نبرد دلیران ایران زمین(18)
برخلاف آنچه که دشمن گفته است و یا از زبان آنان گفته میشود، فرماندهان نظامی مؤثر، تاکنون متناسب با وضعیت دشمن، امکانات خودی و مناطق عملیات، بهترین تصمیمات نظامـی را اتخاذ کرده و پیاده نمودهاند و در اثر همین تصمیمات میباشد که حساب نظامـی فرماندهان خصم و مستشاران قدرتهای خارجی در مورد پیروزی ارتش آماده و مجهزشده صدام، واژگون گردید.

جمهوری اسلامی ایران

نیروی زمینی ارتش

از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات)                 شماره: 207/08/201

به: تیمسار جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری       تاریخ : 10/5/1360

       اسلامی ایران (اداره سوم ، عملیات)                          پیوست : ——–

موضوع: طرح پیشنهادی سپاه پاسداران

بازگشت به شماره 80- 06- 201- س- 4/5/1360

طرح سپاه پاسداران پیوست به شماره بازگشتی فوق بررسی گردید و نظر نزاجا به شرح زیر اعلام می‌گردد:

1- ماهیت طرح:

الف- برای برچیدن سرپل دشمن در شرق رودخانه کارون، قبلاً در اهواز و ماهشهر در حضور نمایندگان سپاه دیرکتیو لازم بـه ف. ل77 داده شده و ف. ل77 طرح مقدماتی خود را تهیه و برای ارائه بـه شورای عالـی دفاع در روز جمعه مورخه 2/5/60 بـه همراه داشت که به طور مختصر در شورا به آن اشاره نمود.

ب- به طور کلی تدبیری که سپاه در طرح خود که یک دیرکتیو کتبی به حساب می‌آید، به کار برده همان تدبیر عملیاتی لشکر منطبق با دریکتیو ف. نزاجا می‌باشد که در ماهشهر در حضور نمایندگان سپاه آبادان هنگام بررسی طرح حمله سپاه به جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان داده شده است؛ ولیکن جزئیات آن بایستی با توجه به وضعیت موجود دشمن، تقویت‌های در دسترس وی و وضعیت موانع و خاکریزهای ایجادشده در منطقه و امکانات خودی در ستاد لشکر77 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با طرح لشکر تلفیق گردد. 

پ- قبلاً برای تأمین نیروهای لازم به منظور از بین بردن این سرپل دستور داده شده است که یک تیپ دو گردانـه از لشـکر77 و گردان تانک آن لشـکر از کرمانشاه بـه ماهشهر نقل مکان پیدا نماید و بـه جای آن، تیپ3 گردان ذوالفقار را به کرمانشاه انتقال داده که این جریان در حال اجرا است. یکی از پرسنل سپاه در بین همین گفتگو اظهار کرده بود که برای برچیدن سرپل حدود 5000 نفر سپاهی به کار خواهد برد. حال با این دیرکتیو به نظر می‌آید که سپاه تقریباً به کار بردن این عده را در قالب گردان‌های تازه تشکیل‌یافته سپاهی قبول نموده است.

ت- نیروی زمینی اعتقاد دارد که سپاه پاسداران این دیرکتیو خود را به ستاد لشکر77 برده و در طرح‌ریزی‌های مربوطه ارائه نماید، چنانچه به نقاط متضادی برخورد نماید، آن وقت به ترتیب نیروی زمینی، ستاد مشترک و شورای عالی دفاع برای از بین بردن ناهماهنگی‌ها و سوءتفاهمات احتمالی مداخله و اقدام نماید.

2- موارد دیگر:

در متن دیرکتیو سپاه پاسداران در تحلیل وضعیت جنگ، جسته گریخته به مطالبی برخورد می‌شود که نظر به آثار و نتایج حاصله از آن نمی‌توان به سادگی از آن عبور نمود.   

الف- در صفحات سوم و چهارم اوضاع سیاسی فعلی جنگ تحت عنوان «تحلیل فرماندهان نظامی عراق از حملات ما»، فرماندهان نظامی ما را در اتخاذ تصمیم ناتوان می‌شمارد و از عدم وجود هماهنگی بین فرماندهان نظامـی صحبت می‌کند و ما را فاقد طراح نظامی با تجربه، پرسنل را نیز آموزش ندیده و عملیات ما را مغایر با تاکتیک‌های نظامی قلمداد می‌نماید.

ب-  به نظر نیروی زمینی، درج این مطالب نشانگر مقاصد زیر می‌باشد:

 (1) دشمن به خوبی آگاه است که طریق از بین بردن قدرت رزمی طرف مقابل منحصر بـه انهدام سـلاح و مهمات و تجهـیزات دشمن و وارد کردن تلفات انسانی نیست؛ بلکه بهترین طریق اگر میسر گردد عبارت است از انهدام سیستم کنترل فرماندهی در داخل یگان‌ها، نه تنها با تخریب و انفجار و بمباران‌ها، بلکه همچنین از طریق بی‌ارزش کردن و بی‌اعتبار نشان دادن سیستم و معتقد کردن پرسنل رزمنده بـه طرف مقابل به این تبلیغات پوچ و گمراه کننده می‌باشد. با مؤثر شدن این تبلیغات نابودکننده، پرسنل اعتقاد و اطمینان خود را نسبت به فرماندهان از دست می‌دهند و به جای آن روح تمرد و عصیان، روح عدم اطاعت، تزلزل روحیه و کاهش میل به جنگ‌جویی افراد، بی‌انضباطی، غیبت، فرار و ترک منطقه رزم به عناوین مختلف، میل به اسارت و پناهندگی در یگان‌ها نشو و نما کرده و رفته‌رفته رشد می‌کند و توسعه می‌یابد، تا جایی که نیروی مقاوم و مؤثری در روبـه‌روی دشمن قرار نداشته باشد.

 (2) اگر این گفتار دشمن را درست پنداریم، باید دید چرا سپاه عامل تقویت‌کننده و عوامل انتشار تبلیغات گمراه‌کننده دشمن می‌شود؟ این نیست مگر اینکه قبول کنیم نظامیانی که در طرح‌ریزی‌ها با سپاه همکاری می‌کنند، نمی‌توانند خودشان را اشخاص بی‌نظر و غرضی معرفی نمایند، مگر اینکه این‌قدر در حرفه نظامی ضعیف باشند که بـه زوال‌پذیری فرماندهی و طرق انهدام قدرت رزمی واحد و فنون و آثار تبلیغات روانی آگاهی نداشته باشند.

 (3) برخلاف آنچه که دشمن گفته است و یا از زبان آنان گفته می‌شود، فرماندهان نظامی مؤثر، تاکنون متناسب با وضعیت دشمن، امکانات خودی و مناطق عملیات، بهترین تصمیمات نظامـی را اتخاذ کرده و پیاده نموده‌اند و در اثر همین تصمیمات می‌باشد که حساب نظامـی فرماندهان خصم و مستشاران قدرت‌های خارجی در مورد پیروزی ارتش آماده و مجهزشده صدام، واژگون گردید. چرا بی‌انصافی می‌شود؟  چرا در جهت خواسته دشمن قدم برداشته می‌شود؟ چرا ما باید پیامدهای تخریب‌کننده دشمن را با دست و ابزار خود در بین هـدف‌های انتخابی دشمن که خود ما و نیروهای ما باشد، منتشر بنماییم؟

(4) فرماندهان نظامی مؤثر تا آن حد در امور مربوط به ارتش آگاهی دارند که آنچه را که طراحان نظامی سـپاه به آن رسیده‌اند، آنان در همان ماه‌های اول جنگ آنها را دریافته بودند. درک واقعی آسیب‌پذیری‌های دشمن در آینده بعد از شروع جنگ و عنوان کردن حملات محدود شبانه و روزانه هشت ماه پیش و دیگر اقدامات ذکرشده در طرح‌ها و برای رساندن دشمن بـه نقطـه ضعف پیش‌بینی شده و سپس حمله کردن همه جانبه و انهدام نیـروهای آسیب‌پذیر دشمن به منظور پاک کردن منطقه و رسیدن به حدود مرز وطن اسلامی و سپس عمل در داخل کشور متجاوز بنا به دستور و امر رهبر و فرماندهی کل قوا. این استراتژی تدوین شده توسط همین فرماندهان نظامـی است که با اجرای دلاورانه ارتش اسلامی شامل سرباز، سپاهی، کمیته، بسیج و جنگ‌جویان مردمی دیگر حساب نظامی خصم و مستشاران آن را واژگون کرده که متأسفانه بعضی‌ها آن را نمی‌بینند و یا نمی‌خواهند ببینند. 

پ- نیروی زمینی در مجموع از شهامت، شجاعت، ایثار و ازخودگذشتگی و میل شدید به قبول رزم علیه ارتش یزیدی صدام خائن در سپاه پاسداران آگاهی کامل دارد و آن را با افتخار می‌ستاید. نیروی زمینی به خوبی می‌داند که قدرت الهی در اتحاد و همبستگی نهفته است  و معتقد است که با وحدت نظر و تفاهمات و اعتماد و اعتقاد بین ارتش و سپاه و سایر رزمندگان اسلام به آسانی می‌تواند بر دشمن کافر چیره گشته و متجاوز  را به سزای اعمال خیانت‌کارانه و جنایت‌کارانه خود برساند.

نظر خوانندگان محترم را به مطالب قیدشده در جلد اول کتاب عملیات ثامن‌الائمه، فصل پنجم طرح‌ریزی عملیات ثامن‌الائمه (ع)، به طور کلی و به ویژه صفحه 151 پاراگراف چهارم، تا پایان صفحه 153 همان کتاب جلب می‌نمایم. امید است با مطالعه این منابع، به حقانیت مطالب و نظرات صادقانه این جانب پی ببرید.

یکی از ویژگی‌های عملیات ثامن‌الائمه (ع) که به طور محسوس مورد توجه بود، انجام هماهنگی بین ستاد یگان‌های عمده و عمل‌کننده از یک طرف و در داخل واحدهای اجرایی از طرف دیگر بود. این جلسات هماهنگی و شناسایی در روزهای قبل از عملیات به طور مستمر اجرا می‌شد و کلیه فرماندهان تا رده دسته به طرح و نحوه عملیات آشنایی کامل داشتند.

متأسفانه در این زمینه در کتاب «نبردهای شرق کارون» از سوی سپاه پاسداران و در اثر بی‌اطلاعی نویسنده چنین مطرح شده که:«برخلاف ارتش که هنگام حمله نیروهایش نسبت به طرح مانور در بی‌خبری به سر می‌بردند، ما جزئیات طرح عملیات را با ذکر نکات ریز و ظریف آن برای همه فرماندهان لشکر! بازگو می‌کردیم!» عجب!

لازم به ذکر است که در آن موقع اولاً سپاه فاقد لشکر بود، ثانیاً کلیه پرسنل رزمنده که حدود 2400 نفر بودند، در قالب گردان‌های رزمی لشکر77 ادغام شده و دستورات را از طریق فرماندهان تیپ و گردان دریافت می‌کردند و لشکری از سپاه وجود خارجی نداشت.

اصولاً یکی از ویژگی‌های یک یگان منظم نظامی توجیه بودن آحاد یگان به مأموریت واگذاری و تمرین در اجرای آن است. چگونه می‌شود فرماندهان پرسنل خود را توجیه ننمایند و وارد عملیات شوند؟ پرسنل به طور قطع می‌دانستند که منطقه عمل آنها کجا است؟ چگونه باید عمل کنند؟ چطور با یگان مجاور تماس برقرار نمایند؟ حدود منطقه عمل خود را می‌دانستند و قبل از شروع عملیات، بارها طرح مانور خود را در زمین‌های مشابه به اجرا در آورده، به طوری که در هنگام عمل، هیچ مشکل و ابهامی در نحوه اجرا نداشتند. این آگاهی باعث شده بود که فرماندهان ضمن در نظر گرفتن اصل تأمین در جمیع جهات، آموزش‌های لازم به یگان‌های تابعه، به ویژه پس از ادغام با نیروهای بسیج مردمی سپاه پاسداران را ارائه دهند که در مأموریت آنها کاملاً مؤثر باشد. پس از صدور دستور عملیاتی، یگان‌ها کاملاً آماده اجرای دستور بودند که فقط زمان اجرای آن را اعلام دارند.

در افکار عمومی چنین مطرح شده بود که در زمان سالروز حمله عراق به ایران، باید رزمندگان طرح عملیاتی خود را برای بیرون راندن متجاوز از سرزمین‌های اشغالی، به ویژه خرمشهر و شرق کارون، اجرا نمایند. از طرف دیگر، دشمن نیز با اطلاع از این ایده، آمادگی داشت تا هرگونه فعالیت و حمله ما را به شدت سرکوب نماید. روی این اصل، در اواخر شهریور و تا عصر روز چهارم مهرماه1360، در آمادگی کامل به سر می‌برد.

قرارگاه لشکر77 تا آخرین ساعات روز چهارم مهرماه لحظه شروع تک را مسکوت گذاشت و در آن شب اعلام نمود عملیات ثامن‌الائمه (ع) یک دقیقه بامداد روز 5/7/1360 تعیین و اعلام می‌گردد.

خاطره جالبی از آن شب برایم مانده که گفتن آن نشان از یکرنگی و همدلی در بین پرسنل رزمنده ارتش دارد: یکی دو روز بود که مرخصی‌های پرسنل حتی برای رفتن به حمام قطع شده بود و کسی به شهر رفت و آمد نداشت. در این زمان، ترفیع یکی از افسران به نام ستوان‌یکم زرهی رحیم عبدالله‌پور را که رئیس رکن 4  گروه رزمی 37 بود، ابلاغ کردند و از اول مهرماه1360 به درجه سروانی مفتخر شده بود، ولی درجه نداشت که روی لباس و شانه‌هایش نصب نماید. حدود ساعت 1700 روز چهارم مهر بود که من و او جلو نفربر پاسگاه فرماندهی گروه رزمی37 نشسته و در این باره صحبت می‌کردیم که ناگهان به فکرم رسید من یکی از ستاره‌های درجه خودم را کنده و روی دوش او بدوزم تا او هم درجه سروانی داشته باشد. ابتدا او به این کار راضی نمی‌شد، ولی در اثر پا فشاری من مبنی بر اینکه همه من را با درجه سروانی دیده‌اند و این برای تو جالب و مهم است، قبول کرد و بالأخره ستاره از دوش من جدا و بر روی دوش او نصب گردید. واقعاً چه لحظه شیرین و به یاد ماندنی برای هر دوی ما بود. 

در ساعت 2130 چهارم مهرماه 1360 بود که کلیه یگان‌ها در مواضع تک خود مستقر شده و آماده اعلام رمز تک بودند، تا طومار دشمن متجاوز را در هم پیچیده و به او بگویند:

ای مگس! پهنه سیمرغ نه جولانگه توست       عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

شروع عملیات در غافلگیری کامل نیروهای عراقی در منطقه شرق کارون و سرپل با قاطعیت رزمندگان ایران آغاز شد و اولین عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به مرحله انجام رسید.

برابر اظهارات افسر اسیر عراقی از اواخر شهریورماه1360، دشمن منتظر تک سراسری نیروهای ایران در منطقه سرپل بوده و این آمادگی را تا بعدازظهر روز 4/7/1360 حفظ نمود؛ لیکن پس از آن، احتمال تک را ضعیف دانسته و نسبت به شب و روزهای قبل از آمادگی خود کاست، زیرا پرسنل عراقی در آن هوای گرم و طاقت‌فرسا کاملاً خسته و فرسوده شده بودند؛ کما اینکه در شب شروع عملیات، تعداد زیادی از اسرای عراقی با لباس زیر و در حال استراحت به اسارت رزمندگان ما درآمدند.

همان طور که قبلاً گفته شد، گروه رزمی37 در سازمان برای رزم، زیر امر تیپ1 بجنورد قرار داشت .

تک در 0001 پنجم مهرماه1360، در نهایت غافلگیری آغاز شد و گردان136 در ساعت 0045 روز پنجم مهرماه به خاکریزهای دشمن در حاشیه جاده ماهشهر ـ آبادان نزدیک شد و هجوم خود را به سنگرهای دشمن آغاز نمود. درست یک ساعت پس از آغاز عملیات، هنگامی که گردان165 پیاده در حوالی جاده اهواز ـ آبادان به دشمن یورش برده بود، تک توسط دشمن کشف گردید و یگان‌های تیپ1 زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار گرفتند. با کشف تک، آتش‌های طرح‌ریزی‌شده توپخانه ما، به ویژه آتش‌های ضدآتشبار بر روی دشمن اجرا شد و تانک‌های گروه رزمی37 اهداف خود را، که با کارت تیر مشخص شده بود، مورد اصابت قرار داده و یگان‌های پیاده را پشتیبانی می‌نمودند.

در حدود ساعت0200 روز پنجم مهرماه بود که گردان136 پیاده مواضع دشمن را که مشرف به جاده ماهشهر ـ آبادان بود، اشغال نمود و مقاومت دشمن را درهم شکست و به تحکیم مواضع متصرفی پرداخت و تعدادی را اسیر گرفت.

در ساعت 0300، تانک‌های دشمن که به عنوان احتیاط در مرکز منطقه بودند، برای پشتیبانی یگان‌های درگیر، مواضع گروه رزمی37 را زیر آتش خود گرفته و قصد داشتند که در مقابل گروه رزمی37 پیشروی نمایند، که با مقاومت شدید گروه رزمی روبه‌رو شده و با دادن تلفات به عقب رفتند.

قبل از شروع عملیات ثامن‌الائمه، سپاه پاسداران خوزستان با عناصری از پرسنل فنی و مؤمن ارتشی، ازجمله استوار داوود نیادشیران مکانسین گروه رزمی37، طرحی را برای انهدام پل‌های مارد و قصبه تهیه کرده بودند، که در زمان اجرای عملیات و پیروزی اولیه نیروهای ایرانی آن را به اجرا درآورند و مانع عقب‌نشینی دشمن از منطقه سرپل و شرق کارون گردیدند. این طرح بر این مبنا بود که در منطقه دارخوین و سلمانیه، مواد نفتی لوله‌های اطراف رود کارون را در شب عملیات بر روی رودخانه پمپاژ نمایند و با توجه به محاسبات  سرعت آب و جزر و مد رودخانه و مقدار تزریقی مواد نفتی، به نوعی این طرح هماهنگی و پیش‌بینی گردیده بود که در زمان موفقیت نیروهای خودی و عقب‌نشینی یگان‌های عراقی نفت روی رودخانه آتش زده شود. ضمناً قرار بود با استفاده از قایق‌های دست‌ساز لاستیکی بدون سرنشین و انباشته از مواد منفجره، با تعبیه آنتن‌های بلند، در زمان مورد نظر با برخورد آنتن‌های عمل‌کننده با پل‌های مورد بحث، موجبات تخریب پل‌ها را فراهم نموده و با آتش زدن هم‌زمان نفت‌های روی کارون، عقب‌نشینی و یا تقویت نیروهای عراقی را غیرممکن کرده و یا حداقل با مشکل مواجه سازند.

حدود ساعت 0315 روز پنجم مهر بود که شعله‌های آتش فراوانی از سمت راست ما به آسمان زبانه کشید و چند دقیقه بعد مشخص گردید عناصر سپاه پاسداران در منطقه تیپ3، رودخانه را طبق نقشه قبلی و بدون هماهنگی با ستاد لشکر77 به آتش کشیده‌اند. این اولین اقدام ناهماهنگ بین سپاه و ستاد لشکر بود که برای مدتی منجر به اختلالاتی در کنترل و هدایت تیپ3 در منطقه و عملیات شد، ولی خوشبختانه با تلاش پرسنل ارتش، اوضاع تحت کنترل قرار گرفت و مأموریت به خوبی ادامه یافت.

درست است که آتش زده شدن سطح رودخانه کارون برای مدتی از تقویت نیروهای عراقی در شرق کارون ممانعت به عمل آورد، ولی به دلایلی که برای من نامشخص می‌باشد، پل‌های مزبور که هدف این آتش‌سوزی بودند، منهدم نشد و تا پایان عملیات بر جای خود مستقر بودند.

در ساعت 0525، مجدداً پاتک محلی دشمن در جناح راست تیپ1 بجنورد، یعنی در منطقه گروه رزمی37 انجام گردید، که با مقاومت سرسختانه رزمندگان گروه رزمی روبه‌رو شد و موفقیتی برای دشمن نداشت و نیروهای متجاوز به عقب رانده شدند و تعداد یک دستگاه تانک و دو دستگاه نفربر عراقی بر جای ماند و به تصرف گروه رزمی37 درآمد.

در ساعت 0630، تیپ1 به گروه رزمی37 اعلام داشت که گردان136 و گردان163 هدف‌های اولیه خود را اشغال و جاده سبز را تأمین نموده و آماده پیشروی به سمت شمال جاده می‌باشند. ضمن برقراری تأمین سمت راست، پیشروی نموده و دشمن را در منطقه پاکسازی نمایید. اما به علت وجود میدان مین و عدم معبر عبور، تقاضای واگذاری گروه مین‌بردار گردید که بلافاصله دو نفر افسر، سه نفر درجه‌دار و یک نفر سرباز از طریق  مهندسی لشکر در اختیار گذاشته شد و معابر باز شد و آماده حرکت شدیم.

هنگام عبور گروهان‌های تانک از معابر ایجادشده سروان بهرام‌زاده در جلو گروهان ام60 به فرماندهی سروان ناصر قدرت و من جلو گروهان ام47 به صورت پیاده به راه افتادیم، تا معابر پاکسازی شده را بازدید و اطمینان خاطر خدمه تانک‌ها را فراهم کنیم. به دنبال ما دو نفر دو دستگاه بولدوزر و لودر در جلو یگان‌های تانک در حرکت بود، تا در مواضع جدید بلافاصله سنگرهای مورد نیاز تانک‌ها را برای پدافند ایجاد و آماده نمایند؛ ولی ناگهان یکی از لودرها از مسیر منحرف شد و روی مین رفت و دچار آسیب‌دیدگی شد که با کمک یک دستگاه تانک، لودر مذکور از مسیر خارج گردید و یگان به پیشروی ادامه داد.

حدود ساعت 0700 بود که یگان‌های گروه رزمی37 از میدان مین گذشته و به مواضع پدافندی دشمن هجوم آورده و آن را تصرف کرده و تعدادی را نیز به اسارت گرفتیم. به موازات عملیات گروه رزمی37، سرکار سرگرد مجید صارمی فرمانده تیپ37 زرهی، در منطقه و خط اول حضور فعال داشت و راهنمایی‌های لازم را به عمل می‌آورد. پس از عبور از میدان مین، فرماندهان رده بالای ارتش ازجمله تیمسار فلاحی جانشین ریاست ستاد ارتش و سرتیپ ظهیرنژاد فرماندهی نیروی زمینی در منطقه گروه رزمی37 حضور یافته و نظاره‌گر فعالیت پرسنل جان برکف بودند و به پاس این تلاش‌ها، در داخل مواضع دشمن فرماندهی تیپ را در آغوش گرفته و تشکر کردند.

حدود ساعت 1100 بود که خاکریز دیگری از دشمن در سمت راست تیپ1 را اشغال نموده، تعداد هفت نفر از نیروهای دشمن را اسیر کردیم و یک دستگاه تانک را به غنیمت گرفتیم و به پاکسازی منطقه از وجود دشمن پرداختیم. کم‌کم موفقیت نیروهای خودی رضایت‌بخش و دشمن مضمحل گردید و نیروهای متجاوز یا کشته و اسیر شدند، یا از صحنه کارزار فرار نمودند و حدود ساعت 1130 بود که تأمین پل قصبه توسط تیپ3 انجام پذیرفت و به دشمن فهماند که:

هر بیشه گمان مبر که خالی است                           شاید که پلنگ خفته باشد

کمااینکه همین سرزمینی که سال گذشته بدون حضور هیچ مقاومتی به دست دشمن افتاد و دشمن روی رودخانه آن پل زد و فکر می‌کرد خالی است، اکنون شیران بیشه و زاهدان شب، این پلنگان خفته و جان برکف به دشمن فهماندند که:

چنانت بکوبم به گرز گران                           که پولاد کوبند آهنگران

تیپ2 قوچان در کلیه عملیات‌ها با مقاومت شدید دشمن روبه‌رو می‌شد و حرکت او نسبت به دیگران کندتر بود، کما اینکه در ساعت 1410، تیپ2 موفق گردیده بود که «هدف الف» خود را تصرف و تأمین پل حفار را برقرار نماید.

حدود ساعت 1620 گردان136 و گردان163 اعلام کردند تعداد 60 دستگاه تانک از دشمن در منطقه مانده که نیاز به خدمه دارند تا به عقب تخلیه شوند. لشکر از یگان احتیاط خود برای این کار استفاده نمود و تانک‌ها به پشت جبهه تخلیه گشتند.

در ساعت 052100، یگان‌ها نتیجه تحکیم هدف و مواضع خود را به لشکر اعلام و به پاکسازی منطقه شرق کارون و سرپل اقدام نمودند. گروه رزمی37 در سمت چپ تیپ3 عمل می‌نمود و بین این دو یگان فاصله زیادی وجود داشت و برای برقراری ارتباط تقاضای واگذاری گلوله اعلام خبر سبز از لشکر را نمودیم که متأسفانه به علت نبود و عدم واگذاری، مجبور شدیم با برقراری گشتی، این ارتباط را برقرار نماییم.

در اواخر ساعات روز 5/7/1360، نیروهای سپاه پاسداران که در منطقه عملیات تیپ3 حضور داشتند، بدون هماهنگی قبلی با تیپ3 و عناصر ستاد لشکر77 قسمتی از پل مارد ـ قصبه را منفجر نمودند. استنباط آنها از این عملیاتِ ناهماهنگ این بود که سپاه همچنان دل‌نگران تقویت نیروهای دشمن از غرب کارون بوده و بدین وسیله، تلاش می‌کرد تا این مقدورات را از دشمن بگیرد. حال آنکه مرکز عملیات لشکر بر آن بود تا حتی‌المقدور از تخریب پل‌ها خودداری گردد؛ زیرا احتمال بهره‌برداری و عبور از آن برای تصرف سرپل وجود داشت. گزارش تحرکات دشمن و حضور تیپ10 زرهی عراق در غرب رودخانه کارون از جمله عواملی بودند که انگیزه‌ای برای اقدام تخریب پل توسط رزمندگان سپاه شده بود.

روز دوم عملیات، یعنی 6/7/1360، به طور کلی یگان‌ها به پاکسازی منطقه و تحکیم  مواضع متصرفی مشغول بوده و اعمال روی هدف را انجام می‌دادند و گزارش‌های واصله از پست‌های شنود حاکی از اضمحلال یگان‌های زرهی دشمن، به ویژه گردان‌های خالد و مقداد بود که با آتش پرحجم توپخانه و حرکت برق‌آسای نیروهای ایرانی، قدرت تحرک و حتی عقب‌نشینی را از آنها سلب نموده بودند. بالأخره در ساعت1820 ششم مهرماه1360، شرق کارون به تصرف کامل رزمندگان سلحشور و غیور لشکر77 و یگان‌های تحت امر او درآمد و یگان‌ها به جمع‌آوری اسرا و پاکسازی منطقه پرداختند.

در آغاز روز هفتم مهر‌ماه، دشمن در نهایت عجز، مبادرت به انفجار پل نیمه تخریب‌شده حفار در منطقه غربی آن نمود و بدین ترتیب، با تخریب پل‌های موجود، ارتباط غرب و شرق رودخانه کارون به طور کلی قطع گردید.  

گسترش لشکر77 بعد از عملیلت ثامن‌الائمه (ع)

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده