نماز رزمندگان در آیینه اشعار(30)
نماز وگلوله سرهنگ پرويز بيگي حبيب آبادي نماز و گلوله ، نماز وخطر نماز و پرستو ، نماز و سفر نماز و شقايق ، نماز و حضور نماز و مسافر، نماز و عبور…

به آن لحظه هايي كه خمپاره شصت

ميان نماز عزيزان  نشست

نمازي كه يك ركعتش  پاره شد

تشهُد پُر از موج خمپاره شد

نمازي كه در بيكران ها رهاست

نمازي كه هرتكه اش آشناست

نمازي كه گلگون ترين بوده است

هميشه شهادت  گزين بوده است

نمازي كه با قامتي بي سراست

نمازي كه « قد قامتي » ديگر است

نمازي كه در بارِش تير ها

شكفته است درخون تكبيرها

نمازي كه باخون رقم خورده است

قيام و سجودش  به هم خورده است

شب است و نمازي كه  در پيش روست

شب است و فرازي كه پُرهاي وهوست

شب وچشم هايي كه باراني است

ستاره ستاره  فراواني است

نماز و گلوله ، نماز وخطر

نماز و پرستو ، نماز و سفر

نماز و شقايق ،  نماز و حضور

نماز و مسافر، نماز و عبور

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده