شکارچی تانک(6)
انهدام۱۷ تانک در سه پاتک دشمن در آن روز۳۱ (اردیبهشت1360) تا نزدیکی های ساعت1130دقیقه بود که دشمن سه پاتک کرده بود و در مراحل مختلف پاتک دشمن۱۷ دستگاه تانک شکار کرده بودم یعنی هر دفعه که عراقی ها پاتک می زدند من چهار یا پنج دستگاه تانک آنها را به آتش می کشیدم و آنها عقب نشینی می کردند، بعد از گذشت چند ساعت مجدداً حمله می کردند.

 

بعد از آن ساعت دیگر خبری از دشمن نشد و ما نیز بعد از دو روز که در آن منطقه بودیم مجدداً به یگان خود در غرب کرخه ملحق شدیم.

اولین مجروحیت

به محض رسیدن به یگان خود اولین مجروحیت را از ناحیه بالای ران که در اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن بود چشیدم. آن زمان وقت نامناسبی بود که مجروح شدم، چون عملیاتی در شرف اجرا بود و روی من خیلی حساب کرده بودند. گویا وقتی فرماندهان شنیدند من مجروح شدم خیلی متأثر شده بودند و من بیشتر، چون از حضور در یک عملیات سرنوشت ساز محروم میشدم. وقتی مرا به بیمارستان دزفول بردند گفتم در هر وضعیتی که باشم خودم را به عملیات می رسانم.

 تا اینکه بعد از گذشت یک هفته از بیمارستان مرخص شدم و من با همان وضع به منطقه رفتم. در منطقه تحت نظر بهداری گردان بودم و منتظر دستور که بایستی از تیپ صادر می شد. ولی به دلایل مختلف عملیات به تأخیر افتاد. فرصتی پیش آمد تا جهت ادامه درمان به مرخصی بروم.

 سرانجام بعد از بهبودی نسبی مجدداً به جبهه برگشتم و همانطور که قبلا اشاره کردم خیلی دوست داشتم به گشتی اعزام شوم.

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده