطقه جنوبی خرمشهر فعالیت داشت. این فرماندهی در روز پنجم آبان، به فرماندهی نیروی دریایی چنین گزارش داد:

خرمشهر در اشغال کامل دشمن است. نیروهای دشمن مواضع دفاعی نیروهای ما را در جنوب کارون زیر آتش شدید خود قرار داده‌اند. در صورت عبور دشمن از پل و اشغال کرانه جنوبی کارون، آبادان نیز در خطر سقوط قرار خواهد گرفت. در قسمت دیگر این گزارش، بیان شده بود در جبهه ایستگاه7 و 12 درگیری وجود دارد، ولی هیچ ارتباطی بین واحدهای رزمنده ما وجود ندارد، چون عملیات آن جبهه از بندر امام خمینی هدایت می‌گردد.

در روز پنجم آبان، ستاد مشترک تازه احساس خطر جدی برای تأسیسات پالایشگاه آبادان کرد و طی نامه‌ای از وزارت نفت خواست به هر طریق ممکن، تأسیسات پالایشگاه و همچنین نفت ذخیره‌شده در تانک‌های مخازن نفت آبادان را تخلیه نماید تا از خطر انهدام یا افتادن به دست دشمن جلوگیری گردد.

قبلاً گفتیم؛ یک گردان پیاده و یک گروهان تانک و یک آتشبار توپخانه از لشکر77 مشهد به اهواز وارد شده بود. در روز سوم آبان، جانشین رئیس ستاد مشترک دستور داد؛ این واحد منهای گروهان تانک به ماهشهر حرکت داده شود. این واحد در 4 آبان، وارد ماهشهر شد. در پنجم آبان‌ماه، فرمانده این گردان (سرهنگ2 کهتری) به فرماندهی منطقه نبرد خرمشهر تعیین گردید و به وی ابلاغ شد با واحد تحت فرماندهی خود به خرمشهر حرکت کند و فرماندهی آن منطقه را به عهده بگیرد و ضمن دفاع از کرانه جنوبی کارون در خرمشهر، نیروهای دشمن را در کرانه شمالی این رودخانه عقب براند و بنا به دستور، اشغالگران را سرکوب یا از خرمشهر بیرون براند.

باید گفت؛ این دستور نیز از آن دستورات ناپخته و پراحساس بود. حدود یک لشکر دشمن خرمشهر را اشغال کرده بود، یک گردان پیاده بایستی آن لشکر را از یک شهر بیرون می‌راند. در این دستور، به سرهنگ کهتری دستور داده شده بود؛ با ستاد عملیات آبادان به فرماندهی سرهنگ2 حسنی‌سعدی ارتباط برقرار کند و اطلاعات لازم را از ایشان بگیرد و همکاری مداوم با ایشان داشته باشد و نتایج عملیات را از طریق ستاد عملیات آبادان به قرارگاه فرماندهی اروند گزارش نماید. ضمناً یادآوری شده بود نیروهای انقلابی را سازمان داده و از وجب به وجب خاک میهن اسلامی دفاع نماید.

ناگزیر از بیان این موضوع هستم که در اوایل جنگ، تعداد زیادی از افسران فرمانده واحدهای ما، یا اصولاً تجربه فرماندهی نداشتند، یا مدت زمانی کوتاه در واحدهای کوچک و با درجات پایین خدمت کرده بودند و تمام مدت خدمت افسری ارشد را در ستاد نیروی زمینی، دانشکده فرماندهی و ستاد و مرکز آموزش گذرانده بودند. عملاً حتی فرمانده گردانی نیز نکرده بودند. گرچه بعضی از آنان از نظر دانش نظامی کلاسیک، جزو مطلع‌ترین افسران ارتش ایران بودند.

این افسران به اصطلاح نظامی آکادمیک و دانشگاهی، تجربه عملی درباره رهبری عده‌ها، به ویژه عده‌های بزرگ گردان و تیپ و لشکر و بالاتر از آن را نداشتند. افسران رده‌های پایین‌تر نیز تا حدودی در همین شرایط بودند. به علت اثرات انقلاب در ارتش، اغلب افسران فرمانده باتجربه از ارتش خارج شده بودند. این موضوع یکی از مشکلات بزرگ نیروهای ما در آغاز جنگ بود. در منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان، این وضعیت در بالاترین سطح خود بود و می‌توان گفت ورود سرهنگ دوم کهتری با گردان تحت فرماندهی خود به منطقه عملیات اروند، نقطه عطفی بود که تا حدودی به این وضعیت نابسامان خاتمه داد. ما نتیجه بسیار مثبت و ارزنده این تغییر حالت فرماندهی را در جلوگیری از سقوط آبادان مشاهده می‌کنیم و شرح آن را در حوادث روز 8 آبان به بعد خواهیم داد.

سقوط خرمشهر سبب نگرانی فوق‌العاده ساکنین جزیره آبادان شد و آنها با مراجعه به مقامات مسئول، برای نجات آبادان استمداد می‌کردند و گروهی نیز شهر را ترک می‌نمودند. قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب در پاسخ نامه‌هایی که برای درخواست اعزام نیروی بیشتر به ماهشهر داد، اعلام نمود در تاریخ 3/8/59، تعداد 1500 قبضه ژ3 در اختیار آقای دکتر چمران قرار گرفت تا نیروهای مردمی را مسلح نماید. همچنین در روز 4/8/59، تعداد 20 قبضه خمپاره‌انداز 120م‌م به آقای دکتر چمران تحویل شد. یک گروه رزمی اعزامی از لشکر77 مشهد در 4/8/59 به ماهشهر اعزام شد و در اختیار فرماندهی اروند قرار داده شد. قبلاً نیز یک گردان پیاده از لشکر21 در اختیار آن فرماندهی بود. دستور داده شد دو گردان پیاده دیگر لشکر77 به خوزستان تغییر مکان داده شود و در ماهشهر در اختیار فرماندهی اروند قرار گیرد. این گردان‌ها از روز 5/8/59، شروع به حرکت به وسیله راه‌آهن خواهند کرد. ضمناً آقای مرتضی رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در 4/8/59، در حضور آقای بنی‌صدر اظهار داشت 800 نفر نیروی مسلح به خرمشهر اعزام خواهد کرد.

با توجه به این پیام ملاحظه می‌شود؛ بعد از حوادث ناگوار خونین‌شهر و عدم موفقیت در شمال آبادان و ایجاد تهدید جدی در منطقه نبرد آبادان، احساس خطر بیش از پیش مشهود گردید و اقدامات مؤثری برای دفاع در این منطقه آغاز شد، ولی خیلی دیر شده بود.

پس از عقب‌نشینی نیروهای خودی از خرمشهر، هنوز تعدادی از افراد سپاه پاسداران که عده آنها حدود 200 نفر اعلام می‌شد، در خرمشهر باقی ماندند و به دفاع از شهر ادامه دادند و هم‌زمان با سایر نیروها از پل عبور نکردند و به جنوب کارون عقب نیامدند. این موضوع سبب نگرانی تمام مقامات مسئول شده بود، تا اینکه نیروی دریایی در ساعت 1230 روز پنجم اعلام کرد این افراد با قایق به وسیله تکاوران دریایی از رودخانه عبور داده شده و نجات یافته‌اند.

در روز پنجم آبان، همچون روزهای گذشته تبادل آتش جریان داشت که برتری کامل با دشمن بود. ضمناً در این روز بار دیگر هواپیماهای عراقی فعال شدند و آبادان و سربندر را بمباران کردند و خساراتی وارد نمودند. متقابلاً هواپیماهای ما نیز چندین پرواز مرزی بر مواضع دشمن اجرا کردند و مواضع دشمن را بمباران نمودند.

حوادث روز ششم آبان‌ماه

در حوادث روز ششم، اولین نکته جالبی که به چشم می‌خورد، دستور اعزام گردان‌های رزمی لشکر92 زرهی که در خرمشهر مستقر بودند، به اردوگاه استراحت برای تجدید سازمان است. با توجه به تلفات سنگینی که به سه گردان لشکر92 زرهی، شامل گردان‌های232 تانک، 165 پیاده مکانیزه و 151 دژ وارد شده بود، این گردان‌ها بعد از تشکیل فرماندهی اروند، جزو عناصر زیر امر آن فرماندهی قرار گرفتند.

تیمسار فلاحی که عملاً آن فرماندهی را هدایت می‌کرد، دستور داد؛ این گردان‌ها از خوزستان به درود لرستان اعزام شوند و در آن محل، اردوگاه استراحت تشکیل دهند و با دریافت پرسنل و وسایل تجدید سازمان نمایند. اما قبل از اجرا از فرمانده نیروی زمینی نظرخواهی شد، ایشان نظر دادند در شرایط موجود خارج کردن عده‌ای از صحنه عملیات خوزستان به صلاح نیست و اگر لازم است این گردان‌ها برای بازسازی از میدان نبرد خارج شوند، بهتر است در محلی در خوزستان، اردوگاه استراحت تشکیل شود و پادگان هفتگل برای این منظور پیشهاد شد. اما تیمسار فلاحی صلاح دیدند در کنار رودخانه جلف‌آباد، نزدیکی پل رامشیر این اردوگاه تشکیل شود که به همین نحو عمل شد.

 در تمام طول جنگ، این اقدام برای اولین و آخرین بار بود، زیرا اصولاً ارتش جمهوری اسلامی ایران در شرایطی جنگ را آغاز کرد و به آن ادامه داد که اجرای برنامه‌های کلاسیک نظامی مقدور نبود. زیرا بر فرض اینکه یگانی به اردوگاه استراحت اعزام می‌شد، پرسنل اضافی و تجهیزات انبارشده وجود نداشت تا به آن یگان واگذار شود. چنان‌که همین گردان‌ها نیز بعد از چند روز، بدون اقدامات قابل ملاحظه‌ای دوباره به میدان نبرد برگردانده شدند. فقط افراد موجود چند روزی از صحنه نبرد دور بودند و آرامشی داشتند.

با وجود اینکه 48 ساعت بود خرمشهر به اشغال کامل نیروهای متجاوز عراق درآمده بود، هنوز در گزارش‌های قرارگاه‌ها، به چگونگی این اشغال نظامی اشاره می‌شد. مثل اینکه کم‌کم مطلب مهم دیگری درباره خرمشهر باقی نمانده بود. اما منطقه بحران به شمال آبادان کشیده شده بود. هر روز و هر ساعت خبر از بمباران و گلوله‌باران شهر آبادان و پیشروی دشمن به طرف رودخانه بهمنشیر و عبور از آن و محاصره کامل آبادان داده می‌شد.

آنچه که در تمام گزارش‌ها تکرار می‌شد، مرکز تهدید در این منطقه بود که ایستگاه7 و 12 بود. در گلوله‌باران و بمباران روز ششم آبان در شهر آبادان 10 نفر شهید، 120 نفر مجروح شدند. سقوط خرمشهر میزان خطر برای آبادان را فوق‌العاده افزایش داد. نیروهای دشمن از سه طرف شمال و جنوب و شمال‌شرق با آتش و حرکت، جزیره آبادان و در مرکز آن شهر آبادان را تهدید می‌کردند. عملیات پوشش و فریب نیروهای دشمن در کرانه جنوبی اروندرود افزایش یافت.

هنگ ژاندارمری آبادان که مسئولیت پوشش کرانه شمالی اروندرود را بر عهده داشت، پیشنهاد کرد برای خنثی کردن تهدید احتمالی نیروهای عراق در عبور از اروندرود، پاسگاه‌های کرانه اروندرود تقویت شوند. در آن موقع، این پیشنهاد کاملاً منطقی بود، زیرا اگر نیروهای عراقی موفق می‌شدند از سمت خرمشهر یا بهمنشیر وارد جزیره آبادان شوند، به احتمال زیاد نیرویی نیز با هر وسیله ممکن از اروندرود عبور می‌دادند و مواضع نیروهای ما را که در جبهه شمالی جزیره آبادان دفاع می‌کردند، از پشت و از سمت جنوب مورد تهدید قرار می‌دادند و این کار چندان مشکل نبود. ضمن اینکه فاصله بین پاسگاه‌ها 7 تا 10کیلومتر بود و اگر یک پاسگاه غافلگیر می‌شد و منهدم می‌گردید، یک شکاف 15 تا 20 کیلومتری در خط پوشش باز می‌شد و نیروهای دشمن می‌توانستند از این شکاف به سادگی وارد جزیره شوند. اما به طوری که حوادث جنگ نشان داد، ارتش عراق با برآوردی که از ضعف ارتش ایران کرده بود، نیازی برای عبور از اروندرود احساس نکرده بود و تصور کرده بود در مدت کوتاهی از راه زمینی خرمشهر و سپس آبادان را تصرف خواهد کرد. بنابراین، پیش‌بینی وسایل عبور از اروندرود را نکرده بود.

گرچه در چند روز گذشته، ارتش و ملت کشور ایران دچار لطمات سختی در جبهه اروندرود گردید، ولی مقامات مسئول برای جلوگیری از تکرار حوادث آمادگی بیشتری پیدا کردند. برای دفاع از جزیره آبادان، اقدامات مؤثری به عمل آمد.

در روز ششم آبان، نیروهای پوششی ما که در کرانه بهمنشیر مستقر بودند، یک تک محدود به نیروهای دشمن به سمت جاده آبادان ـ ماهشهر اجرا کردند که بنا به گزارش فرمانده عملیات نسبتاً موفقیت‌آمیز بود. همین‌که دشمن متوجه اراده و تصمیم قاطع رزمندگان ما می‌شد، اثرات روانی فوق‌العاده‌ای در سرنوشت جنگ داشت. ضمن اینکه هرگونه ایجاد وحشت در افراد دشمن، سبب تضعیف توان رزمی ارتش عراق می‌گردید، زیرا به افراد ارتش عراق وعده جنگ یک هفته‌ای داده بودند. در حالی که، هفته ششم جنگ آغاز شده بود و هیچ‌گونه سستی در اراده مقامات مسئول سیاسی و نظامی ایران و همچنین رزمندگان دلیر ما به وجود نیامده بود. این امر کاملاً بر خلاف انتظارات حکومت و ملت و ارتش عراق و حتی سایر کشورها بود. آتش‌فروزان این جنگ بر مبنای جنگ‌های اعراب و اسرائیل برآورد کرده بودند دولت و ملت ایران در مدت چند روز به زانو درخواهد آمد و آتش‌بس را قبول خواهد کرد.

در این شرایط، هر عملی که از طرف نیروهای رزمنده ما، حتی خیلی کوچک برای نشان دادن قاطعیت تصمیم و تسلیم‌ناپذیری در شکست نشان داده می‌شد، اثرات فوق‌العاده‌ای در کل سرنوشت جنگ می‌توانست داشته باشد. به همین علت، به نظر نگارنده، آن عملیات محدود و کم‌وسعت در ماه‌های اول جنگ که از طرف رزمندگان ما انجام گردید، اثرات فوق‌العاده بزرگی در جریان جنگ داشت. از جمله آن، حملات متقابل محدود در شمال آبادان بود. البته باید یادآور شوم که متأسفانه در اوایل جنگ، مشکلات فرماندهی و کنترل نیروهای ما آنچنان زیاد بود که اجازه نمی‌داد طرح‌ریزی‌هایی منطقی‌تر و حساب‌شده‌تر انجام گردد.

مثلاً در حمله روز سوم آبان، در محور ماهشهر ـ آبادان، برای واحد پیاده در گرمای هوایی بالاتر از 40 درجه سانتی‌گراد و در زمین کاملاً باز و به دشمنی بیش از پنج برابر قوی‌تر، هدفی در عمق حدود 20 کیلومتر انتخاب شده بود و این طرح‌ریزی کاملاً عاری از واقع‌بینی نظامی بود. ولی بعدها ما متوجه شدیم که با توجه به شرایط کلی زمین و آب و هوای منطقه و توان رزمی نسبی نیروهای خودی و دشمن، نباید هدف‌های در عمق انتخاب کنیم، مگر اینکه عملیات مرحله‌بندی شود و هر روز قبل از آنکه گرمای سوزان، طاقت پرسنل را از بین ببرد، یک مرحله از عملیات خاتمه یابد. بدین طریق، هر قدر زمان جنگ طولانی‌تر می‌شد، تجربه جنگی فرماندهان ما نیز بیشتر می‌گردید و طرح‌های منطقی‌تری تهیه و اجرا می‌شد.

در ششم آبان‌ماه، فرمانده اروند تصمیم گرفت؛ مواضع دفاعی جزیره آبادان را که دورتادور جزیره بود، تقویت کند. تنها نیروی در دسترس باقیمانده، حدود 200 نفر تکاور نیروی دریایی بود که در بندر امام خمینی مستقر بود؛ لذا فرماندهی اروند به فرمانده این واحد تکاور دستور داد یگان خود را به جزیره آبادان تغییر مکان دهد و زیر امر فرماندهی عملیات آبادان قرار گیرد.

از طرفی، فرماندهی اروند یک برآورد وضعیت منطقی درباره منطقه عملیات اروند کرد و چنین نتیجه‌گیری نمود که در شرایط موجود، نه تنها جزیره آبادان، بلکه شادگان و بندر ماهشهر و بندر امام خمینی نیز در مقابل تهدید جدی ارتش متجاوز عراق قرار دارند و لازم است برای تقویت قدرت دفاعی این منطقه، یگان‌های بیشتری در اختیار این فرماندهی قرار گیرد.

نکته حائز اهمیت در این برآورد وضعیت، این بود که فرماندهی اروند اصل دفاع در شرایط موجود را پذیرفت و احساسات غیرمنطقی مانند حمله با یک گردان به یک تیپ را کنار گذاشت. نیروهای تقویتی که فرماندهی اروند درخواست کرد، شامل یک گردان تانک، سه گردان پیاده زرهی، یک گردان نیروی مخصوص، سه گردان توپخانه 130 میلی‌متری، یک گردان کاتیوشا، یک گردان توپخانه پدافند هوایی، یک گردان مهندسی رزمی و یک گردان مخابرات و عناصر پشتیبانی خدمات رزمی کافی بود. یعنی حدود یک تیپ تقویت‌شده از نیروی زمینی درخواست شد.

 این درخواست غیرمنطقی نبود، زیرا عملاً ثابت شد که لازم بود. به همین علت، لشکر77 پیاده مشهد بعد از چهار ماه، به آن منطقه اعزام شد. اما این سوال بار دیگر مطرح می‌شود که چرا قبل از جنگ، قبل از ایجاد بحران شدید، این اقدامات انجام نشد. در این باره، از مسائل دیگر باید گفت در آن موقع، اشغال افغانستان به وسیله ارتش شوروی انجام گرفته بود و روابط ایران با حکومت کمونیستی افغانستان بدتر از روابط عراق بود. لذا لشکر77 پیاده زرهی مشهد و لشکر88 زرهی زاهدان برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سمت افغانستان یا عوامل ضدانقلاب در سیستان و بلوچستان در نظر گرفته شده بود. اما حوادث بعدی جنگ مسائل دیگری به وجود آورد و دفاع در مرزهای شرقی ایران کنار گذاشته شد.

با گذشت زمان و پایان کار خرمشهر، باقیمانده نیروهای رزمنده این منطقه دچار خستگی روحی شدند و کارایی رزمی آنها کاهش فوق‌العاده‌ای یافت. حقیقتاً نیز نیاز به تعویض و استراحت داشتند. چنان‌که درباره سه گردان رزمی لشکر92 زرهی، چنین تصمیمی گرفته شد. فرمانده تکاوران دریایی نیز پیشنهاد کرد عناصری که از آغاز جنگ در منطقه نبرد خرمشهر بودند، برای مدتی به منطقه عقب اعزام شوند و تجدید قوا کنند، این تعویض به مرور انجام گردید.

در روز ششم آبان‌ماه، نیروی هوایی ایران حملاتی در منطقه عملیات اروند اجرا کرد و ضرباتی به نیروهای دشمن در جنوب اروندرود وارد نمود، ولی در منطقه خرمشهر ـ آبادان، پوشش پدافند هوایی دشمن مانع از اجرای مأموریت هواپیماهای ما شد.

اطلاعات رسیده حاکی از آن بود که نیروهای دشمن آماده می‌شدند در رودخانه کارون بین خرمشهر و جزیره آبادان پل نظامی برقرار سازند. زیرا نیروهای ما از پل ثابت خرمشهر جانانه دفاع می‌کردند. محل احتمالی احداث پل، حوالی کوت شیخ برآورد گردید.

درباره آگاهی بیشتر از وضعیت نیروهای رزمنده ما در خرمشهر، گزارش فرمانده یگان ژاندارمری اعزامی از هنگ بوشهر، نمایانگر وضعیت این واحدها است. فرمانده این واحد در ششم آبان گزارش داد واحد تحت فرماندهی او در آغاز ورود به خرمشهر 48 نفر بودند. از این عده دو نفر شهید، یک نفر مفقود و 21 نفر مجروح و بستری می‌باشند. از جمله فرمانده این یگان جزو مجروحین است و به این علت درخواست تعویض این واحد شد.

 با توجه به این آمار، این یگان حدود 50درصد استعداد رزمی خود را از دست داده بود. ضمن اینکه افراد باقیمانده نیز به علت اثرات ناشی از جنگ و عدم موفقیت در مقابل این همه تلاش، از روحیه آنچنانی برخوردار نبودند. این ضعف روحیه سبب ضعف انضباط و از هم گسیختگی بیشتر قدرت فرماندهی و کنترل شده بود. به طوری که، هنگ ژاندارمری آبادان گزارش داد وضعیت تفرقه و بی‌انضباطی افراد نظامی در داخل شهر آبادان از قدرت کنترل دژبان و مأمورین انتظامات خارج شده است.

اطلاعاتی که از وضعیت آبادان، به ویژه جزیره مینو می رسید، حاکی از تلاش بیش از پیش دشمن برای ورود به جزیره آبادان از سمت شمال و جنوب بود؛ لذا فرماندهی اروند دستور داد گردان153 پیاده اعزامی از لشکر77 مشهد، هرچه سریع‌تر با هر وسیله مقدور به آبادان تغییر مکان داده شود و تحت نظر فرماندهی عملیات آبادان و فرمانده گردان مربوطه برای خنثی کردن تهدیدات، اقدامات سریع به عمل آید. بدین ترتیب، گردان153 پیاده به وسیله هلی‌کوپتر و هواناو از ماهشهر به جزیره آبادان تغییر مکان داده شد. درباره نحوه تغییر مکان و عملیات این گردان در بخش پنجم همین فصل، خاطرات سرهنگ کهتری فرمانده گردان و چند تن از افسران گردان بیان شده است.

بالأخره آخرین وضعیت عملیاتی منطقه خرمشهر ـ آبادان در ششم آبان، چنین اعلام شد که تمرکزات سنگین آتش دشمن به کرانه جنوبی کارون در خرمشهر اجرا می‌گردد. به ویژه قسمت جنوبی پل به شدت کوبیده می‌شود. در جبهه شمال آبادان، نیروهای خودی با دشمن درگیرند. در این دوره، عملیات نیروی هوایی ما حملات مؤثری بر مواضع دشمن اجرا کرد و متقابلاً بالگردهای دشمن به آبادان حمله کردند و خساراتی بر تأسیسات آن وارد نمودند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده