نبردهای خرمشهر و آبادان(23)
حوادث روز ششم مهرماه چنانچه شهر اهواز سقوط میکرد، سقوط خرمشهر را نیز به دنبال داشت و تقدم نجات خرمشهر، نجات شهر اهواز بود. به همین نحو، تقدم نجات اهواز، نجات اندیمشک و دزفول و کرانه شرقی رودخانه کرخه بود، زیرا در صورت عبور نیروهای دشمن از رودخانه کرخه و قطع ارتباط اندیمشک ـ اهواز، سقوط شهر اهواز و به دنبال آن خرمشهر نیز قطعی بود. بنابراین، ابتکار عمل ادارهکنندگان صحنههای نبرد خوزستان از نظر کلی، کاملاً اصولی و منطقی بود و بایستی این تقدم را در نظر میگرفتند و اگر چنین نمیکردند، فاجعهای برای کشور ما در خوزستان به وجود میآمد که عقب راندن نیروهای متجاوز عراق به سادگی امکانپذیر نمیتوانست باشد.

در روز ششم مهرماه، تا ساعت 0900، گزارش مهمی از منطقه نبرد خرمشهر مخابره نشد. در این ساعت، فرمانده عملیات خرمشهر گزارش داد به شبکه ارتباطی شهری آسیب رسیده، آتش‌سوزی در بعضی نقاط ادامه دارد و تعداد تلفات چهار نفر شهید و 40 نفر مجروح بوده است. در گزارش دیگری اعلام گردید وضعیت این منطقه در قبل از ظهر نسبتاً آرام بوده، ولی از بعدازظهر گلوله‌باران شهرها مجدداً از سر گرفته شده است.

در منطقه خلیج فارس، در ساعت 1615، تعداد سه فروند هواپیمای عراقی به جزیره خارک و پایگاه دریایی بوشهر و یگان‌های شناور حمله کردند. در این حمله هوایی دشمن، یک هواپیمای دشمن سرنگون شد. یک درجه‌دار شهید و یک درجه‌دار زخمی گردید، اما آسیب قابل ملاحظه‌ای وارد نگردید. در جریان نبردهای سخت، مسائل تبلیغاتی جالبی هم پیش می‌آمد که در نبردهای دیگر تاریخ کمتر نظیر آن مشاهده شده است. از جمله این مسائل، روش برخورد فکری اسرای عراقی بود که نمونه آن را در این گزارش لشکر92 زرهی ملاحظه می‌کنیم.

طبق این گزارش، افراد اسیرشده عراقی اظهار کردند که ما شب‌ها خواب هستیم و فقط نگهبان داریم. ما شیعه هستیم، چرا حمله نمی‌کنید؟ چرا هواپیما یا توپخانه شما روی محل استقرار ما عملیات انجام نمی‌دهند تا ما فرار کنیم؟

صرف نظر از درستی یا نادرستی این اظهارات اسیر عراقی، طول قریب شش سال جنگ در زمان نگارش این مطلب نشان داد که این‌گونه اظهارات صرفاً به علت ترس و وحشت افراد اسیر شده و جا خوش کردن در دوران اسارت بوده است و ارزش اطلاعاتی نداشته است.

یک واحد فعال نیروهای ما واحد هوانیروز بود که از روزهای اول جنگ در خوزستان و کرمانشاه فعال شد و در اوایل جنگ، خدمات شایان توجهی انجام داد. اما به طوری که از بررسی وضعیت منطقه عملیات خرمشهر برمی‌آید، این واحد در اوایل جنگ در این منطقه نبرد، فعالیت چندانی نداشت و یا اینکه فعالیت آن مورد توجه قرار نمی‌گرفت، زیرا تا روز ششم مهرماه، گزارشی از فعالیت این عنصر ارزنده رزمی در منطقه خرمشهر دیده نمی‌شود. به طور کلی، چنین برمی‌آید که متأسفانه در اوایل جنگ، امکانات پشتیبانی برای این منطقه خیلی ضعیف بوده و رزمندگان ما مجبور بوده‌اند با همان مقدورات کمی که در اختیار داشتند، روزها و هفته‌ها نبرد را ادامه دهند، و می‌توان این صفت را به آنان داد که مظلوم و بی‌یاور مانده بودند، اما این حقیقت را نیز نباید از نظر دور داشت که در این روزهای سخت و توان‌فرسا، شهرهای سوسنگرد و اهواز و از همه مهم‌تر اندیمشک و دزفول نیز در معرض تهدید جدی قرار داشت.

چنانچه شهر اهواز سقوط می‌کرد، سقوط خرمشهر را نیز به دنبال داشت و تقدم نجات خرمشهر، نجات شهر اهواز بود. به همین نحو، تقدم نجات اهواز، نجات اندیمشک و دزفول و کرانه شرقی رودخانه کرخه بود، زیرا در صورت عبور نیروهای دشمن از رودخانه کرخه و قطع ارتباط اندیمشک ـ اهواز، سقوط شهر اهواز و به دنبال آن خرمشهر نیز قطعی بود. بنابراین، ابتکار عمل اداره‌کنندگان صحنه‌های نبرد خوزستان از نظر کلی، کاملاً اصولی و منطقی بود و بایستی این تقدم را در نظر می‌گرفتند و اگر چنین نمی‌کردند، فاجعه‌ای برای کشور ما در خوزستان به وجود می‌آمد که عقب راندن نیروهای متجاوز عراق به سادگی امکان‌پذیر نمی‌توانست باشد.

در این باره، در بررسی مسائل جنگ در منطقه اهواز و دزفول بیشتر بحث و بررسی شده است. فعلاً بررسی منطقه عملیات خرمشهر را ادامه می‌دهیم. همان‌گونه که یادآوری شد، در روز ششم مهرماه، این منطقه چندان فعال نبود. در ساعت 1615، هواپیماهای عراقی پاسگاه دارخوین را بمباران کردند و برای اولین بار مسئله توجه دشمن به کرانه رودخانه کارون در شمال خرمشهر جلب توجه کرد. در تعقیب این بمباران، عناصر اطلاعاتی گزارش دادند؛ واحدهای مهندسی دشمن به کرانه غربی رودخانه در نزدیکی دارخوین رسیده‌اند و احتمالاً در نظر دارند در این منطقه بر روی رودخانه کارون پل بزنند.

گرچه این اقدام دشمن دو هفته بعد، یعنی در 19 مهرماه در جنوب دارخوین انجام شد و در روز ششم دشمن اقدامی برای احداث پل نکرد، اما مسئله بسیار مهم این است که حداقل از روز ششم مهرماه خطر عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون و قطع جاده دوم ارتباطی اهواز به آبادان و خرمشهر موسوم به جاده قدیم آبادان احساس شد، ولی متأسفانه هیچ‌گونه اقدامی برای دفاع از کرانه شرقی کارون به عمل نیامد و هیچ واحدی برای پوشش کرانه اعزام نشد. در نتیجه، هنگامی که نیروهای عراقی در شب 19 به 20 مهرماه در نقطه‌ای به نام مارِد در 20 کیلومتری شمال آبادان از کارون گذشتند، احتمالاً نیروی مدافعی در آن نقطه نبود، زیرا بعد از عبور نیروهای دشمن از کارون و وصول به جاده قدیم اهواز ـ آبادان و شروع به دستگیری مردمی که در این جاده در حرکت بودند، نیروهای ایرانی از چگونگی این اقدام دشمن باخبر شدند.

در بالا اشاره شد که تا روز ششم، فعالیت هوانیروز در منطقه عملیات خرمشهر، مانند نقاط دیگر نبود. اولین گزارشی که از فعالیت این عنصر رزمی از منطقه خرمشهر رسید، عملیات شناسایی با بالگرد از کرانه‌های رودخانه کارون بود که در نتیجه همین شناسایی، اقدام دشمن برای احداث پل در دارخوین گزارش گردید و همان‌گونه که گفتیم، انجام نگرفت.

تلاش دشمن در روز ششم مهرماه به منطقه اهواز و سوسنگرد و غرب شوش متوجه شده بود. در این روز، شدید‌ترین فشار را بر نیروهای مدافع ما در این مناطق نبرد وارد کرد و به موفقیت‌هایی دست یافت. گزارش لشکر در ساعت 1800 در این باره چنین بود: تیپ1 زرهی به 15 کیلومتری جنوب‌غربی اهواز عقب رانده شد. تیپ2 زرهی در غرب شوش از رودخانه کرخه عبور کرد و به کرانه شرقی رودخانه در پای پل کرخه عقب‌نشینی نمود. تیپ3 زرهی به تپه الله اکبر و 10 کیلومتری غرب پادگان حمیدیه عقب‌نشینی کرد. این پادگان در تهدید خطر جدی قرار گرفت. تیپ37 زرهی هنوز در غرب رودخانه کرخه به مقاومت ادامه می‌داد و گردان138 پیاده لشکر21 به شرق کرخه عقب‌نشینی کرد و اکثر وسایل و تجهیزات خود را از دست داد.

 واحدهای توپخانه متحمل خسارات زیادی شدند و بالأخره عناصر باقیمانده یگان‌های منطقه خرمشهر زیر امر ستاد عملیاتی جنوب با کمک ژاندارمری و سپاه پاسداران و مردم غیور خرمشهر به مقاومت ادامه می‌دادند. بالأخره در آخرین دقایق روز ششم مهرماه، آخرین وضعیت منطقه عملیات را سپاه پاسداران اعلام کرد که این گزارش تأیید گزارش لشکر بود و درباره منطقه خرمشهر و آبادان چنین نتیجه‌گیری شده بود که نیروهای عراقی در این منطقه تار و مار شده‌اند و این منطقه فقط احتیاج به فرمانده و پشتیبانی آتش دارد. آخرین وضعیت منطقه خلیج فارس نیز چنین اعلام شد که هواپیماهای متجاوز عراق در ساعت 1830، به خارک و شناورها حمله کردند. یک فروند از آنها به وسیله ناو میلان سرنگون شد. در ساعت 2200، مجدداً حمله هوایی دشمن اجرا شد که با هواپیماهای اف14 نیروی هوایی ایران سه فروند از آنان سرنگون گردید.

در آغاز روز هفتم مهرماه، هواپیماهای دشمن دو بار به جزیره خارک و بوشهر حمله کردند و سه فروند از هواپیماهای دشمن سرنگون گردید.

حوادث روز هفتم مهرماه

در روز هفتم مهرماه، تلاش اولیه نیروهای متجاوز عراق در منطقه عملیات خلیج فارس و کرانه اروندرود با حملات هوایی به تأسیسات اقتصادی ایران در این منطقه آغاز گردید. وزارت نفت اعلام کرد؛ حملات هوایی دشمن به جزیره خارک از ساعت 0150 روز هفتم آغاز شده است. در حدود ساعت 0640 نیز، حمله هوایی به تأسیسات خارک اجرا گردید. تلاش زمینی دشمن در صحنه عملیات خوزستان، ادامه عملیات روز قبل برای اشغال سوسنگرد و اهواز و پاک کردن غرب رودخانه کرخه در منطقه عملیات شوش از نیروهای ایران بود که ما در شرح عملیات آن مناطق نبرد، چگونگی را بیان کرده‌ایم. اما در منطقه عملیات جنوب خوزستان، فعالیت دشمن چندان شدید نبود. احتمالاً سرفرماندهی دشمن پس از برخورد با مقاومت شدید نیروهای ما در خرمشهر، به این نتیجه رسیده بود که به جای اینکه تلاش اصلی خود را در خرمشهر و آبادان به کار ببرد، در جبهه اهواز وارد عمل سازد، تا با یک تیر دو نشان بزند و با اشغال شهر اهواز، سقوط خرمشهر را نیز تسهیل نماید.

لازم به یادآوری است که در هفتم مهرماه، مدت وعده صدام در موفقیت در ظرف یک هفته تمام شد. گرچه هنوز نیروهای متجاوز عراق به هدف‌های مهم راهبردی خرمشهر و اهواز دست نیافته بودند، اما منطقه وسیعی از خاک میهن اسلامی ما را اشغال کرده بودند که به حدود 15هزار کیلومترمربع می‌رسید؛ لذا حاکم فاشیست عراق تصمیم گرفت یک جانبه به وعده خود عمل کند و جنگ را در پایان یک هفته اول پایان‌یافته اعلام نماید؛ لذا در سخنرانی که در پایان روز ششم مهرماه از رادیو و تلویزیون بغداد کرد، اظهار داشت عراق به هدف‌های نظامی خود دست یافته و اکنون آماده است در صورتی که ایران شرایط عراق را قبول کند، ترک مخاصمه کند و ادامه داد عراق از تمام میانجی‌گری‌ها و وساطت‌ها برای برقراری صلح استقبال می‌کند.

با این اظهار حاکم عراق، به نظر می‌رسد عراق از همان روز ششم مهرماه، یعنی پایان هفته اول جنگ، از ادامه جنگ دلسرد شد و تصمیم گرفت با استفاده از پشتیبانی پیروزی‌های نظامی، جنگ سیاسی را با ایران به راه اندازد و از طریق جنگ سیاسی، به خواسته‌های توسعه‌طلبانه خود در ایران و در نتیجه در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه برسد؛ لذا ارتش عراق در روز هفتم مهرماه، تلاش خود را فقط به پاکسازی مناطق اشغالی ایران و به ویژه اشغال کامل شهر سوسنگرد متوجه کرد. ضمناً واحدهای زمینی عراق از این فرصت برای تجدید سازمان و تجدید تدارکات استفاده نمودند. مقامات تصمیم‌گیری عراق منتظر نتیجه پیشنهاد مذاکره سیاسی صدام‌حسین باقی ماندند. در منطقه عملیاتی خرمشهر، نیروهای دشمن حرکت جزئی در محور شلمچه کردند و در اثر تیراندازی نیروهای ایران متوقف شدند.

در ساعت 1300 روز هفتم، هواپیماهای عراق به نیروگاه اتمی بوشهر حمله کردند، ولی آسیبی به نیروگاه وارد نشد. در ساعات اولیه شب، آتشباری محدود نیروهای عراق به آبادان اجرا شد، ولی چندان سنگین نبود. آرامش نسبی روز هفتم مهرماه در جبهه‌های غرب و جنوب کاملاً محسوس بود، به نحوی که ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران در ساعت 2210، برآورد وضعیت مختصری در این باره انجام داد و چنین نتیجه‌گیری نمود که دشمن از این آرامش نسبی برای تجدید سازمان استفاده می‌کند و احتمالاً در ساعات آینده مبادرت به عملیات تهاجمی با پشتیبانی سنگین توپخانه و هوایی خواهد کرد. اما به نظر می‌رسد این استنباط درست نباشد و همان‌گونه که گفتیم، صدام حسین منتظر پاسخ ایران درباره پیشنهاد مذاکره بود و احتمالاً به ارتش عراق دستور داده شده بود تا مشخص شدن نتیجه این پیشنهاد، از شدت عملیات نظامی بکاهد، تا از تلفات و خسارات بیشتر به ارتش عراق جلوگیری شود.

لازم به یادآوری است که از روز سوم جنگ، سازمان‌های بین‌المللی و شخصیت‌های سیاسی کشورهای مختلف جهان برای برقراری آتش‌بس فعالیت خود را آغاز کردند. صدام حسین به امید و انتظار این اقدامات سیاسی بود. ما در بخش سوم همین کتاب، مختصری به این مسائل اشاره کرده‌ایم و در مطالب آینده در بررسی مسائل سیاسی اشاره می‌شود تا روند جنگ روشن‌تر گردد.

در ششم مهرماه، شورای امنیت سازمان ملل بدون شرکت نماینده ایران برای بررسی جنگ تحمیلی ایران و عراق تشکیل جلسه داد و برابر قطعنامه479، از هر دو کشور خواست جنگ را متوقف کنند و از طریق مذاکره اختلافات را حل نمایند. عراق که قسمتی از سرزمین ما را اشغال کرده بود، بالطبع آن را پذیرفت، ولی مقامات ایرانی گفتند تا یک سرباز عراقی در خاک میهن اسلامی ما باشد، مذاکره نخواهیم کرد؛ لذا اولین امید صدام و سازمان‌های بین‌المللی برای متوقف شدن جنگ نقش بر آب شد. البته در آن شرایط، قبول مذاکره به مفهوم قبول شرایط اعلام‌شده صدام حسین بود که برای ایران کلاً غیرقابل تحمل بود. لذا آتش جنگ دوباره در تمام جبهه‌ها زبانه کشید و صحنه‌های کارزار شاهد رزم‌آزمایی دلیرمردان ما با نیروهای متجاوز عراق گردید و ما جریان این مبارزات را در میدان‌های نبرد خرمشهر ـ آبادان دنبال می‌کنیم. قبل از پایان جریان عملیات روز هفتم، به این نکته اشاره می‌کنیم که از روز هفتم مهرماه، یک ستاد عملیاتی نیمه مستقل با شرکت نیروهای رزمنده و مقامات مسئول محلی در آبادان تشکیل شد و صحنه عملیات با ستاد عملیاتی خرمشهر به فرماندهی فرمانده پایگاه سوم دریایی خرمشهر بود، ولی دفاع از جزیره آبادان به صورت نیمه مستقل به وسیله ستاد عملیاتی آبادان هدایت می‌شد؛ گرچه در پایان روز هفتم مهرماه، مجدداً اعلام شد که وجود دو ستاد در خرمشهر و آبادان صحیح نیست و ستاد عملیاتی آبادان ضروری نمی‌باشد، ولی عملاً چنین ستادی وجود داشت و تا حدودی در هدایت عملیات دخالت می‌کرد. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، با شکست اقدامات سیاسی، عملیات نظامی مجدداً شدت یافت.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده