شکارچی تانک(19)
شروع روشنایی و شروع انهدام تانک ها هنوز هوا کاملا روشن نشده بود. نشستم پشت دوربین قبضه و تانکها را نگاه کردم. دیدم یکی از نفرات عراقی از تانک بیرون آمده چند قدم راه رفت و برگشت جلو تانک ایستاد و شروع به ورزش کرد. من از ترس اینکه مبادا او ما را ببیند، به وسیله بیسیم به رده بالاتر، اعلام آمادگی کردم. بلافاصله توپخانه و خمپاره ها شروع به تیراندازی کردند.

با صدای تیراندازی توپخانه، آن نفری که بیرون از تانک بود دوید و رفت داخل تانک، من هم به عنوان اولین هدف آن تانک را در نظر گرفتم. بعد از آن و قبل از موشک گذاری مجدد دویدم نشستم پشت قبضه دیگر، دوباره با آن قبضه که موشک گذاری شده و آماده بود، یکی دیگر از تانک ها را زدم. به این ترتیب یکی با این قبضه و یکی با آن قبضه، ده گلوله موشک برده بودیم و ده دستگاه تانک را در زمان کم تر از چهار الی پنج دقیقه منهدم کردم که پنج دستگاه آنها آتش گرفت و تا ساعتها می سوخت و مهمات داخل آنها منهدم می شد و پنج دستگاه دیگر هم منهدم شدند.

برگشت از مأموریت تنگ رقابیه

در این فاصله زمانی که تانک ها را می زدم از عراقی هاکوچکترین عکس العملی دیده نشد و من از فرصت استفاده کردم قبضه ها را قطعه قطعه کردم و به سربازان دادم و گفتم حرکت کنید. حتی باقیمانده موشک را نیز نگذاشتیم آنجا بماند. با توجه به اینکه یکی از پوسته های موشک سرو خورده و رفته بود پائین تپه، طرف عراقی ها. آنرا هم رفتم آوردم تا بعدها عراقی هانفهمند از کجا به آنها تیراندازی شده است. پس از حرکت به عقب، تیراندازی عراقی ها شروع شد، طوریکه نتوانستیم قدم از قدم برداریم. به ناچار داخل یکی از شیارهای خیلی باریک و عمیق پناه گرفتیم و به وسیله بی سیم اطلاع دادم، دستور بدهید یگان های خودی تیراندازی را قطع کنند، زیرا عراقي ها فکر کرده اند حمله بزرگی به آنها شروع شده است. بعد از قطع تیر اندازی یگان های خودی، عراقی هاحداقل تا یک ساعت بعد هنوز با تمام توان تیر اندازی می کردند. ما هم بعد از یکی دو ساعت به یاری خداوند متعال، همگی با سلامت کامل و پیروز به دیدگاه برگشتیم و از آنجا به پاسگاه فرماندهی گردان رفتیم. مورد استقبال و ابراز احساسات فراوان قرار گرفتیم که واقعا قادر به توصیف آن همه محبت پرسنل آن یگان نیستم. پس از آن ما را خدمت جناب سرهنگ زمانفر، فرمانده تیپ۲ لشکر۱۹ بردند. وی مراسم قدردانی از ما را به عمل آوردند و پس از خداحافظی از آن واحد به یگان خودمان برگشتیم و مأموریت موفق آمیز خود را به لشکر گزارش دادیم.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده