نبردهای خرمشهر و آبادان(40)
حوادث روز اول آبانماه در این روز عملیات، فرماندهی اروند یک دستور آگهی به عناصر غیرنظامی فعال در صحنه نبرد خرمشهر اعلام کرد که بیانگر این است: در این زمان در منطقه عملیات اروند، تعداد 11 نیروی غیرارتشی در این قطعه کوچک از میدان نبرد حضور داشتند و هرکدام به نوعی در عملیات رزمی دخالت داشتند که شامل 4 نیروی سپاه پاسداران، 4 نیروی بسیج، 3 نیروی فرمانداری بودند.

در اول آبان‌ماه، در پاسخ نامه‌ای که فرمانده دریایی خرمشهر از وخامت اوضاع به فرماندهی اروند نوشت، فرماندهی اروند چنین پاسخ داد:

دلیران و رزمندگان و مبارزان راه خدا در خرمشهر و آبادان قهرمانان جاودان میهن اسلامی ما بوده و برای همیشه نام آنان در خاطر کلیه برادران و خواهران و نسل‌های آینده کشور باقی خواهد ماند و زبان همه از تشریح و تمجید این همه مقاومت و فداکاری‌های این قهرمانان قاصر است. انتظار ما و همه مردم مسلمان ایران به رهبری امام امت، آن است که در این آخرین لحظات حساس، با ادامه دفاع دلیرانه خود، آخرین فرصت برای ما فراهم نمایید. دستور فرمایید مراتب بالا به کلیه برادران و خواهران شجاع و جسور رزمنده مسلمان ما ابلاغ شود. خداوند متعال یار و یاور و دعای خیر امام امت بدرقه راه شما باشد.

امضاء: فرمانده عملیات اروند، سرهنگ ستاد فروزان

*****

 

در این روز عملیات، فرماندهی اروند یک دستور آگهی به عناصر غیرنظامی فعال در صحنه نبرد خرمشهر اعلام کرد که بیانگر این است: در این زمان در منطقه عملیات اروند، تعداد 11 نیروی غیرارتشی در این قطعه کوچک از میدان نبرد حضور داشتند و هرکدام به نوعی در عملیات رزمی دخالت داشتند که شامل 4 نیروی سپاه پاسداران، 4 نیروی بسیج، 3 نیروی فرمانداری بودند. نیروهای نظامی هم به همین تعداد بودند که در حدود استعداد گروهان و گردان از واحدهای مختلف و از نیروهای مختلف سازمانی زمینی و دریایی و ژاندارمری به منطقه اعزام شده بودند و یک فرماندهی ناهماهنگ متشکل از حدود 20 نیروی متفرق رزمی و پشتیبانی سازمان‌یافته بود. بعد از تشکیل فرمانده اروند در ماهشهر، فرمانده عملیات آبادان نیز تعویض شد و سرهنگ حسنی‌سعدی به فرماندهی منطقه عملیات آبادان ـ خرمشهر منصوب گردید. این فرمانده جدید وضعیت آبادان و خرمشهر را تا ساعت 1200 روز اول آبان چنین گزارش داد:

این دو شهر در محاصره نیروهای دشمن هستند. در خرمشهر، جنگ تن به تن ادامه دارد. گلوله‌باران شهر شدید و تعداد تلفات بسیار زیاد است. نیروهای خودی موفق شدند 6 نفر از افراد عراقی را به اسارت بگیرند. هنوز پل خرمشهر در دست نیروهای خودی است تا فلکه فرمانداری و خیابان 40متری شهر در کنترل نیروهای ما است. در شمال آبادان، نیروهای ما در مقابل نیروهای دشمن که در مناطق سه‌راهی ماهشهر تا پل بهمنشیر و پل نو ایستگاه12 موضع گرفته‌اند، نبرد می‌کنند. نیروی هوایی چند پرواز پشتیبانی انجام داد که یک فروند فانتوم مورد اصابت آتش ضدهوایی دشمن قرار گرفت. هواپیما در منطقه تحت کنترل نیروهای خودی سقوط کرد، اما خلبانان آن در منطقه اشغالی دشمن با چتر بیرون پریدند.

امضاء: سرهنگ حسنی‌سعدی

*****

در این هنگام سخت نبرد، هنوز مشکل بزرگ روابط فرماندهی بود. با وجود اینکه قرارگاه عملیاتی نیروی زمینی در دزفول تشکیل شده بود و شخص فرمانده نیروی زمینی آن را هدایت می‌کرد، نامه‌های فرماندهی اروند به ستاد مشترک ارسال می‌شد و از طریق ستاد مشترک به ستاد اصلی نیروی زمینی مستقر در تهران اعلام می‌گردید و ستاد نیروی زمینی آن را به قرارگاه عملیاتی نیرو در دزفول اعلام می‌کرد و از فرمانده نیرو کسب دستور می‌نمود. در حالی که، چه بسا در آن موقع، فرمانده نیرو و جانشین ستاد مشترک و فرماندهی اروند در یک اتاق نشسته بودند و درباره مسائل عملیاتی بحث و گفتگو می‌کردند.

این وضعیت روابط ستادی مشکلی برای ستاد نیروی زمینی مستقر در تهران ایجاد کرده بود، لذا در اول آبان‌ماه، جانشین فرمانده نیروی زمینی نامه‌ای به قرارگاه مقدم نیرو در جنوب نوشت و تقاضای رفع این مشکل را کرد و درخواست نمود ترتیبی داده شود که هرگونه مسائل عملیاتی در خوزستان بین فرماندهان حل شود. اما متأسفانه این قضیه سر دراز داشت و تا زمان انحلال فرماندهی اروند در اسفندماه سال 1359، واگذاری مسئولیت آن منطقه به لشکر77 پیاده همچنان ادامه یافت.

بعد از تشکیل فرماندهی اروند، با توجه به اینکه فرماندهی ژاندارمری کشور فرماندهی آن را به عهده داشت، تیمسار فلاحی، جانشین رئیس ستاد مشترک نیز که در نیروی زمینی عملاً اعمال فرماندهی می‌کرد و با فرماندهی اروند همکاری کاملاً نزدیک می‌نمود و روابط سپاه پاسداران نیز با فرماندهی اروند بهتر از روابط با نیروی زمینی بود، در همان روزهای اول تشکیل این فرماندهی، نیروهای قابل ملاحظه‌ای در منطقه خرمشهر و دارخوین و آبادان متمرکز گردیدند که شامل عناصر نیروی زمینی، ژاندارمری و سپاه و نیروهای بسیج مردمی بودند. ضمن اینکه فرمان امام خمینی مبنی بر اینکه حصر آبادان باید شکسته شود، هیجانی در مردم غیرنظامی ایجاد کرده بود و حرکت داوطلبان غیرنظامی به این منطقه شتاب بیشتری یافته بود. تکاوران دریایی نیز فعال‌تر بودند. این خصوصیات سبب شد که در روز اول آبان‌ماه، یک نیروی رزمنده نسبتاً عملیاتی در این منطقه متمرکز گردد. جنگ‌افزار و مهمات کافی از نقاط مختلف به ماهشهر ارسال شد.

 اما وضعیت خرمشهر همچنان در بحران فوق‌العاده بود. نبرد خانه به خانه و کوچه به کوچه جریان داشت. در شمال آبادان نیز، نیروهای دشمن به رودخانه بهمنشیر نزدیک‌تر می‌شدند. در ماهشهر و بندر امام خمینی، 500 نفر داوطلب غیرنظامی آماده شدند تا در این منطقه عملیات وارد نبرد شوند. در این روز، جاده آسفالته آبادان ـ ماهشهر در کنترل آتش دشمن بود، ولی جاده خاکی هنوز آزاد بود. فرماندهی اروند و تیمسار فلاحی در نظر داشتند هرچه سریع‌تر در محور ماهشهر ـ آبادان به منطقه سرپل دشمن حمله کنند و نیروهای دشمن را از منطقه سرپل به غرب کارون به عقب برانند. لذا واحدهایی که به منطقه وارد می‌شدند، سریعاً سازمان می‌دادند و آماده برای اجرای حمله می‌کردند. با این وضعیت، خرمشهر یک روز دیگر را از دوران آزادی خود در شرایط بسیار سخت و بحرانی گذراند. در حالی که دشمن بیش از 90% شهر را در اشغال داشت، رزمندگان ما در حاشیه شط و نزدیکی پل با دشمن مبارزه می‌کردند.

حوادث روز دوم آبان‌ماه

در آغاز روز دوم آبان‌ماه، احساس خطر اشغال کامل خرمشهر فوق‌العاده شدید بود، زیرا خبر رسید که نیروهای دشمن به آخرین سنگرهای مدافعین آن شهر که در اطراف پل بود، نزدیک شده‌اند. ستاد مشترک به نیروی هوایی دستور داد با حداکثر امکانات خود مناطق عقب خط تماس دشمن را بمباران کند تا شاید فشار دشمن در داخل شهر کمتر شود، اما در آن صحنه نبرد، حملات یک فروند هواپیما تغییری اساسی بر سرنوشت میدان نبرد نمی‌داد، فقط اثرات روانی می‌توانست داشته باشد. فقط عنصر رزمی نیروی زمینی لازم بود که از جهات مختلف بر مواضع دشمن حمله کند و نیروهای دشمن را نابود سازد یا عقب براند. چنان‌که در رفع محاصره آبادان از محور شمال بهمنشیر، چنین موفقیتی نصیب نیروهای ما شد.

از روز اول آبان، گردان144 پیاده لشکر21 اعزام به ماهشهر عملیات گشتی شناسایی را در محور ماهشهر ـ آبادان آغاز کرد. عناصر گشتی این گردان اطلاع دادند نیروهای دشمن به حدود 16 کیلومتری شرق کارون در محور آبادان ـ ماهشهر رسیده‌اند، لذا اگر قرار بود حمله‌ای انجام گیرد، بایستی موفق می‌شد نیروهای دشمن را حدود 16 کیلومتر عقب براند. البته لازم به یادآوری است که نیروهای دشمن سرپل خود را در شرق کارون کمتر از این مقدار و حدود 10 کیلومتر گسترش داده بودند. با توجه به مواضعی که سریعاً تهیه کرده بودند، سرپل کاملاً مستحکم شده بود. با وجود استقرار نیروهای ارتشی و ژاندارمری و شهربانی در خط تماس سرپل، وضع دفاعی نیروهای ما نیز سر و سامانی گرفته بود. اما در خرمشهر همچنان وضع رو به وخامت بود و فشار نیروهای دشمن برای اشغال کامل شهر جریان داشت.

در روز دوم آبان، وزیر دفاع عراق در تماس تلفنی با صدام، اشغال کامل خرمشهر را اعلام کرد که در رادیو بغداد به اطلاع مردم عراق و دنیا رسید، زیرا ساختمان فرمانداری خرمشهر به اشغال نیروهای دشمن درآمد و پرچم حکومت فاشیست عراق بر بالای آن افراشته شد، اما این خبر صحت کامل نداشت و مقاومت رزمندگان ما هنوز در خرمشهر ادامه داشت، ولی وقوع فاجعه کاملاً احساس می‌شد.

منطقه3 دریایی خرمشهر در ساعت 1810 وضعیت خرمشهر را چنین اعلام کرد: نیروهای پیاده و زرهی عراق بر انتهای شمال پل خرمشهر تسلط یافته‌اند و ارتباط بین رزمندگان داخل شهر با نیروهای پشتیبانی در جزیره آبادان قطع گردیده و رساندن مهمات به رزمندگان داخل شهر امکان‌پذیر نیست. پشتیبانی هوایی در مدت روز مؤثر بود، ولی با تاریکی شب، این امکان نیز از بین رفت. در آبادان، نیروها همچنان در سنگرها مستقر هستند و به طور پراکنده، به سوی مواضع نیروهای ما از طرف دشمن تیراندازی می‌شود و به طور کلی، در خرمشهر، آخرین مقاومت‌ها به علت خستگی زیاد و عدم توان نیروهای دو طرف، در حال از بین رفتن است. امروز بیشترین فشار بر نیروهای ما وارد شد، گرچه هلی‌کوپترهای هوانیروز ما نیز تلاش فداکارانه‌ای کردند و تلفات چشمگیری به نیروهای دشمن وارد نمودند و یک فروند هلی‌کوپتر نیز از دست دادند.

در این هنگامه سخت میدان نبرد منطقه اروندرود، بحث روابط فرماندهی همچنان یکی از موضوعات روز بود. ستاد اصلی نیروی زمینی در یک نامه نسبتاً مفصلی از ستاد مشترک و قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب درخواست کرد با توجه به اینکه تمام مقامات سطح بالای فرماندهی در جنوب حضور دارند، بالأخره نحوه روابط فرماندهی بین لشکر92 و قرارگاه اروند و قرارگاه مقدم نیروی زمینی را حضوراً و قطعی مشخص نمایند تا مسئولیت‌ها روشن گردد.

در روز دوم آبان‌ماه، در حقیقت، نیروهای ما آخرین تلاش خود را در خرمشهر به کار می‌برند، زیرا عملاً‌  کنترل شهر و حتی پل خرمشهر به وسیله آتش در دست دشمن بود و نیروهای اعزامی برای پشتیبانی و رساندن تدارکات، نمی‌توانستند از پل عبور کنند. برای رساندن تدارکات، از قایق و از راه رودخانه کارون استفاده می‌شد. مسئولین دفاع از شهر گزارش دادند آخرین فرصت‌های نگهداری خرمشهر در حال سپری شدن است. در این شرایط حیاتی برای خرمشهر و با توجه به اینکه تکاوران دریایی نقش بسیار فعالی در دفاع از خرمشهر و آبادان را داشتند، ولی هنوز رابطه فرماندهی این یگان با فرماندهی اروند مستقر در ماهشهر مشخص نشده بود، لذا در این روز، فرماندهی اروند پیامی به این شرح به نیروی دریایی فرستاد:

من نمی‌دانم روابط و مناسبات تکاوران با این فرماندهی چگونه است. خواهشمند است اول این رابطه را تعیین کنید، سپس افسر مورد نظر را معرفی نمایید.

امضاء: سرهنگ ستاد فروزان.

*****

همان‌گونه که گفتیم، فرماندهی اروند در نظر داشت در محور ماهشهر ـ آبادان حمله کند. برای این منظور، در روز دوم فعالیت، شناسایی از خط سرپل دشمن ادامه یافت و گروه شناسایی گردان144 پیاده در ساعت 1230 گزارش دادند تعدادی تانک دشمن در جنوب محور ماهشهر ـ آبادان و در حدود 5 کیلومتری آبادان دیده شدند. این اطلاع از طرف عناصر محلی نیز تأیید گردید و مشخص شد که نیروهای دشمن در منطقه بین کرانه شمالی بهمنشیر و جاده آبادان ـ ماهشهر موضع گرفته‌اند. درباره وضعیت خرمشهر، در ساعت 1030 این روز اعلام شد تقریباً تمام قسمت شمال رودخانه کارون در اشغال دشمن است.

در این روز، ستاد اصلی نیروی زمینی ضمن نامه مفصلی به قرارگاه جنوب اعلام کرد که وضعیت خرمشهر سبب نگرانی شده است و همه منتظرند اقدامات تهاجمی نیروهای خودی شروع شود، زیرا این تنها امید است، وگرنه روحیه باقیمانده نیروها در خرمشهر و آبادان از بین خواهد رفت. بر اساس همین طرز تفکر، تیمسار فلاحی و سرهنگ فروزان در نظر داشتند هرچه سریع‌تر به هر وسیله مقدور، حمله‌ای در شرق کارون به نیروهای دشمن اجرا کنند.

با توجه به اینکه تا اول آبان‌ماه، عناصر رزمی از نیروی زمینی و ژاندارمری در حدود یک تیپ پیاده تقویت‌شده با یک گروهان تانک و یک گردان توپخانه در مقابل خط سرپل دشمن در شرق کارون در اختیار فرماندهی اروند قرار گرفته بودند، فرماندهی اروند تصمیم گرفت در سوم آبان‌ماه حمله متقابله را در سه محور ماهشهر، آبادان و شادگان، جاده اهواز ـ آبادان و دارخوین ـ آبادان اجرا کند. لذا سوم آبان‌ماه یکی از روزهای ویژه این منطقه نبرد بود، زیرا در این روز، حمله متقابله نیروهای ما اجرا گردید، ولی موفق نشد. در پایان این روز، سقوط خرمشهر قطعی گردید و اکنون به حوادث این روز نحس برای خرمشهر می‌پردازیم.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده