نبرد های خرمشهر و آبادان(38)
حوادث روز 28 مهرماه لازم به یادآوری است که یکی از مشکلات فوقالعاده نیروهای مسلح ایران در اوایل جنگ، عدم هماهنگی بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران و گروههای دیگر انقلابی حاضر در میدانهای نبرد بود. زیرا این سازمانها فاقد جنگافزار و تجهیزات بودند و الزاماً نیاز به پشتیبانی نیروی زمینی داشتند. از طرفی، نیروی زمینی نمیدانست این عدهها تحت فرماندهی چه سازمانی هستند و با کدام مجوز قانونی، نیروی زمینی میتواند سلاح و مهمات و تجهیزات در اختیار آنان بگذارد.

اثرات روانی شکست‌ها در خرمشهر، هرچه سریع‌تر ظاهر می‌شد. فرمانده عملیات در اثر فشار شدائد جنگ بیمار شد؛ لذا از روز 28 مهرماه، سرهنگ کنزی جانشین فرمانده ژاندارمری کشور، فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر و آبادان را بر عهده گرفت. این افسر در اولین گزارش خود بیان داشت خرمشهر و آبادان کماکان در محاصره قرار دارند. در خرمشهر، نبرد تن به تن ادامه دارد. نیروهای دشمن تا خیابان 40متری پیشروی کرده‌اند. آتش‌های دشمن بر روی شهر همچنان فرو‌ می‌ریزند.

در جبهه آبادان، نیروهای دشمن دو بار تلاش می‌کردند پل بهمنشیر و پل نو را در دست بگیرند و بر اثر آتش توپخانه ما، مجبور به عقب‌نشینی شدند. نیروهای پیاده و افراد نیروهای انقلابی نیز در عقب راندن آنان سهم بسزایی داشتند، ولی شهر آبادان همچنان به وسیله توپخانه دشمن کوبیده می‌شد. در این روز، نیروی هوایی ما دوباره نیروهای دشمن را که در گمرک خرمشهر مستقر بودند، بمباران کرد. توپخانه خودی به طور مداوم نیروهای دشمن را در شمال آبادان زیر آتش گرفت.

عناصر اطلاعاتی گزارش دادند: تیپ26 زرهی لشکر5 مکانیزه عراق وارد منطقه سرپل دشمن در شرق کارون شده و به سمت آبادان و بندر ماهشهر پیشروی می‌کند. در ساعت 1000 روز 28 مهرماه، نیروهای دشمن بار دیگر به سمت پل خرمشهر پیشروی کردند و با مقاومت دلیرمردان مدافع خرمشهر مواجه شدند. نبردهای نزدیک خیابانی بین رزمندگان فداکار و نیروهای اشغال‌گر و متجاوز عراق شدت گرفت. در این ساعت، از آبادان خبر رسید جریان آب و برق که از شش روز پیش قطع شده، مشکلاتی حتی برای بیمارستآنها فراهم کرده است و مایحتاج عمومی به علت تخلیه مردم و بستن مغازه‌ها رو به کاهش گذاشته و ضعف بیشتری در امر فرماندهی مشاهده می‌گردد. از جبهه شمال آبادان نیز خبر رسید که خودروهای زرهی دشمن به نزدیکی سه‌راهی ماهشهر و آبادان رسیده‌اند و اکنون (ساعت 1040) به دو کیلومتری پل بهمنشیر رسیده‌اند. هم‌زمان با تلاش دشمن در خرمشهر و آبادان، نیروهای دشمن در جنوب اروندرود نیز فعالیت‌های فریبنده و ایذائی انجام می‌دادند و اقداماتی برای قطع کردن نخل‌ها و احداث جاده و تهیه مواضع در کرانه جنوبی اروندرود در سرزمین عراق می‌کردند، اما این اقدامات دشمن غالباً به آمادگی واحدهای عراق برای عبور از اروندرود اطلاق می‌شد که در روز 28 مهرماه نیز، این فعالیت دشمن با نگرانی بیشتری به مقامات بالاتر نظامی ایران گزارش گردید.

وضعیت این منطقه عملیات تا ساعت 1345 روز 28 مهرماه، چنین بود: نیروهای دشمن تا 500 متری مسجد جامع پیشروی کرده و مسجد و اطراف آن را به زیر آتش خمپاره گرفته‌اند، ولی مقاومت هنوز ادامه دارد. در شمال آبادان، نیروهای دشمن در منطقه اشغالی، مواضع خود را تحکیم می‌کنند و پیشروی دشمن به کندی صورت می‌گیرد. نیروهای مقدم دشمن به دو کیلومتری شمال بهمنشیر رسیده‌اند و جاده ماهشهر نیز، تا پنج کیلومتری شرق سه‌راهی آبادان در کنترل نیروهای دشمن قرار دارد. با توجه به این گزارش‌ها، چنین به نظر می‌رسد که اصولاً به علت مقاومت سرسختانه رزمندگان ما در خرمشهر، که توانسته بودند تا به امروز، 28 روز پیشروی نیروهای دشمن را در داخل شهر به تأخیر اندازند و تلفات سنگینی بر نیروهای دشمن وارد سازند، سرفرماندهی نیروهای دشمن برای ورود نیروهای عراقی به شهر آبادان و درگیر شدن در یک نبرد دیگر شهری دچار تردید بود و یا اینکه مایل بود ابتدا کار خرمشهر یکسره شود و پل خرمشهر ـ آبادان سالم به دست نیروهای متجاوز عراق بیفتد تا با تلفات کمتر و سرعت بیشتر، آبادان از دو سمت غرب و شمال و حتی جنوب با عبور از اروندرود مورد حمله قرار گیرد. خوشبختانه این تردید یا هرگونه تدبیر دشمن، به نفع نیروهای ما و کشور ما تمام شد و به فرماندهان نظامی ما فرصت داد از لشکر77 مشهد، نیرویی تازه‌نفس وارد منطقه نبرد کنند و از سقوط آبادان جلوگیری نمایند. این امر یکی از مراحل سرنوشت‌ساز جنگ ایران و عراق بود و شکست ارتش عراق در اشغال آبادان، تغییر جهتی فوق‌العاده به روند جنگ داد. به نحوی که، به طور کلی، نیروهای عراقی در تمام جبهه‌های جنگ دست از عملیات آفندی قابل ملاحظه‌ای کشیدند و به حالت پدافندی درآمدند.

در نبردهای روز جاری، نیروهای ما وضعیت نسبی بهتری داشتند و توانستند مواضع خود را در خرمشهر و شمال آبادان حفظ کنند، اما تلفات و ضایعات همچنان بر اثر آتش سلاح سنگین دشمن در خرمشهر و آبادان رو به ازدیاد بود و دشمن سرسختانه تلاش می‌کرد نیروهای مدافع خرمشهر را به جنوب کارون و جزیره آبادان عقب براند، یا اینکه پل خرمشهر را تصرف کند و مدافعین خرمشهر را در داخل محدوده شهر، کاملاً محاصره نماید. در پایان این روز، خبر رسید ناخدایکم خلیل‌زاده فرمانده منطقه دریایی خرمشهر نیز مجروح و به بیمارستان اعزام گردید. برای پشتیبانی هوانیروز از منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان، یک تیم هوانیروز در ماهشهر مستقر شد تا با پرواز در مسافت کمتر، پشتیبانی مؤثرتری انجام دهد. این تیم موفق شد در عملیات روز 28 مهر، ضرباتی بر خودروهای زرهی دشمن وارد کند و تعدادی از خودروهای دشمن را به آتش بکشد. خلبانان هوانیروز گزارش دادند: تیپ6 و 26 زرهی دشمن در این منطقه، با نیروهای ما درگیر هستند و توپخانه دشمن در شمال آبادان، جاده ماهشهر ـ آبادان را تا مسافت 10 کیلومتری شرق سه‌راهی به زیر آتش خود دارد. برای تمام ادوات زرهی دشمن با ایجاد خاکریزهای مناسب، حفاظ و سنگر احداث شده است.

در بیان حوادث روزهای قبل گفتیم که برای اقدام سریع در مقابل پیشروی دشمن در محور ماهشهر ـ آبادان در 24 مهرماه، تصمیم گرفته شد یک گردان از عناصر لشکر21 به ماهشهر اعزام گردد. این گردان در 26 مهر، به اهواز اعزام شد و در 27 مهرماه، به ماهشهر حرکت کرد که در ساعت 1630 روز 27 مهرماه، به ماهشهر رسید. بنابراین، در 28 مهرماه، اولین گردان سازمان‌یافته نیروی زمینی در منطقه ماهشهر ـ آبادان وارد عمل گردید. ضمن اینکه عناصری از ژاندارمری و تکاوران دریایی و نیروهای مردمی نیز وارد این منطقه شده بودند و حداقل در محور ماهشهر ـ آبادان و اهواز ـ دارخوین و شادگان به محور اهواز ـ دارخوین نیروی پوششی مستقر گردیده بود و روبه‌روی دشمن مانند زمان عبور کاملاً خالی نبود.

 همین اقدامات اولیه اثرات بسیار گران‌بهایی برای نیروهای مسلح کشور ما داشت، زیرا حداقل از تهدید اهواز و شادگان و ماهشهر کاسته شد. برای مقابله با تهدید آبادان نیز نیرویی وارد عمل گردید. در عملیات روز 28 مهر، تعداد شهدای خرمشهر 6 نفر و مجروحین 50 نفر اعلام گردید. گفتیم از 27 مهرماه، یک فرماندهی به نام اروند در ماهشهر عملاً شروع به کار کرد و هدایت عملیات منطقه عملیات خرمشهر و آبادان و ماهشهر و شادگان و دارخوین را به عهده گرفت. گرچه تشکیل این فرماندهی برای ایجاد وحدت فرماندهی در این منطقه عملیات کاملاً ضروری بود، ولی نحوه تشکیل آن با اصول سازمان‌دهی نظامی، هماهنگی چندانی نداشت. زیرا یگان‌های زیر امر این فرماندهی عمدتاً بایستی از عناصر نیروی زمینی انتخاب می‌شدند و بار اصلی جنگ بر دوش واحدهای نیروی زمینی قرار می‌گرفت، ولی فرماندهی آن با فرمانده ژاندارمری کشور، با مشاورت جانشین رئیس ستاد مشترک بود. بنابراین، چنین فرماندهی مورد تأیید فرمانده نیروی زمینی قرار نمی‌گرفت. ضمن اینکه انتظارات این فرماندهی از نیروی زمینی بیش از مقدورات آن نیز بود و با طرح‌ها و تدابیر نیروی زمینی در هدایت جنگ در تمام صحنه‌های نبرد، تطبیق نمی‌کرد.

خلاصه این عوامل و عوامل دیگر سبب شد که از همان آغاز تشکیل این فرماندهی، بین فرمانده نیروی زمینی از یک طرف و جانشین رئیس ستاد مشترک و فرمانده ژاندارمری کشور از طرف دیگر، حملات بیشتر شود. این اختلاف از همان روزهای اول بروز کرد. مثلاً فرماندهی اروند از طریق ستاد مشترک به نیروی زمینی اعلام کرد در نظر دارد در منطقه عملیاتی ماهشهر، شادگان و آبادان مین‌گذاری کند. نیروی زمینی پاسخ داد این امر بایستی با هماهنگی قبلی با نیروی زمینی انجام گیرد.

حوادث روز 29 مهرماه

لشکر92 زرهی بنا به روش قبل از تشکیل این فرماندهی در 29 مهرماه، به ستاد اروند ابلاغ کرد با استفاده از جنگ‌افزارهای موجود، پوشش هوایی بنادر ماهشهر و امام خمینی را برقرار سازد. در همان روز، فرماندهی ماهشهر پاسخ سردی به این پیام لشکر داد، زیرا در آن موقع، تیمسار فلاحی در این قرارگاه بود. طبعاً فرمانده لشکر در مقامی نبود که به ایشان دستور دهد. با توجه به این مسائل، عامل وحدت فرماندهی با تشکیل فرماندهی اروند در منطقه ماهشهر ـ آبادان بهبود یافت، ولی در رده نیروی زمینی موجب مشکلاتی شد که در مطالب بعد به آن خواهیم پرداخت.

پس از عبور نیروهای دشمن از کارون و اشغال سرپل در شرق آن، همانند ارتش، در سپاه پاسداران نیز فعالیت بیشتری برای عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون آغاز شد. یک واحد از سپاه پاسداران در دارخوین مستقر شد و جلو پیشروی دشمن را به سمت شمال و اهواز متوقف کرد. فرماندهی این عده با برادر پاسدار رحیم صفوی بود. به منظور ایجاد هماهنگی با فرماندهی اروند، در روز 29 مهرماه، حجت‌الاسلام خامنه‌ای ایشان را رسماً به فرماندهی اروند معرفی کرد. به طوری که، مدارک در دسترس نشان می‌دهد، این معرفی اولین قدم برای همکاری رسمی بین واحدهای ارتش و سپاه پاسداران بود، زیرا تا آن موقع، عناصر سپاه پاسداران به طور مستقل وارد مناطق عملیاتی می‌شدند، مستقل عمل می‌کردند و با صلاح‌دید خود طرح‌های عملیاتی را تهیه و اجرا می‌نمودند. گرچه این روش تا مدتی در مناطق نبرد به همان نحو اول ادامه یافت، ولی کم‌کم لزوم همکاری و هماهنگی رسمی احساس شد.

لازم به یادآوری است که یکی از مشکلات فوق‌العاده نیروهای مسلح ایران در اوایل جنگ، عدم هماهنگی بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران و گروه‌های دیگر انقلابی حاضر در میدان‌های نبرد بود. زیرا این سازمان‌ها فاقد جنگ‌افزار و تجهیزات بودند و الزاماً نیاز به پشتیبانی نیروی زمینی داشتند. از طرفی، نیروی زمینی نمی‌دانست این عده‌ها تحت فرماندهی چه سازمانی هستند و با کدام مجوز قانونی، نیروی زمینی می‌تواند سلاح و مهمات و تجهیزات در اختیار آنان بگذارد. ضمن اینکه نیروی زمینی خود از لحاظ سلاح و تجهیزات، کمبودهای فوق‌العاده‌ای داشت. در این باره، در فصل کلیات جنگ تحمیلی باید بررسی شود، لذا در این بخش، از بحث بیشتر درباره آن صرف نظر می‌گردد. از حوادث ناگزیری که در 28 مهرماه رخ داد، این بود که یک فروند هواپیمای عراق در نزدیکی بندر امام خمینی سرنگون شد. مردم محلی سریعاً برای تماشای آن رفتند. هنگامی که عده‌ای دور لاشه هواپیمای عراقی جمع بودند، هواپیما منفجر شد و عده‌ای را مجروح و مقتول نمود.

نیروی زمینی تلاش می‌کرد در حد مقدورات، نیروهای کمکی بیشتری به منطقه عملیات اروند اعزام کند؛ لذا به تیپ55 پیاده هوابرد دستور داد یک گردان به خوزستان و یک گردان به تیپ84 خرم‌آباد در شمال جاده پل کرخه ـ دهلران اعزام کند. به لشکر21 دستور داد تعدادی خدمه تانک و 90 نفر سرباز به اهواز بفرستد تا در اختیار فرماندهی اروند قرار گیرد.

وضعیت عملیاتی منطقه اروند در روز 29 مهرماه چنین بود: نبرد خیابانی بین رزمندگان ما و نیروهای اشغالگر خرمشهر به شدت ادامه داشت. نیروهای دشمن با برتری کاملی که داشتند، تلاش می‌کردند نیروهای ما را از باقیمانده شهر عقب برانند، یا محاصره و نابود سازند. در جبهه شمال آبادان، حرکت نیروهای دشمن همچنان آرام بود، ولی شدت آتشباری شهر کاهشی نداشت. در ساعت 0630 این روز، وضعیت چنین اعلام شد: نیروهای دشمن در ساختمآنهای خیابان 40متری مستقر شده و نبرد می‌کنند. تلفات نیروهای خودی خیلی زیاد است، ولی مقاومت همچنان ادامه دارد و از نزدیک شدن دشمن به پل جلوگیری می‌شود. در جبهه آبادان، نیروهای دشمن به سه کیلومتری شمال ایستگاه7 و 12 رسیده‌اند. در تمام طول شب قبل، آتش‌های دشمن بر روی خرمشهر و آبادان قطع نگردید. این گلوله‌باران دشمن در روز 29 مهر نیز ادامه یافت. تلفات خودی در 28 مهرماه که فقط به بیمارستان طالقانی تخلیه شدند، 8 نفر شهید و 73 نفر مجروح بود.

در روز 29 مهرماه، ستاد فرماندهی اروند سازمان‌دهی شد و شروع فعالیت آن به ستاد مشترک اعلام گردید و از نظر آگهی به نیروی زمینی و دریایی و هوایی نیز اعلام شد. این ستاد با 13 نفر افسر تشکیل شد که فرماندهی آن با سرهنگ حسنعلی فروزان، فرمانده ژاندارمری کشور، معاون ایشان سرهنگ کنزی، معاون ژاندارمری کشور بود. بقیه افسران ستاد از افسران نیروی زمینی حاضر در صحنه نبرد اروند انتخاب شدند. بنابراین، ستاد فرماندهی اروند با نظر فرمانده ژاندارمری کشور تشکیل گردید و آغاز به کار کرد و مسئولیت فرماندهی منطقه اروند را به عهده گرفت. سپاه پاسداران در روز 29 مهر، اعلام کرد در روز گذشته، در محور ماهشهر ـ آبادان حمله کرد و نیروهای دشمن را پنج کیلومتر عقب رانده است و برادران سپاه تا ساعت 1600 در مواضع جلو مستقر بودند.

بررسی حوادث روز 29 مهرماه نشان می‌دهد که در این روز و روزهای بعد، یک حالت ویژه توأم با ناامیدی در نیروهای ما برای نجات خرمشهر وجود داشت و تلاش اصلی نیروهای ما صرف دفاع از آبادان و ماهشهر گردید. نیروهای دشمن نیز در نبرد شهری، از طولانی شدن اشغال شهر خسته شده بودند و علاقه چندانی به اشغال سریع باقیمانده شهر نشان نمی‌دادند. تصور می‌کردند بالأخره قدرت مقاومت باقیماندگان مدافعین خرمشهر به پایان خواهد رسید و خود آنان الزاماً یا به آبادان عقب‌نشینی خواهند کرد، یا نابود خواهند شد، ولی آنچه که هنوز با همان احساس خستگی‌ناپذیر روزهای اول جنگ جریان داشت، خون دلیرمردان ایران‌زمین بود که در رگ‌ها و قلب‌های آنان همچنان می‌جوشید و آنان را به دفاع از خانه و کاشانه خود بیش از پیش تهییج می‌نمود. همین رادمردان از جان گذشته بودند که با آن توان بسیار اندک، پنج روز دیگر در مقابل دشمن مقاومت کردند، بدون اینکه نیروی تقویتی از جایی برای آنان برسد.

روزهای بسیار سخت حفظ خرمشهر یکی پس از دیگری سپری می‌شدند، در حالی که این شهر خرم کرانه اروندرود در منتهی‌الیه سرزمین مقدس ما تبدیل به خونین‌شهر شده بود و هر روز کوچه‌ها و خیابان‌های این شهر با خون عزیزترین فرزندان این آب و خاک آغشته و گلگون می‌شد، اما این خون‌های پاک و مقدس به هدر نمی‌رفت، زیرا نهال آزادی این قسمت از میهن اسلامی ما را آبیاری می‌کرد و این نهال زود یا دیر به ثمر می‌رسید، چنان‌که به هر حال، در عملیات بیت‌المقدس به ثمر رسید. روز 29 مهرماه نیز سپری می‌شد، در حالی که رزمندگان ما در همان محدوده‌ای که هنوز در اختیار داشتند، در خرمشهر می‌جنگیدند و در شمال آبادان نیز مانع وصول نیروی دشمن به کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر می‌شدند.

طبق گزارشی که شهربانی آبادان داد، در روز 29 مهر، آتش‌های سنگین دشمن به کوی بازرگان، خیابان مصدق، ایستگاه 11، تانک فارم و سایر نقاط شهر متمرکز شد و خسارات سنگینی به بار آورد. در ساعت 1520، مسجد امام حسن و اطراف آن نیز گلوله‌باران گردید. در ساعات اولیه روز 30 مهرماه، وضعیت خرمشهر و آبادان چنین اعلام شد که در خرمشهر، جنگ‌های خیابانی همچنان ادامه داشت و کنترل منطقه گمرک، کشتارگاه و ضلع شمالی شهر در دست نیروهای دشمن افتاد. در جبهه آبادان، نیروهای دشمن تا سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر پیشروی کردند. در روز 29 مهر، مجدداً حکومت عراق درخواست اعلام آتش‌بس محدود کرد. بدین علت، تیم هوانیروز شامل بالگردهای نفربر، شنوک و 214 در مسجد سلیمان مستقر شد تا در صورت موافقت دولت ایران با آتش‌بس، سریعاً شهدا و مجروحین منطقه عملیات خرمشهر و آبادان را به بیمارستان عقب تخلیه کند، ولی دولت ایران با این پیشنهاد موافقت نکرد، لذا آن برنامه تخلیه نیز اجرا نشد.

حوادث خرمشهر و آبادان به مجامع بین‌المللی و کشورهای دیگر کشیده شد. به طوری که، عناصر اطلاعاتی برون‌مرزی ما خبر دادند روزنامه‌های آمریکا درباره وضعیت این منطقه نبرد مطالبی نوشتند که کلاً حاکی از موفقیت‌های نیروهای عراقی در این منطقه نبرد بود.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده