شکارچی تانک(3)
اولین درجه تشویقی فرمانده گردان ما را احضار کرد و گفت: از قرارگاه تیپ شما را خواسته اند. به اتفاق فرمانده گردان به قرارگاه رفتیم و به حضور فرمانده تیپ۱ لشکر۲۱ حمزه سرهنگ بهروز سلیمانجاه معرفی شدیم و ایشان هم مرا با استفاده از اختیارات لشکری به یک درجه تشویق بالاتر یعنی استوار یکمی مفتخر فرمودند.

با دریافت تشویق روحیه و اعتماد به نفس من چند برابر شد و از آن به بعد نقاط مختلف را شناسایی می کردم و تانک هایی که در برد سلاحم بود منهدم می کردم. علاوه بر انجام مأموریت سازمانی، خیلی دلم می خواست همراه دسته شناسائی یا واحدهایی که به گشتی رزمی یا شناسایی می رفتند به جلو بروم، ولی من را از اعزام به گشتی منع می کردند.

نبرد تپه چشمه

من با علاقه ای که به گشت داشتم، هر یگانی به گشتی می رفت، فرکانس بی سیم آنها را به دست می آوردم و به وسیله بی سیم پی آرسی۷۷ استراق سمع می کردم و از موقعیت آنها باخبر می شدم؛ تا اینکه در تاریخ۱۵ فروردین 1390یکی از گردان های همجوار از تیپ1 لشکر۲۱ ما به گشتی شناسایی رزمی اعزام شد من طبق معمول فرکانس آنها را به دست آوردم. نزدیکی های صبح شنیدم نیروهای خودی با دشمن درگیر شدند…

منبع: تانک شکار رفیع(خاطرات سرهنگ جانباز رفیع غفاری)، جعفری، مجتبی،1395، انتشارات ایران سبز

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده