نبردهای خرمشهر و آبادان(35)
حوادث روز 23 مهرماه افراد پیاده دشمن در پناه تانک و نفربر وارد شهر خرمشهر شدهاند. نیروهای ما سرسختانه مقاومت میکنند و هنوز مقاومت ادامه دارد. در شمال آبادان، هنوز دشمن موفق به عبور از بهمنشیر و ورود به آبادان نشده است. تکاوران با شجاعت از پل بهمنشیر دفاع میکنند. توپخانه ما موفق به اجرای آتش مؤثر بر روی دشمن شده، به همین جهت، هواپیماهای دشمن سعی در انهدام توپخانه ما داشتند.

تلاشی که دشمن در روز 22 مهرماه برای اشغال خرمشهر و آبادان کرده بود، در روز 23 مهرماه و روزهای بعد از آن هم، تا روز چهارم آبان که روز سقوط خرمشهر بود، همچنان ادامه داشت. به نظر می‌رسد که حاکم فاشیست عراق که از جریان آتش‌بس ناامید شد، به نیروهای متجاوز عراق دستور داد به هر قیمتی شده خرمشهر و آبادان را اشغال کنند تا کرانه شمالی اروندرود کاملاً در کنترل دولت عراق قرار گیرد. بر این اساس، نیروهای متجاوز عراق با وجود مقاومت سرسختانه نیروهای اندک ما در خرمشهر و آبادان، با تحمل تلفات سنگین، خود را برای اجرای این مأموریت سرفرماندهی عراق آماده نمودند.

در ساعت 0530 روز 23 مهرماه، موفق شدند در خرمشهر تا خیابان طالقانی نفوذ کنند. در شمال آبادان نیز، به کرانه بهمنشیر نزدیک شوند و کنترل کامل محور آبادان ـ ماهشهر را در دست خود بگیرند. اما یک پیام دیگر نیز به منظور بیان چگونگی رابطه فرماندهی این منطقه این است که نیروی زمینی اطلاع حاصل کرد که موضع توپخانه مستقر در آبادان مناسب نیست. برای تغییر موضع این آتشبار، به ستاد مشترک نامه نوشت و درخواست کرد به نیروی دریایی ابلاغ شود که به ستاد فرماندهی خرمشهر ابلاغ کند تا به فرمانده آتشبار مورد نظر ابلاغ نماید موضع آتشبار را تغییر دهد و ستاد مشترک همین کار را کرد.

حال صرف نظر از مسائل فرماندهی در جبهه فعال نبرد، تا این پیام این مسیر طولانی را طی کند و به واحد اجرایی برسد، کار از کار گذشته است و دیگر خاصیت وجودی نخواهد داشت. در ساعت 1235، اطلاع رسید گمرک خرمشهر در کنترل کامل دشمن قرار گرفته است. از اقداماتی که در روز 23 مهرماه، برای انهدام دشمن در سرپل شرق کارون انجام شد، حمله هوایی نیروی هوایی ایران بود. خلبانانی که این مأموریت را انجام دادند، اظهار کردند پل دشمن بر روی کارون را منهدم کرده‌اند، اما این خبر صحت نداشت، ضمن اینکه پل شناور نظامی از نوع پی‌ام‌پی ساخت شوروی از قطعات مجزا ساخته شده، به فرض اینکه یک یا چند قطعه آن منهدم شود، در ظرف کمتر از ده دقیقه، امکان تعویض آن با قطعه سالم وجود دارد؛ لذا از نظر نظامی، انهدام این نوع پل مفهومی ندارد، مگر اینکه دشمن فاقد قطعات اضافی از این نوع پل باشد. ولی متأسفانه در آن موقع، افسران اطلاعات، اطلاعات چندانی از مقدورات نظامی ایران و عراق نداشتند و نظریات غیرمنطقی ارائه می‌دادند.

بالأخره روز 23 مهرماه نیز در یک نبرد نابرابر، اما از طرف نیروهای ایران، با اراده و تصمیم قاطع برای دفاع از سرزمین اسلامی به پایان خود نزدیک شد و خلاصه وضعیت نبردهای این روز تا ساعت 2000، چنین اعلام گردید:

افراد پیاده دشمن در پناه تانک و نفربر وارد شهر خرمشهر شده‌اند. نیروهای ما سرسختانه مقاومت می‌کنند و هنوز مقاومت ادامه دارد. در شمال آبادان، هنوز دشمن موفق به عبور از بهمنشیر و ورود به آبادان نشده است. تکاوران با شجاعت از پل بهمنشیر دفاع می‌کنند. توپخانه ما موفق به اجرای آتش مؤثر بر روی دشمن شده، به همین جهت، هواپیماهای دشمن سعی در انهدام توپخانه ما داشتند. راه‌های ارتباطی خرمشهر ـ آبادان در کنترل دشمن قرار گرفته‌اند. پشتیبانی‌های هوایی ما چندان تأثیری بر دشمن نداشته است. نیروی کمکی وعده داده شده هنوز به منطقه نرسیده‌اند. در تلفات دیروز، دو تکاور شهید و 10 تکاور مجروح شدند. امروز نیز یک دریافر شهید و سه دانشجوی دانشکده افسری زخمی شدند. آب آشامیدنی به علت قطع برق کم شده است.

در ساعت 2300، خبر رسید که نیروهای ما به نیروهای دشمن مستقر در شمال آبادان حمله کردند و موفق شدند آنها را به شمال محور آبادان ـ ماهشهر عقب برانند و این محور را آزاد سازند.

در روز 23 مهرماه، فرمانده ژاندارمری تصمیم گرفت از مقدورات ژاندارمری برای تقویت منطقه آبادان ـ خرمشهر استفاده کند؛ لذا 600 نفر ژاندارم را در تهران آماده ساخت تا در ساعت 1530، با هشت فروند هواپیمای سی130 به اهواز اعزام کند و 200 نفر ژاندارم نیز در اصفهان آماده شدند تا به خوزستان اعزام گردند.

حوادث روز 24 مهرماه

روز 24 مهرماه را با نامه گله‌آمیز فرماندهی اروند آغاز می‌کنیم. این مقام در ساعت 0215 روز 24، به لشکر92 زرهی اعتراض کرد که بارها گفتم توپخانه‌ها در خطرند. آنها را حفظ کنید تا در محاصره قرار نگیرند. اکنون ما در محاصره هستیم. نمی‌دانم بر سر توپخانه‌ها چه خواهد آمد. در ساعت 0530، هواپیماهای عراقی به خارک و بوشهر حمله کردند و یک فروند آنها سرنگون شد.

در خرمشهر، نیروهای عراقی به ترتیبی که پیشروی می‌کردند، با بولدوزر و سایر وسایل مهندسی، سریعاً مواضع دفاعی برقرار می‌ساختند. با توجه به اینکه گمرک خرمشهر به اشغال دشمن درآمده بود، از اسکله گمرک برای حمل و نقل دریایی استفاده می‌کردند. در اوایل روز 24 مهرماه، نیروهای دشمن در شمال آبادان، به نزدیکی سه‌راه ماهشهر ـ آبادان رسیدند و پل بهمنشیر در زیر آتش دشمن قرار گرفت، اما نیروهای خودی موفق شدند دشمن را تا پنج کیلومتری شمال بهمنشیر عقب برانند.

در ساعت 0830، نیروهای دشمن در حوالی کارخانه شیر پاستوریزه موضع پدافندی اشغال کردند. نیروی دریایی در ساعت 0940، اعلام کرد گمرک خرمشهر در کنترل کامل دشمن قرار گرفته و نبرد به داخل خیابان های شهر کشیده شد. با توجه به تهدید بسته شدن راه‌های مواصلاتی زمینی به آبادان، اولین اقدام برای پشتیبانی با بالگرد به عمل آمد و دو فروند بالگرد شنوک جهت رساندن تدارکات از اهواز به ماهشهر اعزام گردید. در  طول مسیر، بالگردها مورد حمله هواپیماهای دشمن قرار گرفتند. یک بالگرد آسیب دید و فرود اضطراری کرد، ولی بالگرد دیگر توانست در ماهشهر به زمین بنشیند. دو نفر خدمه بالگرد مجروح شدند. گزارش دیگر از فعالیت هوانیروز حاکی است در عملیات روز 23 مهرماه این یگان، در منطقه سرپل دشمن، یک فروند بالگرد کبری مورد اصابت آتش دشمن قرار گرفت و سرنگون شد و دو نفر سرنشینان آن شهید شدند. در ساعت 1400 نیز، خبر رسید یک فروند هواپیمای اف4 که برای انجام مأموریت در داخل خاک عراق اعزام شده بود، در مراجعت مورد اصابت آتش پدافند هوایی دشمن قرار گرفت و توانست خود را به داخل خاک ایران برساند و در نزدیکی ماهشهر خلبانان بیرون پریدند و هواپیما سقوط کرد.

لازم به یادآوری است که از زمان عبور نیروهای دشمن از کارون، یک ستاد فرعی عملیاتی به وسیله نیروی دریایی در بندر ماهشهر، مستقر شد که فعالیت پشتیبانی تدارکاتی را هدایت می‌کرد. این ستاد عملیاتی از روز 27 مهرماه، به فرماندهی اروند، تحت فرماندهی فرمانده ژاندارمری کشور تبدیل شد. به علت بحرانی بودن وضعیت منطقه خرمشهر، فرمانده عملیات این منطقه گرفتاری خود را به هر مقامی که امیدی بر آن داشت، یادآوری می‌کرد، از جمله ستاد مشترک.

ستاد مشترک در پاسخ نامه فرمانده عملیات خرمشهر جواب داد، با تهییج مردم و نیروهای مستقر در منطقه، از سقوط خرمشهر جلوگیری کنید و از تفرقه و اسارت پرسنل حتی‌الامکان ممانعت نمایید و با جمع‌آوری آنان و ضربه زدن به دشمن، پیشروی دشمن را متوقف سازید. در نگهداری پل خرمشهر ـ آبادان توجه ویژه بنمایید. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، این‌گونه دستورات نصیحت‌گونه، هیچ دردی از فرمانده منطقه را دوا نمی‌کرد، حتی سبب عکس‌العمل منفی روانی می‌شد. هرقدر بحران شدیدتر می‌شد، مشکلات فرماندهی نیز بیشتر می‌گردید. در ساعت 1430 روز 24، خبر رسید نیروهای دشمن به سرعت در داخل شهر پیشروی می‌کنند. فرمانده عملیات بیمار شده و فرمانده ژاندارمری (سرهنگ فروزان) نیز در منطقه نیست و در نتیجه، در حال حاضر، مقام تصمیم‌گیری در شهر وجود ندارد.

سپاه پاسداران نیز تأیید کرد؛ حدود یک‌سوم شهر خرمشهر به اشغال نیروهای عراقی درآمده. تا ساعت 2130 دیشب، کوی طالقانی، اداره بندر، گمرک، راه‌آهن و قسمتی از پادگان دژ و چهارپنجم جاده کمربندی به دست دشمن افتاده و نیروهای دشمن به فلکه آتش‌نشانی رسیده‌اند. در این شرایط حساس، مهم‌ترین امید نیروهای خودی پشتیبانی هوایی و هوانیروز بود، ولی در ساعت 1520، فرمانده هوانیروز اعلام کرد به علت آتش شدید دشمن در منطقه خرمشهر ـ آبادان، پشتیبانی بالگرد مقدور نیست.

وضعیت خرمشهر در ساعت 1615، بدین قرار بود که نیروهای دشمن به نزدیکی پل خرمشهر رسیده بودند. نیروهای خودی و مدافعین خرمشهر تصمیم گرفتند با یک حمله ایثارگرانه، نیروهای دشمن را از نزدیکی پل عقب برانند. شهربانی آبادان در ساعت 1800، اعلام کرد نیروهای دشمن تا ابتدای پل اول 40متری رسیده‌اند. فرمانده عملیات جنوب درخواست نمود مردم محلی جمع‌آوری و برای دفاع از خرمشهر به آن منطقه اعزام شوند. به هر حال، نیروهای دشمن موفق شدند در روز 24 مهرماه، قسمت اعظمی از خرمشهر را در کنترل خود بگیرند. از این روز تا زمان سقوط خرمشهر، به مدت ده روز، سخت‌ترین نبردهای شهری جنگ ایران و عراق در خرمشهر جریان یافت و مدافعین میهن اسلامی ما با ایثارگری‌های فوق‌العاده در مقابل جسارت دشمن به حریم استقلال و آزادی میهن ما مقاومت کردند و آن‌قدر که در توان داشتند فداکاری نمودند.

 اما متأسفانه از این فداکاری و جانبازی آن رادمردان بهره‌بردای مطلوب نشد و بسیج کافی برای نیروهای بیشتر به عمل نیامد. در پایان روز 24 مهرماه، وضعیت خرمشهر به قدری بحرانی بود که اعلام شد خرمشهر سقوط کرده و نیروهای دشمن پل را در دست گرفته و با تیربار از پل دفاع می‌کنند. نیروهای دشمن در شرق کارون نیز به نزدیکی سه‌راه آبادان ـ ماهشهر رسیده‌اند. از این روز، خرمشهر به نام خونین‌شهر نامیده شد. از اقدامات مفید و مهم نیروهای خودی در این روز، پشتیبانی بالگرد برای رساندن تدارکات از ماهشهر به آبادان بود. بالأخره آخرین گزارش وضعیت روز جاری خرمشهر ـ آبادان چنین بود:

قسمت غربی خرمشهر کاملاً در اشغال دشمن است و تا نزدیکی پل پیشروی کرده‌اند و راه‌های وصولی به خرمشهر کاملاً مسدود شده، آتش شدید دشمن به مناطق اشغال‌نشده اجرا می‌گردد. نیروهای خودی در نزدیکی پل مقاومت می‌کنند، ولی برتری مطلق با دشمن است. تعداد شهدا و مجروحین خیلی زیاد است، به نحوی که تخلیه آنان به سختی انجام می‌گیرد. آبادان نیز در زیر آتش سنگین دشمن قرار دارد و خطر سقوط خرمشهر کاملاً جدی است. اگر نیروهای کمکی نرسند، این خطر قریب‌الوقوع خواهد بود.

در این شرایط بحرانی، لشکر92 زرهی در یک گزارش مفصلی، وضعیت لشکر را چنین اعلام کرد. از استعداد رزمی لشکر، 10درصد تجهیزات و 30درصد پرسنل باقی مانده است. فرماندهی اروند در ساعت 2200 روز جاری، موفق شد با کمک فرماندهان دیگر، پرسنل پراکنده را جمع‌آوری کند و آنان را برای ادامه مقاومت ترغیب نماید و موقتاً از سقوط کامل خرمشهر جلوگیری کند.

از حوادث ویژه‌ای که در روز 24 مهرماه، در خلیج فارس رخ داد، این بود که یک فروند هواپیمای ایران در آسمان خلیج فارس دچار سانحه شد، اما خلبانان آن بیرون پریدند. از پایگاه بوشهر، یک فروند بالگرد212 به محل سقوط که هفت مایلی غرب بندر امام خمینی بود، اعزام شد و خلبانان سالم از آب گرفته شدند. در شب قبل، یدک‌کش پیام و کشتی نوید که با دو فروند بارج و 21 سرنشین از خور موسی عازم بندرعباس بودند، مورد حمله دو فروند میگ عراقی قرار گرفتند. یدک‌کش و کشتی نوید مورد اصابت قرار گرفتند و غرق شدند. ناو نقدی برای نجات پرسنل اعزام شد. 9 نفر سالم و یک جسد پیدا شد و 11 نفر مفقود بودند.

در این روز بحرانی، وضعیت مختل فرماندهی مختل‌تر شد. سرهنگ رضوی، فرمانده عملیات، بیمار شد و سرهنگ فروزان نیز که به طور غیرمستقیم فرماندهی این منطقه را هدایت می‌کرد، در منطقه نبرد نبود. لذا سرهنگ رضوی نامه‌ای به لشکر92 زرهی نوشت و ضمن گله از انتخاب وی، که افسر ژاندارمری است و به فنون عملیات رزمی آشنایی ندارد، به علت بیماری درخواست کرد؛ افسر دیگری برای فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر به جای وی گمارده شود. اما همان‌گونه که قبلاً یادآوری شد، در آن شرایط بحرانی تعویض فرمانده چاره گرفتاری‌ها نبود و با آن موافقت نشد. لشکر به این درخواست فرمانده عملیات خرمشهر ـ آبادان چنین پاسخ داد:

مسئولیت شما در طرح عملیاتی و ابلاغی مورخه 27/6/59، مشخص شده؛ بایستی برابر آن عمل نمایید. شما به عنوان فرمانده نظامی منطقه در آبادان تعیین و اعزام شده‌اید، عملیات قبلی شما غرورآفرین بود، ولی چرا حالا در این موقعیت حساس، از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنید؟ من نمی‌توانم مسئولیت منطقه آبادان را به کس دیگری واگذار کنم، چون شما ارشدترین افسر هستید، به علاوه فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان هستید و باید عملیات زیر نظر شما باشد. چنانچه وضع مزاجی شما وخیم است، بایستی پزشک نظر بدهد که در این صورت تصمیم‌گیری خواهد شد.

امضاء: سرهنگ قاسمی‌نو (فرمانده لشکر92 زرهی)

*****

در این روز، ستاد مشترک به نیروی زمینی توصیه کرد یک گروه رزمی از واحدهای مستقر در منطقه دزفول به ماهشهر اعزام شود و با پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز به منطقه سرپل دشمن حمله کند.

در این باره، ابتدا طرح این بود که گروه‌های تفنگ 106 میلی‌متری ضدتانک لشکر21 پیاده که در عملیات دیروز حمله ناموفقی اجرا کرده بودند، در یک واحد ضدتانک جمع‌آوری شوند و به صورت یک واحد به ماهشهر اعزام گردند و به واحدهای دشمن حمله نمایند. این طرح را تیمسار فلاحی پیشنهاد کرد و بر اجرای آن تأکید داشت، ولی فرمانده نیروی زمینی با آن موافق نبود، تا اینکه هماهنگی شد یک گردان پیاده از لشکر21 پیاده تعیین شود و گروه‌های ضدتانک سایر گردان‌های آن لشکر را زیر امر بگیرد و به ماهشهر اعزام شود.

در این موقع، بدون طرح‌ریزی یک برنامه مشخص، عملاً یک ستاد هدایت‌کننده در ماهشهر تشکیل شده بود. برای این منظور، گردان144 پیاده لشکر21 تعیین گردید. نگارنده به خاطر دارم، بعد از ابلاغ دستور حرکت به این گردان، فرمانده گردان پیش من آمد و اظهار داشت قسمتی از تجهیزات این گردان در حمله دیروز در پای پل کرخه از بین رفته، از جمله گفت حتی یک دستگاه بی‌سیم «آ ام3» ندارد که با لشکر یا نقاط دیگر تماس برقرار کند.

من به عنوان جانشین فرمانده نیروی زمینی، به فرمانده لشکر21 توصیه کردم حتی‌المقدور تجهیزات این گردان را تکمیل کند. او نیز قبول و اجرا کرد، اما تکمیل سازمان آن گردان مستلزم دریافت تجهیزات سازمانی گردان‌های دیگر لشکر بود و به همین نحو اقدام شد. نظر تیمسار فلاحی، این بود که هرچه سریع‌تر یک نیروی کافی در ماهشهر و دارخوین مستقر شود و از دو جناح به منطقه سرپل دشمن حمله کند، اما در آن شرایط، اجرای طرح‌های سریع‌تر مقدور نبود.

فرمانده لشکر92 زرهی اهواز اعلام کرد که در لشکر تانک سالم چیفتن وجود دارد، اما لشکر فاقد خدمه تانک است. درخواست کرد خدمه 10 دستگاه تانک چیفتن و 10 دستگاه نفربر در اختیار آن لشکر قرار داده شود تا یک واحد تقویت‌شده تانک سازمان دهد و به ماهشهر اعزام کند. نظر به اینکه در عملیات 23 مهرماه، لشکر21 پیاده تعداد زیادی از تانک‌های خود را از دست داد (حدود 60 دستگاه) دستور داده شد، خدمه آن تانک‌ها را جمع‌آوری و از بین آنان، خدمه تانک را تعیین و به اهواز بفرستد و در اختیار لشکر92 زرهی قرار دهد.

در این روز، یک واحد 180 نفری از عناصر دژبان مرکز نیز از تهران به اهواز اعزام شد تا در ماهشهر زیر امر فرماندهی عملیات آن منطقه قرار گیرد. مکاتبه بین فرماندهی خرمشهر و لشکر به تندی گرائید. فرمانده خرمشهر در پاسخ دستور لشکر، جواب داد با آنکه بیمار هستم، به هدایت واحدها ادامه خواهم داد. اما تاریخ درباره شما قضاوت خواهد کرد. در نامه دیگری نوشت، چون حقیقت تلخ است، امیدوارم ناراحت نشوید، زیرا آن نیروی چریکی مورد نظر شما هم فرار کردند (منظور غیرنظامیانی بودند که از مناطق دیگر خرمشهر وارد شدند) و شهر خالی از سکنه است و در هم کوبیده می‌شود. بهتر بود به گزارش‌های ما به موقع توجه می‌شد، تا به این روز گرفتار نمی‌شدیم، زیرا پنج بار دشمن را به عقب راندیم، شما از موفقیت استفاده نکردید، مع‌الوصف مأیوس نیستم، ولی می‌دانم که از طرف شما هیچ اقدامی نخواهد شد.

لازم به یادآوری است که در همین زمان، فرمانده لشکر اهواز خود در گردابی هولناک غوطه‌ور بود. وحشت عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون در جنوب اهواز و تکرار همان حادثه شمال آبادان، تمام وجود فرمانده لشکر را فراگرفته بود. زیرا همان‌گونه که قبلاً گفتیم، اعلام کرده بود حتی یک دسته رزمی آزاد ندارد تا به شرق کارون بفرستد و از این تهدید جلوگیری نماید.

در منطقه دزفول نیز، حمله لشکر21 پیاده با شکست فوق‌العاده‌ای مواجه شده بود و آن لشکر که تکیه‌گاه نیروی زمینی برای نگهداری منطقه دزفول بود، تلفات سختی دیده بود. در جبهه سوسنگرد و بستان، نیروهای دشمن به نزدیکی بستان رسیده بودند و این شهر در حال سقوط بود. در نتیجه، در هر چهار جبهه اصلی خوزستان، یعنی جبهه غرب دزفول، جبهه اهواز، جبهه سوسنگرد و جبهه خرمشهر و آبادان نیروهای ما روزگار سختی را می‌گذراندند. لذا این شرایط در روز 24 مهرماه، منحصر به جبهه خرمشهر و آبادان نبود.

 به هر حال، روز 24 مهر که یکی از نگران‌کننده‌ترین روزهای خرمشهر بود، به پایان رسید. آخرین وضعیت را فرمانده پایگاه دریایی چنین اعلام کرد: دیشب شدیدترین تلفات به نیروهای ما وارد شد، زیرا توپخانه دشمن با فعالیت غیرعادی، شهر را می‌کوبید. در حال حاضر، نبرد در قسمت کوچکی از شهر که به اشغال دشمن درنیامده ادامه دارد. در جبهه آبادان ـ ماهشهر نیز، درگیری به شدت ادامه دارد و خطر سقوط خرمشهر و آبادان خیلی نزدیک است.

با توجه به اینکه تمام تأسیسات بندری غرب خرمشهر، به اشغال دشمن درآمده بود، دشمن از جبهه جنوب نیز می‌توانست از طریق آبراه اروندرود، در جزیره مینو نیرو پیاده کند و جزیره آبادان را از طریق جزیره مینو که با یک پل به هم ارتباط دارند، تهدید نماید. لذا به فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر ابلاغ شد، حداقل مراقب این پل باشند تا از عبور نیروهای دشمن از پل و ورود به جزیره آبادان از سمت جنوب‌غرب جلوگیری نمایند.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده