نبردهای خرمشهر و آبادان(24)
با گذشت زمان در روز هشتم، تانکهای دشمن قدرتنمایی بیشتری میکردند و تلاش مینمودند به حاشیه شهر برسند. افراد یگانهای مکانیزه دشمن نیز با نفربرهای زرهی به شهر نزدیک میشدند. آتش شدید پشتیبانی نیز چنان بر سر مدافعین خرمشهر فرومیریخت که امکان ضربت زدن بر خودروهای زرهی دشمن را از آنها سلب میکرد.

حوادث روز هشتم مهرماه

 

در روز هشتم مهرماه، نیروهای متجاوز عراق مجدداً فعالیت شدید خود را برای اشغال خرمشهر و اهواز و سوسنگرد و کرانه غربی کرخه در منطقه دزفول آغاز کردند. در منطقه خرمشهر، دشمن از غرب و شمال به شهر یورش برد و از جنوب نیز آتش‌های پشتیبانی را تشدید کرد. اولین تلاش نیروهای دشمن برای در هم شکستن خطوط دفاعی رزمندگان ما در شمال خرمشهر بود. برای این منظور، مواضع نیروهای ما در پلیس‌راه و پادگان دژ در زیر ضربات سنگین توپخانه دشمن قرار گرفت.

 اطلاعات تأییدنشده حاکی از آن بود که عناصری از دشمن موفق شدند به جاده کمربندی شمال شهر برسند و با استفاده از این جاده به سمت پادگان دژ که نقطه مقاومت اصلی بود، پیشروی نمایند. شهر به شدت زیر باران گلوله‌ای دشمن بود. وحشت شکست خط مقاومت و شمال خرمشهر بر فرماندهان مستولی شد؛ لذا فرمانده عملیات جنوب از لشکر92 زرهی درخواست کرد؛ فوراً یک گردان تانک برای تقویت خط دفاعی شمال خرمشهر اعزام کند، ولی در آن موقع، وضع منطقه عملیات اهواز بهتر از خرمشهر نبود.

 تیپ1 زرهی که مدافع منطقه جنوب‌غربی اهواز بود، تقریباً متلاشی شده بود. از دو گردان تانک آن، تعداد محدودی بیشتر باقی نمانده بود؛ لذا فرمانده لشکر در پاسخ درخواست فرمانده عملیات جنوب گفت: در حال حاضر کلیه یگان‌های لشکر سخت درگیر هستند و لشکر به کلی فاقد نیروی احتیاط است و اعزام نیروی کمکی به خرمشهر مقدور نیست. این یک واقعیت مطلق بود و فرماندهان نظامی مسئول سخت‌ترین ساعات زندگی خود را می‌گذراندند، زیرا از یک طرف یگان‌های مدافع ما تحت فشار شدید دشمن تقریباً متلاشی شده و با وضعیت بسیار نامناسبی که معمولاً در عملیات رهایی در تمام جنگ‌ها به وجود می‌آید، عقب‌نشینی کرده بودند و آن رشته نیم‌بند فرماندهی و کنترل نیز که قبل از آغاز جنگ در یگان‌های ارتش وجود داشت، از هم گسسته بود و حالت وحشت و فرار بر اغلب پرسنل مستولی شده بود؛ از طرفی، دشمن با آگاهی از کیفیت از هم گسیختگی نیروهای ما، هرچه بیشتر بر فشار خود افزوده بود و در این موقعیت بسیار بحرانی، فرماندهی کردن بر واحدهای از هم گسیخته کار بسیار مشکلی بود و طبعاً فرماندهان به ترتیب سلسله مراتب، هرقدر در مقام بالاتری قرار داشتند، تحت فشار بیشتری بودند.

در آن موقعیت، قرارگاه لشکر92 زرهی عملاً متحمل تمام این فشارها بود، زیرا از تمام صحنه‌های نبرد، اطلاعات و گزارش‌های خردکننده‌ای می‌رسید و تمام یگان‌ها درخواست کمک برای نجات خود و واحد خود و میهن خود می‌کردند. لشکر چیزی نداشت که در اختیار آنان بگذارد. تنها ملجأ و پناهگاه باقیمانده نیروی هوایی بود. به همین علت، تمام مقامات مسئول نظامی به این پناهگاه روی می‌آوردند و از او درخواست کمک می‌کردند. درباره از هم گسیختگی واحدها، نمونه آن را ذکر می‌کنیم:

گردان165پیاده زرهی قبل از آغاز جنگ در منطقه عملیات خرمشهر گسترش یافته بود. گروهان دوم این گردان طبق طرح دفاعی در پاسگاه کیلومتر25 و حدود 25 کیلومتری شمال محور شلمچه و جدا از بقیه گردان مستقر بود. از روز دوم مهرماه که نیروهای متجاوز عراق خط مقاومت نیروهای ما را در خط مرز شکستند، ارتباط گروهان مستقر در پاسگاه کیلومتر25 با قرارگاه گردان165 مربوطه قطع شده بود. فرمانده گردان نمی‌دانست این گروهان دچار چه سرنوشتی شده است، تا اینکه در روز هفتم مهرماه، به گردان اطلاع داده شد؛ هنگام فشار نیروهای دشمن بر خط مقدم دفاعی ما، این گروهان به جای اینکه به سمت خرمشهر عقب‌نشینی کند و به گردان مربوطه ملحق شود، به سمت اهواز عقب‌نشینی کرده و به تیپ1 زرهی که گردان165 عنصر سازمانی آن تیپ بود، ملحق شده است.

فشار دشمن بر خرمشهر هر لحظه شدید‌تر می‌شد. آتش توپخانه دشمن در حوالی پل خرمشهر ـ آبادان روانه شده بود و احتمال شکستن پل و قطع ارتباط خرمشهر ـ آبادان قوی بود؛ لذا فرمانده عملیات جنوب از لشکر92 زرهی درخواست کرد؛ یک گروهان پل شناور به خرمشهر اعزام کند تا در صورت شکستن پل ثابت، ارتباط بین خرمشهر و آبادان با پل شناور برقرار گردد، زیرا فرماندهی خرمشهر برآورد می‌کرد در صورت قطع ارتباط خرمشهر ـ آبادان قدرت مقاومت رزمندگان ما، اعم از نظامی و غیرنظامی، متزلزل می‌شود و وحشت و اضطراب از اسارت دشمن همه را فرامی‌گیرد. این برآورد کاملاً منطقی بود، اما لشکر با اعزام واحد پل شناور به خرمشهر موافقت نکرد و پاسخ داد؛ ممکن است این یگان پل که با وجود رودخانه‌های کرخه و کارون در تمام عرض جبهه از غرب دزفول تا اهواز و خرمشهر ـ آبادان فوق‌العاده باارزش است، به دست دشمن بیفتد، یا بر اثر آتش غیرمستقیم دشمن نابود شود.

با گذشت زمان در روز هشتم، تانک‌های دشمن قدرت‌نمایی بیشتری می‌کردند و تلاش می‌نمودند به حاشیه شهر برسند. افراد یگان‌های مکانیزه دشمن نیز با نفربرهای زرهی به شهر نزدیک می‌شدند. آتش شدید پشتیبانی نیز چنان بر سر مدافعین خرمشهر فرومی‌ریخت که امکان ضربت زدن بر خودروهای زرهی دشمن را از آنها سلب می‌کرد. به این جهت، خودروهای زرهی دشمن موفق شدند به حاشیه شهر برسند. به طوری که، فرماندهی عملیات جنوب اطلاع داد حدود 45 دستگاه خودرو زرهی دشمن به پشت سیل‌بند شمال پادگان دژ رسیدند. در پلیس‌راه خرمشهر نیز، گروهان ژاندارمری مدافع این موضع در مقابل آتش مستقیم نیروهای زرهی قرار گرفت. در ساعت 1000، اطلاع رسید نیروهای دشمن به یک کیلومتری خرمشهر رسیده‌اند و به صورت تهاجمی به شهر نزدیک می‌شوند و پادگان دژ در تهدید سقوط قرار دارد.

نیروهای دشمن برای درهم کوبیدن مقاومت مدافعین ما، نیروی هوایی خود را نیز وارد عمل کردند و در ساعت 1150، فرودگاه آبادان را به شدت بمباران نمودند. شدت بمباران به حدی بود که باند فرودگاه غیرقابل استفاده شد و به آشیانه‌ها نیز خسارات سنگین وارد گردید. عوامل اطلاعاتی خبر دادند لشکر3 زرهی عراق که در احتیاط راهبردی نیروی زمینی عراق بود، به بصره انتقال داده شد تا مسئولیت قسمتی از لشکر5 مکانیزه عراق را در صحنه عملیات اهواز و خرمشهر به عهده بگیرد.

در روز هشتم مهرماه، اتفاقی رخ داد که نشان می‌داد حکومت عراق می‌خواهد نتیجه پیروزی‌هایش را به جهانیان اعلام کند. طبق اعلام سپاه پاسداران، سه نفر خبرنگار فرانسوی که با یک دستگاه تاکسی به پل نو در غرب خرمشهر آمده بودند، به اسارت رزمندگان ما درآمدند. راننده عراقی اظهار داشت تانک‌های عراقی در خندق‌های کنده‌شده موضع گرفته و استتار نموده‌اند و احتمالاً در آینده‌ای نزدیک از طریق پل نو و جاده اهواز، به حمله نهایی برای اشغال خرمشهر دست خواهند زد.

شهربانی آبادان اعلام کرد در آتشباری توپخانه دشمن به آبادان، تا ساعت 1300، هتل آبادان، منازل مسکونی بریم، سردخانه، ایستگاه12، لوله‌های نفت پشت سالن غذاخوری بریم، فلکه کارون، محوطه مسکونی چهارراه بهمنشیر، پالایشگاه و ساختمان هلال احمر مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفته و در بعضی نقاط، آسیب‌های زیادی وارد شده است.

همان‌گونه که به دفعات گفته‌ایم، در مواقع بحرانی همه فرماندهان به نیروی هوایی روی می‌آوردند. در ساعت 1545، نیروی دریایی که مقام فرماندهی مستقیم فرماندهی عملیات جنوب را به عهده داشت، از طریق ستاد مشترک درخواست کرد؛ به علت وضعیت بحرانی خرمشهر، پشتیبانی هوایی تا آغاز تاریکی شب ادامه یابد. بدین سبب، ستاد مشترک از نیروی هوایی خواست با توجه به حیاتی بودن وضعیت خرمشهر، هرگونه پشتیبانی را که در توان دارد، از رزمندگان خرمشهر دریغ ننمایند.

وزارت نفت در ساعت 1600، وضعیت آبادان را چنین اعلام کرد: فقط در این روز [8 مهرماه]، معادل یک هفته گذشته، شهر آبادان در زیر ضربات سهمگین آتش دشمن قرار داشته، آب و برق قطع شده، ایستگاه رادیو آبادان از کار افتاده و پالایشگاه از بین رفته است. در ساعت 1650، گزارش رسید که حدود 130 دستگاه تانک نفربر زرهی دشمن به سه کیلومتری حاشیه نهر رسیده‌اند. فشار بر پادگان دژ شدیدتر است و در جناح غربی خرمشهر نیز ادوات زرهی دشمن فعال شده‌اند. به نظر می‌رسد که دشمن در نظر دارد قبل از آغاز تاریکی شب، مواضعی را در حاشیه شمالی و غربی شهر اشغال کند؛ لذا از هوانیروز درخواست شد با بالگردهای رزمی بر تانک‌های دشمن حمله کند و مانع پیشروی آنها به سمت شهر بشود.

لازم به یادآوری مجدد است که در گزارش‌های ارسالی، معمولاً تناقضاتی دیده می‌شد و اغراق‌هایی وجود داشت و ما در بیان حوادث تلاش می‌کنیم حتی‌المقدور بر اساس تطبیق اطلاعات در دسترس، جریان مسائل را روشن‌تر سازیم. در ساعت 1750، عناصر اطلاعاتی خودی اعلام کردند نیروهای عراقی به حوالی پلیس‌راه و سردخانه و 300 متری پادگان دژ رسیده‌اند و تلاش می‌کنند پادگان دژ را اشغال نمایند.

در روز هشتم مهرماه، تهدید فوق جدی و حیاتی در صحنه عملیات خوزستان در منطقه نبرد غرب اهواز و در محور حمیدیه و سوسنگرد بود و می‌توان گفت شهر اهواز بحرانی‌ترین روز و  ساعات را می‌گذراند؛ لذا تلاش بیش از توان تنها در خرمشهر نبود، بلکه نقطه اصلی بحران در اهواز بود. لذا در ساعت 1910، فرمانده لشکر92 زرهی چنین گزارش داد که چنانچه پشتیبانی هوایی کاملاً جدی از لشکر به عمل نیاید، اکثر مناطق حساس خوزستان، شامل اهواز، دزفول، آبادان و خرمشهر در خطر سقوط قطعی قرار خواهد گرفت.

با آغاز تاریکی شب، حملات زمینی نیروهای متجاوز عراق به خرمشهر متوقف شد، ولی آتش‌های شدید توپخانه و خمپاره‌انداز همچنان بر سر مردم بی‌گناه فرومی‌ریخت. شهربانی آبادان اثرات این آتشباری دشمن بر روی آبادان را تا ساعت 2350 چنین اعلام کرد: نقاطی که مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفته و آسیب دیده‌اند عبارتند از: برج منبع آب بوارد شمالی و مناطق مسکونی اطراف آن، چند مغازه در فلکه کارون، زندان شهربانی، منازل روبه‌روی اداره فرهنگ، منازل مسکونی روبه‌روی امیرکبیر، منازل مسکونی فلکه خسروآباد و مدرسه دکتر معین در احمدآباد.

ملاحظه می‌شود که در آبادان، تمام هدف‌های ویران‌شده یا آسیب‌دیده مناطق مسکونی غیرنظامی بودند، اما باید قبول کرد وقتی که گلوله توپخانه از مسافت بیش از 10 یا 20 کیلومتری بر روی شهری روانه می‌شود، همه نقاط آن شهر برایش هدف است و هدف مشخصی را نمی‌توان تعیین کرد. باری؛ روز هشتم نیز به پایان رسید، در حالی که می‌توان گفت شهرهای سوسنگرد و اهواز و خرمشهر در شرف آخرین ساعات آزادی خود بودند و تهدید نیروهای متجاوز عراق در منطقه اهواز و خرمشهر به نقطه اوج رسیده بود. در آن شرایط، فقط نثار خون جوانان میهن اسلامی ما می‌توانست جلو این خطر را بگیرد و خداوند به یاری مبارزۀ بر حق فرزندان این آب و خاک تعجیل فرماید.

مبارزه قهرمانانه در عین حال توان‌فرسای روز هشتم مهرماه قسمت مهمی از اندک توان باقیمانده مدافعین میهن اسلامی ما را در کام خود بلعید. کم‌کم اضطراب و نگرانی در فرماندهان ایجاد شد. به طوری که فرمانده لشکر در 25 دقیقه بعد از نیمه شب اعلام کرد: ارتش عراق در نظر دارد از رودخانه کارون بگذرد و از کرانه شرقی کارون به اهواز و خرمشهر حمله کند. لشکر هیچ نیرویی برای گسترش در شرق کارون ندارد، لذا در صورتی که نیروهای دشمن به چنین اقدامی دست بزنند، با عدم مقاومت از طرف نیروهای ما مواجه خواهند شد.

اما متأسفانه این گزارش‌ها از حالت کاغذبازی خارج نمی‌شد و در رده‌های مختلف فرماندهی فقط با اعلام به رده‌های بالاتر اکتفا می‌شد، بدون اینکه اقدام عملی برای برقراری یک نیروی پوششی حتی یک پرده پوشش سبک در کرانه شرق کارون انجام شود. گرچه از آغاز جنگ و حتی قبل از آن، مقامات غیرنظامی استان خوزستان عملاً در جریان مسائل نظامی بودند، استاندار خوزستان نظارت مستقیم بر مسائل نظامی منطقه داشت و ما در کتاب مقدمات جنگ چگونگی آن را بیان کردیم؛ اما وقتی که خطر به واقعیت پیوست و دشمن وارد سرزمین ما شد، در آغاز جنگ، مقامات غیرنظامی موفق نشدند نیروهای مردمی را به صورت یک عنصر رزمنده سازمان‌یافته وارد میدان‌های نبرد کنند؛ لذا با وجود اینکه نیروهای مردمی از آغاز جنگ در صحنه عملیات خوزستان حضور داشتند و ایثارگرانه تلاش می‌کردند، اما به علت عدم اقدامات صحیح برای سازمان‌دهی و تجهیز و آموزش و ارجاع مأموریت، از وجود آنان به نحو مطلوب استفاده نمی‌شد.

بهترین نمونه آن مسئله پوشش کرانه شرقی رودخانه کارون بود که با استفاده از افراد محلی مجهز به سلاح سبک و آرپی‌جی7، به سادگی امکان‌پذیر بود، ولی این عمل انجام نشد. در آن موقع، حقیقتاً از لشکر92 زرهی دیگر چیزی باقی نمانده بود، چنان‌که آمارهای ارسالی بهترین گواه این وضعیت بود. گرچه این آمارها کمی دور از حقیقت بودند، ولی به کلی عاری از حقیقت نمی‌توانستند باشند. نمونه این آمارها چنین است: گردان165 پیاده زرهی که یک گروهان آن به اهواز عقب‌نشینی کرده بودند و بقیه گردان در محور شلمچه ـ خرمشهر دفاع می‌کرد، وضعیت گروهان یکم را در نهم مهرماه چنین اعلام کرد: در حال حاضر، این گروهان تمام سلاح سنگین خود شامل خمپاره‌انداز81م‌م و تفنگ106 و موشک‌انداز آرپی‌جی7 را از دست داده است. آمار پرسنلی موجود این گروهان: افسر 3 نفر، درجه‌دار 10 نفر، سرباز 20 نفر، جمعاً 33 نفر می‌باشد. از نظر سلاح، فقط 16 قبضه تفنگ ژ3 و یک قبضه آرپی‌جی7 دارد و حتی یک دستگاه خودرو ندارد.

 با توجه به این آمار، از یک گروهان کمتر از 20% آن باقی مانده و 80% تلفات داده بود. معاون گردان دژ اعلام کرد فقط حدود 20 نفر از افراد این گردان1300 نفری در منطقه نبرد هستند، از بقیه اطلاعی در دست نیست. از گردان232 تانک که در شمال خرمشهر دفاع می‌کرد، فقط چهار دستگاه تانک باقی مانده که آنها نیز تعمیری هستند. از بقیه گردان165 پیاده زرهی (ارکان و گروهان ارکان و یک گروهان پیاده زرهی) فقط 60 نفر سرباز به سرپرستی سرگرد خدرزاده باقی مانده که اغلب آنها نیز تفنگ خود را از دست داده‌اند. از گروهان سوارزرهی که قبل از آغاز جنگ در نیروی پوشش منطقه غرب خرمشهر بود، هیچ‌گونه اطلاعی در دست نیست و معلوم نیست سرنوشت آنها چگونه است.

این بود وضعیت توان رزمی سه گردان رزمی نیروی زمینی که در غرب خرمشهر دفاع می‌کرد. وضعیت سایر یگان‌های لشکر شامل عناصر تیپ‌های1 و 2 و 3 زرهی نیز در همین شرایط بود. البته علاوه بر یگان‌های لشکر، دانشجویان دانشکده افسری، تکاوران دریایی، سپاه پاسداران، یگان‌های ژاندارمری و نیروهای مردمی نیز در میدان‌های نبرد حضور داشتند، اما متأسفانه در اسناد و مدارک در دسترس نحوه انجام مأموریت و چگونگی عملیات آنان بیان نشده بود، ولی آنچه که مسلم است، وضعیت آنها نیز در همان حدود وضعیت یگان‌های نیروی زمینی و شاید بدتر از آن بود، اما حضور مردم در میدان‌های نبرد روح تازه‌ای در کالبد رزمندگان می‌دمید و آنها را امیدوار می‌کرد که با این توان رزمی بسیار اندک به مقاومت ادامه دهند تا بهبودی حاصل شود.

فرمانده عملیاتی جنوب در گزارش وضعیت یگان‌های نیروی زمینی که در بالا بدان اشاره شد، اضافه کرد:

در حال حاضر، نیروهای دشمن از نزدیک خرمشهر عقب رانده شده‌اند و فعلاً خرمشهر در دست نیروهای خودی است که توسط مردم و مساجد پشتیبانی می‌شوند و در نتیجه، اگر فعالیتی نیز انجام می‌شود، چندان محسوس نیست و فعالیت نیروی هوایی خودی نیز نامحسوس است و هر ساعتی که می‌گذرد روحیه مردم پایین می‌آید.

*****

از تغییرات محسوسی که در امر فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر در روز نهم رخ داد، تعیین یک افسر نیروی زمینی به فرماندهی این منطقه بود و همان‌گونه که قبلاً گفتیم، تا این تاریخ، ناخدا دوم جوادی فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر، فرماندهی تمام منطقه عملیات خرمشهر و آبادان را به عهده داشت و در روز نهم، سرهنگ‌دوم شاهان فرمانده گردان دژ به فرماندهی این منطقه عملیات منصوب شد و او نیز اولین گزارش خود را به جای نیروی زمینی و یا لشکر92 زرهی مستقیماً به ستاد مشترک ارسال نمود. این امر خود دلیل محکمی بر ضعف فوق‌العاده سیستم فرماندهی در صحنه عملیات خوزستان می‌تواند باشد. در این گزارش، چنین اعلام کرد:

امروز در ساعت 0900، در حالی که نیروهای متجاوز به سمت خرمشهر در حال پیشروی هستند، به من شغل فرماندهی مشترک نیروهای جنوب ابلاغ گردید، در حالی که هیچ هماهنگی فرماندهی و ارتباط موجود نیست. تقاضا می‌شود حداکثر پشتیبانی هوایی در جاده کمربندی خرمشهر سریعاً انجام شود. به خصوص در محور شلمچه و دوربند، به طوری که حاکمیت مطلق هوایی برای ما برقرار شود. اگر تا 20 دقیقه دیگر پشتیبانی هوایی نرسد، کار تمام است.

امضاء سرهنگ شاهان

*****

یک تحلیل نظامی از همین اولین گزارش فرمانده جدید منطقه عملیات خرمشهر و آبادان عمق مشکلات موجود در آن منطقه را نشان می‌دهد.

در ساعت 1030، وضع خرمشهر چنین اعلام شد: وضع وخیم است. یک گردان تقویت‌شده تانک با پیاده و با پشتیبانی توپخانه از پلیس‌راه گذشته، وارد دیزل‌آباد شده و به خرمشهر نزدیک می‌شود. وضعیت ماهشهر و آبادان و خسروآباد عادی است. پاسگاه‌های کرانه اروندرود زیر آتش دشمن هستند.

در ساعت 1050، فرماندار آبادان در تماس تلفنی وضعیت خرمشهر را چنین شرح داد: نیروهای دشمن از درب سیلو وارد اداره بندر خرمشهر شده‌اند. از طریق پاسگاه دربند تا سازمان پیش‌آهنگی پیش آمده‌اند. پلیس‌راه خرمشهر سقوط کرد و نیروهای دشمن از طریق پاسگاه عماره تا پشت پادگان دژ رسیده‌اند. در داخل بندر و کشتارگاه نیروهای ما با نیروهای متجاوز درگیر شده‌اند.

نیروی دریایی نیز بر اساس گزارش پایگاه دریایی خرمشهر اعلام کرد: نیروهای دشمن تا پشت اداره بندر پیشروی کرده‌اند و اکنون تکاوران دریایی و افراد نیروی زمینی در جنگ خیابانی با دشمن درگیر شده‌اند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده