نبردهای خرمشهر و آبادان(22)
طبق اظهارات بعضی از مردم بومی، آنها به مقامات نظامی مراجعه میکردند و درخواست جنگافزار مینمودند، اگر به آنها داده نمیشد به جبهه جنگ میرفتند و از جنگافزارهای اغتنامی یا جنگافزار دوستانشان استفاده میکردند. با همین روش، نیروهای ما توانستند بیش از یک ماه جلو تحرکات دشمن را بگیرند و دشمن را وادار کنند در برآوردهای خود تجدید نظر نماید.

حوادث روز پنجم مهرماه

 

اولین گزارش از وضعیت خرمشهر در روز پنجم مهرماه، ساعت 0230 مخابره شد. بر اساس آن، نیروهای دشمن در 10 کیلومتری شمال خرمشهر متوقف بوده و آماده حمله به خرمشهر می‌شدند. فرمانده منطقه عملیات خرمشهر اعلام نمود؛ قدرت آتش پشتیبانی دشمن فوق‌العاده زیاد است و در مقابل آن، قدرت آتش توپخانه ما بسیار ضعیف است.

 روز چهارم دشمن اقدام به نفوذ دادن تعدادی از افراد خود به داخل شهر کرده بود. احتمالاً این افراد در داخل شهر مخفی شده بودند و نیروهای نظامی و مردمی در جستجوی عوامل نفوذی دشمن بودند. در ساعت 0810، عوامل اطلاعاتی ماخبر دادند که یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه برای تقویت تیپ15 مکانیزه لشکر5 مکانیزه از بصره وارد منطقه شلمچه شدند. این اقدام دشمن نشان می‌د‌هد که نیروهای عراقی با استعداد موجود نتوانستند به هدف‌های خود دست یابند. لذا فرماندهی ارتش عراق تصمیم گرفت از روز پنجم مهرماه، قوای بیشتری در منطقه عملیاتی خرمشهر و اهواز وارد عمل سازد.

 فرماندهان نظامی ایران نیز بیش از پیش متوجه جدی بودن تهدید ارتش عراق شدند و برای مقابله با این تهدید، نیروی زمینی در این روز به لشکر21 پیاده دستور داد؛ فوراً با استفاده از کلیه امکانات موجود، یک تیپ پیاده مکانیزه کامل سازمان دهد و آماده حرکت به خوزستان نماید، تا دستور حرکت داده شود. نکته حائز اهمیت در این مورد این است که چرا این‌گونه اقدامات قبل از تهاجم ارتش متجاوز عراق صورت نگرفت. آیا امکان اقدام قبل از آغاز جنگ وجود نداشت و تمام نیروهای ما در داخل کشور درگیر جنگ داخلی بودند، یا اینکه مقامات تصمیم‌گیری نظامی به علل شرایط خاص انقلاب، قدرت تصمیم‌گیری در تغییر مکان نیروها را نداشتند و حالت سوم آنکه تهدید حکام عراق را در حمله عراق به ایران چندان جدی نمی‌گرفتند.

به هر حال، آنچه که مسلم است، بعد از آغاز جنگ، ارتش ایران موفق شد بیش از سه لشکر را به خوزستان اعزام کند، به نحوی که بعد از متوقف شدن کامل حمله نیروهای عراق در ماه دوم و سوم جنگ، به جای یک لشکر زرهی، دو لشکر زرهی و دو لشکر پیاده و یک تیپ هوابرد در مقابل نیروهای عراقی صف‌آرائی کردند. مضاف بر اینکه، نیروهای سپاه و بسیج مردمی نیز با سازمانی مجهزتر و آماده‌تر وارد میدان کارزار شدند.

نیروهای تقویت‌شده عراق از آغاز روز پنجم مهرماه، حمله مجدد را برای اشغال خرمشهر آغاز کردند و از دو محور غربی و شمالی نیروهای مدافع، ما را تحت فشار قرار دادند. ضمن اینکه از سمت جنوب از کرانه اروندرود نیز آتش‌های شدید پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز بر سر خرمشهر و آبادان فرو می‌ریخت. این فشارها ساعت به ساعت شدید می‌شد. در ساعت 1110، فشار به قدری شدید بود که احتمال سقوط خرمشهر در همان روز قطعی به نظر رسید، ولی رزمندگان جان بر کف ما با همان مقدورات به تحلیل رفته خود، اعم از ارتشی و ژاندارمری و سپاه و نیروی مردمی در مقابل فشار دشمن پایمردی می‌کردند و برعکس انتظار دشمن، هر قدر فشار دشمن شدیدتر می‌شد، قدرت مقاومت رزمندگان ما قوی‌تر و اراده آنان محکم‌تر می‌گردید و عده بیشتری از اهالی شهر به صف مدافعین ما می‌پیوستند و با هرگونه اسلحه‌ای که به دست می‌آوردند با دشمن به نبرد برمی‌خاستند.

 طبق اظهارات بعضی از مردم بومی، آنها به مقامات نظامی مراجعه می‌کردند و درخواست جنگ‌افزار می‌نمودند، اگر به آنها داده نمی‌شد به جبهه جنگ می‌رفتند و از جنگ‌افزارهای اغتنامی یا جنگ‌افزار دوستانشان استفاده می‌کردند. با همین روش، نیروهای ما توانستند بیش از یک ماه جلو تحرکات دشمن را بگیرند و دشمن را وادار کنند در برآوردهای خود تجدید نظر نماید.

فشار شدید دشمن در روز پنجم مهرماه، سبب نگرانی فوق‌العاده مقامات فرماندهی ایران شد. نظر به اینکه نیروهای دشمن از غرب به سمت شرق پیشروی کرده، سپس در منطقه اهواز و خرمشهر به سمت شمال و جنوب تغییر مسیر داده بودند، فرماندهان نظامی برآورد کردند که ممکن است ستون‌هایی از دشمن مأموریت داشته باشند از رودخانه کارون عبور کنند.

این توهم چنان شدید بود که فرمانده لشکر اهواز در ساعت 1120، گزارش داد هم‌اکنون نیروهای دشمن به کرانه کرخه در منطقه دزفول و کرانه کارون در منطقه اهواز و خرمشهر رسیده و مشغول پل زدن جهت عبور از رودخانه‌های کرخه و کارون هستند. ستاد مشترک به نیروی هوایی دستور داد به یگان‌های عبورکننده دشمن از کرخه و کارون حمله کند. در حالی که 14 روز بعد چنین عملی از طرف دشمن انجام گرفت.

به طور کلی، بررسی‌ها نشان می‌دهد که متأسفانه قبل از جنگ، اقدامات کافی برای آمادگی جهت مقابله با رویدادها و پیامدهای جنگ به عمل نیامده بود. به عنوان نمونه، شهربانی کشور در ساعت 1345 روز پنجم مهرماه، اعلام کرد که در این روز، ستاد جنگ در آبادان تشکیل شده و از شهربانی کشور خواسته شده است یک افسر ستاددیده برای اقدامات ستادی به آبادان اعزام شود. در شوشتر نیز به همین نحو اقدام شده است. این‌گونه مسائل جزئی نشان می‌دهد که در آن موقع، مقامات مسئول ایران قبل از آغاز جنگ، مسائل مربوط به جنگ را جزء کارهای جاری خود قرار نداده بودند و حتی چند روز بعد از شروع جنگ نیز مسائل داخلی مربوط به جنگ خیلی جدی مطرح نشده بود. به هر حال، بررسی موضوع جنگ را ادامه می‌دهیم.

از نظر آشنایی به اخبار ضد و نقیض جنگ، اشاره به یک نمونه آن مفید به نظر می‌رسد. در حالی که در آن روز نبرد، فرمانده لشکر اهواز وخامت اوضاع جبهه‌ها را گزارش کرد و حتی اعلام نمود که دشمن در حال عبور از کرخه و کارون است. ناحیه ژاندارمری خوزستان در ساعت 1600، درست عکس آن را گزارش داد که از طریق ژاندارمری کشور به دفتر ریاست جمهوری و وزارت کشور و ستاد مشترک اعلام شد.

در این گزارش، ناحیه ژاندارمری چنین اعلام کرد که:

  1. از صبح روز 5/7/59، باقیمانده‌های دشمن در خاک ایران زیر آتش توپخانه ارتش خودی قرار گرفته و درهم کوبیده شد.
  2. لاشه‌های تانک‌ها و خودروهای دشمن همچنان در بیابآنهای اطراف خرمشهر زیر نخلستآنها می‌سوزد.
  3. تمام سلاح و مهمات و وسایل به غنیمت گرفته‌شده در دست مردم است که برای جمع‌آوری آنان در وقت مناسب باید از طریق پیام رادیویی اقدام شود.
  4. فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان پس از صدور دستورات لازم به پرسنل موجود در خرمشهر و آبادان، ضمن هماهنگی با فرمانده لشکر به طرف اهواز حرکت کرده تا در منطقه درگیری اهواز شرکت نماید.

*****

البته باید خاطرنشان ساخت که در روز پنجم مهرماه، نیروهای ما موفق شدند جلو پیشروی دشمن را سد کنند و تلفات سختی نیز به دشمن وارد سازند، ولی این موفقیت موضعی به آن وسعت نبود که در گزارش ژاندارمری ملاحظه می‌شود. چنانچه در روزهای بعد، خلاف آن مشاهده شد. حتی در همان روز، فقط 10 دقیقه بعد از آن گزارش، یعنی در ساعت 1610، عوامل اطلاعاتی لشکر92 زرهی وضعیت وخیم نیروهای ما را در تمام مناطق نبرد از منطقه دزفول تا خرمشهر اطلاع دادند.

فقط در خرمشهر و آبادان، توپخانه ایران موفق شد با آتش متقابل، آتش توپخانه عراق را خاموش سازد و آرامش نسبی در منطقه نبرد خرمشهر ـ آبادان برقرار شود. یک نقطه حساس در منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان مجتمع پتروشیمی بندر امام خمینی بود که علاوه بر ارزش اقتصادی تأسیسات، وجود مخازن گاز مانند آمونیاک حائز اهمیت ویژه‌ای بود. اگر این مخزن منفجر می‌شد، گازها در فضای منطقه متصاعد می‌گردید و سلامتی مردم به خطر می‌افتاد. مقامات وزارت نفت نسبت به این موضوع نگران بودند و درباره پدافند هوایی این مجتمع مکرراً به ستاد مشترک تذکراتی می‌دادند و درخواست می‌کردند که توجه ویژه به پدافند هوایی این تأسیسات اعمال گردد.

در پنجم مهرماه، بار دیگر وزارت نفت اعلام نمود که حدود 1500 تن آمونیاک در مخازن این مجتمع ذخیره شده و مقدار 50 واحد در میلیون، از این گاز در هوا کشنده است و همچنین مخازن پلی‌اکریل محتوی مواد آتش‌زا و مسموم‌کننده وجود دارد که تا به حال از اثرات بمباران‌ها مصون مانده است. ولی به هر حال، وجود این مخازن گاز کلیه منطقه را تهدید می‌کند و نظر دادند برای تقویت پدافند هوایی آن منطقه باید اقدام شود.

در ادامه عملیات روز پنجم مهرماه، در منطقه خرمشهر ـ آبادان در ساعت 1755، خبر رسید که لوله‌های نفت مستقر در شمال رودخانه بهمنشیر (شمال آبادان) منفجر شده و آتش‌سوزی ایجاد گردیده است. این امر اولین بار بود که در شرق رودخانه کارون مشاهده گردید و به نظر می‌رسد، از این ساعت به بعد، آتش توپخانه عراق به کرانه شرق رودخانه کارون روانه گردید و صحنه نبرد به شرق کارون گسترش یافت.

پیرو این اقدام در ساعت 1859، خرمشهر و آبادان زیر آتش سنگین توپخانه عراق قرار گرفت و مردم به طور دسته‌جمعی تخلیه این شهرها را آغاز کردند. در همین زمان، هشت فروند هواپیمای عراقی به جزیره خارک حمله کردند و بالأخره با آغاز تاریکی شب، نبرد آرامش نسبی پیدا کرد، در حالی که نبرد توپخانه و هوایی به علت نبردهای شدید در طرفین رودخانه اروندرود، رفت و آمد در این آبراه که حداقل به ظاهر جنگ تحمیلی برای کنترل آن به وسیله عراق آغاز شده بود، عملاً قطع شد و هر دو کشور ایران و عراق از همان روزهای اول جنگ، از استفاده از این آبراه بین دو کشور محروم شدند.

 ناوچه‌های عراقی با استفاده از برتری هوایی که ارتش عراق داشت، در دهانه اروندرود مستقر شده بودند و مانع ورود و خروج، یا بهتر است گفته شود مانع خروج کشتی‌های محبوس‌شده در اروندرود می‌شدند. حضور این ناوچه‌ها در دهانه، خود به خود سبب نبردهای دریایی و هوایی می‌گردید. در روز چهارم مهرماه، هواپیماهای ایران به چهار فروند ناوچه عراقی مستقر در دهانه حمله کردند، ولی یک فروند آنها در اثر آتش پدافند هوایی عراق سرنگون شد. در همین روز، متقابلاً یک فروند میگ عراقی در حمله به خور موسی و بندر ماهشهر سرنگون گردید که در جستجو برای پیدا کردن خلبان آن، جسد دو خلبان ایرانی نیز در همان محل از آب گرفته شد.

نظر به اینکه در روز پنجم مهرماه، فشار دشمن به خرمشهر از سمت شمال شهر شدید شده بود، فرمانده عملیات خرمشهر پیشنهاد کرد واحدهای ارتشی باقیمانده در خرمشهر، دفاع از این محور را به عهده بگیرند. لشکر پاسخ داد این یگان‌ها زیر امر قرارگاه عملیاتی خرمشهر است و کاربرد آن با نظر آن قرارگاه انجام گیرد؛ لذا عناصر باقیمانده لشکر92 زرهی که شامل عناصر گردان تانک و گردان دژ بود، جمع‌آوری و به حدود پلیس‌راه خرمشهر تغییر مکان داده شدند و تحت فرماندهی معاون گردان دژ قرار داده شدند و دفاع از شمال شهر به این واحدها و ژاندارمری محول گردید. سایر عناصر رزمنده شامل گردان165 مکانیزه، تکاوران دریایی و دانشجویان دانشکده افسری و سپاه پاسداران مسئولیت دفاع از محور غرب خرمشهر را عهده‌دار شدند. البته نیروهای مردمی در تمام نقاط، در حد توانایی خود حضور داشتند.

قبلاً گفتیم که یک گردان توپخانه175 میلی‌متری در شرق پاسگاه کیلومتر25 مستقر بود و از واحدهای رزمی مستقر در حوالی محور پاسگاه کیلومتر25 حسینیه پشتیبانی می‌کرد. هنگامی که نیروهای متجاوز عراق به نیروهای ما در نزدیکی مرز فشار آوردند و آنها را عقب راندند، این گردان که در حقیقت نصف گردان بود، زیرا فقط شش قبضه توپ از 12 قبضه سازمانی را داشت، با قرارگاه‌های بالاتر قطع تماس کرد و سرنوشت آن مشخص نبود که آیا به دست نیروهای دشمن افتاده یا عقب‌نشینی کرده، تا اینکه در پنجم مهرماه، مشخص گردید این گردان در حوالی شرق ایستگاه حسینیه موضع آتش انتخاب کرده و مشغول انجام مأموریت بوده است.

با توجه به اینکه در آن موقع، قسمت شمالی و جنوبی محور اهواز ـ خرمشهر کاملاً در کنترل نیروهای دشمن بود، این گردان توپخانه در منطقه، بین نیروی مهاجم دشمن قرار گرفته بود. در حالی که، در عقب گردان نیز رودخانه کارون قرار داشت که غیرقابل عبور بود و پلی نیز بر روی آن وجود نداشت، لذا این واحد توپخانه عملاً بین نیروهای دشمن و رودخانه محاصره شده بود. ولی عجیب اینکه نیروهای متجاوز عراقی متوجه این گردان نشده و هیچ مزاحمتی برای آن فراهم نکرده بودند. در روزهای بعد، با احداث پل شناور بر روی کارون، این واحد توپخانه نجات پیدا کرد و این امر در نوع خود با وجود کمبود حجم کار از اقدامات بسیار جالب لشکر92 زرهی بود.

در جبهه غرب خرمشهر، دشمن در روز پنجم، تلاش نمود به پل نو برسد و آن را سالم تصرف کند؛ لذا در ساعت 1130، یک واحد زرهی دشمن به سمت پل حمله کرد و تا 800 متری پل رسید، ولی بر اثر آتش ضدتانک نیروهای ما مجبور به عقب‌نشینی شد.

 به علت تلفات سنگینی که به نیروهای ما در خرمشهر می‌رسید، فرمانده عملیات این منطقه از لشکر92 زرهی درخواست نمود یگان‌های تقویتی به منطقه خرمشهر اعزام کند. لشکر پاسخ داد تمام یگان‌های لشکر تحت فشار و در مضیقه هستند، در صورت واگذاری یگان‌های تقویتی از نیروی زمینی، یگانی نیز برای منطقه خرمشهر در نظر گرفته خواهد شد. ولی تا چندین روز بعد از آن نیز یگان تقویتی در اختیار لشکر قرار نگرفت و طبعاً لشکر نتوانست واحدی به یاری رزمندگان خرمشهر بفرستد. تنها دستوری که لشکر داد این بود که واحدهای توپخانه مستقر در آبادان به نحوی تغییر موضع بدهند که بتوانند شمال و غرب خرمشهر را نیز زیر آتش بگیرند. اما با توجه به وسعت زیاد منقطه عملیات و منطقه آتش و برد توپ‌ها، این امر امکان‌پذیر نبود که دو آتشبار توپخانه کاتیوشا و 130 میلی‌متری بتوانند در یک قوس دایره به محیط قریب 100 کیلومتر آتش اجرا کنند.

فشار منطقه نبرد کم‌کم بر دوش فرماندهان سنگینی می‌کرد. تحمل تلفات، نرسیدن  نیروهای کمکی، فشار شدید دشمن، خواسته‌های مردم محلی، فرمانده منطقه جنوب را شدیداً تحت فشار قرار داده بود. لذا فرمانده عملیات خرمشهر که یک افسر نیروی دریایی بود، به لشکر92 زرهی پیشنهاد کرد فرمانده گردان دژ که سرهنگ بود و ارشدترین افسر زمینی در آن منطقه بود، فرماندهی عملیات خرمشهر ـ آبادان را به عهده بگیرد و سایر فرماندهان نیز مسئولیتی را عهده‌دار شوند.

ضمناً در این گزارش اعلام شد که تعداد افسران نیروی زمینی در ستاد اروندرود فقط دو نفر است، در صورتی که 13 افسر از سروان به بالا مورد نیاز قرارگاه می‌باشد. ولی در آن هنگام نبرد و با آن وضعیت سختی که لشکر92 زرهی دچار آن بود، حل این مشکلات پرسنلی در توان لشکر نبود. چنان‌که حتی در آن شرایط، حل آن برای نیروی زمینی هم چندان امکان‌پذیر نبود.

فعالیت نیروی هوایی ایران در روز پنجم مهرماه، شامل اجرای حدود 30 مأموریت رهگیری و پشتیبانی نزدیک هوایی و مأموریت‌های برون‌مرزی بود. چنین به نظر می‌رسد به علت فشار شدیدی که نیروهای زمینی و هوایی دشمن در این روز، در تمام جبهه‌های جنگ وارد می‌آوردند، این روز برای نیروی هوایی یکی از فعال‌ترین و سخت‌ترین روزهای نبرد بود، زیرا هواپیماها مجبور بودند با وجود دفاع سنگین موشکی و سایر جنگ‌افزارهای ضدهوایی دشمن، از هرگونه خطری استقبال کنند و در میان انبوهی از آتش‌های زمین به هوای دشمن، به تانک‌ها و واحدهای حمله‌ور دشمن در غرب دزفول و شوش در منطقه اهواز ـ سوسنگرد، در خرمشهر و آبادان و در منطقه مهران و ایلام و قصرشیرین و سومار حمله کنند و از سرعت پیشروی نیروهای دشمن بکاهند. ضمن اینکه در هوا نیز مراقب هواپیماهای دشمن، به ویژه در حمله به تأسیسات اقتصادی ما در خلیج فارس و جزیره خارک باشند. در این عملیات ایثارگرانه، نیروی هوایی ما تعدادی از هواپیماها و خلبانان گران‌قدر خود را از دست داد. البته متقابلاً توانست ضرباتی در داخل خاک عراق و در مناطق اشغال‌شده سرزمین مقدس ما تلفات چشمگیری به نیروهای دشمن وارد کند و تعدادی از هواپیماهای دشمن نیز به وسیله جنگ‌افزارهای زمین به هوا و هواپیماهای ما سرنگون گردید.

بالأخره روز پنجم مهرماه نیز پایان یافت. نیروهای دشمن موفقیت نسبی در پیشروی در داخل خاک ایران داشتند، ولی هنوز به هیچ‌یک از هدف‌های راهبردی خود در خوزستان نرسیده بودند، اما در جبهه غرب موفق شدند؛ شهرهای مهران و قصرشیرین را اشغال نمایند.

هر قدر طول زمان جنگ بیشتر می‌شد، خشم حاکم فاشیست عراق بیشتر می‌گردید و رویای قادسیه صدام از واقعیت دورتر می‌شد؛ لذا دیکتاتور عراق به نیروهای مسلح خود فشار می‌آورد تا هرچه زودتر کار را یکسره کنند و حداقل خرمشهر و اهواز و سوسنگرد را در صحنه نبرد خوزستان تصرف نمایند؛ اما به نظر می‌رسد که در روز ششم، دشمن اقدام به تجدید سازمان می‌کرد، زیرا در جبهه‌ها فعالیت کمتری مشاهده می‌شد. وضعیت خرمشهر و آبادان در آغاز روز ششم بدین شرح بود: تعدادی از نفربرهای زرهی چرخدار عراق در کرانه جنوبی اروندرود مستقر شده بودند و آماده برای عبور از اروندرود می‌شدند، یا عملیات تظاهر و فریب انجام می‌دادند، زیرا این اقدام دشمن از کرانه شمالی به وسیله عناصر ایرانی مشاهده می‌شد. در طول شب، تیراندازی سلاح سنگین بر روی شهرهای آبادان و خرمشهر ادامه داشت و در نزدیکی نیمه‌های شب، هواپیماهای دشمن نیز آبادان را بمباران کردند. این آتش‌های دشمن سبب انفجار مخازن و لوله‌های نفت و ایجاد آتش‌سوزی شده بود که مهار کردن آتش در آن شرایط امکان‌پذیر نبود.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده