این زمین در آن زمانه(18)
در تفاسير ميگويند این خواسته نماز برای این است که بايد در صراط المستقيم باقی بمانيم و مرتب تكرار كنيم و من ميگويم امثال من بايد در اين وادي قدم بگذاريم تا بعد در آن ثابت بمانيم. اين شهدا هم صادق بودند و هم شهيد، يعني حداقل دو تا از اين پنج تا چيزی را كه ميخواهيم با آنها رفيق بشويم (أنعمت علیهم) را بودهاند. شهيد مسئلهاش نياز به توضيح نيست و نيتش در جبهه قربت الی الله بوده و في سبيل الله هم به شهادت رسيده است.

خدايا راه راست را نشانم ‌ده!

 

ما حداقل روزي چند بار نماز مي­خوانيم؟ روزي پنج بار که حتمي است؛ بعضي‌هـا توفيق دارند بيشتر. در همه نمـازها حداقـل دو بار إهدنا الصراط المستقيم را مي‌گویيم؛ يعني بايد بگویيم.

من سرباز از این تکرار چند برداشت دارم. اينها برداشت­های من سرباز است، شايد اشتباه كنم. براي همين به بزرگواري آن را عرضه کردم و آن بزرگوار گفتند: «درست است، مي‌توان هم­چنين برداشت‌هایی از این آیه و تکرار آن داشت.» ضمن اینکه به صورتی این موارد در تفاسیر آمده است.

مرتب مي‌گویيم: خدايا ما را به راه راست هدايت كن! راه آنها که به ايشان نعمت داده شده.

حال بايد ببينيم خداوند به چه كساني نعمت عطا كرده است؟ در قرآن کریم و در تفاسير، از صالحين و انبیاء و شهدا و صديقين نام برده شده است.

 با خود گفتم چرا اين آيه را اين­قدر تكرار مي‌كنيم؟ چرا خداوند امر نمی‌کند بعد از مدتی چیز ديگري را تكرار كنيم؟ مگر هدایت نیافته‌ایم که باز هدایت می­خواهیم؟

 پاسخ خود را چنين دادم: به كداميك از اينها ـ كه ما دوست داريم با آنها رفيق شويم و در دعا و نمازهایمان است (كه آنها را ذكر مي‌کنیم يعني انعمت عليهم) ـ نزديك شده­ايم یا کدامیک از اینها شده­ایم كه بعد چيزي ديگر از خدا در نمازهایمان بخواهیم؟

 به يقين امكان نبي شدن وجود ندارد، اما بايد سعي كنيم تا صالح شويم. شهادت كسب كنيم و از صديقان شويم. تازه آن­وقت است كه ميتوانيم بپرسيم چرا اين سوره را باز بخوانیم و نه سوره ديگري را!

 ما كدام­يك از اينها شده­ايم که دیگر به این دعا در نماز نیاز نداشته باشیم؟ اين امر خداست من وارد مسائل ديگرش نمي‌شوم.

 عزيزان ما كه معصوم و تالی تلو معصوم و اولیاءالله نيستيم که این آیه را می­خوانند تا بر صراط مستقیم استوار بمانند و یا اینکه: به دلیل فلسفه حرکت جوهری «ما» هر لحظه «مای» دیگریم.

صبح از خدا هدایت بر صراط مستقیم را می­خوانیم، ولی ظهر ما دیگر همان «ما» در صبح نیستیم. با حرکت جوهری شخص و جامعه دیگری هستیم، پس باید باز هم از خداوند هدایت را بخواهیم؛ و دلیل دیگر برای تکرار سوره مبارکه «حمد» و درخواست هدایت بر صراط مستقیم شاید این باشد که: واضح است بنا به فرمایش حضرت حق «وَ اَنِ اعبُدونی هذَا صراطٌ مُستَقیم» یعنی عبادت پروردگار همان صراط مستقیم است. عبادت به معنی خاص مثل نماز، روزه، حج و… و عبادت به معنی عام یعنی عبودیت و بندگی. خب؛ حالا که صراط مستقیم بندگی و عبادت خداست و ما خداوند را به دلیل الوهیّتش عبادت و به دلیل ربوبیّتش بندگی می­کنیم، چرا باید توفیق این عبادت را مرتب خواستار نشویم؟ دلیل مورد نظر اینجاست که الوهیّت خداوند لایتناهی است و ربوبیّتش هم همین­طور. پروردگار کمال مطلق است و ساحت قدس ربوبی و الوهی خداوند حدّ و مرز ندارد. پس بندگی و عبادت ما هم تا کمال بندگی حدّ و مرز ندارد. هرچقدر بندگی کنیم، باز قصور داشته و قاصریم و اگر معصوم هم باشیم و یا اولیاء خدا، رسیدن به قرب الهی و جوار قرب و درجات آن هم تا مرحله کمال قرب وسیع و درجه بالای درجه فراوان است. لذا هم معصوم و هم غیرمعصوم را سزد که لحظه به لحظه برای طی مدارج بندگی (عبادت و عبودیت) صراط مستقیم را طالب باشند. لذا باید مرتب درخواست این چنین را تکرار کنیم. چون این صراط تا قرب الهی امتداد دارد و تا آنجا باید برویم و در جوارش آرام گیریم. آیا چنین شده­ایم و به آنجا رسیده­ایم که بی­نیاز از درخواست «إهدنا الصراط المستقیم» باشیم؟ معلوم است که راه دراز و هر لحظه نسبت به لحظه قبل بالاتر و نورانی­تر است. منِ سرباز باید به این صراط هدایت و در آن قرار گیرم. پس بيايیم زياد نماز بخوانيم و مرتب بگویيم «إهدنا الصراط المستقيم» تا یکی از آنانی شویم که خدا به ایشان نعمت داده است: صدیقین، صلحا. از آن به بعد تکرار این دعا در نماز برای استمرار آن خواهد بود و برای رسیدن به درجات بالاتر و نورانی­تر و یا درنهایت شهدا.

در تفاسير مي‌گويند این خواسته نماز برای این است که بايد در صراط المستقيم باقی بمانيم و مرتب تكرار كنيم و من مي‌گويم امثال من بايد در اين وادي قدم بگذاريم تا بعد در آن ثابت بمانيم.

 اين شهدا هم صادق بودند و هم شهيد، يعني حداقل دو تا از اين پنج تا چيزی را كه مي‌خواهيم با آنها رفيق بشويم (أنعمت علیهم) را بوده‌اند. شهيد مسئله‌اش نياز به توضيح نيست و نيتش در جبهه قربت الی الله بوده و في سبيل الله هم به شهادت رسيده است.

 اما چرا صادق؟ اين لباس بر تن همه ما هست، از من و شماي سرباز و اين عزيزان روحاني. این لباس سربازی و لباس روحانی فريادش اين است كه ما سربازان امام زمان(ع) هستيم و شهدا با شهادت خود ادعاي صداقت سربازی خويش را ثابت کردند.

و اگر مقصود از این آیه شریفه هم هدايت به پل صراط است و عبور بي­خطر از آن، كه آن­موقع براي عبوركننده معناي صراط مستقيم را دارد، باز بايد با صداقت، عمل صالح و شهادت به آن نائل گرديم. پس بايد كه در هر نماز بخواهيم تا هدايت و عبور از آن را پروردگار با شهادت و عمل صالح و صداقت ما و با عنايت خويش نصيب­مان نمايد.

 

 

منبع: این زمین در آن زمانه، نادره بهشتی، 1390، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده