شکارچی تانک(16)
عملیات بیت المقدس پس از گذشت چند روز از پایان عملیات پیروزمندانه فتح المبين، روزی دستور دادند که بایستی تیپ به اطراف اهواز حرکت کند این خبر تقریبا باور نکردنی بود. چون بعد از عملیات به آن وسیعی به این زودیها امکان عملیات جدید نبود و اگر هم می بایست عملیات جدیدی صورت گیرد چرا به این ضرب الاجلی؟ این مسئله قدری سؤال برانگیز بود ولی کسی درست نمی دانست که قرار است عملیات بیت المقدس شروع شود.

به هر ترتیبی بود حرکت کردیم و به اهواز رسیدیم و به زودی در تأسیسات شرکت پیروز مستقر شدیم پس از استقرار، اکثر پرسنل به مرخصی اعزام شدند. پس از مراجعت از مرخصی جهت عملیات جدید به پشت رودخانه کارون روبروی ایستگاه حسینیه اعزام شدیم. بعد از چند روز آمادگی و شناسائی محورها درشب۱۰ اردیبهشت1361  با گذشتن از پل شناور که روی رودخانه کارون احداث شده بود عملیات بیت المقدس را شروع کردیم.

در آغاز عملیات، یگان های تیپ55 هوابرد زودتر از یگان های دیگر به هدف رسیده بودند و توانستند پس از درگیری شدید تعداد زیادی از پرسنل دشمن را به هلاکت برسانند و با گرفتن تعدادی اسير، مواضع اولیه قبل از جاده اهواز – خرمشهر را به تصرف خود در آورند که خود شاهد بودم این خبر را خیلی سریع به وسیله بی سیم جهت اطلاع و روحيه دادن به یگان ها مخابره کردند. یگان های دیگر با تلاش فراوان به هدفهای اولیه خود دست یافتند. ما با سلاحهای ضد تانک همگی منتظر دستور حرکت بودیم. با نزدیک شدن به صبح هر چه با فرماندهی تماس گرفتم، به علت دور بودن نتوانستیم صدای آنها را دریافت کنیم و اگر آنها هم می خواستند با ما تماس بگیرند صدایشان به ما نمی رسید. همین که هوا روشن شد با تمامی سلاحهای ضد تانک گردان که زیر امر من بودند حرکت کردیم که خودمان را به یگان های پیاده برسانیم اما هرچه رفتیم یگان های خودی را ندیدیم، تا اینکه به نزدیک جاده اهواز خرمشهر رسیدیم. از دور تانک ها و نفربر های مسلح به مالیوتکای دشمن را دیدم که مدام تیراندازی می کنند. نفرات پیاده خودی هم چند کیلومتری سمت چپ ما سعی داشتند به جاده اهواز – خرمشهر نزدیک شوند. اما حرکت تانک های مستقر در روی جاده آسفالته به سختی صورت می گرفت و پیشروی آنها کند شده بود. دستور دادند تفنگهای106 م م که۱۰ قبضه بودند به صورت دشتبان آرایش گرفته و با آتش و حرکت پیش بروند تا در برد موشک تاو قرار بگیرند، همین کار انجام گرفت. با۱۰ قبضه تفنگ106 و با دو قبضه موشک به صورت خط زنجیر حرکت کردیم و یک در میان سلاحهای تفنگ106 تیراندازی می کردند و پیش می رفتیم تا به برد موشک رسیدیم. در این هنگام من شروع به تیر اندازی و انهدام تانک ها و نفربرهای مسلح به موشک مالیوتکا کردم . وقتی تعداد14 دستگاه تانک و نفربر را در روی جاده منهدم کردم بقیه تانک ها از روی جاده عقب نشینی کردند و نیروهای پیاده توانستند خودشان را به جاده برسانند. البته باز هم کمک و یاری خدا بود که ما بدون آسیب به آن صورت در مقابل آن همه تانک دشمن که بی وقفه سعی می کردند ما را مورد هدف قرار دهند، ایستادیم و آنها را منهدم کردیم.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده