خرمشهر تا ابوغریب(18)
زيارت كربلا و نجف در اسارت سئوال: آيا وقتي در عراق اسير بوديد شما را براي زيارت هم بردند؟ بله يك دفعه كربلا ، نجف، حرم حضرت عباس (ع) بردند. البته چه زيارتي، عرض كنم كه 20 دقيقه هم نگذاشتند باشيم، تا مي آمديم نماز بخوانيم، بلند مي كردند و به بيرون پرت مي كردند.

 سئوال: در آستانه آزادي بوديد؟

بله بعد از قطعنامه بود

وضع فعلي چشمانم

سئوال: ناراحتي چشمتان چه شد؟ الان چشمتان تخليه شده است؟

نه تخليه نشده است، الان يك چشمم اصلاً نمي بيند اعصابش از بين رفته. اون يك چشمم، باز هم به تازگي توسط آقاي دكتر جوادي عمل شده است. هنوز هم اگر از صورتم راديو گرافي بشود پر از تركش است. الان نزديك عصب چشم راست تركش هست كه دكتر جوادي گفت در اين سال ها زنگ نزده و جنسش هم جوري است كه كاري با عصب چشمت نداشته بهتر است به آن دست نزنيم.10-12 سال اينجا بودي، 8-9 سال هم اسير بودي، چيزي نشده، فعلاً بگذار بماند، مشكلي نيست. فقط آب مرواريد چشم من را عمل كرده است. فقط سايه هايي هميشه هست. وقتي آفتاب مي‌خورد آن سايه ها هم نور ضد پخش مي كنند. كاتاراكت(آب مرواريد) بخاطر ضربه بود. آن ضربه اي كه خورد عدسي را خراب كرده و به مرور اين طوري شده است. حالا پيشنهاد هايي هم دادند كه بروم و عمل كنم، همين داخل كشور خودمان. دكتر هاي خوبي داريم با تجهيزات خوب كه عمل كنم بهتر است. مثل آقاي دكتر جوادي كه بسيار آدم خوب و شريف و متخصصي است. ديگر حرفي براي گفتن ندارم و مزاحم وقت شما نمي شوم. شايد اين مصاحبه براي كساني كه نشنيده بودند جالب باشد.

 منبع: خرمشهر تا ابوغریب (خاطرات دريادار2 دكتر هادي عظيمي راد)، عظیمی راد، هادی،1389، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده