نبردهای خرمشهر و آبادان(32)
تاکنون هجوم نیروهای دشمن به خرمشهر و آبادان دفع شده، اما اکنون به علت از هم گسیختگی، گردانهای موجود اصلاً سر و سامانی ندارند و نبودن یک واحد تانک قابل ملاحظه در این منطقه و فرسودگی پرسنل و اینکه من افسر ژاندارمری هستم و به فنون نظامی آشنایی کافی ندارم، استدعا میکنم ظرف امشب تعدادی افسر جهت اداره عملیات این منطقه اعزام گردد، زیرا حیثیت کشور مطرح است و اگر به آن توجه نشود، با این وضع، خرمشهر و آبادان در خطر جدی قرار خواهند گرفت

حوادث روز 20 مهرماه

 

اما بعد از عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون و قطع ارتباط خرمشهر و آبادان با اهواز، تازه نوش‌داروهایی فراهم می‌شد که دیگر خیلی دیر شده بود. نیروی زمینی به لشکر77 پیاده مشهد دستور داد فوراً یک آتشبار توپخانه105 م‌م آماده سازد و با هواپیمای سی130، به خوزستان بفرستد تا به آبادان اعزام گردد. از یگان هوانیروز 200 نفر افراد داوطلب شدند و همان روز با هواپیما از اصفهان به اهواز اعزام شدند تا در نبردهای منطقه اهواز و آبادان شرکت نمایند.

طرح کاربرد آنها چنین پیش‌بینی شد که در خرمشهر، زیر امر سرگرد شریف‌النسب قرار گیرند و به صورت هلی‌برن در پشت مواضع دشمن پیاده شوند و از پشت، مواضع دشمن را تهدید نمایند. ستاد مشترک درباره اعزام سریع آتشبار توپخانه از مشهد به خرمشهر، به نیروی زمینی تأکید کرد. بالأخره قرار شد این آتشبار در ساعت 0115 روز 20 مهرماه، با سه فروند هواپیمای سی130، از مشهد حرکت داده شود و در ساعت 0300، در فرودگاه اهواز تخلیه گردد.

ستاد مشترک به عنوان یک اقدام فوری، برای انهدام یا محدود کردن منطقه سرپل دشمن، به نیروی زمینی و لشکر92 زرهی پیشنهاد کرد؛ آتشبار توپخانه130م‌م مستقر در خسروآباد (شمال آبادان) به شمال بهمنشیر تغییر موضع بدهد، به نحوی که، محل عبور دشمن در تیررس این آتشبار قرار گیرد و این آتشبار نیروهای دشمن را در منطقه سرپل زیر آتش قرار دهند. لشکر92 زرهی در گزارش به نیروی زمینی اعلام کرد که در ساعت 0930 روز جاری، اطلاع حاصل شد؛ نیروهای دشمن در حوالی دارخوین از کارون عبور کرده‌اند.

بنابراین، لشکر که فرماندهی تمام منطقه را به عهده داشت، تا ساعت 0930، از چگونگی عبور نیروهای دشمن بی‌اطلاع بوده است. اما باز نکته دیگر از سردرگمی سازمان فرماندهی و کنترل این است که در همین روز، نیروی زمینی در یک نامه گلایه‌آمیز از ستاد مشترک چنین سوال کرد که: هم‌اکنون تعدادی از یگان‌های نیروی زمینی در خرمشهر مستقر شده‌اند، خواهشمند است مقرر فرمایید صریحاً اعلام دارند این یگان‌ها زیر امر کدامیک از قرارگاه‌های مستقر خرمشهر باید قرار گیرند.

 واقعاً از این وضعیت، قلب انسان مالامال درد می‌شود که چگونه 20 روز پس از بحرانی‌ترین روزهای جنگ، که تاریخ کهنسال کشور ما یکی از سخت‌ترین دوران خود را می‌گذراند، هنوز برای بالاترین مقام فرماندهی صحنه عملیات، یعنی فرمانده نیروی زمینی که مسئولیت سرزمینی تمام پهن‌دشت ایران زمین را برابر قانون و مقررات و اصول سازمان کلی کشور به عهده داشت، روشن و مشخص نبود که در حساس‌ترین نقطه منطقه، یعنی خرمشهر و آبادان، فرماندهی به عهده چه مقامی است و چه کسی باید این فرزندان معصوم و جانباز و فداکار میهن اسلامی ما را که درسخت‌ترین شرایط جنگ با چنگ و دندان در مقابل یورش عظیم لشکرهای زرهی دشمن دفاع و مقاومت می‌کردند، هدایت و رهبری کند.

پاسخ همین سوال، عامل اصلی علت سقوط خرمشهر می‌تواند باشد. هم‌زمان با فشار دشمن در منطقه خرمشهر و آبادان، فعالیت دشمن در منطقه نبرد دریایی نیز شدیدتر شد. یک افسر دریایی عراق که از بندر ام‌القصر عراق فرار کرده و خود را به نیروهای ایرانی تسلیم کرده بود، اظهار داشت به نیروی دریایی عراق دستور داده شده است به شناورهای ایران حمله کنند. برای این منظور، خارک و بوشهر مهم‌ترین هدف مورد نظر نیروی دریایی عراق می‌باشد. نبرد دریایی عراق از خور عبدالله آغاز خواهد شد. این افسر عراقی پیشنهادی نیز داد که عبارت از این بود که نیروی دریایی ایران در اجرای حمله پیش‌دستی کند.

اما این نکته قابل بررسی است، چه بسا این افسر عراقی عامل نفوذی عراق بود و مأموریت داشت نیروی دریایی ایران را وادار به خروج از بندرگاه‌ها و قرار گرفتن در منطقه‌ای از خلیج فارس کند که نیروی دریایی عراق با پشتیبانی هوایی آن کشور بتواند ضربات انهدامی بر نیروی دریایی ایران وارد سازد. در ادامه وضعیت دریایی، عناصر هنگ ژاندارمری آبادان مستقر در نزدیکی دهانه فاو، اطلاع دادند تعدادی از شناورهای عراقی به سمت بندر ماهشهر حرکت کرده‌اند.

بالأخره مهم‌ترین اقدام عملی برای بررسی منطقه عبور دشمن از طرف تکاوران دریایی به عمل آمد و یک تیم به سرپرستی ناخدا خلیل احمدی، برای شناسایی منطقه عبور دشمن اعزام شد و نتیجه چنین گزارش گردید:

تا شادگان، نیروهای عراقی دیده نشد (شادگان حدود 30 کیلومتری شرق محل عبور قرار داشت). برابر اظهارات غیرنظامیان، نیروهای عراقی اقدام به اسارت گرفتن مردان غیرنظامی ایرانی کرده‌اند و کنترل این منطقه را در دست گرفته‌اند. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، این گزارش هم نکته حائز اهمیتی نداشت. در این گزارش، اضافه شده بود که برای انهدام دشمن از دریافران اعزام استفاده خواهد شد، اما آنان کارایی رزمی ندارند. برای عقب راندن دشمن لازم است نیروی تکاوران دریایی بیشتری به منطقه خرمشهر ـ آبادان اعزام شود. بالأخره آخرین وضعیت منطقه نبرد شمال آبادان در 19 مهرماه چنین گزارش گردید. جاده آبادان ـ اهواز از کیلومتر 14 تا کیلومتر 46 شمال آبادان، در کنترل دشمن قرار گرفته و پل دشمن در کیلومتر 24 احداث گردیده است. قریه مارد که در 15 کیلومتری شمال آبادان است، به تصرف دشمن درآمده و نیروهای دشمن در حال پیشروی به سمت جنوب برای وصول به کرانه بهمنشیر می‌باشند. آبادی سلیمانیه نیز به وسیله دشمن اشغال شده و اهالی آن به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. عبور نیروهای دشمن از کارون به سمت شرق ادامه دارد. در عملیات روز جاری، یک هواپیمای ایرانی سرنگون شد و خلبان آن به اسارت نیروهای عراقی درآمد.

*****

بدین طریق، نیروهای دشمن موفق شدند در همان روز 19 مهرماه، سرپل اشغالی شرق کارون را بدون برخورد با مقاومت نیروهای ما توسعه دهند و از آبادی سلیمانیه تا نزدیکی جاده آبادان ـ ماهشهر به طول حدود 20 کیلومتر و عرض 10 کیلومتر، یعنی منطقه‌ای به مساحت قریب 300 کیلومترمربع را اشغال و مواضع خود را مستحکم سازند. بدین‌سان نیروهای دشمن یکی از خطرناک‌ترین مراحل نبرد را عملاً بدون برخورد با هیچ خطری اجرا کردند. بعد از تهدید سرنوشت‌ساز اشغال اندیمشک و اهواز، سومین خطر سرنوشت‌ساز را که اشغال جزیره آبادان بود، نیروهای مسلح ایران فراهم آوردند.

نیروهای دشمن در روز 19 مهرماه، موفق شدند سرپل اشغالی را تحکیم کنند و مواضع پدافندی برای نیروهای واردشده به سرپل تهیه نمایند، زیرا اصولاً یکی از اقدامات بسیار مهم و مؤثر ارتش عراق، عملیات پشتیبانی مهندسی بود. به طوری که برآورد می‌شد؛ برای هر گردان رزمی و پشتیبانی رزمی یک واحد مهندسی مجهز به وسایل سنگین جاده‌سازی مانند بولدوزر پیش‌بینی شده بود، به نحوی که، به محض توقف هر واحد در یک موضع پدافندی یا موضع آتش و یا حتی قبل از آن، واحد مهندسی پیشاپیش حرکت می‌کرد و سریعاً در دشت باز با چند حرکت بولدوزر و لودر، یک خاکریز مناسب ایجاد می‌نمود.

در حالی که، نیروهای ما در اوایل جنگ، به کلی فاقد چنین تسهیلاتی بودند. مثلاً در جبهه خرمشهر و آبادان، حتی یک دستگاه وسیله سنگین مهندسی نظامی وجود نداشت و بسیج نیروهای مردمی نیز هنوز به صورت مؤثر فعال نشده بود، لذا نیروهای عراقی با استفاده از پشتیبانی مهندسی رزمی، سریعاً موفق شدند مواضع پدافندی مناسب تهیه کنند و یک نیروی مدافع در سرپل مستقر نمایند. در حالی که، نیروهای دیگر نیز برای عبور از خط سرپل از رودخانه می‌گذشتند و وارد شرق کارون می‌شدند.

درباره فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر و آبادان مطالبی بیان شد. گرچه این فرماندهی به صورت دستوری، حداقل از 12 مهرماه، به فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان محول شد، ولی عملاً پایگاه سوم دریایی، تحت هدایت کلی نیروی دریایی، هدایت عملیات را به عهده گرفته بود؛ لذا پس از عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون، اولین عکس‌العمل برای عقب راندن یا محدود کردن تهاجم نیروهای دشمن در منطقه سرپل، به وسیله تکاوران دریایی انجام گرفت.

در ساعت 0400 روز بیستم مهرماه، یک تیم شناسایی از تکاوران به منطقه سرپل اعزام شد. این تیم از طریق شادگان به منطقه سرپل نزدیک شد و وضعیت را بررسی کرد و گزارش داد که در محور شادگان، فعالیتی از دشمن مشاهده نمی‌شود. اما نیروهای دشمن به سمت جنوب و کرانه بهمنشیر در حرکتند. در روز 20 مهرماه، اولین واحد تقویتی که یگان تکاور دریایی بود، از منجیل به خوزستان اعزام شد و در ساعت 1200 روز بیستم، به مدافعین خرمشهر ملحق گردید.

اولین عکس‌العمل جدی ستاد مشترک این بود که از نیروی زمینی خواست به لشکر92 زرهی دستور دهد با پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز، سریعاً به منطقه سرپل دشمن حمله کند و نیروهای دشمن را از شرق کارون عقب براند، اما این لشکر همان بود که در مدت 20 روز گذشته، نتوانست حتی یک نفر را به خارج از منطقه اهواز اعزام کند و در همان منطقه اهواز نیز، حدود 100 کیلومتر از خط مرز عقب‌نشینی کرد و بیش از 50درصد توان ناتوان رزمی موجود خود را نیز از دست داد.

چگونه این لشکر می‌توانست حتی یک دسته رزمی یا یک قبضه توپ از منطقه نبرد حساس اهواز برداشت کند؟ این لشکر حتی با وجود اینکه تهدید عبور واحد دیگر دشمن را در جنوب اهواز از رودخانه کارون کاملاً قریب‌الوقوع می‌دید، امکان آن را نداشت تا یک دسته پیاده برای دیده‌بانی به شرق رودخانه کارون اعزام کند. اما با کمال تعجب، هنوز بعد از این همه شکست‌هایی که به علت ضعف توان رزمی و ضعف فرماندهی و کنترل، نصیب نیروهای ما شده بود، بعضی از فرماندهان رده بالای نظامی و مقامات غیرنظامی، قدرت برتر عراق را احساس نکرده بودند و با تصور نادرست، حمله لشکر21 پیاده در 23 مهرماه، در غرب دزفول اجرا گردید و شکست خورد. در سوم آبان‌ماه نیز، جانشین ریاست ستاد مشترک و فرمانده ژاندارمری با یک گردان پیاده تقویت‌شده به سرپل دشمن در شرق کارون حمله کردند و نتیجه جز شکست نمی‌توانست باشد. ما در مطالب آینده مشروح جریان را بازگو خواهیم کرد.

جریان عبور نیروهای دشمن از کارون و محاصره آبادان، هیجان ویژه‌ای در تمام مقامات مسئول و ملت ایران ایجاد کرد. حجت‌الاسلام جمی، امام جمعه آبادان، به دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی تلگراف زد و وضعیت بحرانی خرمشهر و آبادان را به اطلاع ریاست مجلس رساند. در میدان نبرد، تلاش از نیروهای هر دو طرف، ولی هرکدام در حد مقدورات خود تشدید شد.

در ساعت 1035 روز بیستم، نیروی دریایی اعلام کرد بالگردهای رزمی ایران به منطقه سرپل حمله کردند، ولی عمل مؤثری انجام ندادند. نیروی زمینی دشمن به سمت آبادان پیشروی می‌کند و پنج فروند هواپیمای دشمن در ساعت 1015، بندر امام خمینی را مورد حمله قرار داده و خساراتی وارد نمودند. در روز بیستم، تیم هوانیروز به منطقه سرپل حمله کرد و یک فروند از بالگردهای کبری مورد حمله هواپیمای دشمن قرار گرفت و سرنگون شد. عملیاتبالگرد به علت نبودن واحد زمینی طبعاً تأثیر چندانی نداشت. در این روز، آتش‌های پشتیبانی دشمن از سه جهت شمال و جنوب و غرب بر سر خرمشهر و آبادان می‌بارید و تلفات و خسارات سنگینی وارد می‌کرد.

نیروهای مدافع ما با تلاشی توان‌فرسا، نبرد می‌کردند و در حدود مقدورات خود در هر منطقه از منطقه نبرد به نیروهای دشمن یورش می‌بردند و تلفاتی بر دشمن وارد می‌کردند، چنان‌که حتی اسیر هم می‌گرفتند. اما این قدرت در مقابل نیروهای دشمن ضعیف‌تر از آن بود که بتواند دشمن را عقب براند یا نابود سازد. برابر اعلام شهربانی آبادان، در روزهای 18 و 19 مهرماه، از افراد نظامی و غیرنظامی این منطقه نبرد 9 نفر شهید و 107 نفر مجروح شدند. منطقه سوم دریایی خرمشهر، وضعیت را تا ساعت 1900 چنین گزارش داد:«در جبهه دارخوین، واقع در شمال سرپل دشمن، تکاوران دریایی وارد عمل شده و بدون داشتن جنگ‌افزار پشتیبانی، نتوانسته‌اند دشمن را وادار به عقب‌نشینی نمایند و فقط عملیات پراکنده ایذائی انجام می‌دهند.

در گمرک خرمشهر نیز، تکاوران دریایی و تعدادی از افراد غیرنظامی به سرپرستی ناخدادوم خلیل‌زاده با دشمن درگیر شدند که فعلاً درگیری تمام شده است. حملات هوایی و موشکی دشمن به شهرها شدیدتر شده و نیروهای موجود خودی قادر به وارد کردن ضربات محکم بر دشمن نیستند، لذا برای مقابله با نیروهای دشمن، واحد توپخانه و تانک و مکانیزه لازم است.»

نظر به اینکه قرارگاه مقدم نیروی زمینی در خوزستان (دزفول) مستقر شده بود و قرارگاه اصلی نیروی زمینی در تهران بود، یک ایستگاه شبکه ارتباطی اضافه به وجود آمده بود. با وجود اینکه فرماندهی نیروی زمینی شخصاً در قرارگاه جنوب بود، ستاد فرماندهی نیروی زمینی وارد شبکه فرمانده می‌شد و دستوراتی نیز صادر می‌کرد یا پیشنهاداتی به قرارگاه جنوب می‌داد که البته عمدتاً به صورت یک قرارگاه واسطه بین ستاد مشترک و نیروهای هوایی و دریایی با قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب انجام وظیفه می‌کرد. ضمناً عملیات آماده کردن نیروهای تقویتی و اعزام آنها را به خوزستان هدایت می‌نمود. از این لحاظ، فعالیت قرارگاه اصلی نیروی زمینی بسیار مؤثر بود.

اولین واحد تقویتی که از لشکر92 زرهی برای منطقه عملیات خرمشهر اعزام شدند، یک دسته خمپاره‌انداز 120 م‌م و 50 نفر خدمه آرپی‌جی7 بود که از طریق جاده اهواز ـ سربندر ـ ماهشهر    به آبادان و خرمشهر اعزام گردید. قرارگاه مقدم جنوب به لشکر92 زرهی دستور داد با همکاری سپاه پاسداران، نیروهای مردمی را بسیج کند و برای پوشش کرانه شرقی کارون در جنوب اهواز از نیروی مردمی محلی استفاده شود تا از تکرار واقعه شمال آبادان جلوگیری گردد. فشار شدید جنگ بر کسانی بود که عملاً در داخل میدان نبرد و در میان آتش و خون بودند. متأسفانه ندای هل من ناصر آنها نیز چندان گوش شنوایی نداشت.

سرهنگ رضوی فرمانده منطقه عملیات جنوب در روز بیستم مهرماه، گزارشی شامل نکات زیر به لشکر92 زرهی داد:

تاکنون هجوم نیروهای دشمن به خرمشهر و آبادان دفع شده، اما اکنون به علت از هم گسیختگی، گردان‌های موجود اصلاً سر و سامانی ندارند و نبودن یک واحد تانک قابل ملاحظه در این منطقه و فرسودگی پرسنل و اینکه من افسر ژاندارمری هستم و به فنون نظامی آشنایی کافی ندارم، استدعا می‌کنم ظرف امشب تعدادی افسر جهت اداره عملیات این منطقه اعزام گردد، زیرا حیثیت کشور مطرح است و اگر به آن توجه نشود، با این وضع، خرمشهر و آبادان در خطر جدی قرار خواهند گرفت.

در گزارش دیگری، فرمانده اروند اعلام کرد:

 آقایان رشیدی، صفایی و کیاوش وکلای مجلس شورای اسلامی فرمودند بی‌تعارف بگوییم، خرمشهر و آبادان به علت نرسیدن نیروهای کمکی در حال از هم پاشیدن است و مردم محلی عقیده دارند ظرف امروز یا فردا این منطقه سقوط خواهد کرد و مسئولین باید جوابگو باشند.

*****

ذکر این نکته برای جلوگیری از برداشت غیرعادلانه از این وضعیت ضروری است که در این موقع، در تمام صحنه عملیات خوزستان، بحران برای نیروهای ما در اوج خود بود. لشکر92 زرهی در منطقه عملیات غرب اهواز و سوسنگرد با توانی نامتعادل با نیروهای دشمن سخت درگیر بود. در منطقه دزفول نیز وحشت فوق‌العاده عبور دشمن از رودخانه کرخه و اشغال اندیمشک و جدا کردن خوزستان از نقاط مرکزی ایران همچنان بر فرماندهان مستولی بود.

جنگ داخلی در کردستان همچنان ادامه داشت و مانع از آن بود که نیروی زمینی بتواند قاطعانه تصمیم بگیرد و نیروهای درگیر در کردستان را به خوزستان روانه کند. با وجود این، اگر با یک دید واقع‌بینی به مسائل جنگ توجه می‌شد و برآورد وضعیت صحیح و منطقی از وضعیت نیروهای مسلح موجود ایران و نیروهای مسلح عراق به عمل می‌آمد و اقدام مؤثر برای بسیج نیروهای مردمی انجام می‌گرفت، امکان آن بود که نیروهای مسلح ایران با کمک نیروهای مردمی، بهتر از آنچه که پیش آمد بتوانند پاسخ تجاوز دشمن را بدهند.

اما این اگر هم بر اگرهای دیگر تاریخ پیوست. بالأخره روز دوم محاصره آبادان نیز سپری شد، بدون آنکه از طرف نیروهای ما عکس‌العمل مؤثری نشان داده شود. فقط اولین یگان مؤثر نیروی زمینی که یک آتشبار105 م‌م بود، در روز 20 مهرماه با هواپیما از مشهد به اهواز حمل شد تا از طریق اهواز ـ سربندر به آبادان یا ماهشهر اعزام گردد. آن را هم فرمانده لشکر می‌خواست در اهواز نگهدارد، ولی دستور داده شد به خرمشهر بفرستد.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده