نبردهای خرمشهر و آبادان(33)
در آن موقع، تنها واحد دسترس، دانشجویان دانشکده افسری بودند که در جبهه مشخصی درگیر نبودند؛ لذا فرمانده لشکر با یک ابلاغ کتبی به سرهنگ نامجو (شهید سرتیپ نامجو) که فرماندهی دانشکده افسری را بر عهده داشت و در آن موقع، شخصاً در خوزستان عملیات گردانهای دانشجویی را هماهنگ میکرد، مأموریت داد 80 نفر از افسران و دانشجویان دانشکده افسری و 320 نفر سربازان لشکر را در اختیار بگیرد و به ماهشهر حرکت کند و به یاری رزمندگان خرمشهر بشتابد

 

 

حوادث روز 21 مهرماه

 

روز 21 مهرماه را با بیان گزارشی از ژاندارمری آغاز می‌کنیم که آخرین وضعیت روز 20 مهرماه در منطقه خرمشهر را چنین گزارش داد: دشمن در منطقه غرب خرمشهر، منطقه پل نو را تصرف کرد. هم‌اکنون که ساعت 15 دقیقه بعد از نیمه شب است، خرمشهر زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته، هتل آناهیتا ویران گردید. در عملیات روز بیستم، حدود 17 دستگاه تانک دشمن در منطقه سرپل منهدم شد. اضطراب و نگرانی به سایر نقاط نیز کشیده شد. در ساعت 0450، نیروی دریایی اعلام کرد به استناد خبر رسیده از ایستگاه بندر امام خمینی، طبق اظهارات عناصر ژاندارمری، حدود 50 نفر از عوامل نفوذی دشمن در اطراف خلف‌آباد دیده شده‌اند و قصد تخریب این پل و قطع محور اهواز ـ سربندر را دارند.

 برای بررسی این وضعیت، گروهی از تکاوران با بالگرد به آن منطقه اعزام شدند، ولی خبر نادرست بود و احتمالاً عوامل ستون پنجم چنین اطلاعات انحرافی را در اختیار عوامل ایران قرار می‌دادند. با توجه به تقویت مداوم نیروهای دشمن که سرپل شرق کارون را اشغال کرده بودند، نگرانی درباره منطقه، ساعت به ساعت افزایش می‌یافت و به ترتیب سلسله مراتب فرماندهی، بین قرارگاه‌ها این اخبار نگران‌کننده مبادله می‌شد. در حالی که، نیروهای دشمن به پیشروی به سمت جنوب برای وصول به کرانه رودخانه بهمنشیر و قطع تنها محور مواصلاتی باقیمانده ماهشهر ـ آبادان ادامه می‌دادند و لحظه به لحظه فاجعه اشغال آبادان که سقوط خرمشهر را نیز خود به خود می‌توانست در بر داشته باشد، نزدیک‌تر می‌شد، ولی اقدام عملی مؤثری برای مقابله با بروز این فاجعه به عمل نیامد.

نیروهای مردمی به پیروی از فرمان امام خمینی که فرمودند: «حصر آبادان باید شکسته شود»، از نقاط مختلف به آبادان اعزام می‌شدند، اما بسیج نیروهای مردمی بایستی بر اساس اصول کلی نظامی که شامل مراحل جذب پرسنل، آموزش، سازماندهی، تجهیز و کاربرد برابر طرح‌های پیش‌بینی‌شده باشد، انجام گردد. در بسیج نیروهای مردمی در آغاز جنگ، فقط مرحله یکم یعنی جذب پرسنل انجام می‌شد و مراحل دیگر اصولاً مطرح نمی‌گردید؛ لذا نیروهای مردمی نمی‌توانستند کارایی چندانی داشته باشند. به طوری که در گزارش‌های بعدی خواهد آمد، تعداد چشمگیری از آنان پس از ورود به منطقه نبرد، به علت عدم تجهیز و سازماندهی و اعمال فرماندهی، بدون وارد عمل شدن، منطقه را ترک می‌کردند.

نظر به اینکه روش همکاری این رزمندگان با نیروهای مسلح و نحوه عملیات آنان در میدان نبرد، در مدارک نظامی درج نشده است، ما از بحث درباره عملیات رزمندگان غیرنظامی خودداری می‌کنیم، ولی برای ثبت در تاریخ، در بخش پنجم همین فصل، خاطرات تعدادی از این رزمندگان را که در منطقه عملیات آبادان ـ خرمشهر حضور داشتند، بیان کرده‌ایم. از مجموعه نظریات ارائه‌شده، تا حدودی نحوه عملیات نیروهای مردمی مشخص می‌گردد.

در ادامه جریان حوادث روز 21 مهرماه، حدود ساعت 1000 این روز عناصر اطلاعاتی تأیید کردند که تیپ6 زرهی عراق وارد منطقه سرپل شرق کارون شده و به سمت رودخانه بهمنشیر و سه‌راهی آبادان ـ ماهشهر در حال پیشروی است. در میدان نبرد خرمشهر نیز، اطلاع رسید که نیروهای دشمن در حاشیه شهر به کشتارگاه و پل پادگان دژ رسیده‌اند و با نیروهای خودی درگیر هستند. شهر به وسیله مأمورین کنترل می‌شود و یک نقطه کنترل عبور و مرور در پل خرمشهر ـ آبادان برقرار شده است.

نیروی دریایی در ساعت 1100 اطلاع داد که برابر اظهارات پایگاه دریایی خرمشهر، تا ساعت 2000 دیشب، نیروهای خودی موفق شدند از دسترسی کامل نیروهای دشمن به گمرک خرمشهر جلوگیری کنند. فقط درب خروجی گمرک حدود 40 متر در اختیار نیروهای خودی و بقیه در اشغال دشمن است. در منطقه نبرد شرق کارون، دشمن مواضع خود را تحکیم  نموده و قسمتی به طرف شادگان حرکت کرده است. آتشباری دشمن ادامه دارد. جاده آبادان ـ ماهشهر هنوز در کنترل نیروهای خودی است.

در ساعت 1300، شهربانی خرمشهر گزارش داد نیروهای دشمن موفق شده‌اند نیروهای ما را از گمرک عقب برانند و به داخل محدوده شهر وارد شوند. هم‌اکنون نیروهای دشمن به 500 متری شهربانی خرمشهر رسیده‌اند. افراد نیروهای خودی به طور نامنظم عقب‌نشینی می‌کنند. در ساعت 1350، با فرمانده منطقه خرمشهر تلفنی تماس حاصل شد. او گفت: گمرک در اشغال دشمن است ولی تلاش می‌کند با پشتیبانی آتش خمپاره‌انداز، آن منطقه را از اشغال دشمن خارج سازند.

در روز 21 مهرماه، عناصر اطلاعاتی ما خبری از شبکه اطلاعاتی دشمن کسب کردند که وضعیت حمله نیروهای دشمن به شرق کارون را نشان می‌داد. طبق این اطلاعات، نیروهای دشمن در سپیده‌دم روز 19 مهرماه، از کارون عبور کردند. فرمانده عملیات دشمن گزارش داده است در عملیات روز 19 مهر، نیروهای عراقی موفق شده‌اند؛ شش هواپیمای ایران را سرنگون کنند و از نیروهای ایرانی 70 نفر را کشته و 556 نفر را به اسارت بگیرند و خساراتی به تأسیسات اقتصادی ایران در منطقه خرمشهر و آبادان وارد سازند.

فشار وضعیتی که در منطقه خرمشهر و آبادان پیش آمده بود، در تقدم یکم بر دوش رزمندگان حاضر در صحنه، به ویژه فرماندهان آنها بود. در تقدم دوم، به فرمانده لشکر92 زرهی فشار می‌آوردند که نیروهای کمکی به خرمشهر بفرستد، ولی هیچ مقامی در نظر نمی‌گرفت که لشکر از کدام نقطه نیرو برداشت کند تا به خرمشهر و آبادان بفرستد. به این علت، فرمانده لشکر در پاسخ یکی از دستورات کتبی، پاسخ گله‌آمیزی داد و گفت این لشکر با استعداد چهار تیپی که داشته، استعداد هر تیپ به یک‌ششم تقلیل یافته و در چهار جبهه با دشمن درگیر است. اکنون 24 روز مداوم است که با دشمن درگیر می‌باشند. حال من از کدام جبهه نیرویی برداشت کنم و به خرمشهر بفرستم؟

 باید گفت این نامه فرمانده لشکر یک حقیقت محض بود، اما نیروی زمینی به جای اینکه واحدی برای این لشکر بفرستد، رونوشت نامه لشکر را به ستاد مشترک فرستاد و معلوم نیست ستاد مشترک چه کمکی می‌توانست به لشکر بکند. در حالی که تمام مقدورات زمینی ارتش در اختیار فرمانده نیروی زمینی بود. اما این نکته را باید اضافه کنم که در آن موقع، فرمانده نیروی زمینی در خوزستان بود و این‌گونه نامه‌نگاری‌ها از طریق ستاد نیروی زمینی مستقر در تهران با ستاد مشترک انجام می‌گرفت که خاصیت ویژه‌ای نداشت. چنان‌که بلافاصله بعد از این نامه نیروی زمینی به ستاد مشترک، ستاد مشترک در یک نامه، دستوری به نیروی زمینی ابلاغ کرد که سریعاً اقداماتی برای جلوگیری از عبور نیروهای دشمن از نقطه دیگر رودخانه کارون به عمل آید.

موضوع جداً خنده‌داری که در این نامه ستاد مشترک دیده می‌شود، این است که ستاد مشترک گفته است، به منظور اطمینان از انهدام دشمن در شرق کارون و جلوگیری از عبور مجدد دشمن از رودخانه و نفوذ به جاده قدیم اهواز ـ آبادان نیروی کافی در آن محل مستقر گردد. از این مکاتبات، چنین استنباط می‌شود که هنوز بعد از آن همه موفقیت‌های دشمن، بعضی از مقامات ایرانی نیروهای دشمن را بازیچه می‌پنداشتند. متأسفانه این برآورد نادرست از مقدورات دشمن، همچنان در مراحل مختلف ادامه یافت و زیآنهایی نیز برای کشور و ملت و نیروهای مسلح ایران در بر داشت.

در حالی که، در این مرحله از نبرد زمینی، تلاش نیروهای زمینی دشمن در منطقه خرمشهر و آبادان به اوج خود رسیده بود، در عملیات هوایی نیز، نیروی هوایی دشمن برتری نسبی را در دست داشت و تقریباً آزادانه شهرهای خوزستان و مناطق حساس خلیج فارس را بمباران می‌کردند. در ساعت 1850، فرمانده نیروی زمینی421 اعلام کرد ظرف روز جاری جزیره خارک به کرّات مورد حمله هوایی دشمن قرار گرفت و پنج فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد. البته به فرض صحت این خبر، بایستی ده‌ها فروند هواپیمای دشمن حمله کند تاپنج فروند آن سرنگون گردد. ضمناً در این پیام، گفته شده است که هیچ‌گونه خسارتی به جزیره خارک وارد نگردید.

  • به منطقه خرمشهر بازگردیم. با توجه به مسئولیتی که درباره منطقه عملیات خرمشهر و آبادان به لشکر92 زرهی گذاشته شده بود، فرمانده لشکر تصمیم گرفت با استفاده از آخرین مقدورات، نیرویی به آبادان اعزام کند. در آن موقع، تنها واحد دسترس، دانشجویان دانشکده افسری بودند که در جبهه مشخصی درگیر نبودند؛ لذا فرمانده لشکر با یک ابلاغ کتبی به سرهنگ نامجو (شهید سرتیپ نامجو) که فرماندهی دانشکده افسری را بر عهده داشت و در آن موقع، شخصاً در خوزستان عملیات گردان‌های دانشجویی را هماهنگ می‌کرد، مأموریت داد 80 نفر از افسران و دانشجویان دانشکده افسری و 320 نفر سربازان لشکر را در اختیار بگیرد و به ماهشهر حرکت کند و به یاری رزمندگان خرمشهر بشتابد؛ لذا اولین نیروی کمکی بعد از سه روز به منطقه عملیات آبادان اعزام شد. متعاقب آن، آتشبار105 میلی‌متری اعزامی از لشکر مشهد نیز به منطقه رسید و به ماهشهر اعزام شد. اما فشار بر فرمانده منطقه نبرد، فوق‌العاده سنگینی می‌کرد. باید قبول کرد هر فرمانده دیگری بود، همین حالت را داشت. به علت این فشار، نامه‌های گله‌آمیز تندی به مقامات بالاتر می‌نوشت که نمونه آن چنین است:

دشمن در منطقه خرمشهر از تمام جهات هجوم آورده، در محور شادگان موفق شدیم با آتش توپخانه و هوایی، نیروهای دشمن را سرکوب کنیم، ولی ما فقط 7 دستگاه تانک داریم، لذا نتوانسته‌ایم دشمن را نابود کنیم. ناچاراً با عنصر پیاده وارد عمل شدیم و ممکن است دشمن تمام نیروهای ما را از بین ببرد.

در محور اصلی خرمشهر ـ اهواز، فقط 4 دستگاه تانک و حدود یکصد نفر سرباز از افراد گردان165 پیاده زرهی مستقر بود که بر اثر فشار دشمن، عقب‌نشینی کردند و اکنون در شهر سرگردانند و فرمانده آنها سرگرد دانشور مفقودالاثر شده است. در محور شلمچه ـ خرمشهر، با دادن سه شهید و 10 نفر زخمی، نیروهای ما عقب‌نشینی کردند. اکنون در شهر هستند. باقیمانده افراد گردان دژ زیر آتش شدید دشمن بودند، به عقب آمدند. فرمانده آنان سرهنگ شاهان زخمی گردید.

گمرک خرمشهر زیر آتش شدید دشمن قرار گرفته، عده‌ای از افراد ما شهید شدند. این موضع در حال سقوط است.

امروز هواپیماهای دشمن بیش از ده بار به آبادان حمله کردند.

*****

قبلاً گفتیم فرمانده لشکر92 زرهی نامه گله‌آمیزی به ستاد نیروی زمینی فرستاده بود. در پاسخ این نامه، ستاد نیروی زمینی با امضای جانشین فرمانده نیرو، چنین نظر داد:

تاکنون آنچه مقدور بوده، نیروی زمینی برای منطقه خرمشهر و آبادان فرستاده است. در حال حاضر، شما از مشاورت جناب حجت‌الاسلام خامنه‌ای، دکتر چمران، سرهنگ نامجو، استاندار خوزستان بهره‌مند هستید. با استفاده از عده‌های مردمی و پشتیبانی سرهنگ خسروپرست، سرگرد شریف‌النسب و سرپرستی دانشجویان، می‌توانید عملیات چریکی را در منطقه ترتیب دهید. اگر این گروه‌ها از طرح‌های شما پیروی نمی‌کنند، بهتر است از منطقه خارج شوند. تاکنون تعداد 126 نفر افسر اعزام گردیده، اگر فرماندهی اروند نیاز به فرمانده دارد، می‌تواند از افسران اعزامی، یک افسر تعیین نماید.

*****

درباره تعیین فرمانده جدید برای منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان، فرمانده نیروی زمینی که در قرارگاه مقدم جنوب بود، نظر داد که سرهنگ رضوی در شرایط موجود، مناسب‌ترین افسر برای این مقام فرماندهی است و حقیقت هم همین بود، زیرا در آن شرایط، اگر افسر دیگری اعزام می‌شد، نمی‌توانست حتی با افسران ستاد خود رابطه فرماندهی برقرار کند.

فرمانده لشکر92 زرهی بار دیگر بر اساس گزارش فرماندهی اروند به قرارگاه مقدم در جنوب گزارش داد که خرمشهر و آبادان در خطر سقوط است. اگر نیروهای تقویتی برابر طرح عملیاتی ابوذر به منطقه نرسد، تمام منطقه در خطر سقوط قرار خواهد گرفت. با توجه به پیام‌های مبادله‌شده بین فرماندهان، به نظر می‌رسد بعد از عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون و تهدید آبادان از شمال، وضعیت این منطقه فوق‌العاده بحرانی شد و حقیقت وخامت وضعیت برای فرماندهان رده بالا روشن‌تر گردید و مسئله خطر شدید دشمن جدی‌تر مطرح شد و اقداماتی برای تقویت نیروهای مدافع این منطقه آغاز گردید. گرچه این اقدامات دیر شروع شد، ولی توانست حداقل از اشغال آبادان جلوگیری نماید که در مطالب آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.

اما ذکر این نکته ضروری است که با وجود اینکه نیروهای دشمن در روز 19 مهرماه، تقریباً بدون برخورد با هیچ مقاومتی از رودخانه کارون گذشتند و سرپل مطمئنی در شرق رودخانه اشغال و تحکیم کردند، تا پایان روز 21 مهرماه، یعنی بعد از سه روز، عکس‌العمل قابل ملاحظه‌ای از طرف نیروهای ایران در منطقه سرپل دشمن نشان داده نشد. ولی نیروهای دشمن در روزهای اول عبور، به تحکیم سرپل اکتفا کردند و شتابی برای رسیدن به رودخانه بهمنشیر و تهدید محاصره آبادان نشان ندادند.

این عمل دشمن نشانگر آن است که نیروهای دشمن ترسوتر از آن بودند که با وجود برتری مطلق، عملیات استفاده از موفقیت انجام دهند و سریعاً هدف‌های عمده تاکتیکی و یا راهبردی را تصرف نمایند؛ لذا اگر در آغاز جنگ یا حداقل در آغاز مرحله دوم جنگ، که تثبیت نیروهای دشمن در مواضع پدافندی بود، نیروهای ایران سریعاً یک طرح دفاعی مناسب در شرق کارون برقرار می‌کردند، به طور قطع، از عبور نیروهای دشمن از کارون جلوگیری می‌شد.

 البته یک موضوع هم قابل بررسی است و اینکه بعد از هفته اول جنگ که فرماندهی ارتش عراق متوجه شد نیروهای ایرانی آن‌قدر هم که ارتش عراق برآورد کرده بود ضعیف نیست، درباره ادامه جنگ دچار شک و تردید شد و تلاش کرد به هر نحوی که شده، جنگ را در همان محلی که رسیده متوقف کند. به این علت، علاقه چندانی به ادامه عملیات و اشغال مناطق بیشتر نشان نداد. شاید استکبار جهانی هم این ندا را به حکام عراق دادند.

 به هر حال، بعد از هفته اول جنگ، در هر منطقه عملیات که نیروهای عراقی با مقاومتی مواجه می‌شدند، متوقف می‌گردیدند. تنها منطقه‌ای که بعد از پایان وقت تعیین‌شده برای آتش‌بس، یعنی 16 مهرماه، به صورت جدی فعال شد و نیروهای عراقی تلاش قابل ملاحظه‌ای کردند، اشغال خرمشهر و محاصره آبادان بود. با توجه به وضعیتی که در منطقه خرمشهر و آبادان پیش آمده بود، اعزام نیروهای مقدور به این منطقه آغاز گردید. نیروی دریایی یک واحد تکاور از منجیل به آن منطقه فرستاد، اما فاقد سلاح سنگین بودند که قبلاً نیز به آن اشاره شد. فرمانده گروه رزمی421 که فرماندهی پایگاه سوم دریایی خرمشهر نیز در محدوده فعالیت او قرار گرفته بود، به نیروی دریایی اعلام کرد؛ پرسنلی که از عناصر نیروی دریایی به منطقه خرمشهر اعزام می‌شوند، به نام گردان و گروهان هستند، در صورتی که این‌چنین نیست. اینها سازمان رزمی متشکلی مانند واحدهای نیروی زمینی ندارند و این پرسنل نیز تخصص در نبرد زمینی ندارند، به همین جهت، کارآیی ندارند.

با وجود این ، با حداکثر توان خود تا به حال جنگیده‌اند و به جنگ ادامه می‌دهند. در پایان، اضافه کرد؛ لازم است مسئولیت این منطقه به نیروی زمینی واگذار شود.

 همین مقام فرماندهی در گزارش دیگری، وضعیت خرمشهر را چنین نوشت: یک هیئت بازرسی به خرمشهر اعزام شد، نتیجه را چنین گزارش و پیشنهاد داد: نظر به اینکه ناخدادوم تکاور صمدی حدود 20 روز است در منطقه می‌جنگد و تاکنون سه بار زخمی شده، به منطقه دوم دریایی منتقل گردد و ناخدایکم تکاور رضا دهقان به جای وی منصوب شود. در پاسخ این پیام، فرمانده نیروی دریایی جواب داد: در شرایط کنونی، فکر اینکه تعویض‌های مکرر وضع را بهتر خواهد کرد، صحیح به نظر نمی‌رسد.

 

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده