الگوی فرماندهی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در دفاع مقدس
جواد رفیعی­­ راد چکیده: امروزه برتری صنایع و سازمان­ها در بهترین مدیریت سرمایه و تکنولوژی و امکانات نیست در مدیریت بهینه و مناسب نیروی انسانی است. امروزه سرمایه اصلی صنایع و سازمان ­ها نیروی انسانی آن­هاست نه دستگاه و ماشین ­آلات و ساختمان­ ها. بنابراین نقش مدیریت و از آن مه م­تر رهبری نیروی انسانی­، یک نقش کلیدی و سرنوشت­ساز برای جامعه امروز به حساب می ­آید.

در تفاوت رهبری و مدیریت می­توان به این مقدار بسنده کرد که مدیریت در واقع با منشاء قانونی مشروعیت می­گیرد و با قانون می­تواند افراد زیر­مجموعه را هدایت کند اما رهبری در قالب قانون نمی­گنجد­، بلکه با روح و قلب نیروی انسانی مرتبط است و رهبر حتی بدون مشروعیت قانونی و اعمال قانون می­تواند زیر­دستان را هدایت کند.

برای آن­كه فرد به گونه‌ای مؤثر پاسخ دهد، لازم است كه مشخصه‌های مهم موقعیت مورد نظر را بشناسد. اگر او صرفاً نفع شخصی خویش را در نظر بگیرد و به محدودیت‌های موجود توجه نكند، مشكلاتی برای خود و دیگران بوجود می‌آورد. هر فردی ناگزیر است از نگرش سایرین به مسائل آگاه باشد، زیرا انتخاب‌های وی، از نیازها، حقوق و مسئولیت‌های سایرین متأثر است. زمانی كه فرد از سایرین به ویژه از نزدیكان و همكاران خود بازخورد دریافت می‌كند، بهتر می‌تواند بفهمد كه سایرین در مورد موضوعات مختلف چگونه می‌اندیشند. در نتیجه توانایی انعطاف‌پذیری‌اش بیشتر می‌شود و در می‌یابد كه ممكن است معیارها و انتظارات، در موقعیت‌های مختلف تغییر كنند.. در اين تحقیق خصوصيات يك مدير موفق و منش فرماندهي او در شرايط بحراني مورد بررسي قرار گرفته و برخي مصاديق آن در مديريت و فرماندهي شهيد صياد شيرازي طي جنگ تحميلي ذكر مي­گردد.

واژگان کلیدی: دفاع مقدس، شهيد صياد شيرازي، مديريت، منش فرماندهي

مقدمه:

مدیریت و رهبری نوعی علم محسوب می­شود و استفاده از علوم، بسیار پسندیده است، اما به این خاطر که این علوم جزو دسته علوم انسانی هستند، بومی سازی آنها تنها راه موفقیت در این علوم است. با همه این تفاسیر مشخص است که تنها راه خروج صنایع و سازمان­های ایرانی از این حالت حرکت بسیار آهسته به سوی جلو و یا حتی حرکت به سمت عقب، پیاده سازی الگوی موفق ایرانی – اسلامی، مدیریت و رهبری در آنها می باشد.به همین دلایل در نظر داریم  که یک نمونه موفق معاصر ایرانی ( امیرسپهبد شهید علی صیاد شیرازی)، در امر رهبری و مدیریت را مورد بررسی قراردهیم. امید است که بتوان با الگو­های بومی، که آزمون خود را پس داده و توانسته­اند در کشور خودمان موفق باشند­، جهش بزرگی به سوی موفقیت­های سازمانی داشته باشیم. در اين مقاله مديريت و فرماندهي و شجاعت­های شهيد صياد شيرازي در دوران زندگی و نبرد حق علیه باطل مورد تحليل و بررسي قرار مي­گيرد و ويژگي­هاي شخصيتي و اخلاقي ايشان كه باعث شكوفايي استعداد مديريت و فرماندهي و توفيقات او در عمليات­ها گرديد تشریح خواهد شد. لازم به ذكر است كه فرماندهي ايشان در شرايط خاص و بحراني جنگ تحميلي بر صحنه دفاع مقدس صورت گرفته و باعث پيروزي­هاي قابل توجهي براي امت اسلام شد لذا به همين دليل در اين نوشته مديريت ايشان در شرايط جنگ و بحران مورد تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.

مدیریت یا منش فرماندهی:

منش یا  charactor  یک واژه­ی کلی بوده خصوصیات رفتاری یک فرد معین است. از آن جایی که  انسان باید با محیط، چه محیط طبیعی و چه سایر افراد، تعامل داشته باشد، منش او مجموعه رفتارهایی است که با محیط و افراد جامعه دارد، یا به عبارت دیگر منش قالبی است که در آن انرژی انسان در روند همسانی (با طبیعت) و اجتماعی شدن با سایر انسان­ها کانالیزه می­شود. حال این منش یا انرژی  می­تواند موجب ساخت جامعه باشد که به آن منش بارور می­گویند و یا در جهت تخریب آن که به آن منش مخرب می گویند.(فرزانگان،1390)

انسان داراي خوي و سرشت و يك طبيعت ثانويه مي­باشد كه وقتي اين طبيعت ثانويه در تسلسل اوصاف يا عادات قرار گيرد تبديل به منش مي­شود. به عبارت ديگر وقتي صفت خاصي توسط شخصي تكرار مي­شود، در واقع اين صفت در وي نهادينه و ملكه شده و جزئي از رفتار، منش و خلقيات انسان محسوب مي­گردد. در حوزه نظامي، فرماندهي محور اصلي قدرت نظامي مي­باشد و به مجموعه اختياراتي گفته مي­شود كه به طور قانوني به فرد داده شده تا در مسندي قرار گيرد و ماموريت سازمانيش را تحقق بخشد. بنابراين فرمانده متناسب با آن اختيارات، مسؤليت دارد و پاسخگو نيز مي­باشد. معمولاً در حوزه فرماندهي موضوعي تحت عنوان منش فرماندهي مورد توجه قرار مي­گيرد كه بيشتر به شخصيت، عادات و خلقيات شخص فرمانده توجه دارد. در اينجا توضيح اين مطلب ضروري است كه فرماندهي را مي­توان به دو بخش مديريت و رهبري تقسيم كرد. رهبري توانايي نفوذ در افراد و گروهها براي رسيدن به هدف يا هدفهاي خاص است. از سوي ديگر رهبري كمال مديران و فرماندهان است. به اين معنا كه عنصر رهبري، جاذبه­اي ايجاد مي­نمايد كه شخص مدير يا فرمانده بصورت الگو مورد توجه و عنايت زيردست و بالادست قرار مي­گيرد. بنابراين شايسته آن است كه فرماندهان رهبري كنند و اگر در حوزه رهبري، فرمانده انسان هدايت­گري باشد مي­توان گفت؛ فرمانده داراي منش رهبري است. در فرمايشات مقام معظم رهبري نيز به اين مطلب اشاره شده است: «فرماندهي جوهره­اي از رهبري را در بردارد و به عبارتي محور اساسي و گوهر فرماندهي رهبري است». بخش دوم وظيفه فرماندهي مديريت است. مديريت علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبري و كنترل فعاليتهاي دسته جمعي براي نيل به هدفهاي مطلوب با حداكثر كارايي است. مديريت هنر و علم به كارگيري صحيح افراد و امكانات در جهت وصول به اهداف سازماني است.(رشید زاده،1387)

فرماندهي یا مدیریت يك امر مستمر و شبانه­روزي و همه­مكاني و همه­زماني است. منش فرماندهي يعني اينكه چه اخلاقي در حوزه مديريت و رهبري مورد نياز فرمانده مي­باشد و بدين گونه منش فرماندهي به دو دسته منش مديريتي و منش رهبري تقسيم مي­شود. براي دوري از انحطاط در اخلاق و رفتار در منش هاي عاليه فرماندهي نبايد به آدمهاي عادي توجه شود بلكه بايد رفتارهاي فرماندهي را با الگوهاي برحق تطبيق داد. الگوهاي حقي كه معصوم مي­باشند. ائمه اطهار تابلوي نمايان حق هستند. الگوهاي واقعي، ائمه اطهار مي باشند. منابع براي استخراج منش­هاي راستين، قرآن كريم، سيره و سنت ائمه اطهار و رسول اكرم (ص) مي باشد.(اقتداری،1375)

شهيد صياد شيرازي از منش فرماندهي چندين تعريف ارائه مي­داد اما تعريفي كه بيشتر به آن پايبند بود و براساس آن اقدام مي­كرد چنين بود: «آن قسمت از اخلاق اسلامي كه براي فرماندهان در دوران مسؤليت فرماندهي و متناسب با سطوح فرماندهي آنان عمل به آن پسنديده و گاه ضروري است». براين اساس اين شهيد بزرگوار به علماي اخلاق و بزرگان متخلق به اخلاق اسلامي و منابع متقن و معتبر بويژه احاديث مربوط به سيره زندگي پيامبر اسلام (ص) و ائمه معصومين عليهم السلام، بويژه در خصوص آن بخش از زندگي آنان كه به امور نظامي مربوط مي شد، مراجعه مي كرد.(حسینیا،1385)

 ايشان در محضر بزرگاني چون حضرات آيات عظام بهاءالديني، مشكيني، صدوقي، دستغيب و حضرت امام خميني(ره) حاضر مي­شد و در زمينه اخلاق اسلامي درس مي­گرفت. با عنايت به تعاريف داده شده منش و شخصيت شهيد صياد شيرازي به نوعي است كه او را فردي منضبط، با برنامه، هدفمند، پركار، داراي شؤنات اخلاقي، متين، متقي و معتقد به قيود اسلامي معرفي مي­كند. شيوه زندگي اين فرمانده براساس يادداشتهاي شخصي و آثار بجاي مانده از وي تقريباً قابل بازسازي است. اين يادداشتها گوياي پركاري اين فرمانده دوران دفاع مقدس نيز مي­باشد. به نحوي كه به گواهي ياران نزديك وي در زمان جنگ اغلب اوقات استراحت او در خودرو يا هواپيما بوده و بقيه وقت او صرف جلسات، طراحي عمليات­ها، هماهنگي، بازديدها، پيگيري امور، هدايت و كنترل نيروها و غيره مي­شده است. براي ترسيم اين كه شهيد صياد شيرازي از نظر انضباطي چگونه شخصيت و منشي داشته است مطالب بسياري وجود دارد ولي ذكر چند نكته مي­تواند گوياي ادعاي پيش­گفته باشد. اول اينكه او فردي شيك­پوش بود و آراستگي وضع ظاهر را در همه شرايط رعايت مي­كرد. ديگري وقت شناسي، بموقع و بهنگام بودن وي كه هردو از ويژگيهاي بارز شخصيت نظامي وي بوده است. سوم اينكه وي مطابق آيين­نامه انضباطي فردي مطيع دستورات مافوق بوده و حتي در شرايطي كه خود نظر مخالف داشته ولي دستورات صادره از رده­هاي مافوق را با طيب خاطر اجرا كرده و مهم­تر اينكه اطاعت از ولايت فقيه را براي خود تكليف شرعي مي­پنداشت. ايشان ذوب شده در ولايت فقيه بودند و افتخارشان بودن در ركاب مقام معظم رهبري و شهادت در اين راه بود.(انبارداران،1381)

تصميم­گيري
يكي از وظايف عمده مديران تصميم­گيري است. طبق نظر برخي كارشناسان علم مديريت چنانچه تصميم گيري را از مديريت جدا كنيم مديريت مفهومي ندارد. در عين حال ماهيت تصميم­گيري در رده­هاي پاييني، مياني و عالي سازمان­ها متفاوت است. در رده­هاي پايين سازمان تصميمات معمولاً از پيش تعيين شده هستند و در يك چهارچوب مقرراتي مثل آيين­نامه ها و بخشنامه­ها براي اجرا به آنان ابلاغ مي­شود اما در رده عالي تصميمات از قبل تعيين شده نيستند و تصميم­گيري بسيار مشكل است و نياز به اطلاعات، تجربه و همفكري دارد. (امجدی،1384)

در شرايط بحراني و جنگ، تصميم­گيري براي رده­هاي عالي جنگ بسيار مشكل­تر است چرا كه در شرايط بحران محدوديت زمان، كمبود اطلاعات، محدوديت منابع و تهديدات دشمن، تنگناهاي سختي را ايجاد مي كند. ملاحظه ديگر در امر تصميم­گيري كه بسيار مهم و تعيين كننده است نقش ارزشهاي فردي مدير و فرمانده يا رهبر است. انسان موجودي است كه در تمامي فرايندهاي تصميم­گيري محور اصلي به شمار مي آيد و تابع اعتقادات، باورها، طرز تلقي­ها و ارزشهايي است كه محرك وي و شكل دهنده انديشه و رفتار او مي باشند. ارزشهاي فرد واقعيت هاي ملموس و قابل اثباتي هستند زيرا اثرات و پيامدهاي آنها را مي­توان به سادگي در رفتارهاي فرد مشاهده كرد. در مورد مديران و فرماندهان، اين مسئله به وفور صدق مي­كند. شايان ذكر است انسانها ارزشهاي خود را از مذهب، خانواده، اجتماع، فرهنگ و محيطي كه در آن زندگي مي كنند اخذ مي نمايند. البته ارزشها در طول زندگي شكل گرفته و تغيير و تحول مي يابند(الوانی،1380)

یک فرمانده یا مدیر ممکن است به روشهای مختلف به تصمیم گیری برسد:

  • تصمیم گیری بر اساس فکر ورای خود (روش مستبدانه)
  • تصمیم گیری به روش شورایی
  • تصمیم گیری به روش تلفیقی از خودرایی و شورا(صیادشیرازی،1375)

 در اينجا آنچه كه شخصيت شهيد صياد شيرازي را بارزتر مي­كند شناخت او از شرايط اشغال بخشي از كشور توسط دشمن، روحيّات مردم و مسؤلين در آن شرايط خاص، امكانات و تواناييهاي خودي و نهايتاً اقدامات و تصميم گيري هاي او در شرايط جنگ تحميلي است. وي در اين شرايط تصميماتي اتخاذ و اجرا كرده است كه تعيين­كننده و در نوع خود كم نظير بوده است. چنانچه به عنوان مثال بخواهيم نمونه­اي بیاوریم تدابير و تصميماتي است كه او پس از انتصاب به فرماندهي نيروي زميني اتخاذ كرده و باعث شده جنگ از حالت ركود خارج شود. وي با اين اقدامات، حالت تهاجمي به نيروهاي مسلح و نيروهاي تحت امر خود داده است. آنچه تاريخ جنگ و دفاع مقدس شاهد آن است اينكه با اتخاذ حالت جديد، در طول مدت كوتاهي (حداكثر هشت ماه) با انجام عملياتهاي طريق­القدس، فتح­المبين و بيت­المقدس بيش از۹۰% از مناطق اشغالي خوزستان، توسط رزمندگان اسلام آزاد گرديد. كه شاخص­ترين اين تصميمات ايجاد ساز و كاري براي همكاري بين ارتش و سپاه و در اختيار گذاشتن امكانات ارتش براي آموزش، سازماندهي و وارد كردن نيروهاي مردمي در قالب بسيج و تحت فرماندهي سپاه پاسدارن در جنگ بود. از ويژگيهاي ديگر شخصيتي وي اين بود كه در فرايند تصميم گيري بويژه در شرايط بحران هرگز بدون مشورت با فرماندهان، كارشناسان و مشاورين خود تصميمي نمي­گرفت. از ويژگيهاي ديگر ايشان، مديريت بحران، فرماندهي بر صحنه هاي جنگ و ريسك پذيري او در فرايند تصميم­گيري است. با عنايت به شخصيت شهيد صياد و ارزشهاي فردي وي، مي­توان گفت به هنگام تصميم­گيري، ريسك­پذيري اين فرمانده دوران دفاع مقدس همواره مبتني بر تخصص، تعهد، دانش، سجاياي اخلاقي، مشورت با خبرگان و توكل بر خدا بوده است (اکبری،1386).

 

 

طراحي و برنامه ريزي

برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی ارائه کرده‌اند که برخی از آنها از این قرار است:

  • تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن
  • تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد
  • تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند
  • طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد(رضاییان،1381)

برنامه­ريزي عبارت است از تفكر در كليات و جزييات برنامه و يا به عبارت ديگر تعيين و اتخاذ شيوه و روش هايي كه ما را به بهترين نتيجه مطلوب برساند برنامه نشان مي­دهد كه هدف­ها چگونه بايد تحقق يابند. بدون برنامه­ريزي هرگز نبايد و نمي­توان وارد مرحله عمل شد (میرشفیعی،1368).

شهيد صياد شيرازي مدير موفق را فردي مي­دانستند كه از قدرت برنامه­ريزي بهره كافي داشته باشد.او اعتقاد داشت برنامه­ریزی گاه به صورت کوتاه مدت و گاه دراز مدت و گاه هردو انجام می­گیرد و مهمتر این که بدون برنامه­ریزی هرگز نباید وارد مرحله عمل شد. شهید صیاد شرايط برنامه­ريزي را بدين گونه ترسيم مي­نمايد:
١. برنامه، بايد دقيق و از نظر كمي و كيفي كاملا روشن باشد

٢ . برنامه بايد از هرگونه ابهام وكلي گويي خالي بوده، تماماً جنبه عملي و عيني داشته باشد.
٣ . در برنامه­ريزي مي بايد برآورد نيروي انساني، هزينه ها، ابزار، وسائل و ساير منابع مورد نياز دقيقا محاسبه شود.

٤ . در برنامه­ريزي بايد هميشه محلي براي حوادث پيش­بيني­نشده د نظر گرفته شود.
بعنوان مثال، يادداشتها و دستنوشته­هاي باقيمانده از وي از برنامه­ريزي هاي روزانه وي براي زندگي فردي و سازماني حكايت مي­كند. شايسته است گفته شود كه اين مدل برنامه­ريزي كه بسيار دقيق بوده و دقيقه هاي زندگي روزانه در كنترل خود دارد؛ كاملاً منطبق است با آموزشهاي نظامي فراگرفته شده در دانشكده افسري (برنامه سين) كه تا پايان عمر شهيد استمرار داشته است. و مهمتر اينكه يادداشتهاي فوق نشان مي دهد كه وي براي ورود به هر برنامه­اي، قبلاً فكر كرده و سناريوهايي را در ذهن خود مرور كرده است. ايشان براي ۲۴ ساعت شبانه­روز برنامه داشتند. در زمان جنگ اين مساله نمود پيدا مي­كرد به صورتي كه ايشان ساعات روز را تقسيم بندي كرده بود مثلا براي نماز، تعقيبات نماز، دعا، ورزش، صبحانه، تماس با افراد، تجليل از افراد، تذكر به افراد و ساير امور برنامه داشتند و ساعات مشخصي را تعيين كرده بودند(صیادشیرازی،1375)

سازماندهي

سازماندهی شامل وظایفی است که باید اجرا شود، تشخیص کسانی است که باید اجرا کنند، چگونگی گروه‌بندی وظایف و تعیین کسانی است که باید گزارش دهند یا گزارش بگیرند باتوجه به تعریف فوق، این فرآیند شامل سه مرحله زیر است:

  • طراحی و تعریف کارها و فعالیت‌های ضروری
  • دسته‌بندی فعالیت‌ها بر حسب مشاغل و منصب‌های سازمانی تعریف شده
  • برقراری رابطه میان مشاغل و منصب‌های سازمانی، برای کسب اهداف مشترک(رضائیان،1380)

پس از تعيين هدف و يا اهداف اجرايي و تهيه برنامه و نقشه كار، مدير به دنياي عمل گام مي­گذارد و در اين مرحله سازماندهي نيروها و امكانات، جهت تحقق برنامه لازم و ضروري است. سازماندهي مستلزم آن است كه منابع به مؤثرترين شيوه براي حصول هدف­ها فراهم شود(ویسی،1383)

شهيد صياد شيرازي هدف از سازماندهي را تقسيم كار در يك مجموعه به گونه­اي مي­دانستند كه:
1- هيچ كاري بدون مسئول نماند و در عين حال از تداخل و تضاد مسئوليتها، جلوگيري به عمل آيد.
2- هر كاري به افرادي كه دقيقًا از عهده آن بر مي آيند سپرده شود.

3- كل افراد به صورت يك مجموعه كاملا منسجم عمل كنند، به طوري كه كار هريك، مكمل ديگري باشد.

4- سلسله مراتب در تقسيم كار بايد مدّ نظر قرار گرفته و رعايت شود.

5- تمام افراد از طريق سلسله مراتب با مديريت يا فرماندهي در ارتباط باشند.

و در نهایت بیان می­داشت برای سازماندهی باید به لیاقتها، استعدادها، تخصصها و تقوا فوق العاده اهمیت داد و از تمام عناصر شایسته، نه تنها استفاده کرد بلکه باید آنها را به معنی واقعه صید نمود.
اين فرمانده شجاع دفاع مقدس، نيروي متناسب با هر ماموريتي را در جاي خود قرار مي­داد و براي هر ماموريتي يك سازمان تعريف مي­كرد. وي بعد از اين كه در۱۰ مهر سال۱۳۶۰ به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد يكي از اولين كارهايي كه انجام داد اين بود كه افراد را متناسب با هدفي كه دنبال مي­كردند در مناصب گوناگون قرار دادند و همواره اشاره می­کرد در یک سازماندهی دقیق، باید هیچ موضوع پیش بینی نشده از نظر تشکیلات و سازمان، در آن نباشد، بلکه برای هر حادثه­ای عادی و غیر عادی، مسئول یا مسئولانی تعیین شوند.

هماهنگي ­و وحدت

يكي از وظايف مهم فرمانده يا مدير ايجاد هماهنگي است. هر قدر يك سازمان گسترده­تر و پيچيده­تر باشد مسئله هماهنگي در آن حساس­تر مي­شود. ارتباط فرماندهان يا مديران با افراد تحت فرماندهي يا مديريت آنان هرگز نبايد به شكل استبدادي در آيد كه جرأت اظهار نظر نداشته باشند. امّا اين سخن بدان معنا نيست كه حفظ اصول انضباط و سلسله مراتب و قاطعيت به فراموشي سپرده شود. بلكه جمع بين انضباط و برادري از كارهاي بسيار ظريفي است كه تنها استعداد و ابتكار فرمانده يا مدير و آموزش مستمر فرهنگي نفرات مي تواند آن را تضمين كند هر قدر سازمانی گسترده­تر و پیچیده­تر شود مسئله هماهنگی در آن حساس­تر می شود، تا آنجا که گاه انسان با وسایل عادی نمی­تواند آن را تامین کند و ناچار از وسایل دقیق صنعتی(مانند کامپیوتر)کمک می گیرد.(صیادشیرازی،1375)

بخش اعظم وقت و توان شهيد صياد شيرازي صرف هماهنگي بين ارتش و سپاه مي­شد. چون راهبرد ايشان وحدت عملياتي بين نيروهاي ارتش و سپاه بود. وي نقش ميانجي و به عبارت بهتر نقش هماهنگ كننده سپاه و ارتش را داشت. اين كار يكي از كارهاي مشكل و در عين حال نهايت هنر ايشان در فرماندهي بود.
دو گروه فوق نقش مهمي در جنگ داشتند. لكن از نظر شخصيتي كاملاً با هم متفاوت بودند. گروه اول عبارت بودند از افراد ارتشي كه افراد تحصيل كرده، متخصص و متعهدي بودند. بنابراين همه كارهايشان نيز بر مبناي آموخته­ها و فرهنگ سازماني ارتش بود. اما گروه دومي كه شهيد صياد شيرازي بر آنها فرماندهي مي­كرد افراد سپاهي و نيروهاي بسيجي بودند. اين افراد نيروهاي پرشور و انقلابي بودند كه نظرات گروه ارتشيان را نمي­پذيرفتند و آنها را محافظه­كار مي­دانستند و شور شهادت داشتند. اما با توجه به روحيات مذهبي و انقلابي شهيد صياد شيرازي، نظريات او را قبول داشتند. چون ايشان خود يك چهره انقلابي داشت و در جريان پيروزي انقلاب حضور فعالي داشت. وي انسان متواضعي بود كه بر دلهاي افراد حكومت مي­كرد و به عبارتي صياد دلها بود و بسيجيان و كاركنان سپاه به خاطر اين خصوصيات، او را قبول داشتند و به فرامين او عمل مي­كردند. اين شهيد بزرگوار با زير دستانش امين، صريح و با صداقت بود (اعوانی،1386)

ايشان در تصميمات با هر دو گروه مشورت مي­كرد و به گونه­اي بين شور و شوق جواني و علم و تخصص افراد با تجربه، توازن برقرار مي­كرد و براي امت اسلام در نبردها افتخار كسب مي­نمود. ايشان شخص صابري بود و به پيروزي حق عليه باطل معتقد بود. به راه خود كه راه حق بود ايمان داشت و براي خدا مي­جنگيد. فرماندهي صياد شيرازي تلفيقي از شخصيت مذهبي ايشان و اجراي تعاريف دقيق نظامي بود. اين فرمانده دلاور عقيده داشت كه هرگاه با توكل بر خدا بجنگيم و دشمنان را سركوب كنيم كاملا اميدوار كننده است و نبايد دچار آفت غرور شد (دهقان،1378).

کنترل و نظارت

یکی از وظایف اصلی یک مدیر که به نحوی کامل کننده سایر وظایف یک مدیر می­باشد بحث نظارت و کنترل است. که این امر متضمن ایجاد کارایی و اثر بخشی و به تبع آن بهره­وری در سازمانهاست مدیران به وسیله کنترل و نظارت نسبت به نحوه تحقق هدفها و انجام عملیات­، آگاهى مى­یابند و قدرت پیگیرى پیدا خواهند کرد، تا در صورت وجود هرگونه انحراف از اهداف و برنامه ها و تخطى از انجام عملیات ، توان اصلاح آنها را پیدا کنند. هیچ سازمانى بدون داشتن یک سیستم دقیق و جامع نظارت و کنترل ، نمى تواند از منابع و امکانات خود به درستى استفاده کند و در تحقق هدفهاى خود موفق باشد.(محمدی آذری،1390)

كنترل عبارت است از توجه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسه فعاليتهاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه تصور مي شود از اهداف، انحرافي صورت گرفته است. شهيد صياد شيرازي به بازرسي و كنترل عقيده داشت و همواره افراد متعهد و مورد وثوقي را براي انجام اين كار منصوب مي­كرد. اما بازرسي و كنترل ايشان براي گرفتن خطا­هاي افراد نبود و مقصود و هدف او، پيشبرد كارها به صورت دقيق بود و صورت و جنبه مثبت بازرسي و كنترل را در نظر مي­گرفت. وي در اين زمينه مي­­گفت: «تعهد را در چهره خدمت بيابيد، توكل را در خطر پذيري، شايستگي را در مسئوليت پذيري و ايثار را در عمل بيابيد.» (شکیبا،1388).

نتيجه گيري

یک فرمانده یا مدیر در حیطه فرماندهی و مدیریت خود بایستی با خوشروئی ایجاد جاذبه نماید،از بدخوئی بپرهیزد که موجب دافعه می­گردد، یا به عبارت دیگر جاذبه را در حد کمال و دافعه را در حد ضرورت ایجاد نماید، گذشت داشته باشد و به ان ظرفیتی برسد که قادر به فوق گذشت(ایثار) باشد، با صفت پسندیده اخلاقی "مشورت" آمیخته باشد لیکن با رعایت این موارد آنگاه به تصمیم میرسد وباید حال و روحیه ای داشته باشد که با توکل به خدا بتواند صدور دستور نماید. شهيد صياد شيرازي نمونه­اي از يك فرمانده موفق و مكتبي و ولايتمدار است. ايشان در مسؤليت­هايش به مفاهيم خوشخويي، مهرباني، گذشت، مشاوره در تصميم­گيري و تلاش در جهت خشنودي و اعتماد به خدا عمل كرد و تربيت قرآني را در زندگي پيشه خود ساخته بود، از جمله؛ آيه ۱۵۹ سوره عمران فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلين‏ را به عنوان منش و روش خود برگزيده بود.شجاعت، تهجد، تعبد، ايمان و اخلاص، او را به مرتبه اي رسانده بود كه در تصميم گيري ها مقررات، معادلات و فرمولهايي كه به عنوان نظريه هاي علمي و نظامي جنگ مطرح بودند را با بنيان وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ به كار مي­گرفت و از ورود به صحنه­هاي خطرناك تصميم­گيري درنگ نمي­كرد. گويي تعهد و تقوي و ايمان به غيب به مصداق آيه شريفه «ان تتقوالله يجعل لكم فرقاناً» به او معرفتي شهودي بخشيده بود شايد همين تفاوت و تمايز او با ديگر فرماندهان و كارشناسان نظامي باعث بعضي اختلاف نظرها مي شد. البته انضباط و ديسيپلين نظامي هميشه اين شكاف را پر مي­كرد و مانع از بي انضباطي و عدم اجراي فرامين مي­شد. چه بسا اگر روح ايماني آن شهيد عزيز نبود سرنوشت جنگ بگونه اي ديگر رقم مي­خورد. مگر نه اينست كه خداوند در قرآن مي فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت-۳۰) او به آيات قرآن و احاديث و روايات رسيده از پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين عليهم السلام سخت اعتقاد داشت و نزول ملائكه در شرايط مقاومت را يقين مي دانست و هميشه در بيانات و استدلالهاي عملياتي به آيات الهي تمسك مي جست و به آنها استناد مي كرد بنوعي كه گويا از آنها تغذيه مي كند و نشاط روحي و حيات مي گيرد. ايشان معتقد بودند كه هيچ كلامي در اسلام بي حكمت نيست. ايشان ضمن احترام به رعايت اصول علمي در كارها يك فرمانده تكليف محور بود و مي گفت: من يك سرباز كوچك اسلام هستم . (روحش شاد و یادش ماندگار)

 

منابع:

  1. اسدي، هيبت الله، ۱۳۸۴، هر چند دير، ايران سبز
  2. اقتداري، علي محمد، ۱۳۷۵، سازمان و مديريت، انتشارات مولوي
  3. اعواني، علي، ۱۳۸۶، سخن آشنا، نشر اجا
  4. اكبري، علي اكبري، ۱۳۸۶، صياد شيرازي، نشر يازهراء سلام الله عليها
  5. الواني، سيد مهدي، ۱۳۸۰،تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي، انتشارات سمت
  6. انبارداران، اميرحسين، ۱۳۸۱، امير دلاور، نشر شاهد
  7. امجدي، عبدالحكيم، ۱۳۸۴، تئوري تصميم گيري، انتشارات دانشگاه افسري امام علي (ع) تهران
  8. حسينيا، احمد، ۱۳۸۶، جلوه يار، ايران سبز
  9. حسينيا، احمد، ۱۳۸۸ ، صياد دلها، سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران
  10. دهقان، احمد، ۱۳۷۸، ناگفته هاي جنگ، انتشارات اسوه
  11. رشيدزاده، فتح الله، ۱۳۸۷، منش و رفتار فرماندهي( جلد ۱)، انتشارات دانشگاه افسري امام علي( ع )
  12. رضائیان،علیرضا،1381،اصول مدیریت،انتشارات پیام نور
  13. شكيبا، حميد، ۱۳۸۸، نردبان طلايي ، ايران سبز
  14. صادقي گويا، علي، ۱۳۷۹، عمليات شيندرا، هيئت معارف جنگ
  15. صيادشيرازي، علي،۱۳۸۱، يادداشت هاي ويژه شهيد سپهبد علي صياد شيرازي، ايران سبز
  16. صیادشیرازی، علی،1375،طرح پژوهشی -آموزشی"معارف جنگ"دانشگاه افسری امام علی
  17. كبيري، قاسم، ۱۳۸۶، مباني رفتار سازماني، استيفنز رابينز، دفتر پژوهش هاي فرهنگي
  18. محمدی آذری،فواد،1390،تئوری های مدیریت
  19. معراجي پور، محبوبه، ۱۳۸۵، عاشق ترين صياد، مركز اسناد انقلاب اسلامي
  20. مكارم شيرازي، ناصر، ۱۳۶۷، مديريت و فرماندهي در اسلام، انتشارات هدف
  21. مومني، محسن ، ۱۳۸۲، در كمين گل سرخ، سوره مهر
  22. ميرشفيعي، نصرالله و الواني، مهدي، ۱۳۶۸، مديريت توليد ، آستان قدس رضوي
  23. نبوي، محمد حسن، ۱۳۸۶، مديريت اسلامي، موسسه بوستان كتاب
  24. نوروزي فرسنگي، احمد، ۱۳۸۵، منش فرماندهي، ۱۳۸۵، انتشارات عرشان
  25. ويسي، غلامرضا و سوادي، محمد علي، ۱۳۸۵، رفتار سازماني در نگاه مديريت اسلامي، زمزم هدايت
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده