نبرد دلیران ایران زمین( 12)
برای بیرون راندن عدههای دشمن از نخلستانهای شمال بهمنشیر، عملیات ادامه یافت و تعدادی قایق توسط ژاندارمری و سپاه فراهم گردید و نیروهای خودی شامل عناصر مردمی فدائیان اسلام، رزمندگان سپاه پاسداران و ارتش با قایق از بهمنشیر گذشتند و وارد نخلستان ابوعبادی شده و به تدریج پیشروی کردند و دشمن را از نخلستان بیرون راندند.

 

عملیات آبادان

اوضاع جبهه آبادان در اوایل مانند سایر جبهه‌ها نا‌بسامان، ولی سرشار از تحرک و ایثار و تلاش بود. در شب19مهرماه1359، چون دشمن از سمت شمال و غرب شهر خرمشهر به مقاومت شدید برخورد نموده و نتوانسته بود آن را اشغال نماید، فرماندهان ارتش عراق تصمیم گرفتند خرمشهر را دور زده و با تصرف آبادان به هدف نهایی خود دسترسی یابند و به آب‌های اروندرود برسند. دشمن با زدن دو دستگاه پل نظامی «پی‌ام‌پی» در محدوده آبادی حفار غربی ـ شرقی و آبادی قصبه ـ مارد روی رودخانه کارون، به شرق رودخانه کارون رسیده و توانسته بود سرپلی را تصرف و محورهای اهواز ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان را قطع نماید. علت انتخاب این محل توسط دشمن آن بود که نزدیک‌ترین نقطه جاده اهواز ـ آبادان به  رودخانه کارون بود و نیروهای عبورکننده بعد از عبور از رودخانه، در مدت چند دقیقه به جاده می‌رسیدند و در نتیجه، نیازی به جاده‌سازی در کرانه شرقی رودخانه کارون تا جاده آسفالت نبود. ضمن اینکه جاده خاکی آبادی مارد در کنار رودخانه قرار داشت و به جاده اصلی محور اهواز ـ آبادان وصل می‌شد.

متأسفانه هنگام عبور نیروی دشمن از کارون یگانی از ما که بتواند از عبور او ممانعت نماید، در شرق رود کارون وجود نداشت؛ زیرا مقدورات موجود در آن شرایط صرف حفظ و نگهداری خرمشهر گردیده و به دلیل کمبود نیرو و نبود سیستم کنترل و فرماندهی مناسب، توجهی به عبور از رودخانه توسط دشمن نشده بود. نیروهای دشمن با وجود اینکه به آسانی از رودخانه کارون گذشته بودند، برای رسیدن به رودخانه بهمنشیر تعجیلی از خود نشان نداده و به مدت سه روز برای اشغال سرپلی مطمئن در شرق کارون، به تحکیم مواضع و استحکامات خود پرداخته بودند تا چنانچه مورد هجوم نیروهای ایرانی قرار گرفتند، مجبور به عقب‌نشینی به غرب رودخانه نشده و بتوانند در همان شرق رودخانه پدافند نمایند.

زمانی که نیروهای عراقی از پل مارد عبور نموده و به شرق رودخانه کارون رسیدند، هیچ کس نه آنها را می‌بیند و نه جلو آنها را می‌گیرد! دشمن پس از عبور از رودخانه کارون و قطع محورهای مواصلاتی اهواز ـ آبادان، به منظور توسعه سرپل، نیروهای خود را به دو ستون تقسیم کرد: یک ستون را به طرف حوالی شمال آبادی سلمانیه و ستون دیگر را به طرف شرق و جنوب برای قطع نمودن محور آبادان ـ ماهشهر و نزدیک شدن به کرانه بهمنشیر اعزام نمود و به تک ادامه داد.

در رابطه با ایجاد و سازمان قرارگاه اروند باید گفت از ابتدای درگیری‌های پراکنده عراق در منطقه خرمشهر، مسئولیت این منطقه به پایگاه نیروی دریایی جمهوری اسلامی در خرمشهر داده شد و در این پایگاه، ستادی به نام «ستاد عملیات جنوب» زیر امر لشکر92 خوزستان تشکیل گردید که هدایت عملیات را بر عهده داشت.

در تاریخ 29 شهریورماه1359، پس از رد و بدل شدن یک پیام بین ایران و عراق مبنی بر عبور دو فروند کشتی ایرانی در آب‌های اروندرود به سمت خرمشهر که با مخالفت دولت عراق با حرکت کشتی‌ها با پرچم ایران روبه‌رو شد، بوی ستیز و جنگ از طرف عراق به مشام هر هوشیاری می‌رسید و با گلوله‌باران پایگاه دریایی خرمشهر در ساعت0335 همان روز توسط ارتش عراق، حالت جنگی بین دو کشور به وجود آمد و «ستاد عملیات جنوب» به «ستاد عملیات مشترک اروند» به فرماندهی پایگاه دریایی خرمشهر تغییر نام داده و رسمیت یافت. مسئولیت هماهنگی و عملیات در منطقه آبادان و خرمشهر تا تاریخ 8/7/1359 کماکان به عهده ستاد عملیات مشترک اروند به فرماندهی فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر بوده و محل این قرارگاه در شهر آبادان در نظر گرفته شده بود.

پس از عبور دشمن از رود کارون، نیروی دریایی یک قرارگاه تحت عنوان «قرارگاه یدکی اروند» در ماهشهر سازمان‌دهی نمود تا قسمتی از مأموریت قرارگاه خرمشهر ـ آبادان را از طریق این ستاد به اجرا درآورد.

در 27 مهرماه 1359، نیروهای دشمن تا نزدیکی سه‌راه آبادان ـ ماهشهر رسیدند، به نحوی که تعدادی از اهالی آبادان که در شمال رودخانه بهمنشیر در حرکت بودند، به اسارت درآمدند. در این شرایط نامطلوب جنگ، مسئله فرماندهی وضعیت پیچیده‌ای داشت و یگان‌ها از وحدت فرماندهی قوی و یک‌دستی برخوردار نبودند.

فرماندهی عملیات جنوب وضعیت پیچیده و خاصی پیدا کرده بود. جانشین رئیس  ستاد مشترک، فرماندهی ژاندارمری، استانداری خوزستان، نماینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه شهید چمران در این قرارگاه حضور داشتند و فرماندهی را به صورت اشتراکی اعمال می‌نمودند. هم‌زمان فرمانده نیروی زمینی که علی‌القاعده باید مسئولیت کلی منطقه را بر عهده داشته و با اختصاص نیرو و اعمال فرماندهی در منطقه، سر و سامانی به وضعیت جبهه‌ها بدهد، نگران تلاش دشمن در سایر مناطق، به ویژه منطقه دزفول و تنگ فنی بود.

نیروهایی که از جاهای دیگر جهت حمایت از رزمندگان به منطقه اعزام می‌شدند، از انسجام کاملی برخوردار نبودند و مهم‌تر از همه، به منظور سامان بخشیدن به نیروها، نیاز به یک فرماندهی قوی با ستادی مجرب و کارآزموده در منطقه آبادان و خرمشهر احساس می‌شد. از این جهت، اولین اقدام مسئولان نظامی در سطوح بالا، ایجاد یک سیستم فرماندهی کارآمد و منسجم بود. بدین منظور، در تاریخ 27 مهرماه 1359، فرماندهی اروند شکل گرفت و فرمانده ژاندارمری کل کشور «سرهنگ پیاده ستاد حسنعلی فروزان» که از افسران شایسته نیروی زمینی و مدت‌ها از اساتید برجسته دانشکده فرماندهی و ستاد بود، به فرماندهی قرارگاه عملیاتی اروند منصوب گردید. منطقه مسئولیت قرارگاه اروند از دارخوین تا نهر قاسمیه، حوالی دلتای اروند مشخص شده بود و محل استقرار این فرماندهی در ماهشهر بود و کلیه یگان‌هایی که از مناطق مختلف جهت اجرای مأموریت به منطقه آبادان وارد می‌شدند، تحت کنترل قرارگاه اروند قرار داده می‌شدند.

فرماندهی اروند 48 ساعت پس از سازماندهی و گرفتن مسئولیت منطقه حضور عملی خود را اعلام نمود و با تشکیل این فرماندهی، که در رأس آن فرمانده ژاندارمری کل کشور قرار داشت، تقریباً تمام امکانات ژاندارمری کل کشور برای تقویت منطقه اروند، به کار گرفته شد.

نیروی زمینی با توچه به درخواست قرارگاه اروند و دستور ستاد مشترک، شروع به اعزام یگان‌هایی جهت تقویت منطقه نمود.     

در تاریخ 27 مهرماه1359، از طرف نیروی زمینی به لشکر77 پیاده خراسان دستور داده شده که یک گردان پیاده به همراه یک گروهان تانک و یک آتشبار105م‌م در پشتیبانی از آن به منطقه اعزام و در اختیار فرماندهی اروند جهت پشتیبانی از یگان‌های مستقر در خرمشهر قرار دهد. در همین راستا، گردان144پیاده لشکر21 حمزه بعد از عملیات 23 مهرماه 1359 در غرب دزفول و پای پل نادری، به ماهشهر اعزام گردید و منطقه تجمعی را در سه‌راه شادگان در میان انبوه درختان نخل اشغال نمود. این اولین گردان از واحدهای نزاجا بود که در اختیار قرارگاه اروند گذاشته می‌شد.

در تاریخ 29/7/1359، پس از عبور نیروهای دشمن از کارون و اشغال سرپل در شرق آن، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همانند ارتش، فعالیت‌های بیشتری برای به عقب راندن نیروهای دشمن به غرب کارون آغاز شد و بر این منوال، یک واحد از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی رحیم صفوی در دارخوین مستقر گردید و جلو پیشروی دشمن را به سمت شمال اهواز گرفت و حرکت او را متوقف نمود و در همان روز آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع بود و در جبهه‌ها حضور داشت، وی را به عنوان هماهنگ‌کننده سپاه در عملیات به فرماندهی اروند معرفی نمود تا بین رزمندگان ارتش و سپاه هماهنگی بیشتری ایجاد شود. این معرفی نخستین قدم برای همکاری رسمی بین یگان‌های ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، زیرا تا آن زمان، عناصر سپاه پاسداران به طور مستقل وارد مناطق عملیاتی می‌شدند و مستقل عمل می‌کردند و با صلاح‌دید خود، طرح‌های عملیاتی را تهیه و اجرا می‌کردند.

تا اول آبان‌ماه1359، از عناصر رزمی نیروی زمینی و ژاندارمری، در حدود یک تیپ تقویت‌شده با یک گروهان تانک و یک گردان توپخانه در مقابل سرپل دشمن در شرق کارون در اختیار فرماندهی اروند قرار گرفته بود.

در روز چهاردهم آبان‌ماه 1359، امام خمینی طی فرمانی اعلام داشتند «حصر آبادان باید شکسته شود.» لذا با دریافت این پیام تاریخ‌ساز، شتاب بیشتری در جبهه آبادان به وجود آمد.

شرایط موجود در منطقه، فرماندهان نظامی را ملزم ساخته بود تا هرچه سریع‌تر واکنشی مناسب در مقابل دشمن نشان دهند. بر همین منوال، فرماندهی اروند تصمیم گرفت که با نیروهای موجود، تک متقابلی را در سه محور ماهشهر ـ آبادان، شادگان ـ سلمانیه و دارخوین ـ آبادان اجرا نماید. یگان اصلی تک گردان144 پیاده بود که به وسیله یک گروهان تانک از تانک‌های بازسازی‌شده کارخانجات تانک‌سازی مسجدسلیمان به فرماندهی سرگرد زرهی مظفرمیان جمعی مرکز زرهی و خدمه‌های آن از رزمندگان  لشکر گارد سابق که به زاهدان منتقل شده بودند، تقویت شده و مأموریت آن تک به سرپل دشمن در محور ماهشهر ـ آبادان طرح‌ریزی شده بود. این گردان توسط گردان343 توپخانه 130م‌م(-) از گروه33 توپخانه تهران که در کیلومتر 17 جاده آبادان ـ ماهشهر مستقر گردیده بود و یک آتشبار 105م‌م که در حدود پنج کیلومتر جلوتر از گردان343 استقرار داشت، پشتیبانی آتش می‌شد.

نیروهای متجاوز پس از عبور از رودخانه کارون و قطع محور اهواز ـ آبادان به سمت جنوب پیشروی نموده و در کیلومتر7 محور آبادان ـ ماهشهر مستقر شده و جاده ماهشهر ـ بادان را قطع کرده و رفت و آمدی در آن انجام نمی‌شد. اهالی آبادان که زیر فشار آتش‌باری‌های دشمن بودند، خانه و آشیانه خود را ترک کرده و با هر وسیله‌ای که در دسترس داشتند، با سواری، کامیون، اتوبوس، تریلی و حتی به صورت پیاده شهر را از طریق احمدآباد و ابوشانک، پس از عبور از رودخانه بهمنشیر که آتش کمتر است ترک نمودند و در زمین‌های ضلع جنوبی محور آبادان ـ ماهشهر، در یک مسیر خاکی، گرسنه و تشنه ساعت‌ها در زیر آفتاب سوزان راه‌پیمایی می‌کردند تا خود را به شهرهای امن برسانند. وضعیت این افراد بسیار اسفبار و رقت‌بار بود؛ پیران و کودکان و آنهایی که توان راه رفتن نداشتند، بدون دسترسی به آب و غذا راه‌پیمایی می‌کردند وچه بسا تعدادی تلف می‌شدند و هیچ‌گاه به جاده اصلی نمی‌رسیدند.
 

دشمن در شرق رودخانه کارون در حال پیشروی به منظور تصرف آبادان

کشتی‌های تجاری در رودخانه بهمنشیر آبادان قبل از جنگ تحمیلی

در اثر گلوله‌باران مداوم و مستمر دشمن، انفجارات بی‌امان و پی‌در‌پی در شهر ایجاد می‌شد و صدای ریزش ساختمان‌های چندطبقه و شعله‌ور شدن وسایل زندگی مردم که حاصل یک عمر تلاش و زحمت آنان بود، تا فرسنگ‌ها شنیده می‌شد و این وضع نهایت بی‌رحمی و سَبُعیت و خوی درندگی دشمن را در ذهن آدمی مجسم می‌کرد.

بالأخره ساعت0300 روز سوم آبان‌ماه1359، گردان144 پیاده به عنوان تلاش اصلی و متکی به جاده محور ماهشهر ـ آبادان، در حالی که گردان201 امداد ژاندارمری به عنوان تلاش پشتیبانی در سمت راست محور یادشده آرایش گرفته بود، با رمز «یا علی‌ابن‌ابی‌طالب» به دشمن تک نمود. در ساعت 0400 همان روز، خط اول دشمن توسط گردان144 پیاده شکسته شد و تعدادی از نیروهای عراقی اسیر شدند و بقیه فرار را بر قرار ترجیح داده و عقب‌نشینی نمودند، ولی گردان201 ژاندارمری در اثر برخورد به باتلاق موفق به پیشروی به سمت هدف نشد و در نتیجه، بین نیروهای تلاش اصلی و پشتیبانی شکاف ایجاد گردید؛ اما تا روشن شدن هوا، مواضع جلویی دشمن به تصرف رزمندگان گردان144 پیاده درآمد. با روشن شدن هوا، نیروهای خط دوم و پشتیبانی عراق که متوجه سقوط خط اول خود شده بودند، آن مواضع و نیروهای ایرانی را زیر آتش شدید گرفته و با موشک مالیوتکا و تیر مستقیم تانک، تیراندازان موشک تاو و تفنگ‌های 106م‌م ایرانیان را هدف قرار داده و آنها را نابود ساخته و خدمه‌هایشان را به شهادت رساندند.

حدود نیم ساعت پس از طلوع آفتاب، دشمن دقیقاً محدوده حرکت نیروهای ایران را ارزیابی نموده و با آتش مداوم و مستقیم، اجازه هیچ‌گونه حرکتی را به گردان201 امداد ژاندارمری نداد و خلأیی که بین دو گردان144 و201 ایجاد گردیده بود پر نشد و گردان144 از جلو و سمت راست زیر آتش دشمن قرار گرفت. با پیش آمدن چنین وضعی، گردان144 از فرماندهی قرارگاه اروند تقاضای کمک می‌نماید و قرارگاه اروند یگان تانک سرگرد مظفرمیان را که تازه به منطقه وارد شده بود، وارد عمل نموده و متکی به جاده به یاری یگان‌های درگیر عملیات می‌فرستد؛ اما متأسفانه قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد، توسط شکارچیان تانک دشمن که به موشک مالیوتکا مجهز بوده و در زمین فرو رفته و خود را مخفی کرده بودند، در روی جاده ماهشهر ـ آبادان با فاصله‌ای از یکدیگر مورد اصابت قرار گرفتند که با انفجار مهمات داخل آنها، تعدادی از خدمه در داخل برجک جنگی تانک سوختند و لاشه این تانک‌ها تا اجرای عملیات ثامن‌الائمه و پاکسازی شرق کارون از لوث وجود دشمن، در محل باقی مانده بود. دراین عملیات از تعداد 17 دستگاه تانک، 15 دستگاه آن نابود شد و سرگرد مظفرمیان به شدت مجروح گردید، به طوری که دیگر قادر نبود به خدمت مقدس خود ادامه دهد و در میدان‌های نبرد بعدی شاهد پیروزی هم‌رزمان خود باشد.

از ساعت0800 به بعد، علی‌رغم تلاش فرماندهی گردان201 امداد ژاندارمری، پرسنل خود به خود عقب‌نشینی کردند و فرمانده گردان موفق نشد از کار آنها ممانعت به عمل آورد. متأسفانه این عملیات در ساعت 1630 روز سوم آبان‌ماه 1359 با کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از پرسنل گردان144 پیاده، پرسنل تانک‌ها و پرسنل اعزامی از مرکز زرهی به پایان رسید و از طرف فرماندهی قرارگاه اروند برای کلیه کسانی که در این عملیات شرکت داشتند، تقاضای یک درجه ترفیع شد و مورد موافقت قرار گرفت و برای پرسنل پشتیبانی‌کننده عملیات هم دو سال ارشدیت منظور شد.

در چهارم آبان 1359، گردان153 تیپ2 لشکر77 پیاده خراسان به فرماندهی سرهنگ2 منوچهر کهتری وارد ماهشهر شد و با هلی‌کوپتر و هواناو از طریق دریا به آبادان اعزام شد و زمانی که این گردان وارد آبادان شد، دشمن متوجه این گردان نشد. عدم موفقیت عملیات روز سوم آبان در محور ماهشهر ـ آبادان، گرچه از بعد نظری و تلفات وارده اثرات منفی داشت، اما از نظر تاکتیکی سبب شد دشمن به مدت 48 ساعت هیچ‌گونه پیشروی در تحکیم محاصره آبادان نکند و بعد از آن، با ساخت مواضع پدافندی و سنگر، گام به گام پیشروی نمودند، به طوری که در شب هشتم آبان، گروه شناسایی خود را از رودخانه بهمنشیر عبور داده و پس از شناسایی از ساحل جنوبی و ربودن افراد محلی، به ساحل شمالی مراجعت و مقدمات عبور از بهمنشیر را فراهم نمود.

دشمن در شب نهم آبان 1359 تا کوی ذوالفقاری پیش رفته و با برقراری پل شناور اقدام به عبور نیروهای رده اول هجومی به شهر آبادان نمود. نیروهای دشمن از طریق نخلستان‌های شمال بهمنشیر به رودخانه نزدیک شده و در نقاط مناسبی، ابتدا عناصر پیاده را با قایق از رودخانه عبور داده و قسمتی از نخلستان جنوبی بهمنشیر را اشغال کرده و سرپل کوچکی را تصرف کرده بودند. عراق ضمن توسعه سرپل به غرب آبادان و شرق خسروآباد، تلاش خود را برای دست‌یابی جاده آبادان ـ خسروآباد‌ و همچنین دسترسی به ساحل شمالی اروندرود آغاز نمود. زمانی که نیروها جاده آبادان ـ ماهشهر را قطع کرده و از کوی ذوالفقاری و قبرستان شهر وارد آبادان می‌شوند، مرد اوراق‌فروشی به نام عمو دریا متوجه می‌شود و نیروهای مردمی و انقلابی و یگان‌های نظامی و ژاندارمری را باخبر نموده و خود همراه نیروهای انقلاب و مردم به جنگ با عراقی‌ها می‌پردازد و بالأخره خود و پسرش در راه دفاع از میهن و ناموسش به درجه شهادت می‌رسد.

در ساعت 0715 نهم آبان‌ماه 1359، فرمانده منطقه آبادان «سرهنگ2 منوچهر کهتری» فرماندهان گروهان اعزامی از قوچان، یگان تکاوران دریایی، ژاندارمری آبادان، سپاه پاسداران و سرپرست عناصر مردمی رزمنده را به یک جلسه مشورتی احضار نموده و در آن جلسه تصمیم گرفته می‌شود با انجام حمله متقابل، جلو پیشروی دشمن گرفته شود و او را وادار به عقب‌نشینی نمایند.

در ساعت 0830 همان روز، نیروهای رزمنده وارد عملیات می‌شوند و با جانبازی و فداکاری بسیار به منطقه ذوالفقاری هجوم برده و با دشمن درگیر می‌شوند و کار به جنگ تن به تن می‌رسد و این نبرد تا روز دهم آبان‌ماه ادامه می‌یابد و قریب به 280 نفر از نیروهای عراقی کشته می‌شوند.

صبح روز دهم نیروهای ایرانی وارد نخلستان‌ها شده و تا چند متری بهمنشیر پیشروی می‌نمایند و سرانجام در همان روز، پل احداثی دشمن روی بهمنشیر منهدم شده و شبانه حاشیه رودخانه از لوث وجود دشمن پاکسازی و دشمن از جزیره آبادان بیرون رانده می‌شود و باقیمانده عناصر او در حدود 130 نفر به اسارت رزمندگان ایران درآمدند.

برای بیرون راندن عده‌های دشمن از نخلستان‌های شمال بهمنشیر، عملیات ادامه یافت و تعدادی قایق توسط ژاندارمری و سپاه فراهم گردید و نیروهای خودی شامل عناصر مردمی فدائیان اسلام، رزمندگان سپاه پاسداران و ارتش با قایق از بهمنشیر گذشتند و وارد نخلستان ابوعبادی شده و به تدریج پیشروی کردند و دشمن را از نخلستان بیرون راندند. عراقی‌ها به خاکریز شمال جاده خاکی عقب‌نشینی کردند و چون از پیشروی در مسیر ذوالفقاری ناامید شده بودند، تلاش کردند که از سمت فیاضیه به طرف آبادان پیشروی کنند، ولی با نیروهای سپاه پاسداران برخورد نمودند و یک گروهان از گردان153 پیاده به کمک سپاه پاسداران در فیاضیه شتافت و دشمن را ناکام گذاشتند. این عملیات تا روز 18آبان‌ماه 1359 ادامه داشت و بالأخره رزمندگان در میدان تیر آبادان خط پدافندی ایجاد نمودند.

در این حال، دشمن در مواضع شرق کارون و شمال محور ماهشهر ـ آبادان، مواضع دفاعی خود را مستحکم نمود و نیروهای تأمینی خود را در دو کیلومتری جنوب محور یادشده مستقر کرد. با وجود اینکه عراق از رودخانه بهمنشیر عبور کرده و وارد کوی ذوالفقاری شده بود، باز هم نتوانست شهر آبادان را تصرف نماید و این مطلب عجیب و عظیمی است.

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده