نبردهای خرمشهر و آبادان
صدام حسین حاکم فاشیست عراق درباره این موفقیت ارتش عراق خطاب به ارتش چنین گفت: شما برادران من که خرمشهر را از دست دشمن آزاد کردید، برای هر اینچ این شهر خونبهایی دادید، شما در این نبرد، یک برگ درخشان بر تاریخ عراق افزودید. شما برای بیدار کردن مجدد اعراب تلاش میکنید (نقل از کتاب ایران و عراق، تهیه شده در لندن).

حوادث روز چهارم آبان‌ماه

نیروهای ما در تاریکی شب سوم به چهارم آبان، به کرانه جنوبی کارون و به قسمت جنوبی شهر خرمشهر عقب‌نشینی کردند. حدود 200 نفر از رزمندگان دلیر ما که تا آخرین لحظات در خرمشهر دفاع می‌کردند، در محاصره نیروهای متجاوز عراق قرار گرفتند، زیرا پل به دست دشمن افتاد و راه عقب‌نشینی به جنوب کارون به کلی بسته شد. اما دلاورمردان ما با هر وسیله‌ای که امکان داشت، از جمله با قایق‌های محلی، توانستند شبانه از رودخانه عبور کنند و خود را به جنوب رودخانه برسانند و در همان محل موضع دفاعی بگیرند و مانع عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون و از پل خرمشهر به آبادان گردند.

بدین طریق، روز سوم آبان‌ماه 1359 که یکی از منحوس‌ترین روزهای جنگ ایران و عراق است، به پایان رسید. در حالی که ارتش متجاوز عراق به اولین هدف راهبردی خود دست یافت. صدام حسین حاکم فاشیست عراق درباره این موفقیت ارتش عراق خطاب به ارتش چنین گفت:

شما برادران من که خرمشهر را از دست دشمن آزاد کردید، برای هر اینچ این شهر خونبهایی دادید، شما در این نبرد، یک برگ درخشان بر تاریخ عراق افزودید. شما برای بیدار کردن مجدد اعراب تلاش می‌کنید (نقل از کتاب ایران و عراق، تهیه شده در لندن).

*****

روزنامه عراقی در 8 نوامبر (17 آبان) و بعد از 14 روز، خبر سقوط خرمشهر را با آب و تاب زیادی منتشر کردند و اظهار نظر نمودند که اشغال خرمشهر و محاصره آبادان پیروزی عراق را به صورت انکارناپذیری تکمیل کرد و یک منطقه به عمق 13 الی 17 مایل (21 تا 27 کیلومتر) و به عرض 350 مایل (560 کیلومتر) از سرزمین ایران به اشغال نیروهای عراقی درآمد.

در 4 آبان‌ 1359، ناخدادوم صمدی، فرمانده منطقه نبرد خرمشهر، که از آغاز جنگ در جبهه نبرد با یگان تکاور تحت فرماندهی خود می‌جنگید و چند بار نیز تیر خورده و مجروح شده بود، چگونگی سقوط خرمشهر و علل آن را گزارش داد که خلاصه آن بدین شرح است:

از: ناخدادوم تکاور صمدی 

به: فرماندهی ستاد منطقه خرمشهر

گردان یکم تکاوران بوشهر از زمان قبل از آغاز جنگ تا 22/7/59، در عملیات خرمشهر شرکت کرد و در تاریخ فوق به انگیزه تلفات زیاد تعویض شد و گردان تکاور منجیل جایگزین آن گردید. من همراه گردان به اردوگاه استراحت نرفتم و به همکاری با گردان منجیل ادامه دادم و تعدادی از جنگ‌افزارهای سنگین گردان با خدمه مربوطه نیز در خرمشهر باقی ماند. من در تاریخ 28/7/59، به فرماندهی منطقه سوم دریایی منصوب شدم و تا 4/8/59، در این شغل ضمن فرماندهی عملیاتی انجام وظیفه کردم. با توجه به تعداد متنوع یگان‌های شرکت‌کننده در عملیات خرمشهر و عدم وحدت سازمانی و وحدت فرماندهی و ناآگاهی نیروهای مردمی غیرنظامی که به جبهه اعزام می‌شدند و بعضی مواقع نه تنها مفید نبودند، بلکه مشکلاتی نیز ایجاد می‌کردند، با مشکلاتی تا 4/8/59 در خرمشهر مقاومت در مقابل دشمن بسیار قوی و چندین برابر نیروهای ما ادامه یافت. بالأخره در ساعت 0320 تاریخ یادشده، با کسب اجازه از فرماندهی منطقه عملیات به جنوب کارون عقب‌نشینی کردم و یگان‌های تحت فرماندهی من در جنوب کارون موضع دفاعی اشغال کردند. انگیزه اصلی بروز این حادثه، ترک منطقه نبرد به وسیله پرسنل عناصر شرکت‌کننده بود. چنان‌که در یک مورد، تعداد 400 نفر از افراد کمیته‌های 14گانه تهران به منطقه وارد شدند که فقط تعداد 200 نفر از آنان حاضر شدند به منطقه نبرد اعزام گردند و بعدازظهر همان روز این عده به حدود 80 نفر تقلیل یافت. بقیه بدون هماهنگی منطقه را ترک کردند و در روز سوم آبان، فقط 16 نفر از این عده در خرمشهر باقی مانده بودند.

نمونه دیگر تعداد 140 نفر از افراد هوانیروز در اختیار من قرار گرفت، ولی همه آنان حتی فرمانده آن واحد، بعدازظهر همان روز ورود، منطقه نبرد را ترک کردند و فقط حدود 10 نفر از آنان تا مدت سه روز در منطقه نبرد بودند.

عناصر واحدهای نظامی نیز شامل یگان‌های نیروی زمینی و ژاندارمری و شهربانی و تکاور اکثراً قبل از سقوط خرمشهر منطقه نبرد را بدون اجازه ترک کرده بودند.

گروه‌های مردمی مانند گروه الله اکبر، بسیج، فدائیان اسلام، فدائیان امام که تعدادشان زیاد بود، هریک بدون هماهنگی وارد منطقه عملیات می‌شدند و بدون هماهنگی خارج می‌گردیدند. مهم‌تر از همه اینکه، افرادی که می‌خواستند منطقه را ترک کنند، با مطرح کردن بهانه‌های خود، روحیه دیگران را نیز تضعیف می‌نمودند و قدرت مقاومت آنان را کاهش می‌دادند. تعدادی از افراد نیز در خانه‌ها یا در مسجد جامع جمع می‌شدند و فقط اظهار نظر می‌کردند. ولی هنگامی که از آنان خواسته می‌شد به خط مقدم جبهه بروند، با همان دلایل که مثلاً با ژ3 که نمی‌توان در مقابل تانک مقاومت کرد، از رفتن به جبهه خودداری می‌کردند و فقط با بیان گفتارهای تند نسبت به مقامات مسئول هدایت جنگ، ناراحتی دیگران را نیز فراهم می‌نمودند.

امضاء: ناخدادوم صمدی

*****

با توجه به گزارش این افسر فرمانده نبرد خرمشهر، مشکلات واحدهای رزمنده ما در این منطقه خیلی وسیع‌تر از آن بود که امکان ادامه مقاومت بیش از آنچه انجام گرفت وجود داشته باشد. چگونه می‌توان در یک نبرد شهری که الزاماً هر گروه و دسته و حتی هر نفر باید مأموریت نیمه مستقلی را به عهده بگیرد و از خانه‌ای و کوی و برزنی دفاع نماید، با این وضعیت نابسامانی و بی‌سازمانی و بی‌کنترلی، میدان نبرد را اداره کرد. از چنین شرایطی، غیر از آنچه که پیش آمد نتیجه‌ دیگری نمی‌توان انتظار داشت.

به هر حال، با کمال تأسف، خرمشهر از آغاز روز چهارم آبان 1359، به اشغال کامل دشمن درآمد. اما قسمت جنوبی شهر که در کرانه جنوب شاخه شرقی ـ غربی کارون قرار دارد و آن را نیز در اصطلاح محلی جزو خرمشهر می‌دانند، در اختیار و کنترل کامل نیروهای ما باقی ماند و شاخه شرقی ـ غربی رودخانه کارون به صورت خط تماس مشخص بین نیروهای ما و نیروهای دشمن قرار گرفت. این وضع تا 20 ماه بعد که در عملیات بیت‌المقدس دوباره خرمشهر آزاد گردید و به آغوش میهن اسلامی ما بازگشت، بدون تغییر باقی ماند؛ لذا ما در بیان حوادث روزهای آینده به مسئله خرمشهر کمتر اشاره خواهیم کرد. چون حوادث مهمی جز مبادله آتش در این قسمت از منطقه نبرد اروندرود رخ نداد، اما پس از سقوط خرمشهر، منطقه نبرد آبادان فعال‌تر شد.

 نیروهای متجاوز عراقی که لذت پیروزی را در خرمشهر چشیده بودند، تلاش کردند از طریق شرق کارون و شمال بهمنشیر وارد آبادان شوند، زیرا عبور از رودخانه بهمنشیر برای اشغال آبادان آسان‌تر از عبور از رودخانه کارون در جنوب خرمشهر بود و نیروهای مدافع خرمشهر که به کرانه جنوبی عقب‌نشینی کرده بودند، با تصمیم قاطعانه در کرانه جنوبی دفاع می‌کردند و پل خرمشهر را نیز با آتش سنگین خود از سمت جنوب در کنترل خود داشتند، اما در منطقه نبرد شمال بهمنشیر، مقاومت چندانی وجود نداشت. بعد از شکست حمله متقابل نیروهای ما در سوم آبان‌ماه، نیروهای دشمن پی به ضعف نیروهای ما بردند. بنابراین، فشار خود را از شمال به جنوب در کرانه شرقی رودخانه کارون قرار دادند و به بهمنشیر نزدیک شدند تا از آن عبور نمایند.

از روز چهارم آبان، حملات هوایی و گلوله‌باران توپخانه دشمن به شهر آبادان و بندر ماهشهر شدت گرفت، زیرا دشمن پشتیبانی‌های آتش بیشتر برای منطقه خرمشهر اختصاص داد. بعد از سقوط خرمشهر به پشتیبانی‌های منطقه آبادان نیز افزوده شد. به طوری که در بعضی گزارش‌ها، تلفات امروز آبادان ـ خرمشهر 86 نفر شهید و 292 نفر مجروح اعلام گردید.

در ساعت 1100، هواپیماهای دشمن آبادان را بمباران کردند. یک فروند از آنها توسط پدافند هوایی ایران سرنگون گردید. عراق پیروزی‌های خود را در رسانه‌های گروهی بعضی از کشورهای خارج، از جمله آلمان اعلام کرد. به طوری که، یکی از کارکنان سفارت ایران در آلمان تلفنی اطلاع داد عراق اعلام کرده خرمشهر را اشغال نموده و در نبرد دیروز، 17 دستگاه تانک ایران را منهدم کرد و حمله متقابل نیروهای ایران را در شمال آبادان دفع نمود.

دولت عراق بار دیگر با توسل به کشورهای عضو بازار مشترک اروپا، درخواست میانجی‌گری برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق کرد و اعلام نمود دولت عراق جز کنترل آبراه شط‌العرب ادعای ارضی دیگری بر ایران ندارد.

با نزدیک شدن نیروهای دشمن به محور مواصلاتی آبادان ـ ماهشهر، کنترل این محور به دست نیروهای عراقی افتاد و رساندن عناصر و وسایل پشتیبانی از این محور به رزمندگان جزیره آبادان ناممکن شد، لذا الزاماً تدارکات از طریق هوا به وسیله بالگرد و از طریق رودخانه بهمنشیر به وسیله هواناو ارسال می‌گردید، به طوری که نیروی دریایی ایران گزارش داد؛ در روز چهارم آبان، مقداری بیش از 30 تن بار و حدود 700 نفر نیرو، شامل افراد نیروهای تقویتی، تخلیه مجروحین از آبادان به ماهشهر و رساندن وسایل تیم پزشکی به وسیله سه فروند هواناو بین آبادان و بندر ماهشهر جابجا گردید.

با توجه به محدودیت فعالیت هواناوها و آسیب‌پذیری آنها، نیروی دریایی پیشنهاد کرد موتور لنج‌های ژاندارمری یا افراد محلی نیز در امر تدارکات نیروهای مستقر در جزیره آبادان شرکت نمایند.

در روز چهار آبان، خبر رسید که تیپ49 لشکر پیاده عراق نیز وارد منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان شد. بنابراین، دشمن در تدارک حمله وسیع‌تری به آبادان بود. آخرین وضعیت منطقه عملیات اروند در روز چهارم را فرماندهی این منطقه چنین اعلام کرد: نیروهای خودی در کرانه جنوبی کارون و در اطراف پل خرمشهر موضع دفاعی گرفته‌اند. در شمال بهمنشیر، نیروهای ما بین ایستگاه7 و 12 مستقر شده‌اند تا از ورود نیروهای دشمن به جزیره آبادان جلوگیری نمایند. نیروهای رزمنده اعزامی از نهادهای انقلابی، به علت عدم سازمان‌دهی صحیح و نداشتن جنگ‌افزار، تجهیزات و نداشتن فرماندهی مشخص و ناآشنا بودن به انضباط نظامی، فاقد کارآیی رزمی می‌باشند و اکثراً بعد از 24 ساعت درخواست مراجعت می‌نمایند. آتشبارهای موجود در منطقه اروند، به علت محدود بودن برد، فقط به قسمت‌هایی از شمال آبادان و خط سرپل دشمن تیراندازی می‌کنند و قادر به تیراندازی به خرمشهر نیستند. نیروهای نظامی موجود در منطقه عملیات، به علت اینکه از آغاز جنگ در منطقه نبرد بوده‌اند، از روحیه بالایی برخوردار نیستند و نیاز به تعویض دارند.

از نظر موقعیت نیروهای دشمن، خرمشهر کاملاً در کنترل آنها است و پل خرمشهر را با آتش کنترل می‌کنند. در جبهه آبادان، نیروهای دشمن در شش کیلومتری شمال بهمنشیر موضع دفاعی اشغال کرده‌اند.

بدین ترتیب، وضعیت منطقه عملیات خرمشهر و آبادان از روز چهارم آبان‌ماه، حالت جدیدی پیدا کرد و تلاش اصلی متوجه نگهداری جزیره آبادان و تلاش فرعی متوجه محدود ساختن گسترش خط سرپل دشمن در شرق کارون در سمت شمال و شرق و جنوب گردید. با توجه به عدم موفقیت حمله متقابل روز سوم آبان، الزاماً نیروهای ما حالت دفاعی را در مقابل خط سرپل دشمن و در جزیره آبادان پذیرفتند و فرماندهی اروند که با تشکیل قرارگاه نسبتاً مناسب و قوی هدایت این منطقه را به عهده گرفته بود، با دریافت نیروهای تقویتی از نیروی زمینی و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی، قدرت رزمی مناسب‌تری به دست آورد و طرح پدافندی منطقی‌تری به مرحله اجرا گذاشت. اما هنوز تهدید کاملاً جدی در جبهه شمال بهمنشیر بود که در روزهای آینده حادثه‌آفرینی‌های مهمی به وجود آورد.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده