نبرد دلیران ایران زمین(16)
دشمن در اثر تکهای محدود نیروهای ایران که در منطقه انجام داده بودند، آسیب فراوان دیده و در سراسر جلو مواضع پدافندی خود میدانهای مین به عمق 500 متر ایجاد نمود، که این خود دلیل تثبیت دشمن در مواضع اشغالی بود.

 

شکست محاصره آبادان

ستاد مشترک طی دستوری به نزاجا مقرر نمود «قرارگاه لشکر77 پیاده خراسان را طوری به منطقه اعزام نماید که در تاریخ بیستم اسفندماه1359، با تعویض ستاد عملیاتی اروند، مسئولیت منطقه را بر عهده بگیرد.» لشکر77 پیاده خراسان یکی از منسجم‌ترین لشکرهای ایران می‌باشد که از دیرباز سابقه درخشانی داشته و علی‌رغم گذر از مراحل مختلف انقلاب، در مقایسه با سایر یگان‌های عمده، دچار آسیب کمتری گردیده بود. حضور افسران و درجه‌داران انقلابی متعهد و وطن‌پرست در داخل کادر سازمانی آن، همراه با برقراری ارتباط حسنه بین آنها، زمینه را برای یک برنامه‌ریزی منطقی فراهم آورده بود.

متعاقب امریه نزاجا، قرارگاه لشکر77 در روز 27/12/59، وارد ماهشهر گردید و از روز 28 اسفندماه 1359، مسئولیت منطقه از قرارگاه اروند منتزع و به لشکر77 واگذار و از روز نهم فروردین‌ماه1360، نام فرماندهی اروند به فرماندهی منطقه عملیاتی لشکر77 پیاده تبدیل گردید.

هم‌زمان با استقرار لشکر77 در منطقه عملیاتی ماهشهر، نیروی زمینی دستور داد به منظور ایجاد وحدت فرماندهی در سطح یگان‌های عمده از یک سو و تقویت منطقه جنوب از سوی دیگر، کلیه یگان‌های لشکر77 که از لشکر جدا و به مناطق دیگر اعزام شده بودند، به منطقه عملیاتی جدید لشکر (ماهشهر ـ آبادان) انتقال پیدا کرده و بالعکس یگان‌هایی که از سایر لشکرها در منطقه عملیاتی لشکر77 استقرار دارند، مواضع خود را تخلیه و به یگان مادر خود ملحق گردند.

در اولین شناسایی که لشکر77 خراسان از مواضع یگان‌های در خط به عمل آورد، مشاهده شد که گروه رزمی37 زرهی از نهر شادگان تا ضلع شمالی جاده ماهشهر ـ آبادان گسترش یافته و منطقه‌ای به عرض چهار کیلومتر در جنوب جاده مورد بحث بین گروه رزمی37 با فدائیان اسلام خالی از نیرو می‌باشد.

در اولین فرمان صادره از لشکر77 به گردان144 پیاده که در حوالی شادگان اردوی آموزشی داشت، دستور داده شد که سریعاً خلاء مورد نظر را اشغال و تماس با دشمن را برقرار نماید. به منظور تقویت تکاوران نیروی دریایی و گردان144 پیاده از طریق لشکر77 پیاده به گروه رزمی37 دستور داده شد به هر یک از دو یگان موصوف یک دسته تانک مأمور گردد که این کار انجام گردید و دو دسته تانک ام60 به آنها مأمور شدند.

پدافند در منطقه سرپل به صورت غیرتمرکزی و توسط پنج قرارگاه تحت کنترل قرارگاه لشکر77 انجام می‌شد و از شمال تا جنوب به ترتیب گروه رزمی214، عناصری از سپاه پاسداران شادگان، گروه رزمی37، تکاوران نیروی دریایی، گردان144 پیاده، فدائیان اسلام و بالأخره تیپ1 لشکر77 در آبادان مستقر شده بودند. برای داشتن انعطاف در این عملیات پدافندی، با توجه به زمین و گسترش نیروها، تعداد سه یگان احتیاط در شمال، شرق و جنوب سرپل به نحوی پیش‌بینی شده بود که گروهان2 گردان291 تانک در شمال (دارخوین)، گردان202 امداد ژاندارمری در شرق (شادگان)، گروهان1 گردان237 تانک چیفتن تیپ37 زرهی در جنوب (آبادان) مستقر شدند.

یگان‌های در خط به کمک ادوات مهندسی ارتش و نیروهای مردمی و جهاد فارس که در منطقه بودند، شروع به ایجاد خاکریزهای جدید، سنگر و سکوی آتش می‌کردند و به صورت لاک‌پشتی خود را به دشمن نزدیک می‌نمودند.

در 23 اردیبهشت‌ماه1360، به مدت 48 ساعت دشمن به طور مستمر زیر آتش شدید شرق، غرب و جنوب سرپل قرار گرفت و نیمه‌های شب 26 اردیبهشت‌ماه، دیده‌بانان و عناصر پاسگاه‌های استراق سمع اطلاع از جابجایی دشمن دادند. حرکات خودروها و سروصدای ایجادشده حاکی از خالی کردن منطقه توسط دشمن بود و در همان شب، گردان148 پیاده از موقعیت استفاده و به دشمن تک نمود و مواضع دشمن را اشغال کرد.

با روشن شدن هوا، تکاوران دریایی، گردان144 پیاده، عناصر سپاه پاسداران و فدائیان اسلام پیشروی نموده و مواضع دشمن را تصرف کردند و دشمن میدان تیر آبادان را به عمق 7 الی 8 کیلومتر تخلیه کرده و به مواضع پدافندی از پیش‌ ساخته‌شده خود در نزدیکی جاده ماهشهر ـ آبادان عقب رفتند. عرض منطقه پدافندی جدید دشمن از 3 الی 4 کیلومتر بیشتر تجاوز نمی‌نمود. با عقب رفتن دشمن تا کنار جاده، قسمتی از شرق آبادان از محاصره خارج شد و رفت و آمد خودروها در جاده وحدت با امنیت بیشتر انجام گرفت.

در این عملیات محدود، تعداد 59 نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند و تعداد بسیار زیادی از افراد دشمن کشته شدند و 12 دستگاه خودرو زرهی آنها منهدم گردید و مقادیر زیادی سلاح و مهمات به دست نیروهای ایران افتاد.

برابر دستورالعمل نزاجا در تاریخ 2/4/60، گردان144 پیاده از آبادان به هفت‌تپه اعزام و به لشکر21 حمزه ملحق گردید و گام دیگری از انسجام یگان‌ها به اجرا گذاشته شد. پس از اجرای عملیات در میدان تیر آبادان، طرح‌ریزی جهت انهدام کامل نیروهای دشمن در شرق کارون توسط لشکر77 خراسان آغاز گردید. در این زمان، یگان‌های تیپ1 بجنورد به فرماندهی سرهنگ ستاد منوچهر امینیان در شمال رودخانه بهمنشیر و نوک سرپل دشمن مستقر شده و گروه رزمی37 هم به فرماندهی سروان علی عباسی درحالی که سروان بهرام‌زاده و سروان پیروزان، افسران رکن 2و3 گروه را تشکیل می‌دادیم ، زیر امر تیپ1 بجنورد قرار گرفتیم و در این قسمت از برنامه، شناسایی از منطقه، استعداد، گسترش، ماهیت و هویت دشمن مورد توجه بود.

بدیهی است مبنای اطلاعات مدارک اطلاعاتی موجود، اعزام گشتی‌های شناسایی توسط فرماندهان رده بالای یگان‌های عمده به اتفاق عناصری از ستاد لشکر، به منظور کسب اطلاعات دقیق از منطقه عملیات، خطوط تماس و چگونگی استقرار یگان‌های دشمن بود.

در یکی از مأموریت‌های شناسایی در اواخر مردادماه1360، که از منطقه جلو گروه رزمی37 تا مواضع دشمن توسط ارکان2و3 گروه انجام می‌شد، حادثه جالبی به وقوع پیوست. بدین طریق که در سمت راست گروه رزمی37 تا نهر شادگان بین خطوط تماس طرفین فاصله زیادی وجود داشت و گروه رزمی با ادوات مهندسی که از طرف لشکر77 در اختیارش گذاشته بودند، در حال ایجاد خاکریز و سنگرها و سکوی آتش برای ادوات زرهی خود بود تا یگان‌های خود را به صورت لاک‌پشتی به جلو برده و فاصله خط تماس را با دشمن کم نماید و برای عملیات آینده مهیا گردد.

همان‌طور که قبلاً بیان شد، محل خاکریزها و سنگرها توسط ارکان2 و 3 در روز معین و علامت‌گذاری می‌شد و شب لودرها و بولدوزرها در پناه تأمین محلی، کار خود را شروع می‌کردند و تا صبح پیشرفت‌هایی حاصل می‌گردید. آن روز شناسایی من و سروان بهرام‌زاده از صبح زود شروع شده بود و چون اثری از دشمن مشاهده نشد، همچنان به شناسایی و پیشروی خود در زمین صاف و باز منطقه ادامه می‌دادیم و به جلو می‌رفتیم. حدود ساعت1000 یا 1030 بود که دیدیم خودرو جیپ میول ما در فاصله100 الی150متری خاکریز دشمن است و هدف گلوله‌های خمپاره و تیر مستقیم دشمن قرار  گرفتیم.

در این حال که رانندگی خودرو به عهده من بود و سروان بهرام‌زاده در کنارم و سرباز راننده در صندلی عقب نشسته بود، خودرو را رها کرده و به صورت دو و خیز پنج ثانیه، خود را به داخل شیاری انداختیم که یکی از شاخه‌های فرعی نهر شادگان بود. تنها سلاح ما سه نفر تفنگ ژ3 سرباز راننده و اسلحه کمری من و سروان بهرام‌زاده بود که به همراه داشتیم. من تفنگ راننده را گرفتم و برای برقراری تأمین خودمان که مبادا غافلگیر شده و اسیر شویم، از داخل شیار به جلو رفته و به دیده‌بانی مشغول شدم.

سروان بهرام‌زاده و راننده جیپ در داخل شیار به دیده‌بانی و شناسایی وضعیت موجود پرداخته و قرار گذاشتند که با استفاده از خیز پنج ثانیه و به فرمان سروان بهرام‌زاده، سرباز خود را به جیپ رسانده و سریعاً خودرو را به عقب و داخل شیار بیاورد. نحوه کار بدین طریق بود که ابتدا هر دو نفر در موضع خود دراز کشیده و به محض برخورد گلوله‌های دشمن به زمین و انفجار آن، سروان بهرام‌زاده فرمان پیشروی می‌داد و با دیدن شعله دهانه سلاح‌های دشمن، فرمان درازکش را به سرباز می‌داد.

 این عمل چندین مرتبه متوالی تکرار شد تا بالأخره راننده جیپ خود را به وسیله نقلیه رسانید و آن را به سرعت روشن کرد و به داخل شیار آورد و هر سه نفر با استفاده از آن شیار خود را به شادگان رسانده و به پاسگاه فرماندهی گروه رزمی37رسیدیم. نتیجه شناسایی و وضعیت استقرار یگان‌های دشمن را به تیپ1 بجنورد گزارش کردیم و فردای آن روز جناب سرگرد طبسی، رئیس رکن3 تیپ1 جهت بازدید و بررسی وضعیت خط پدافندی و ایجاد خاکریزها به دیدن ما آمد و رضایت خود را اعلام داشت.

یکی از ویژگی‌های عملیات ثامن‌الائمه (ع) این بود که فرماندهان عمل‌کننده و ستاد طرح‌ریزی، ضمن بهره‌برداری از اخبار و اطلاعات به‌دست‌آمده گزارش گشتی‌های اعزامی شناسایی و سایر منابع اطلاعاتی، شخصاً مبادرت به شناسایی منطقه، معابر وصولی و موقعیت پست‌های استراق سمع و دیده‌بانی دشمن می‌نمودند. بارها اتفاق می‌افتاد که گزارشی به ارکان2 و3  تیپ1 بجنورد داده می‌شد. بلافاصله جناب سرهنگ میرشکرایی که معاونت تیپ را عهده‌دار بودند، شخصاً در محل حاضر شده و موضوع را بررسی می‌نمودند، درست یا غلط بودن آن را تأیید یا رد می‌کردند و سپس با راهنمایی‌های لازم به عقب می‌رفتند.

فرماندهی تیپ1 بجنورد سرهنگ امینیان به هنگام بازدید از دیدگاه

این اقدامات نشان‌دهنده اهمیتی بود که بر خلاف گذشته، با توجه به وضعیت موجود، راهبرد «چشم باز» بر عملیات حاکم گردید و سرانجام، اطلاعات قابل‌قبولی از وضعیت دشمن شامل «استعداد، ترکیب، گسترش و هویت» و زمین منطقه عملیات به منظور شروع طرح‌ریزی فراهم گردید. بدین ترتیب، در اواخر مردادماه و اوایل شهریورماه1360 استعداد یگان‌های متجاوز در شرق کارون حدود یک لشکر تقویت‌شده برآورد گردید، که عمدتاً عبارت بودند از تیپ‌های 6 زرهی و 8 مکانیزه از لشکر3 زرهی، دو گردان پیاده از تیپ‌های 44 و 49 پیاده، یک گردان نیروی مخصوص از تیپ31 و یک گردان کماندو از تیپ نیروهای ویژه به همراه گردان شناسایی صلاح‌الدین، سازمانی لشکر3 زرهی و احتمالاً عناصری از نیروهای جیش‌الشعبی، مجموعاً حدود سیزده گردان مانوری که با آتش شش گردان توپخانه از کالیبرهای مختلف پشتیبانی می‌شدند.

علاوه بر این، در صورتی که گذرگاه‌های ایجادشده (پل‌های احداثی روی رودخانه کارون) مانعی را به وجود نمی‌آورد، این نیروها می‌توانستند به وسیله ده گردان پیاده و پیاده مکانیزه، در فاصله زمانی بسیار کم از غرب کارون تقویت شوند. به طوری که ملاحظه می‌شود، ماهیت یگان‌های متجاوز در منطقه زرهی بوده و بدیهی است خطوط پدافندی آنان با یگان‌های زرهی تقویت شده بود.

وضعیت منطقه فیاضیه در جنوب و شمال آن به وسیله عوارض مصنوعی از قبیل مناطق مسکونی، شهرک‌ها، کارخانجات و نخلستان‌ها به شدت دید را محدود ساخته و قسمتی از آن برای کاربرد یگان پیاده و پیاده مکانیزه مناسب بوده و در قسمتی دیگر، یگان‌های زرهی کاربرد بهتری را دارا بودند؛ لیکن دشمن در هر دو قسمت از خطوط دفاعی خود از نیروهای  زرهی و پیاده به صورت توأمان استفاده می‌نمود.

وضعیت منطقه در شرق جاده اهواز ـ آبادان و کوی ذوالفقاری با زمین منطقه فیاضیه متفاوت و از گستردگی و دیده‌بانی خوبی برخوردار بود و کاربرد یگان‌های زرهی و مکانیزه را می‌طلبید. به همین جهت، دشمن در این منطقه از یگان‌های تانک قوی‌تر و بیشتری بهره برده بود، که متقابلاً گروه رزمی37 زرهی مقابل آنها صف‌آرایی کرده بود.

گسترش دشمن در اواخر مردادماه 60

دشمن در اثر تک‌های محدود نیروهای ایران که در منطقه انجام داده بودند، آسیب فراوان دیده و در سراسر جلو مواضع پدافندی خود میدان‌های مین به عمق 500 متر ایجاد نمود، که این خود دلیل تثبیت دشمن در مواضع اشغالی بود.

در طول مدتی که لشکر77 پیاده در حال طرح‌ریزی و تهیه مقدمات برای ایجاد یک تک هماهنگ‌شده بود، گروه رزمی37 که جمعی تیپ37 زرهی بود، خود را برای شرکت در این عملیات مهیا و هر لحظه فاصله خود را با مواضع دشمن کمتر می‌نمود. لشکر77 با سه تیپ در خط (تیپ1 در منطقه ذوالفقاری، تیپ2 در منطقه فیاضیه به عنوان تلاش اصلی، تیپ3 در دارخوین) تک نموده به ترتیب خط سبز (جاده آبادان ـ ماهشهر) و هدف‌های «الف» و «ب»، یعنی پل‌های مارد و حفار را روی رودخانه کارون تصرف و تأمین آن را برقرار نمود.

گردان107 امداد ژاندارمری از مختصات 040-530 تا 010- 490 و گردان214 سوارزرهی(-) از مختصات 010- 490 تا 920- 450 حاشیه شرقی رودخانه کارون را از دارخوین تا سلمانیه پوشش می‌داد.

گردان پیاده134(-) و گروه رزمی104 پیاده و گردان تانک واگذاری از نزاجا احتیاط لشکر را تشکیل داده و به ترتیب در غرب خنافره (810-620) و جنوب محور ماهشهر ـ آبادان در 620-490 و منطقه فیاضیه (650-380) مستقر گردید؛ ضمن اینکه پس از عبور تیپ3 از خط گردان تانک291 (-)، گردان مزبور به عنوان احتیاط منطقه دارخوین در نظر گرفته شده بود.

بدین ترتیب، تعداد چهار یگان احتیاط در سرتاسر منطقه پیش‌بینی شده و طرح مزبور از انعطاف بسیار خوبی برخوردار بود.

تیپ1 شامل: گردان136 پیاده،گردان163 پیاده، گروهان یکم گردان104پیاده، یک گروهان  سوارزرهی از گردان214 سوارزرهی، گروه رزمی37 زرهی، گروهان یکم گردان246 تانک، سه گردان پیاده سبک از سپاه پاسداران به استعداد 641 نفر.

تیپ2 شامل: گردان‌های122 و 129 و 153 پیاده، گردان‌های تانک251 و 246(-)، گروهان تانک چیفتن گردان237 جمعی تیپ37 زرهی، چهار گردان پیاده سبک از سپاه پاسداران به استعداد 910 نفر.

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده