نبرد دلیران ایران زمین(11)
هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود که گردان تانک چیفتن به فرماندهی سروان زرهی جعفر لهراسبی از خاصیت این نوع تانک استفاده کرده و با شجاعتی که داشت، دستور داده بود کلیه خدمه در داخل تانکهای خود رفته و دربهای برجک را بسته و در حال حرکت، دشمن را نشانه گرفته و به قلب دشمن تاخت نمایند. این عمل استفاده از موفقیت شبیخون شب قبل نیروهای شجاع مردمی بود و باعث گردید دشمن در این منطقه، مواضع خود را ترک کرده و بیشتر عقبنشینی نماید.

اجرای عملیات چریکی

در واقع یکی از نتایج حملات چریکی و پراکنده و ایذائی، شناسایی و کسب اطلاعات از دشمن و به دست آوردن زمان لازم برای سازندگی نیروهای رزمنده و منظم ما بوده است. در شب 14/8/1359، تعداد اندکی از نیروهای مردمی و محلی که آماده شهادت بودند، به فرماندهی یک نفر پاسدار به نام «غیور اصلی» سازمان داده شدند و قرار بود هرکس که داوطلب شهادت است، بیاید و کسی هم به فکر بازگشت نباشد.

در ساعت0100 بامداد، با شلیک هم‌زمان نه آرپی‌جی7 به سوی تانک‌ها و نفربرهای دشمن، شبیخون آغاز شد و بچه‌ها در میان دشمن به انهدام و متلاشی کردن دشمن پرداختند. سنگین‌ترین سلاح در دست این افراد آرپی‌جی7 بود و بقیه با تفنگ ژ3 و نارنجک تفنگی عملیات را شروع کردند. عملیات از نظم درستی برخوردار نبود و چندین مرتبه مهمات آنها تمام شده و نفرات رزمنده به قرارگاه‌های خود برگشته و پس از تهیه مهمات مورد نیاز، مجدداً به صحنه درگیری برگشته و عملیات را ادامه داده بودند.

با وجود این، تا روشن شدن هوا دشمن از هم پاشیده و مسافت زیادی فرار کرده و به عقب رفته بود. هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود که گردان تانک چیفتن به فرماندهی سروان زرهی جعفر لهراسبی از خاصیت این نوع تانک استفاده کرده و با شجاعتی که داشت، دستور داده بود کلیه خدمه در داخل تانک‌های خود رفته و درب‌های برجک را بسته و در حال حرکت، دشمن را نشانه گرفته و به قلب دشمن تاخت نمایند. این عمل استفاده از موفقیت شبیخون شب قبل نیروهای شجاع مردمی بود و باعث  گردید دشمن در این منطقه، مواضع خود را ترک کرده و بیشتر عقب‌نشینی نماید.

در ساعت 0800 صبح، چند فروند بالگرد هوا‌نیروز به شکار تانک‌ها و کامیون‌های مهمات و تجهیزات ارتش عراق که در میدان کارزار سرگردان بوده و این طرف و آن طرف می‌رفتند، پرداختند. تعدادی از نیروهای مردمی شهر سوسنگرد هم که قلب و روحشان با ایران و انقلاب ایران بود، وارد کارزار شده و از پشت به دشمن درحال فرار، حمله کردند. در نتیجه این عملیات ارتش و مردم، دشمن کاملاً سر در گم و متواری شده و شهر سوسنگرد را تخلیه کرد و حتی از بستان هم عقب نشست. البته مجدداً به دلیل نبودن نیرویی که در منطقه آزادشده استقرار یابد، باز به جلو آمد، ولی نه مثل مرحله اول تا حمیدیه.

لاشه‌های تانک‌ها، نفربرها، خودروهای سوخته دشمن و انفجار انبارهای مهمات آنها به نیروهای خودی و مردمی منطقه روحیه می‌داد و قوت دشمن را به ضعف و ناتوانی تبدیل می‌کرد. دشمن فهمید که دیگر نباید این‌طور افسارگسیخته جلو بیاید و هر بیشه گمان نبرد که خالی است، شاید که پلنگی دیگر خفته باشد! سنگرکنی نیروهای عراقی نمایانگر این بود که دشمن دیگر قصد پیشروی را ندارد و تصمیم گرفته در منطقه پدافند نماید.

در بعدازظهر روز 26 آبان، به سبب تک نیروهای خودی، عقب‌نشینی دشمن در شرق سوسنگرد به طرف جنوب آغاز شد و نیروهای دشمن تا جنوب کرخه عقب نشستند و سرانجام، در واپسین ساعات همان روز تیپ2 زرهی لشکر92 همراه سایر رزمندگان به سوسنگرد رسیدند و سپاهیان پیروز و سرافراز ایران در میان هلهله و شادی مردم و عشایر غیور منطقه، به شهر سوسنگرد وارد شده و پرچم‌های عراق را پایین کشیده، فرماندار عراقی را دستگیر نموده و مجدداً نام «خفاجیه» را به «سوسنگرد» تغییر داده و حاج آقا خلخالی، دادستان دادگاه انقلاب، به شهر وارد شد و خائنین را اعدام انقلابی نمود و شهر آرامش خود را دوباره به دست آورد. پس از اتمام موفقیت‌آمیز عملیات غرب اهواز و آزادسازی شهر سوسنگرد، به تعدادی از رزمندگان، نسبت به رشادت‌ها و خدماتی که در طول عملیات انجام داده بودند، ارشدیت داده شد، که از جمله من به شش ماه ارشدیت نائل شدم و در مجموع دو عملیات پای پل نادری و سوسنگرد، 18 ماه ارشدیت گرفتم.   

 

عملیات آفندی آزادسازی سوسنگرد در تاریخ 26/8/59، یکی از نبردهای سرنوشت‌ساز آن روزگار بود و نیاز است برای اطلاعات بیشتر از شرح آن عملیات، به کتب معتبر مربوطه مراجعه شود. در این کتاب چون بر اساس خاطرات اینجانب (نگارنده) تدوین شده است، به همین مقدار بسنده گردید.

پس از موفقیت گروه رزمی38 در دُب حردان در تاریخ 5/8/1359، و عقب‌نشینی نیروهای متجاوز عراق در 26 آبان‌ماه1359، برابر دستور جانشین رئیس و سرپرست ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران تیمسار سرتیپ فلاحی، در تاریخ 5/9/1359 یگان‌های متفرق تیپ37 مستقل زرهی شیراز، در باغ آذری، در شرق اهواز جمع شده و سازمان جدید تیپ37 به فرماندهی سرگرد زرهی مجید صارمی تشکیل شد و پس از بازسازی یگان‌ها به منطقه عمومی ماهشهر اعزام و از زیر امر لشکر92 زرهی خوزستان خارج گردید و زیر امر قرارگاه عملیاتی اروند قرار گرفت.

در اینجا لازم می‌دانم به عرض خوانندگان محترم برسانم، به جز واحدهایی از تیپ37 زرهی در عملیات‌های گذشته که به شرح آنها پرداختم، دو واحد دیگر هم در محور ماهشهر ـ آبادان قبل از اجتماع تیپ37 در باغ آذری، در عملیات‌های نبرد با دشمن متجاوز شرکت داشتند که به موقع و در جای مناسب خود شرح خواهم داد.

همه این مطالب نمایانگر عدم وحدت فرماندهی در ارتش و فقدان مدیریت یک‌پارچه در سطوح بالای کشور در آن زمان در اثر انقلاب نوپای مردم بود.

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده