شکارچی تانک(8)
بازگشت از مأموریت تا اینجا مأموریت ما به خوبی پیش رفته بود. حالا می خواستیم عقب نشینی کنیم، ولی کافی بود چند قدم از خاکریز دور بشویم تا در اثر تیراندازی دشمن همه از بین برویم. کاری که کردم یک برآورد وضعیت از منطقه بود. دیدم در انتهای خاکریز سمت راستمان شیار کوچکی است که با استفاده از آن می توانیم عقب نشینی کنیم. به بچه ها گفتم که یکی یکی خودتان را به آن شیار برسانید، وقتی همگی در آنجا جمع شدیم، آمار گرفتیم دیدیم دو نفر از بچه ها نیستند. همچنین اطلاع دادم مأموریت به خوبی انجام گرفته و در اثر حجم آتش نمی توانیم به عقب برگردیم. بعد از گزارش ما تیراندازی توپخانه و خمپاره خودی متوقف گردید.

عراقی ها هم به تدریج از حجم تیراندازی خود کم کردند و ما توانستیم با استفاده از شیاری که در آن پناه گرفته بودیم از دشمن دور شویم.

 تقریباً راه را گم کرده بودیم که بوسیله گلوله اعلام خبر به محل پدافندی خود برگشتیم. وقتی یگان همجوار اطلاع داد دو نفر از عناصر گشتی شما به یگان ما آمده است، از این بابت هم بسیار خوشحال شدیم. فرمانده گردان، سرهنگ سید احمدی ضمن تقدیر و تشویق عناصر گشتی برای سلامتی بچه ها از شهر گوسفندی خریداری کرده و آن را قربانی کردند.

 منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده