نبردهای خرمشهر و آبادان(34)
حوادث روز 22 مهرماه در ساعت 0447، اطلاع رسید خرمشهر و آبادان زیر آتش شدید دشمن بوده و نیروهای دشمن از سمت گمرک و کشتارگاه به سمت داخل شهر پیشروی میکنند. لشکر92 زرهی نیز در ساعت 1815، به قرارگاه مقدم دزفول گزارش داد؛ نیروهای دشمن از تمام معابر وصولی برای اشغال خرمشهر و آبادان به حرکت درآمده است. در حالی که، در این منطقه، فقط نیروی پیاده با هفت دستگاه تانک مقاومت میکند.

در روز 22 مهرماه، فشار دشمن برای اشغال خرمشهر فوق‌العاده بود. سرهنگ رضوی مستقیماً با رئیس جمهور تماس تلفنی گرفت و وخامت اوضاع را به اطلاع ایشان رساند. نیروهای دشمن در محور اهواز ـ آبادان نیز، پیشروی چشمگیری کردند و به شش کیلومتری شمال بهمنشیر رسیدند. هر قدر زمان به جلو می‌رفت، تعداد تلفات نیروهای ما زیادتر می‌شد. در این روز، تا ساعت 1400، از واحد تکاور پنج نفر شهید و 18 نفر مجروح شدند.

نیروهای دشمن از طریق کشتارگاه، وارد محدوده شهر شدند. در منطقه گمرک، هنوز مقاومت ادامه داشت. فرمانده پایگاه خرمشهر درخواست کرد تکاورانی که برای استراحت به بندر امام خمینی رفته بودند، مجدداً به جبهه بازگردند.

نیروی دریایی در پیامی که برای ستاد مشترک فرستاد اظهار نمود در این روز (22 مهرماه)، خرمشهر از چهار طرف در محاصره کامل قرار گرفته، پرسنل خودی به علت فشار سخت میدان نبرد خسته و فرسوده شده‌اند. نیروهای کمکی غیرنظامی که به منطقه وارد شده بودند، اغلب منطقه نبرد را ترک کرده‌اند. فرماندهان تکاوران، نظر داده‌اند با وضع موجود، نگهداری خرمشهر بعید به نظر می‌رسد، مگر اینکه نیروهای تقویتی تازه‌نفس برسند. تلفات تکاوران در 24 ساعت گذشته، هشت نفر شهید، 102 نفر مجروح و 27 نفر مفقود بوده است.

اما برای آگاهی از وخامت وضعیت در تمام صحنه عملیات خوزستان، بیان همین نمونه کافی است که طبق اطلاعاتی که فرمانده آماد و مهمات دزفول به قرارگاه مقدم در جنوب داد، با وجود اینکه روز 22 مهرماه، یکی از سخت‌ترین روزهای نبرد در دو هفته گذشته بود، در آن روز، حتی یک گلوله مهمات توپخانه130 میلی‌متری در آمادگاه دزفول موجود نبود. این در حالی بود که فردای آن روز، لشکر21 پیاده یک حمله عمومی و هماهنگ‌شده در غرب دزفول انجام می‌داد و خرمشهر سخت‌ترین روزهای خود را می‌گذراند و آبادان در شرف محاصره کامل بود.

در روز 22 مهرماه، سپاه پاسداران نیز تأیید کرد که گمرک و کشتارگاه و پلیس‌راه خرمشهر به اشغال دشمن درآمد. نبرد به داخل شهر کشیده شد. پادگان دژ در محاصره کامل قرار گرفت. جاده آبادان ـ ماهشهر زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت و رفت و آمد محدود گردید. جاده شادگان نیز در زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت. سرهنگ رضوی فرمانده منطقه با مقامات بالاتر تماس گرفت و اظهار داشت دشمن به داخل شهر رخنه کرده، ارتباط نیروهای مردمی با نیروهای نظامی وجود ندارد و کنترل و رهبری غیرمقدور گردیده است. در این شرایط بحرانی، که قرارگاه‌های عمل‌کننده در صحنه عملیات درگیر مسائل بغرنجی بودند، ستاد نیروی زمینی مستقر در تهران دستورات و راهنمایی‌ صادر می‌کرد. فرمانده نیروی زمینی از این دستورات نصیحت‌گونه ناراحت شد و پیام داد با این دستورات وقت فرماندهان را نگیرند و آنان را به حال خود بگذارند. جزئیات حوادث جنوب در 22 مهرماه، چنین بود که در شب 21 به 22، فرماندهی اروند دو گروهان تکاور برای ضربت زدن به نیروهای دشمن به خطوط مقدم اعزام کرد، ولی این گروهان‌ها در زیر آتش شدید دشمن قرار گرفتند و به طور نامنظم عقب‌نشینی کردند و تعدادی از آنان مفقود یا شهید شدند. افرادی از این یگان‌ها که در محور شادگان مأموریت داشتند، اظهار نمودند نیروهای دشمن در تاریکی شب به سرعت به سمت رودخانه بهمنشیر در حرکت بودند.

در ساعت 0447، اطلاع رسید خرمشهر و آبادان زیر آتش شدید دشمن بوده و نیروهای دشمن از سمت گمرک و کشتارگاه به سمت داخل شهر پیشروی می‌کنند. لشکر92 زرهی نیز در ساعت 1815، به قرارگاه مقدم دزفول گزارش داد؛ نیروهای دشمن از تمام معابر وصولی برای اشغال خرمشهر و آبادان به حرکت درآمده است. در حالی که، در این منطقه، فقط نیروی پیاده با هفت دستگاه تانک مقاومت می‌کند.

در ساعت 0930، فرمانده عملیات جنوب در نامه نسبتاً طولانی و شدیداللحنی که به تمام مقامات فرستاد، ضمن بیان وخامت وضعیت خرمشهر و آبادان، اظهار داشت اگر امروز نیروهای کمکی نرسند، هر دو شهر سقوط خواهند کرد. وی اظهار داشت برای دفاع از منطقه با مقدورات موجود، سازمان دفاعی طرح و اجرا شده، ولی میزان مقاومت بستگی به فشار دشمن و قدرت مقاومت مدافعین دارد. در ساعت 1105 نیز، همین فرماندهی وضعیت خرمشهر را چنین اعلام کرد که تمام گمرک به اشغال دشمن درآمده و نیروهای ما با سلاح سبک در مقابل تانک و توپخانه دشمن مقاومت می‌کنند و قدم به قدم ضمن مبارزه عقب می‌روند.

 در شمال آبادان نیز، دشمن به سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر نزدیک شده است. به علت متفرق بودن رزمندگان در خیابآنها و کوچه‌های شهر و نبودن بی‌سیم کافی، ارتباط با رزمندگان از هم گسیخته، در نتیجه کنترل و فرماندهی تضعیف شده است. هر عنصری در نقطه میدان نبرد خود تصمیم می‌گیرد؛ چه کار بکند. ضمناً اعلام شد در این روز، سرهنگ فروزان، فرمانده ژاندارمری، شخصاً در منطقه نبرد خرمشهر بوده است.

اقدامات انجام‌شده درباره این پیام فرماندهی اروند نشان می‌دهد؛ ستاد مشترک به نیروی هوایی ابلاغ کرد: حداکثر پشتیبانی هوایی را به عمل آورد. نیروی هوایی پاسخ داد: چون باند پایگاه دزفول بر اثر اصابت موشک دشمن آسیب دیده، پشتیبانی هوایی از آن پایگاه مقدور نیست و دو فروند هواپیما از پایگاه ششم اعزام می‌گردد. با فرمانده لشکر92 زرهی تماس گرفته شد. ایشان اظهار نمود هم‌اکنون کلیه مقدورات پشتیبانی هوانیروز به منطقه شمال آبادان اختصاص داده شده است. خطر محاصره کامل آبادان و خرمشهر بسیار نزدیک بود. به این علت، نیروی دریایی پیشنهاد کرد؛ سریعاً طرح پشتیبانی تدارک هوایی برای آبادان و خرمشهر تهیه شود.

در ساعت 1230 روز 22 مهر، فرماندار آبادان به ستاد مشترک اطلاع داد خرمشهر و آبادان در آستانه سقوط قرار دارند. نیروهای دشمن به پنج کیلومتری شمال آبادان رسیده‌اند و در خرمشهر، از گمرک به سمت داخل شهر پیشروی می‌کنند. نبرد در داخل شهر جریان دارد. روحیه سربازان به علت عقب‌نشینی تکاوران ضعیف شده و فقط عناصر سپاه پاسداران و مردم سرسختانه مقاومت می‌کنند. با وجود درخواست‌های مکرر، نیروی کمکی نرسیده، خیانتی در کار می‌باشد، یا از طرف مسئولین سهل‌انگاری می‌شود. مردم بایستی در جریان باشند تا معلوم شود چه کسی خطاکار بوده است.

همان‌گونه که قبلاً گفتیم، در هر نبردی، به محض احساس عدم موفقیت، گله‌ها و شکایت‌ها و متهم کردن‌ها به جریان می‌افتاد. در خرمشهر و آبادان نیز، بعد از عبور نیروهای دشمن از کارون، این وضعیت آغاز شد. اما درک این مطلب که حقیقتاً چه کسی خطایی کرده بود و آیا اصولاً خطاکاری وجود داشت یا نه، بسیار مشکل است.

ما در تحلیل‌های مختصر به شرایط حاکم بر چگونگی ایجاد جنگ و طرح‌ریزی و هدایت آن، مطلب مختصری بیان کرده‌ایم؛ اما مهم‌ترین نکته این است که قضاوت در این باره بسیار مشکل است، زیرا نیروهای مسلح ما در شرایطی وارد نبرد شدند که بدترین شرایط ممکن برای یک ارتش بوده است. چگونگی این شرایط را در جلد یکم کتاب تاریخ جنگ شرح داده‌ایم و از بحث در این باره صرف‌نظر می‌کنیم.

در ساعت 1537، شهربانی کشور اطلاع داد؛ شهربانی خرمشهر زیر آتش خمپاره دشمن قرار گرفته، پرسنل شهربانی مجبور به تخلیه آن شده‌اند. از ستاد عملیاتی درباره انجام وظیفه شهربانی، کسب دستور شده است. نیروهای دشمن به اطراف راه‌آهن رسیده‌اند و تلاش می‌کنند در داخل شهر پیشروی نمایند. آقای دکتر شیبانی نیز که در خرمشهر بود، تلفنی به ریاست مجلس اعلام کرد خرمشهر در حال سقوط است و نیروهای زرهی دشمن در شمال آبادان به دو کیلومتری رسیده‌اند.

در ساعت 1615، ستاد مشترک به نیروی زمینی ابلاغ کرد؛ هم‌اکنون خرمشهر و آبادان در محاصره کامل دشمن قرار گرفته‌اند، اگر کمک فوری نرسد، ابتدا این دو شهر، بعد تمام خوزستان سقوط خواهد کرد. از نیروی زمینی خواست هر اقدام ممکن را انجام دهد. لازم به یادآوری است که در این شرایط بحرانی خرمشهر و آبادان، نیروی زمینی آماده می‌شد در غرب دزفول به وسیله لشکر21 پیاده حمله کند؛ لذا تمام تلاش نیرو در آن جبهه به کار گرفته شده بود.

 برآورد می‌شد با اجرای این حمله، فشار دشمن در آبادان ـ خرمشهر نیز کاهش یابد. بالأخره نیروی زمینی تصمیم گرفت برای مقابله با دشمن در شمال آبادان، از لشکر77 مشهد استفاده کند. لذا به آن لشکر دستور داد یک گردان پیاده با یک آتشبار توپخانه سریعاً آماده کند و به اهواز اعزام دارد. این گردان همان واحدی است که در نجات آبادان سرنوشت‌سازترین نقش را ایفا کرد. به موقع، جریان آن را شرح خواهیم داد.

ضمناً در این روز، لشکر92 زرهی یک گروهان پیاده و یک آتشبار توپخانه از طریق جاده ماهشهر به آبادان فرستاد. نیروهای اعزامی با کمک نیروهای موجود و پشتیبانی هوانیروز موفق شدند پیشروی نیروهای دشمن را در شمال آبادان موقتاً متوقف کنند. نیروهای دشمن مجبور شدند مسافتی عقب‌نشینی کنند تا در مواضع مناسب، موضع دفاعی بگیرند. بدین طریق، یکی دیگر از بحرانی‌ترین روزهای خرمشهر و آبادان سپری شد، در حالی که امید نگهداری خرمشهر بسیار ضعیف شده بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده