شکارچی تانک(12)
دو روز بعد از آن تیمسار ظهیرنژاد، فرمانده وقت نیروی زمینی، به منطقه آمدند که وضعیت مرا به عرضشان رسانده بودند. همچنین گفته بودند تا حالا چند بار برای وی، یعنی بنده تقاضای ستوان سومی شده، اما به علت نداشتن مدرک دیپلم با یک درجه بالاتر موافقت نشده و الآن ستوانیار دوم است من را به حضور تیمسار احضار کردند.

درجه تشویقی ستوانسومی

مجددا فرمانده لشکر ما را احضار کرد. در قرارگاه لشکر۲۱ ضمن قدردانی و تشویق سربازان همراه من، هر کدام یک درجه گروهبانی و مبلغی پاداش نقدی دریافت کردند. بعد نوبت به من رسید. آنها هر چه اصرار کردند پاداش بگیرم، قبول نکردم و فقط گفتم: قولتان فراموش نشود. یعنی در مقابل هر یک دستگاه تانک زده شده دو تیرموشک به من بدهید و قبول کردند.

دو روز بعد از آن تیمسار ظهیرنژاد، فرمانده وقت نیروی زمینی، به منطقه آمدند که وضعیت مرا به عرضشان رسانده بودند. همچنین گفته بودند تا حالا چند بار برای وی، یعنی بنده تقاضای ستوان سومی شده، اما به علت نداشتن مدرک دیپلم با یک درجه بالاتر موافقت نشده و الآن ستوانیار دوم است من را به حضور تیمسار احضار کردند. در قرارگاه تیپ من به حضورشان رسیدم بعد از اظهار محبت و خرسندی، چگونگی عملیات تنگه رقابیه را سئوال کردند و من تمام ماجرا را شرح دادم. از همانجا بوسیله تلفن با شورای عالی دفاع تماس گرفتند و مشخصات مرا گفتند و پس از کسب اجازه مرا به درجه ستوانسومی مفتخر نمودند.

از آن زمان به بعد من با حفظ شغل خود یعنی تیرانداز موشک تاو، فرمانده دسته سازمانی موشک انداز تاو شدم و مسئولیت دسته تفنگ106 و بعدها دسته مالیوتکا را هم به عهده من گذاشتند.

پیوستن گردان به یگان اصلی

در تاریخ۱۰ شهریو۱۳6۰ جهت شرکت در عملیات دهلاویه به تیپ3 لشکر۹۲ مأمور شدم. در آنجا متوجه شدیم بر اثر شدت آتش دشمن و اصابت ترکش چرخهای جیپ قبضه و مهمات بیار، پنچر شده اند. ما نمی توانستیم از آنها و موشک انداز استفاده کنیم. چند روزی که در آن واحد بودیم با آرپی جی۷، دو دستگاه نفربر را منهدم کردیم.

عمليات تمام نشده بود که ما را از لشکر احضار کردند و گفتند: گردان شما از زیر امر لشکر۲۱ خارج شده و به شیراز رفته، شما هم خودتان را به واحدتان معرفی کنید.

 پس از خداحافظی عازم شیراز شدیم که پس از چند روز مرخصی و در بازگشت به پادگان متوجه شدیم که تیپ55 هوابرد که تا آن موقع در غرب سوسنگرد و دهلاویه بود، به منطقه رقابیه رفته اند و گردان۱۳5 نیز به آنها ملحق شده است. گردان هم از شیراز حرکت کرده و در رقابیه مقابل ارتفاعات میشداق، در خط پدافندی، به خیل دلاوران زیر آمر تیپ پیوسته است.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده