نبرد دلیران و شیران ایران زمین(2)
«در این فاصله، چنانچه نسبت به پرچم ایران قصد هتک حرمت شود، یا در امور کشتیرانی آزاد در اروندرود ممانعتی به عمل آید، هر یک از اعمال با عکسالعمل شدید مواجه خواهد گردید و دولت ایران به حکم وظیفه مقدس خود، الزاماً هرگونه مانع و رادعی را از میان برخواهد داشت و دولت ایران مسئول سوء پیشامدهایی که در نتیجه رویه تجاوزکارانه در اروندرود روی میدهد، نخواهد بود

عملیات عمّا

 

مرداد ماه 1347 بود که به خاطر علاقه زیاد به ارتش، وارد دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شدم. هنوز چند ماهی از سال اول خدمتم نگذشته بود که روابط دو کشور همسایه ایران و عراق در اثر اختلافات مرزی که از دیرباز بین آنها وجود داشت و قبلاً تشریح کردم، تیره گردید.

جریان واقعه از این قرار بود که در 26 فروردین 1348 برابر با پانزدهم آوریل 1969، دولت عراق در رابطه با مسائل ایران، درباره اینکه حکومت عراق رودخانه اروندرود (شط‌العرب) را جزئی از قلمرو خود می‌داند، به دولت ایران اخطار کرد به کشتی‌هایی که پرچم ایران را در شط‌العرب (اروندرود) برافراشته‌اند، دستور دهد پرچم خود را پایین بیاورند.

عراق ضمناً تهدید کرد؛ اگر در این کشتی‌ها افرادی از نیروی دریایی ایران باشند، باید آن کشتی‌ها را ترک نمایند؛ در غیر این صورت، دولت عراق با قوه قهریه افراد نیروی دریایی ایران را از کشتی‌ها خارج خواهند نمود و در آینده اجازه نخواهد داد کشتی‌هایی که به مقصد بنادر ایران حرکت می‌کنند وارد شط‌العرب (اروندرود) شوند. 

دولت ایران در پاسخ به این تهدید عراق، یک‌جانبه قرارداد1937 را لغو نمود و در اعلامیه رسمی وزارت امورخارجه خود، که به تاریخ 27 آوریل 1969برابر با 7 اردیبهشت 1348، انتشار یافت تأکید کرد:

«همان‌طورکه رسماً از طرف دولت ایران اعلام گردیده، چون مواد لازم عهدنامه مرزی ایران و عراق مورخه 1316 شمسی برابر با 1937میلادی، طی32 سالی که از تاریخ انعقاد آن می‌گذرد، علی‌رغم مساعی و تقاضاهای مکرر دولت ایران، همواره مورد بی‌اعتنایی دولت عراق قرار گرفته و از اجرای آن با اتخاذ رویه دفع‌الوقت سر باز زده‌اند، لذا عهدنامه مذکور از طرف دولت عراق عملاً نقض شده می‌باشد و بنا بر اصول مسلم حقوق بین‌المللی، دولت ایران آن را بدون ارزش، کان لم یکن و منتفی می‌شمارد.»

*****

در همین اعلامیه، ایران آمادگی خود را برای آغاز مذاکره با عراق برای یک قرارداد جدید مرزی و تثبیت مرز در اروندرود بر اساس خط تالوگ که مبتنی بر اصول بین‌المللی باشد، اعلام داشت و تأکید نمود:

«در این فاصله، چنانچه نسبت به پرچم ایران قصد هتک حرمت شود، یا در امور کشتیرانی آزاد در اروندرود ممانعتی به عمل آید، هر یک از اعمال با عکس‌العمل شدید مواجه خواهد گردید و دولت ایران به حکم وظیفه مقدس خود، الزاماً هرگونه مانع و رادعی را از میان برخواهد داشت و دولت ایران مسئول سوء پیشامدهایی که در نتیجه رویه تجاوزکارانه در اروندرود روی می‌دهد، نخواهد بود

*****

به دنبال صدور این اعلامیه، نیروهای ایران در مرزهای غربی کشور به حال آماده‌باش نظامی درآمدند و اولین کشتی ایرانی که یک کشتی بازرگانی به نام ابن سینا و مربوط به شرکت کشتیرانی آریا بود، در حالی که ناخداسوم رمزی عطایی بر روی عرشه آن ایستاده بود، با راهنمایان ایرانی و تحت حمایت ناوهای جنگی نیروی دریایی و پشتیبانی نزدیک تیزپروازان نیروی هوایی ایران، از اروندرود عبورکرده و وارد آب‌های نیلگون خلیج همیشه پارس گردید.

این عملیات به عملیات عما «مخفف جمله عملیات مشترک اروند» معروف گردید و ایرانیان با این عمل، به اعراب، به خصوص دولت بعثی عراق که خیالات بلندپروازی و داعیه رهبری کشورهای عربی و قدرتمند بودن در منطقه را داشت، تفهیم کردند که:

هر بیشه گمان مبر که خالی است                     شاید که پلنگ خفته باشد

در زمانی که کشتی ابن‌سینا در حال عبور از اروندرود بود، دانشجویان دانشکده افسری در سالن آمفی تئاتر دانشکده افسری اجتماع کرده و به سخنرانی‌های تهییج‌آمیز و میهنی جناب سرهنگ تیمور بختورتاش، که در آن زمان رئیس ضداطلاعات وابسته به دانشکده افسری و از افسران میهن‌پرست و باسواد ارتش ایران بود، گوش می‌دادند و هر لحظه منتظر خبری جدید از رویداد عبور کشتی ابن‌سینا از اروندرود بودند.

نامبرده سخنان خود را با اشعار حماسی و میهنی شاعر گرانمایه ایران، فردوسی طوسی، توأم کرده و چنان هیجانی در بین دانشجویان به وجود آورده بود که اگر فرمان حرکت به طرف مرز را صادر می‌کردند، همگی با میل و رغبت و در کمترین زمان ممکن آماده و روانه مرز می‌شدند.

پس از عبور موفقیت‌آمیز کشتی ابن‌سینا، ناخداسوم رمزی عطایی به دریافت دو درجه تشویقی نائل و هم‌زمان به فرماندهی نیروی دریایی ایران منصوب گردید.

عراقی ها که از تدارکات نظامی ارتش ایران در نوار مرزی آگاهی داشتند، از دست زدن به هرگونه اقدامی که منجر به درگیری و برخورد نظامی گردد، خودداری کردند. بدین ترتیب، ملاحظه می‌شود با اینکه دولت عراق خود آغازگر تهدید و کاربرد قوه قهریه بود و با توجه به هدف کلی حزب بعث و پشتیبانی تقریباً عمومی دولت‌های عربی از موضع عراق، با وجود این، حالت تدافعی برگزید و از توسل به جنگ خودداری کرد. در صورتی که شرایط به گونه‌ای بود که عراق می‌توانست در راستای دستیابی به اهداف راهبردی و دوربرد خود، حداقل اقدام به یک جنگ محدود نماید.

دولت عراق به جای توسل به زور، دو روز بعد از لغو قرارداد 1937 توسط ایران، به بهانه اینکه ایران قرارداد مرزی دو کشور را به طور یک‌جانبه لغو نموده و در اروندرود به اعمال زور و تهدید مبادرت کرده است، به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد.

ایران ضمن پاسخ به شکایت عراق به شورای امنیت ادعاهای دولت عراق را رد کرد و اعلام داشت اقدامات دولت ایران به منظور تضمین آزادی کشتیرانی در یک آبراه بین‌المللی بوده و هر وقت دولت عراق از اقدامات تهدیدآمیز خود دست بردارد و نیروهای خود را از مرزهای دو کشور عقب بکشد، ایران متقابلاً نیروهای خود را از مرزهای بین‌المللی فراخواهد خواند.

یکی از عللی که دولت ایران را واداشته بود تا قرارداد1937 برابر با 1316 شمسی را لغو نماید این بود که دولت ایران معتقد بود عهدنامه1937 در زمانی منعقد شده که استعمار انگلیس از کشور عراق حمایت می‌کرده است و با توجه به اصل تغییر فاحش اوضاع و احوال، دیگر چنین معاهده‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد و تحفه استعمار باید از بین برود.

خردادماه 1348، دانشجوی سال یک دانشکده افسری، کریم پیروزان

 

 

رودهای دجله، فرات، هور حمار، شط‌العرب، کارون، اروندرود

با نگرش به نقشه‌های صفحات 19و 21، لازم می‌دانم در رابطه با ادعای واهی عراق بگویم که در شمال بصره، هوری به نام «هور حمار» قرار دارد که در شمال آن سه رود به شرح زیر جاری می‌باشد:

– رود فرات در غرب عراق و شمال غرب هور حمار.

– رود دجله در شرق عراق و شمال شرق هور حمار.

– شط فرات در میان دو رود یادشده و شمال هور حمار.

رود فرات در شمال‌غربی هور حمار دو شاخه شده و شاخه شمالی آن به شط فرات پیوسته و پس از طی مسافتی در شمال هور، به نام شط فرات شناخته شده و در «القُرنه» به رود دجله می‌پیوندد و با نام شط‌العرب به سمت جنوب‌شرقی هور حمار ادامه مسیر داده و در منطقه «واکی» با شاخه جنوبی رود فرات و آب‌هایی که از هور سرازیر می‌گردد، یکی شده و به نام شط‌العرب تا «الخسیب» پیش رفته و در آنجا با رود کارون که از شمال خرمشهر به سمت جنوب می‌آید، برخورد کرده و اروندرود را تشکیل می‌دهند و تا دهانه فاو ادامه دارد و در این محل به خلیج همیشه پارس می‌ریزد.

با توجه به مطالب بالا و نقشه‌های مربوطه، مشاهده می‌شود سخن مسئولین عراق مبنی بر اینکه شط‌العرب کاملاً داخل خاک عراق می‌باشد، صحت داشته و این آبراه با اروندرود فرق کلی دارد و دو مورد متفاوت می‌باشد که استعمار پیر آن را به این شکل مطرح نموده تا بر آتش اختلافات دو کشور همسایه دامن زده و از آب گل‌آلود برای خود ماهی بگیرد.   

علاوه بر مسئله اروندرود، رژیم عراق نسبت به خوزستان چشم طمع داشت و در این باره شواهد بسیاری در دست است و دولت‌مردان عراق آشکارا و پنهان مواضع خود را با بی‌پروایی اعلام کرده‌اند.

برای نمونه، صالح مهدی عماش، معاون نخست وزیر عراق، در سال 1969 اظهار داشت:

«عراق هرگز به طور جدی در مورد شط‌العرب (اروندرود) با ایران اختلاف نداشته است؛ زیرا شط‌العرب (اروندرود) جزئی از خاک عراق است. اختلاف در مورد (خوزستان) بود که قسمتی از خاک عراق است و در دوره قیمومیت خارجی ضمیمه ایران شده و بر خلاف خواسته مردم عراق، اهواز نامیده می‌شود.»

 

نقشه هور حمار ـ بصره ـ شط‌العرب ـ اروندرود

در همین راستا، فعالیت‌های رسانه‌های گروهی آن کشور منعکس‌کننده نیات حکومت عراق بوده است؛ چنانچه در ماه مه 1969، روزنامه الجمهوریه چاپ بغداد نوشت:

«عربستان (خوزستان) در زمان حکومت عثمانی جزئی از خاک عراق بوده و بعدها توسط ایران غصب شده است.»

*****

در همان زمان، تلویزیون بصره در پشت سر گویندگان خود، نقشه جدیدی از عراق را قرار داده بود که در آن خوزستان با عنوان «عربستان» جزء خاک عراق محسوب شده بود و در نوامبر 1973، کانال هفت تلویزیون بغداد در برنامه «چیزی از تاریخ»، نام‌های متداول شهرهای ایران را تغییر داد و خرمشهر را «المحمره»، اهواز را «الاحواز»، آبادان را «عبادان» و حتی خرمشهر را جزء استان ناصریه خواند.

دولت عراق به طور رسمی، مبادرت به تغییر اسامی و نقشه‌ها کرد تا این خواست توسعه‌طلبانه را منعکس کند؛ مثلاً دولت عراق در کنگره معلمان عرب، نقشه‌ای به نام «خارطه الاحواز» ارائه داد که به موجب آن بخشی از خاک ایران که شامل 26 شهر می‌شد، به عنوان یک منطقه مستقل به نام «الاحواز» و یا خاک عراقی معرفی شده بود.

از آن به بعد، جنگ سرد و تبلیغاتی بین دو طرف همچنان ادامه داشت تا اینکه عراق پس از بی‌نتیجه ماندن شکایتش به شورای امنیت سازمان ملل متحد، در رابطه با لغو قرارداد1937، جنگ تبلیغاتی خود را علیه ایران شدت بخشید و با پناه دادن به افرادی چون سپهبد تیمور بختیار، رئیس سابق سازمان امنیت و اطلاعات کشور «ساواک»، بر شدت وخامت روابط خود با حکومت ایران افزود.

پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه خلیج همیشه پارس در30 نوامبر 1971 برابر با نهم آذر1350 شمسی، ایران سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را مجدداً به پیکره اصلی خود، مام میهن عزیز ایران افزود.

با اینکه این اقدام بر اساس توافق قبلی با دولت انگلیس و شیوخ شارجه و رأس‌الخیمه که مدعی مالکیت این جزایر بودند صورت گرفته بود، عراق تبلیغات شدیدی علیه ایران در مورد به اصطلاح اشغال این جزایر به راه انداخت و ضمن یادداشت شدیداللحنی به دولت ایران، اعلام داشت این جزایر متعلق به اعراب است و ایران باید نیروهای خود را از این سه جزیره خارج کند.

دولت عراق بدون اینکه منتظر پاسخ دولت ایران بماند، از روز دهم آذرماه1350 برابر با اول دسامبر 1971، روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد و از کاردار سفارت ایران در بغداد خواست که ظرف مدت 24 ساعت کشور عراق را ترک نماید.

شرح کامل وقایع اشغال سه جزیره یادشده توسط ایران و شکایت عراق به شورای امنیت سازمان ملل متحد و مذاکراتی که در آنجا به عمل آمده و تصمیمات متخذه، توسط اینجانب در کتابی با عنوان «خلیج همیشه پارس و تاریخچه سیاسی آن» گردآوری شده و در اینجا نیازی به تکرار آن مطالب نیست.

طی سال‌های 1972 و 1973 برابر با 1351و 1352 شمسی، در مرزهای دو کشور وضع متشنجی حکم‌فرما شد و ایران و عراق نیروهای خود را در طول مرزها تقویت کردند و گردان283 سوارزرهی مانند همیشه مأموریت پرده پوشش را برای لشکر متبوعه خود انجام می‌داد و دو گروهان خود را در نوار مرز مستقر کرده بود، به طوری که گروهان یکم در منطقه عمومی جفیر و گروهان سوم در مواضع از پیش ساخته شده عین‌خوش قرار داشتند.

حدود یک هفته بود که گروهان دوم سوارزرهی توسط گروهان سوم در منطقه عین‌خوش تعویض شده و به پادگان اهواز آمده بود.

من هم که تا آن تاریخ فرمانده دسته پشتیبانی گروهان ارکان گردان سوارزرهی بودم، تازه به گروهان دوم منتقل و به عنوان فرمانده دسته دوم گروهان یادشده مشغول خدمت شده بودم.

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده