این زمین در آن زمانه(19)
عزيزان دانشجو! اين ريش­سفيدهایي كه در اينجا نشسته و تعدادي از آنها كه مأموريتشان تمام شده و رفته­اند به شهر و ديارشان، رنگ لباس و فرياد لباس خودشان را با عمل در هشت سال دفاع مقدس به اثبات رساندند. هماني كه بر زبان­شان جاري ميشده در قلبشان هم حاكم بود. در قلب آنان عشق به شهادت موج ميزند و نیز در گفتار و عمل­شان.

لباس ما چه فریاد می­زند؟

 

سرباز دينم، سرباز ايران اسلامي و نظام و حاضر در جهاد، فرياد مي‌زنم كه عاشق شهادتم! نه من، بلکه در ظاهر هم لباس من فرياد مي‌زند كه آماده‌ام جانم را براي اين امور فدا كنم.

خيلي­ها در اين جمع قلب­شان فرياد مي‌زد و شهادت را مي‌طلبید. شهدا ثابت كردند كه قلب­شان با فرياد لباس­شان و با فرياد زبان­شان هماهنگ بود و اين يعني صدق.

آنها صادق بودند و مگر صداقت غير از اين است؟ آنچه در قلب است بر زبان هم بيايد و آنچه بر زبان آمد عمل شود. این معنی صداقت است. آنها با خدا و خودشان و خلق خدا صادق بودند و شهيد هم شدند.

هركدام از ما كه اين لباس را پوشيده­ايم، به ظاهر مي‌گویيم که آرزوي ما شهادت است.

فرمايش رسول اكرم(ص) است: اگر مسلماني نجنگيده باشد و در آرزوي جهاد و شهادت نباشد، به شعبه‌اي از شعبه‌هاي نفاق مي­ميرد.[1] نفاق يعني عدم صداقت.

شهدا با لباس و زبان گفته­اند که عاشق شهادتند و با عمل صداقت را اثبات كردند.

باز هم فرمايش حضرت رسول اكرم‌(ص) است که: بهترين مردمان كسي است كه خود را وقف خدا كند، در راه او جهاد كند، در مسير الي الله سينه به سينه با دشمن بجنگد و كشته شود و يا مرگش فرا رسيد بميرد، شهيد است.

ما همگي مي‌گویيم آمديم، لباس پوشيديم براي جنگيدن در راه خدا. البته هر ارتشی در دنیا این لیاقت را ندارد كه جنگ او في سبيل الله باشد. ما داريم چون حكومت ما اسلامي است و فرمانده ما نایب امام زمان(عج) است و لذا جنگيدن هم نهايتش مرگ در راه خداست.

 عزيزان دانشجو! اين ريش­سفيدهایي كه در اينجا نشسته و تعدادي از آنها كه مأموريتشان تمام شده و رفته­اند به شهر و ديارشان، رنگ لباس و فرياد لباس خودشان را با عمل در هشت سال دفاع مقدس به اثبات رساندند. هماني كه بر زبان­شان جاري مي‌شده در قلبشان هم حاكم بود. در قلب آنان عشق به شهادت موج مي‌زند و نیز در گفتار و عمل­شان.

 شما دانشجويان عزيز يك هفته در اين بيابان­ها بوديد و بر دوش يگان­هاي مستقر در جنوب وظيفه سنگيني را بار کردید. چه زميني، هوايي، دريايي و چه عقيدتي ـ سياسي و حفاظت منطقه كه همه زحمت كشيدند تا اين مأموريت به نحو احسن انجام شود، باري را متحمل شدند از ما.

می­دانيد چرا؟ براي اين­كه در لباس­ها و چهره­هاي ما فریاد و عشق به شهادت را حس كردند.

فرمانده قرارگاه جنوب و همكارانش، پايگاه هوايي، پشتیباني منطقه و هوانيروز، پایگاه دریایی و منطقه دریایی بوشهر، كل عزيزان، راننده اتوبوس­ها كه به صورت اجاره­اي در خدمت شما بودند، در سخت­ترين شرايط، همين دوستان سربازي كه تأمين بودند در منطقه، عزيزان عقيدتي و حفاظت كه شما را پشتیبانی کردند، همه زحمات بسیاری کشیدند.

 راحت بگويم من كه در ارتش نيستم و هيچ الزامي نيست كه از من تبعيت بكنند، گرچه فرمانده محترم ارتش، رئيس ستاد و فرماندهان چهار نيروي ارتش بخصوص نيروي زميني و همین­طور هيئت رئيسه ستاد ارتش، هيئت رئيسه نيروي هوايي، زميني و دريايي و پدافند در اين چند روز همه دستور صادر كرده بودند كه نهايت همكاري بشود و تمامی همّ و غم خود را بر این امر نهادند و بحمدلله آموزش میدانی هم بسیار مطلوب انجام گرفت. هيئت معارف جنگ هم به همين شکل تلاش کرد. چرا؟

پاسخ يك جمله است:  در چهره­ها ، در عمل شما همان فرياد  و ادعائي را ديدند كه لباس شما فرياد مي­زد: ما عاشق شهادت در راه خدایيم.

بلي، چون از تك تك چهره­هاي شما و رنگ لباستان كه هم­رنگ لباس خود ماست فرياد من عاشق شهادت هستم را شنيدند و ديدند. لذا آنها نيز كه خود عاشق خدمت و شهادتند، باور شما را ديدند و با عشق به شما خدمت كردند.

ساده مي‌گویم: می­توانی قانون را اجرا كني بدون اينكه پاداشي براي آخرت فراهم كني، ولي آنها این­گونه عمل نكردند.

 از امير صالحي بزرگوار ـ كه هم­رزم شهيد صيادشيرازي بوده ـ تا اين عزيز بزرگوار، جانشين فرمانده ارتش كه با تواضع حضور پيدا كردند و گفتند من آمدم مثل يكي از شماها باشم و بنشينم كنار اين پيشكسوتان و فيض ببرم، اين بزرگواري ايشان است؛ تا آن سربازي كه در شرهاني به ما شربت تعارف كرد و سرباز نيروي انتظامي كه با ما همكاري كرد تا از مرز ديدن كنیم.

همه آنها چرا از ما استقبال كردند؟ چرا ياري كردند؟ چرا اين گونه براي مأموريت ما از جان مايه مي‌گذاشتند؟ مي‌توانستند به اندازه رفع تكليف عمل كنند نه بیش از آن. چرا؟

 چون اين را دريافتند كه: همگي ما دوست داريم براي اين نظام و اين انقلاب و اين كشور جان بدهيم به كسي كه آمده تا جان خویش را عاشقانه تقدیم کند.

باید عاشقانه خدمت کرد.

 آنها باور شما و عشق شما را به شهید و شهادت دیدند، لذا این­گونه برای آموزش شما عاشقانه مایه گذاشتند.

 خداوندا مرگ ما را شهادت در راه خودت قرار بده!

 إن­شاءالله

 

منبع: این زمین در آن زمانه، نادره بهشتی، 1390، ایران سبز، تهران

 


[1]. مَنْ لَمْ يَغْزُ وَ لَمْ يُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِغَزوٍ ماتَ علي شُعْبَةٍ مِنَ النِّفاق. سنن ابي داوود، باب جهاد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده