نبرد دلیران ایران زمین(23)
چون فاصله زمانی بین اجرای دو عملیات عمده در جنگ ایران و عراق، تا آن زمان به طور معمول بیش از چند ماه بود و این رکود زمانی بین دو عملیات به صورت امری عادی و متداول شناخته شده بود، لذا تغییر و تقلیل این زمان میتوانست عاملی مهم برای غافلگیر نمودن دشمن محسوب گردد. بر این مبنا، سرعت در جابجایی یگانها و طرحریزیهای عملیات مد نظر قرار گرفته و از اهمیت ویژهای برخوردار بود.

عملیات بیت‌المقدس

بعد از عملیات فتح‌المبین، روحیه بسیار عالی بر رزمندگان ایرانی حاکم بود و قوت و اطمینان خاصی برای ادامه نبرد داشتیم. در آن زمان، بیشتر از همه، بُعد روحی و روانی بر ما حاکم بود تا عوامل دیگر. درست برعکس همین حالت را می‌شد در دشمن مشاهده نمود و به تناسب همین روحیه و توانمندی که در جبهه ما به وجود آمده بود، در جبهه دشمن ضعف و ناامیدی به وجود آمده و دشمن در مواضع انفعالی قرار گرفته بود و این دلیل پیروزی رزمندگان اسلام می‌شد.

فرماندهان تیپ37 زرهی و سایر یگان‌های موجود در منطقه به علت اینکه عملیات فتح‌المبین چندین روز متوالی تداوم داشت و در نتیجه طولانی شدن جنگ، پرسنل خسته شده و در حال حاضر، در مواضع پدافندی مستقر بودند، تصمیم گرفتند تعدادی را روانه  مرخصی کنند تا هم رفع خستگی نمایند و هم در ایام عید در کنار خانواده‌های خود باشند و سفیر شادی پیروزی‌های بدست‌آمده برای مردم ایران در سراسر کشور عزیز باشند.  

در همین راستا، من هم یک هفته به مرخصی آمدم. ولی در غیاب من، سرگرد علی عباسی فرمانده گردان239 تانک مختلط ام60 و ام47 ترکش خورد و به عقب جبهه و بیمارستان اعزام گردید و سروان بهرام‌زاده سرپرستی گردان را به عهده گرفت.

در تاریخ دهم فروردین1361، به تیپ37 زرهی ابلاغ گردید که سریعاً به منطقه اهواز حرکت کرده و منطقه تجمعی را در ارتفاعات فولی‌آباد واقع در غرب اهواز اشغال نماید و آماده اجرای عملیات در منطقه کربلا3 (عملیات بیت‌المقدس) گردد. پس از خاتمه مرخصی و آمدن به اهواز، به منطقه تجمع گردان239 تانک رفته و با تلاش شبانه‌روزی، تانک‌ها و خودروهای آسیب‌دیده و تعمیری را آماده نبرد نموده و در عین حال، شروع به شناسایی‌های اولیه از منطقه عملیات احتمالی آینده نمودیم.

منطقه عمومی عملیات بیت‌المقدس در جنوب‌غربی اهواز ـ خرمشهر

 

حداکثر پیشروی نیروهای عراقی در منطقه جنوب‌غربی اهواز ـ خرمشهر

 

قرارگاه عملیاتی کربلا3 منطقه وسیعی را برای عملیات بیت‌المقدس در نظر گرفته بود که از طرف شمال به رودخانه‌های نیسان و کرخه‌کور، از طرف شرق به رودخانه کارون، از طرف جنوب به شهر خرمشهر و اروندرود، از طرف مغرب به کرانه‌های هورالعظیم و هورالهویزه و از حوالی نشوه تا بصره در خاک عراق محدود بود که مساحتی در حدود 6000 الی 8000 کیلومترمربع را دربرمی‌گرفت. به طور کلی، زمین‌های منطقه عملیات صاف و هموار و فاقد برجستگی برای اختفاء و پوشش بوده و انواع حرکات پیاده و خودرویی را برای یگان‌ها تسهیل می‌نمود.

از بعد از عملیات غرب اهواز و منطقه سوسنگرد در دی‌ماه1359، به منظور جلوگیری از حملات احتمالی دشمن به اهواز، فرماندهان و مسئولین منطقه در پی بررسی‌ها و مطالعات زیاد، با همکاری مسئولین و مهندسین سازمان آب خوزستان طرحی را تهیه و اجرایی کردند که آب رودخانه‌های کارون و کرخه را با پمپاژ به زمین‌های غرب کارون  و جنوب کرخه هدایت نمودند و بدین طریق، موانع مصنوعی در جلو نیروهای دشمن ایجاد شد و در نیروهای پدافندی صرفه‌جویی شایان توجهی نمودند و این آب‌گرفتگی‌ها تا آغاز عملیات بیت‌المقدس همچنان وجود داشت.

از اواخر سال1360، با توجه به طرح‌های عملیاتی و اینکه نیروهای جمهوری اسلامی ایران به حالت آفندی درآمده بودند، مناطق آب‌گرفته، به ویژه برای عملیات طرح کربلا3 (عملیات بیت‌المقدس) فضای مانوری نیروهای آفندی خودی را محدود و در عوض به پدافند دشمن در منطقه کمک می‌نمود؛ لذا از سازمان آب خوزستان که مجری طرح‌های آب‌گرفتگی بود، خواسته شد که ادامه جریان آب را به مناطق یادشده متوقف نمایند. با قطع جریان آب، مناطق آب‌گرفته که به صورت دریاچه‌های تقریباً کوچک و بزرگ مجزایی درآمده بودند، شروع به خشک شدن نمود، ولی به علت تبعیت از تدبیر سرعت در آمادگی و اجرای عملیات، عملاً از این خشک شدن که نیاز به چندین ماه زمان داشت، هیچ استفاده‌ای نگردید.

 

وضعیت مناطق آب‌گرفته در غرب و جنوب‌غربی اهواز قبل از عملیات بیت‌المقدس

 

نیروهای عراقی قبل از عملیات بیت‌المقدس به شرح زیر گسترش داشتند، ولی اندکی قبل از آغاز عملیات و در حین اجرای آن توسط یگان‌های اضافی تقویت شدند:

  1. در جنوب رودخانه‌های کرخه‌کور و نیسان: لشکرهای5 مکانیزه و 6 زرهی و تعدادی تیپ‌های پیاده در امتداد رودخانه‌های کرخه‌کور و نیسان با اتکاء به موانع رودخانه‌ای بسیار مستحکم، همچنین در جنوب‌غربی اهواز تا حوالی ایستگاه آهو در پناه آب‌گرفتگی غرب کارون مستقر شده و پدافند می‌نمودند. استقرار یگان‌های زرهی در حوالی جفیر به عنوان احتیاط، مؤید این نکته بود که دشمن مصمم است سرسختانه از مواضع خود پدافند و هرگونه رخنه احتمالی توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران را با پاتک‌های سنگین زرهی درهم کوبیده و ترمیم نماید.  
  2. در جنوب مناطق آب‌گرفته تا سلمانیه: در این منطقه که حدوداً مقابل دارخوئین قرار داشت، یگان تأمینی دشمن به استعداد یک تیپ به صورت یک پرده پوشش و به فاصله 6 تا 7 کیلومتری از کرانه غربی رودخانه کارون گسترش یافته بودند.
  3. در اطراف شهر خرمشهر: لشکر11 پیاده عراق تقویت‌شده با یگان‌های پیاده و زرهی، پدافند از خرمشهر و مناطق اطراف آن را با اتکاء به رودخانه کارون در شرق و جنوب خاکریزهای مستحکم در شمال و غرب عهده‌دار بود و وضعیت موجود نشان می‌داد که دشمن هیچ‌گونه رخنه‌ای به سمت خرمشهر را نمی‌پذیرد و قصد او نگهداری قاطع خرمشهر است.
  4. جنوب جفیر و غرب جاده اهواز ـ خرمشهر: یگان‌های زرهی و مکانیزه تقویتی و احتیاط متجاوز از لشکرهای3 و 9 زرهی به صورت مجزا در مناطق یادشده گسترش یافته و در صورت نیاز یگان‌های درگیر، خط مقدم را تقویت و یا هرگونه رخنه مواضع مقدم را سریعاً ترمیم نمایند.

به طور خلاصه، دشمن در جبهه‌های نیسان و کرخـه‌کور و خرمشـهر در مواضـع پدافندی مستحکم و پیوسته و در عمق، ولی در منطقه بین دریسه تا سلمانیه به صورت پرده پوشش گسترش یافته بود.

 

آخرین وضعیت خط تماس و گسترش نیروهای متجاوز قبل از عملیات بیت‌المقدس

 

فرمانده نیروی زمینی ارتش بر این اعتقاد بود که پس از عملیات طریق‌القدس و فتح‌المبین، عراق به احتمال بسیار زیاد ادامه اشغال سایر مناطق را جایز ندانسته و به زودی نیروهای خود را به خاطر تزلزل شدید روحیه پرسنل و بیم از فرار دسته‌جمعی آنان از جبهه‌ها و همچنین هراس از حملات گسترده‌تر نیروهای جمهوری اسلامی، به عقب خواهد برد و لذا به منظور وارد ساختن ضربه‌ای مؤثر به ارتش عراق، باید قبل از اینکه اقدام به عقب‌نشینی یا فرار نماید، به آنان حمله کرد و اجازه نداد که دشمن فرصت داشته باشد هنگام عقب‌نشینی تجهیزات و جنگ‌افزارها و وسایل خود را تخلیه نموده و به عقب ببرد.

چون فاصله زمانی بین اجرای دو عملیات عمده در جنگ ایران و عراق، تا آن زمان به طور معمول بیش از چند ماه بود و این رکود زمانی بین دو عملیات به صورت امری عادی و متداول شناخته شده بود، لذا تغییر و تقلیل این زمان می‌توانست عاملی مهم برای غافلگیر نمودن دشمن محسوب گردد. بر این مبنا، سرعت در جابجایی یگان‌ها و طرح‌ریزی‌های عملیات مد نظر قرار گرفته و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

با بررسی‌های ستادی فراوان و در نظر گرفتن عوامل عده‌های خودی و دشمن، قرارگاه مرکزی کربلا مأموریت کربلا3 را چنین بیان داشت: «تک به دشمن در منطقه غرب کارون با عبور از رودخانه کارون و تأمین سرپل و استقرار نیروی کافی در غرب رودخانه و ادامه بلافاصله عملیات به منظور انهدام دشمن و آزادسازی خرمشهر و سایر مناطق اشغالی در غرب کارون.»

حدود و ابعاد سر پل پیشنهادی عبارت بود از:

  1. از سمت شمال: آبادی دریسه تا ایستگاه راه‌آهن آهو در جنوب آب گرفتگی.
  2. از سمت جنوب: ایستگاه راه‌آهن گرم‌دشت تا سلمانیه به فاصله پنج کیلومتری خط پدافندی دشمن در شمال خرمشهر. 
  3. از سمت غرب: جاده اهواز ـ خرمشهر.
  4. مساحت سرپل 700 کیلومترمربع.
  5. عرض سرپل 40 کیلومتر و عمق آن بین 14 تا 21 کیلومتر با توجه به انحنای رودخانه.

نقاط مشخص در خط سرپل (امتداد جاده اهواز ـ خرمشهر) عبارتند از:

ایستگاه‌های راه‌آهن آهو، حسینیه، نود، گرم‌دشت و دهکده‌های مخروبه سید عبود و مشاع در حد فاصل رودخانه کارون تا جاده.

محاسن سرپل پیشنهادی عبارت بود از:

  1. دارا بودن فضا و زمین کافی برای مانور و گسترش یگان‌های عبورکننده از رودخانه کارون.
  2. آزاد شدن قسمت وسیعی از غرب کارون.
  3. تقسیم منطقه اشغالی دشمن از وسط به دو بخش شمالی و جنوبی.
  4. نزدیک شدن رزمندگان ایران به هدف‌های اصلی واگذاری.
  5. استفاده از جاده اهواز ـ خرمشهر به عنوان یک خاکریز پدافندی، به علت ارتفاع زیاد از سطح زمین.
  6. پوشیده بودن جناح شمالی منطقه سرپل به علت آب‌گرفتگی.

قرارگاه کربلا3 برای انجام عملیات بیت‌المقدس سه قرارگاه تشکیل داد:

  1. قرارگاه قدس در شمال به فرماندهی فرمانده لشکر16 زرهی سرهنگ زرهی ستاد سیروس لطفی و برادر پاسدار غلامپور متشکل از «لشکر16 زرهی، تیپ58 ذوالفقار، لشکر1 سپاه پاسداران»:

الف- قدس1: تیپ1 زرهی لشکر16 زرهی و تیپ31 پیاده عاشورا از سپاه.

ب – قدس2: تیپ2 زرهی لشکر16 زرهی و تیپ21 پیاده امام رضا(ع) از سپاه.

پ – قدس3: تیپ3 زرهی لشکر16 زرهی و تیپ پیاده نور از سپاه.

ت – قدس4: تیپ58 تکاور ذوالفقار و تیپ41 پیاده ثارالله از سپاه.

ث – قدس5: تیپ پیاده بیت‌المقدس سپاه.

  1. قرارگاه فتح در مرکز به فرماندهی فرمانده لشکر92 زرهی سرتیپ (شهید) مسعود منفردنیاکی و برادر پاسدار رشید علی‌نور متشکل از «لشکر92 زرهی، تیپ55  هوابرد، تیپ37 زرهی، لشکر3 سپاه پاسداران».

الف- فتح1: تیپ1 زرهی لشکر92 و تیپ14 امام حسین(ع)  از سپاه.

ب – فتح2: تیپ2 زرهی لشکر92.

پ – فتح3: تیپ3 زرهی لشکر92 زرهی و تیپ8 پیاده نجف از سپاه.

ت – فتح4: تیپ37 زرهی، تیپ55 هوابرد، تیپ25 کربلا و گردان151 دژ.

  1. قرارگاه نصر در جنوب به فرماندهی فرمانده لشکر21 حمزه سرهنگ ستاد حسنی‌سعدی و برادر پاسدار شهید حسن باقری متشکل از «لشکر21 پیاده، تیپ23 نوهد، لشکر5 سپاه پاسداران».

الف- نصر1: تیپ1 پیاده لشکر21 پیاده و تیپ7 ولی‌عصر(عج) از سپاه.

ب – نصر2: تیپ2 پیاده لشکر21 پیاده و تیپ27 پیاده محمد رسول الله(ص).

پ – نصر3: تیپ3 پیاده لشکر21 پیاده و تیپ26 پیاده فجر از سپاه.

ت – نصر4: تیپ4 زرهی لشکر21 پیاده.

ث – نصر5: تیپ23 نوهد و تیپ22 پیاده خرمشهر از سپاه.

در اواخر دهه سوم فروردین1361، طرح عملیات کربلا3 (عملیات بیت‌المقدس) تهیه و به یگان‌ها و مبادی ذی‌نفع صادر گردید و بر مبنای راه‌کار انتخاب‌شده، مانور نیروهای ایرانی به شرح زیر تعیین گردیده بود:

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده