نبرد دلیران ایران زمین(15)
رونویسی نامه فرماندهی اروند به ستاد مشترک ارتش در مورد عملیات توکل باسمه تعالی بکلی سری جمهوری اسلامی ایران وزارت کشور ژاندارمری از: فرماندهی عملیات اروند. تاریخ 24/ 10/59 به: تیمسار ریاست ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران. شماره116/01/501 موضوع: مأموریت پیوست: یک برگ بکلی سری ـ شخصاً مفتوح فرمایید
  1. از تاریخ تشکیل فرماندهی اروند، قرار بر این شد که یک تیپ زرهی با واحدهای سازمانی و کمک مستقیم و پشتیبانی‌کننده به اضافه گردان232 تانک، گردان165 پیاده زرهی و گردان دژ، برای اجرای مأموریت در اختیار گذارده شود.
  2. با افزایش استعداد دشمن در منطقه و تشدید محاصره آبادان و خطر سقوط این شهر، از تاریخ 5/8/1359، تعداد سه گروه رزمی پیاده از لشکر77 با قرارگاه تیپ2 قوچان به منطقه وارد که هر سه گروه به منظور جلوگیری از سقوط شهر آبادان به شهر مزبور منتقل و در امتداد رودخانه بهمنشیر وارد عمل گردید و با عقب راندن متجاوز از سواحل بهمنشیر، شهر آبادان از سقوط حتمی نجات یافت.
  3. ارتش متجاوز عراق استعداد واحدهای خود را روز به روز افزایش داده و با مقدورات مهندسی مواضع خود را گسترش و مستحکم نموده است و اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های سماجا و نزاجا که مرتباً به این فرماندهی منعکس گردیده، موارد بالا را تأیید می‌نماید.
  4. با توجه به سازمان رزمی مندرج در دستورالعمل شماره1 سیار 17/7/59 در تاریخ 19/9/59، واحدی به نام تیپ37 زرهی با 5 گروهان تانک و دو گروهان پیاده با کیفیتی ضعیف و مشکلات فراوان به منطقه وارد شدند که قرارگاه اروند با تلاش زیاد در رفع مشکلات این واحد و پشتیبانی کامل آن اقدام و پس از استقرار در مواضع دفاعی با در اختیار گذاردن وسایل مهندسی کافی، به تدریج واحدها را به دشمن نزدیک نمود تا در کیلومتر 10 آبادان مستقر گردید.
  5. با افزایش استعداد دشمن به میزان قابل توجه، قرارگاه فرماندهی عملیات اروند طی شماره‌های متعدد درخواست واگذاری نیروی مناسب نمود که آخرین پاسخ منفی طی شماره 85/06/201/28-18/10/59 سماجا ابلاغ گردید.
  6. فرماندهی اروند بنا به امر ریاست جمهور و فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، با توجه به عدم تعادل قابل‌ملاحظه بین نیروهای خودی و دشمن، به دلایل مشروحه زیر دستور حمله را در تاریخ20/10/59 صادر نمود:

الف- انتظارات رهبر عزیز انقلاب و امت مسلمان، خصوصاً مردم آبادان درمورد باز شدن راه زمینی آبادان.

ب- وضعیت جوّی غیـرقابل پیش‌بینی که با باریدن یک باران مختصر برای مدتی حرکت خارج از جاده محدود می‌گردد.

پ- طولانی شدن زمان استقرار پرسنل در مواضع دفاعی و در نتیجه خستگی و فرسوده شدن بیش از حد.

ت- وضعیت دشمن که روز به روز اسـتعدادش بیشتر و مواضعش  مستحکم‌تر می‌گردد.

  1. حمله شبانه با غافلگیری در ساعت 0030 روز 20/10/59 آغاز و تا ساعت0630 به طور رضایت‌بخش پیشرفت داشت؛ به طوری که یکی از گروهان‌های تانک که فرماندهی مؤمن و پرسنلی باایمان داشت، تا لبه خارجی رخنه دشمن روی جاده اهواز ـ آبادان پیشروی نمود، ولی در آن منطقه به محاصره تانک‌های متجاوز درآمده و ارتباط وی با واحد اصلی به کلی قطع گردید و از آن به بعد اطلاعی از این گروهان به دست نیامده است. ضمناً به محض روشن شدن هوا و تقویت نیروهای متجاوز با گردان‌های تکاور حمله متقابله دشمن آغاز و نیروهای خودی پرسنل و وسایل موجود در سنگرهای دشمن را منهدم نموده و با عقب‌نشینی و دادن تلفات، مجدداً در مواضع اولیه حالت تدافعی اتخاذ نمودند. 
  2. از آنجا که نیروهای موجود با کمیت و کیفیتی که از آن مستحضر هستید، برای بیرون راندن دشمن متجاوز کافی به نظر نمی‌رسد؛ لذا با عنایت به تجارب گذشته و با توجه به استعداد گسترش موجود دشمن، به منظور بیرون راندن و یا انهدام نیروهای دشمن در منطقه، ضروری است که واحدهای …

فرمانده عملیات اروند: سرهنگ ستاد حسنعلی فروزان

 

متأسفانه نامه بالا نیمه‌تمام به دست اینجانب رسیده و کامل نبود؛ اما ماهیت دنباله آن از متن نامه بعدی که در صفحه بعد آمده است، مشخص و روشن می‌باشد.

رونویسی نامه فرماندهی اروند در مورد تجدید سازمان تیپ37 بعد از عملیات توکل

باسمه تعالی

به کلی سری

از: فرماندهی عملیات اروند (ر-3)                                           شماره   139/84/401/13

به: ت ج ر سماجا (مرکز فرماندهی)                                تاریخ    27/10/59     

پیرو 116/01/501 – 24/10/59

  1. به علت تلفات و ضایعاتی که در عملیات دوره گذشته به واحدهای تیپ37 وارد آمده، واحد مزبور به شرح زیر تجدید سازمان نموده است:

الف- ارکان و گروهان ارکان به استعداد 322 نفر.

ب- سه گروهان تانک جمعاً به استعداد 237 نفر و شامل39 دستگاه تانک، 15 دستگاه نفربر بی‌ام‌پی1، 15دستگاه نفربر شنیدار و خودرو های پشتیبانی.

  1. واحد مزبور به اضافه گروهان پیاده و دو دسته خمپاره‌انداز مأمور از مرکز پیاده به صورت گروه رزمی37درآمده که فرمانده آن سرگرد غفار رامین می‌باشد.
  2. همان طوری که در گزارش پیروی بالا اعلام گردید، با واحدهایی با کمیت و کیفیت موجود غلبه بر دشمن منسجم و با استعدادی چندین برابر آن هم در دشت باز امکان ندارد.
  3. نیروی موجود برای حفظ مواضع و ایجاد وضعیت تدافعی نیز کافی نمی‌باشد؛ لذا تا آماده شدن واحدهای مورد نیاز برای حمله که طی شماره پیروی تقاضا گردیده، تقویت واحدهای موجود با یک گردان تانک و یک گردان پیاده زرهی ضرورت دارد. خواهشمند است مقرر فرمایید اقدام لازم معمول دارند.

فرمانده عملیات اروند: سرهنگ حسنعلی فروزان»

 

گیرندگان:   1- ت. ف. نزاجا (عملیات) جهت آگاهی و هرگونه اقدام.

2- ف. مرکز زرهی بازگشت به شماره 1 سیار 26/10/59 جهت آگاهی.

3- ف. گروه رزمی37 جهت آگاهی و هرگونه اقدام.

بدین ترتیب بود که ستاد فرماندهی اروند با استفاده از یگان‌های موجود، گسترش جدیدی را در منطقه و در مقابل سرپل اشغالی دشمن پیشنهاد و پس از تصویب فرماندهی، آن را به صورت دستورالعمل شماره 4 تهیه و در اوایل بهمن به یگان‌ها ابلاغ نمود.

با توجه به این تدبیر، منطقه سرپل دشمن در شرق کارون به سه منطقه پدافندی شامل جبهه شمالی، جبهه میانی (شرقی) و جبهه جنوبی تقسیم شد. در جبهه شمالی، گروه رزمی246 تانک شامل یک گروهان تانک و یک گروهان پیاده مکانیزه و عناصری از نیروهای مردمی مستقر در دارخوین به فرماندهی سرگرد زرهی رمضانعلی کریمی. در جبهه میانی (شرقی)،  گروه رزمی37 زرهی به فرماندهی سرگرد زرهی غفار رامین، گردان تکاوران دریایی به فرماندهی ناخدا دوم صمدی، گروه رزمی144 پیاده مکانیزه (گردان144 پیاده مکانیزه با یک گروهان تانک چیفتن احیاشده مربوط به لشکر92 زرهی) به فرماندهی سرگرد فرض‌الله شاهین‌راد. در جبهه جنوبی، گردان‌های129، 153، 136 پیاده و نیروهای مردمی فدائیان اسلام با پشتیبانی آتش نسبتاً ضعیف، مسئولیت پدافند را در مقابل سرپل دشمن به عهده گرفتند.

باگذشت زمان، تیپ37 زرهی (گروه رزمی37 زرهی برابر نامه قرارگاه عملیاتی اروند) و سایر نیروهای مستقر در خط پدافندی، مواضع خود را تکمیل و منطقه را شناسایی و حضور و وجود دشمن مقابل خود را ارزیابی نمودند.

در بهمن‌ماه1359، در اثر بارندگی‌های فصلی و بالا آمدن آب از زیر زمین، کلیه سنگرهای پرسنل و مواضع تانک‌ها دچار آب‌گرفتگی شد؛ به طوری که، فرماندهی اروند ناچار گردید به تدریج نیروها را از منطقه آب‌گرفتگی خارج کرده و به عقب بیاورد. اولین یگانی که در محور ماهشهر ـ آبادان به عقب آورده شد، تیپ37 زرهی بود که مأموریت آن به گردان202 امداد ژاندارمری واگذار گردید.

در 15 اسفندماه 1359، برابر دستور جزء به جزء صادره از قرارگاه عملیاتی اروند، یک گروهان تانک چیفتن از گروه رزمی37 جدید، به فرماندهی سروان محمدرضا نیکخواه عشقی جهت تقویت جبهه جنوبی از گروه رزمی37 جدید منفک و به آبادان اعزام شد.  

 

از: ستاد عملیات اروند (ر-3)                  سری                    آنی

به: فرماندهی گروه 33 توپخانه (ر-3)

دستور فرمایید بمحض رؤیت این امریه با هماهنگی افسر ترمینال  نظامی:

  1. یک آتشبار 130م‌م و یک آتشبار 155م‌م (از محور ماهشهر ـ آبادان) ظرف روز جاری به بندر امام تغییر مکان  داده و به آبادان حرکت نماید.
  2. یک گروهان تانک چیفتن از گروه رزمی37 با خدمه سازمانی ظرف روز جاری به بندر امام تغییر مکان داده و به آبادان حرکت نماید.

نتیجه و اجرای دستور را گزارش نمایید.   

فرمانده عملیات اروند: سرهنگ ستاد فروزان 

از طرف: سرهنگ نجف‌دری                            

15/12/59

گیرندگان :

  1. فرماندهی گروه رزمی37 جهت آگاهی و اجرای دستور و گزارش نتیجه.
  2. ف ترمینال نظامی جهت آگاهی و اعزام واحدهای مذکور و گزارش نتیجه.
  3. ف عملیات آبادان بازگشت 16/04/208 – 15/12/59.

 

متأسفانه به علت کم‌رنگ بودن اصل سند در جلد اول کتاب ثامن‌الائمه به طور کامل نتوانستم مطالب را تایپ نمایم. 

*****

پس از تشکیل فرماندهی اروند و انتصاب فرماندهی ژاندارمری کل کشور به این سمت، در واقع مسئولیت نزاجا در منطقه اروند به ژاندارمری واگذار گردید و فرماندهی مزبور با دریافت نیروهای مختلف و بعضاً ناهمگون از نیروی زمینی، دریایی، داوطلبان نیروی هوایی و مردمی، با همکاری یگان‌های امداد ژاندارمری، نسبت به دفاع در مقابل دشمن  تلاش خود را متمرکز نمود.

این تلاش در هماهنگ کردن نیروها، چه آنهایی که در منطقه بودند و چه آنهایی که به مرور وارد می‌شدند، واقعاً چشمگیر بوده و فرماندهی را قادر ساخت تا علاوه بر آنکه تلاش دشمن را در عبور از رودخانه بهمنشیر و ورود به آبادان خنثی سازد، پوشش دفاعی قابل قبولی در مقابل سرپل دشمن در شرق کارون ایجاد و با انجام تک‌های ایذایی و ممانعتی، آرامش را از دشمن سلب نموده و زمینه را برای عملیات نهایی آماده سازد.

تصرف آبادان به منظور تسلط بر اروندرود هدف اصلی و راهبردی عراق بود که حتی پس از تثبیت نیروهای مهاجم در همه مناطق، هنوز از تفکر فرماندهان عراقی دور نشده بود و این خود اهمیت تلاش فرماندهی اروند را در حفظ و نگهداری آبادان در آن شرایط بیش از پیش مشخص می‌سازد.

همه اقدامات قرارگاه اروند در شرایطی صورت می‌گرفت که تلاش برای هماهنگ نمودن اقدامات لجستیکی، پرسنلی، اطلاعاتی، عملیاتی و برقراری فرماندهی به سختی انجام می‌شد و هنوز مشکلات فراوانی در راه ترمیم این نارسایی‌ها وجود داشت. به نظر نمی‌رسید که حفظ موقعیت این قرارگاه با توجه به کاستی‌های موجود و مأموریت ذاتی ژاندارمری کل کشور، باعث تحول چشمگیری در بهبود شرایط نیروهای مسلح در منطقه مسئولیت آن فرماندهی حاصل گردد. با نگرش به مکاتبات و پیگیری قرارگاه فرماندهی اروند و از سوی دیگر، حضور تدریجی یگان‌های لشکر77 از سایر مناطق به منطقه جنوب (قرارگاه اروند) چنین به نظر می‌رسید که به زودی باید مسئولیت سرزمینی منطقه اروند به نزاجا بازگردد.

بعد از هماهنگ شدن نقطه‌نظرهای نزاجا و ستاد مشترک، تصمیم گرفته شد به منظور ایجاد وحدت فرماندهی و انسجام کامل یگان‌ها در جهت اجرای عملیات، مسئولیت سرزمینی منطقه اروند مجدداً به نیروی زمینی ارتش واگذار گردد.

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده