نبردهای خرمشهر و آبادان(19)
به دانشکده افسری دستور داده شد دانشجویان سال دوم و سوم را به خوزستان اعزام کند. این دانشجویان که در سه گردان پیاده و یک قرارگاه هدایتکننده سازمانداده شده بودند، در روز سوم مهرماه با ده فروند هواپیمای سی130 به خوزستان اعزام شدند. نحوه اجرای مأموریت این یگان در حوادث روزهای آینده بیان میگردد. اما به طور کلی، از سازمان اولیه که با این گردانهای دانشجویی داده شد چنین استنباط میشود که این دانشجویان به منظور اجرای عملیات نامنظم به خوزستان اعزام شدند.

 

حوادث روز سوم مهرماه

روز سوم مهرماه نیروهای متجاوز عراق فشار خود را در محور اهواز ـ خرمشهر برای وارد شدن به شهر تشدید کردند. در ضمن، در محور شلمچه ـ خرمشهر نیز تلاش کردند نیروهای ما را از حوالی پل نو، کرانه نهر عرایض عقب برانند یا حداقل قسمت اصلی مدافعین خرمشهر را در این محور درگیر سازند تا ستونی که از شمال به سمت خرمشهر حمله کرده بود، بدون برخورد به مقاومت نیروهای ما وارد خرمشهر شود.

در اوایل، بعد از نیمه شب روز سوم، ژاندارمری خرمشهر درخواست کرد؛ سه قبضه تفنگ106م‌م سوار بر خودرو در اختیار افراد ژاندارمری قرار داده شود تا به تانک‌های دشمن که در طرفین جاده اهواز ـ خرمشهر موضع گرفته بودند حمله کند. لازم به توضیح است که تفنگ106م‌م ضدتانک از بهترین جنگ‌افزارهای ضدتانک است و در صورتی که مهمات و خدمه ورزیده داشته باشند، می‌تواند به نحو کاملاً مطلوبی در مقابل خودروهای زرهی دشمن مقابله کند.

 اتفاقاً در آن موقع، گردان دژ که در خرمشهر مستقر بود، حدود یکصد قبضه از این جنگ‌افزار را داشت که البته تعدادی از آنها را در دژهایی که گروه‌های دژ مستقر بودند، برقرار کرده بود و تعدادی نیز به پاسگاه‌های ژاندارمری و سپاه پاسداران منطقه خرمشهر و آبادان تحویل داده شده بود. اما به علت کمبودهای پرسنلی که داشت، حداقل 50در صد این جنگ‌افزار که حدود 40 قبضه می‌توانست باشد، در انبارها و اسلحه‌خانه گردان یا در پارک موتوری باقی مانده بود. در صورتی که قبل از آغاز جنگ، تدابیری اتخاذ می‌شد که خدمه این جنگ‌افزارهای باقیمانده در پادگان تأمین می‌گردید و تمام دژها یا حداقل دژهای حوالی محورهای وصولی اصلی باقیمانده به نحو مطلوب اشغال و آرایش می‌شد و تدابیر دفاعی در شمال خرمشهر انجام می‌گردید و تعدادی از این تفنگ‌های106 در شمال خرمشهر، در مواضع مناسب مستقر می‌گردید، وضع دفاعی منطقه خرمشهر بهبود فوق‌العاده‌ای می‌یافت. ولی به علل شرایط خاصی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در کیفیت سیاسی و نظامی و اجتماعی کشور پیش آمده بود، متأسفانه اقداماتی برای دفاع جدی در مقابل تهاجم عراق انجام نگرفته بود.

 همان‌گونه که قبلاً نیز در این باره بحث کرده‌ایم، چنین به نظر می‌رسد که مسئولین سیاسی و نظامی کشور حمله همه‌جانبه عراق به ایران را چندان جدی تلقی نمی‌کردند، یا ارتش عراق را ضعیف‌تر از آن می‌دانستند که به ایران حمله کند، موقعیت سیاسی صدام حسین را متزلزل‌تر از آن می‌دانستند که جرئت دست زدن به یک ماجراجویی نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد؛ به هر حال، این عوامل با عوامل دیگر سبب شده بودند که اقدامات اساسی مهمی برای مقابله با تهدیدی که در کمین میهن اسلامی ما بود به عمل نیاید، حتی باعث شده بود؛ لشکری که در خط مقدم گسترش داشت، یعنی لشکر92 زرهی، تا آغاز جنگ فرمانده لشکر و فرماندهان تیپ نداشته باشد و همچنین برای منطقه حیاتی خرمشهر و آبادان اصولاً فرماندهی تعیین نشود.

 از جمله تحولاتی که در سوم مهرماه در صحنه عملیات خوزستان ایجاد شد، این بود که فرمانده لشکری برای لشکر92 زرهی اعزام شد و در این روز به اهواز وارد گردید و فرماندهی را به عهده گرفت. آن نفر سرهنگ زرهی ستاد غلامرضا قاسمی‌نو بود که در خوزستان سابقه خدمت چندین ساله داشت. متعاقب آن تعدادی افسر زرهی از ستاد نیروی زمینی به خوزستان اعزام شدند تا با نظر فرمانده لشکر، مشاغل فرماندهی تیپ و افسران ستاد لشکر را به عهده بگیرند. اما در این تحول نیز، چیزی نصیب منطقه عملیات خرمشهر و آبادان نشد و افسری اضافه به قرارگاه عملیاتی جنوب اعزام نگردید.

آغاز روز سوم مهرماه در منطقه عملیات جنوب با حمله هوایی عراق به پایگاه بوشهر آغاز شد. ده دقیقه بعد از نیمه شب، چهار فروند میگ به بوشهر حمله کردند که طبق گزارش‌های ارسالی، سه فروند آنها سرنگون شد و تعداد بیشتری از هواپیماهای دشمن در آسمان خلیج فارس تشخیص داده شد. چنین برآورد گردید که ارتش عراق در نظر دارد با حملات هوایی به تأسیسات اقتصادی و نظامی ایران در خلیج فارس، بیشترین ضربات را بر کشور ما وارد سازد.

در ساعت 0210، عناصر اطلاعاتی گزارش دادند؛ تعدادی از نیروهای دشمن در جزیره مینو پیاده شده‌اند. در ساعت 0400، ستاد مشترک در پی یک برآورد وضعیت سریع به نیروها و ژاندارمری و سپاه اعلام کرد که با توجه به آمادگی دشمن، احتمالاً حملات زمینی و هوایی دشمن از آغاز روشنایی آغاز خواهد شد و پیشنهاد کرد تا قبل از آغاز روشنایی هرگونه تجدید تدارکات و تخلیه مجروحین و شهدا و اقدامات لجستیکی دیگر به عمل آید. به نحوی که در آغاز حمله نیروهای عراق، واحدها آمادگی مقابله داشته باشند.

در ساعت 0525، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، تهاجم نیروهای عراقی با اجرای آتش‌های شدید توپخانه به خرمشهر و آبادان آغاز شد. شدت آتش به قدری زیاد بود که فرمانده این منطقه نبرد گزارش داد: چنانچه با حملات هوایی، توپخانه دشمن خاموش نشود، در ظرف چند ساعت خرمشهر با خاک یکسان خواهد شد. سپاه پاسداران نیز در ساعت 0745 اعلام کرد: حدود 15 فروند میگ عراقی به خرمشهر حمله کرده‌اند و هدفشان انهدام نیروی دریایی است، ولی فعلاً به علت اشتباهات خلبانان، نقاط مرزی خرمشهر را بمباران می‌کنند.

بر اساس این گزارش، برآورد گردید که ارتش عراق حدود 500 دستگاه خودرو زرهی شامل تانک و نفربر در منطقه خرمشهر وارد عمل کرده که تعدادی از نفربرها در کرانه جنوبی اروندرود موضع گرفته‌اند. در شمال خرمشهر، نیروهای دشمن تا هشت کیلومتری شهر رسیده‌اند و گلوله جنگ‌افزارهای دشمن تا یک کیلومتری خرمشهر اصابت کرد، ولی بعد از حمله هواپیماهای ایران به این ستون دشمن، خودروهای زرهی دشمن عقب‌نشینی کردند. در حال عقب‌نشینی، تعدادی از افراد دشمن اسیر شدند و تعدادی از خودروهای دشمن در گل فروماندند و همچنین حدود 18 دستگاه نفربر دشمن به دست نیروهای خودی افتاد.

در پایان این گزارش اضافه شده است چنانچه واحدهای کمکی زرهی به منطقه خرمشهر اعزام شود، امکان عقب راندن نیروهای دشمن به وجود خواهد آمد. در غیر این صورت، خرمشهر و آبادان در تهدید جدی قرار خواهد گرفت. در ساعت 0755، نیروی زمینی بر اساس گزارش ستاد عملیات جنوب اعلام کرد: یک واحد زرهی دشمن از شلمچه به طرف خرمشهر حرکت کرده و حدود یکصد دستگاه خودرو زرهی عراق نیز در حوالی محور اهواز ـ خرمشهر آن‌قدر به خرمشهر نزدیک شده‌اند که آتش آنها به حوالی پمپ بنزین و پادگان دژ می‌رسد. ولی گردان توپخانه175م‌م خودی از کار افتاده و گردان تانک خودی نیز در آتش سنگین دشمن قرار گرفته است.

 در ساعت 0740، تعداد سه فروند هواپیمای عراقی به خارک حمله کرد که هر سه فروند به وسیله آتش‌های پدافند هوایی نیروی دریایی سرنگون شدند. وضع خرمشهر ساعت به ساعت وخیم‌تر می‌شد. فرمانده نیروی دریایی در ساعت 0800 روز سوم مهرماه، پیشنهاد کرد جهت تخلیه اهالی خرمشهر و آبادان، اعلام بسیج عمومی شود و خودروهای غیرنظامی برای تخلیه مردم به آن دو شهر اعزام شوند.

در شرح جریان حوادث روز دوم گفتیم که به دانشکده افسری دستور داده شد دانشجویان سال دوم و سوم را به خوزستان اعزام کند. این دانشجویان که در سه گردان پیاده و یک قرارگاه هدایت‌کننده سازمان‌داده شده بودند، در روز سوم مهرماه با ده فروند هواپیمای سی130 به خوزستان اعزام شدند. نحوه اجرای مأموریت این یگان در حوادث روزهای آینده بیان می‌گردد. اما به طور کلی، از سازمان اولیه که با این گردان‌های دانشجویی داده شد چنین استنباط می‌شود که این دانشجویان به منظور اجرای عملیات نامنظم به خوزستان اعزام شدند.

سازمان کلی که داده شده بود عبارت بود از سه گردان رزمی و برای هدایت کلی عملیات این سه گردان، یک قرارگاه فرماندهی نیز با تعدادی افسر و درجه‌دار سازمان‌دهی شده بود. سرهنگ‌دوم حسین حسنی‌سعدی به عنوان فرمانده قرارگاه و فرماندهان گردان‌های دانشجویی تعیین شده بود. این واحدهای دانشجویی مجهز به جنگ‌افزار انفرادی ژ3 و تعداد 49 قبضه تیربار و 19 قبضه آرپی‌جی7 و 42 دستگاه بی‌سیم بودند. در نتیجه، این گردان‌های دانشجویی فاقد خمپاره‌انداز و سلاح سنگین پشتیبانی بودند. از نظر خودرو نیز فاقد هرگونه وسیله تحرک و حمل و نقل بودند؛ لذا در هنگام واگذاری مأموریت، الزاماً بایستی تحت پشتیبانی کامل لشکر92 زرهی یا سازمان دیگری قرار می‌گرفتند؛ اما به هر حال، در آن شرایط بحرانی در دسترس‌ترین واحد برای اعزام به خوزستان بودند.

با وجود ارزشی که این دانشجویان در شرف فارغ‌التحصیلی و به دست گرفتن فرماندهی واحدهای نیروی زمینی داشتند، عرصه چنان بر ارتش ایران تنگ شده بود که از آنها مانند سرباز معمولی استفاده می‌شد و یک سرمایه بزرگ انسانی ارتش در معرض خطر جدی قرار می‌گرفت، اما قضاوت درباره درست یا نادرست بودن چنین تصمیماتی بسیار مشکل است. فقط باید شرایط آن زمان به دقت مورد بررسی قرار گیرد تا چگونگی اتخاذ چنین تدابیری روشن گردد.

گفتیم حملات هوایی ارتش متجاوز عراق با حداکثر توان نیروی هوایی عراق به تأسیسات اقتصادی ایران انجام می‌شد و تلفاتی هم به نیروی هوایی عراق وارد می‌گردید. در ساعت 0920، اطلاع رسید یک فروند هواپیمای عراق در منطقه یاسوج سرنگون شد و خلبان آن بیرون پریده و اسیر شد.

متقابلاً نیروی هوایی ایران در حدود مقدورات، مأموریت‌های پشتیبانی هوایی و مأموریت‌های مخصوص در داخل خاک عراق اجرا می‌کردند؛ اما همان‌گونه که حملات هوایی عراق بر واحدهای نظامی ایران تأثیر چندانی نداشت و فقط اثرات روانی بر رزمندگان ما داشت، حملات هوایی نیروی هوایی ما نیز به واحدهای زمینی دشمن همان اثر روانی را داشت و اثرات انهدامی آن چندان قابل ملاحظه نمی‌توانست باشد. این حقیقت را یکی از خلبانان در ساعت 0930 بعد از اجرای مأموریت پرواز گزارش داد.

این خلبان چنین گفت: نیروهای دشمن در منطقه گسترش وسیعی دارند و با رفتن دو فروند هواپیما، چندان اثر مهمی بر آنها ندارد و حمله متقابل نیروهای خودی می‌تواند بر دشمن اثر چشمگیری داشته باشد. این نظریه یک حقیقت مطلق بود. به عنوان شاهد مثال، بعد از فتح شبه‌جزیره فاو در خاک عراق به دست نیروهای ایرانی، ارتش عراق اعلام کرد بیش از 800 حمله هوایی بر رزمندگان ما در فاو اجرا کرد، اما رزمندگان ما چون کوهی استوار استقامت کردند.

تنها نتیجه این حملات هوایی آن بود که نیروی هوایی عراق ده‌ها فروند هواپیمای خود را از دست داد. باید واقع‌بینانه قضاوت کنیم که اثرات حمله هوایی ایران نیز به نیروهای عراقی در همین حدود بود.

در سوم مهرماه، مقاومت نیروهای ما در مقابل یورش ارتش عراق که برای حکام و فرماندهان نظامی عراق غیرمنتظره بود، سبب تغییراتی در طرح‌های تهاجمی ارتش عراق گردید. صدام حسین، حاکم فاشیست عراق، بر اساس برآورد طراحان نظامی ارتش عراق اعلام کرده بود که در مدت سه روز به هدف‌های اولیه خود در خوزستان مسلط خواهد شد. اکنون روز سوم جنگ، حتی می‌توان گفت روز چهارم جنگ در شرف پایان بود، ولی هنوز ارتش عراق به هیچ هدف مهمی نرسیده بود؛ لذا فرماندهی نیروهای عراقی تصمیم گرفت نیروهای بیشتری به خط مقدم منطقه نبرد اعزام کند. در اجرای این تدبیر، تیپ43 لشکر9 زرهی در روز سوم مهرماه به بصره اعزام شد تا در تهاجم به خرمشهر وارد عمل گردد.

در ساعت 1130، وزارت نفت اعلام کرد: هم‌اکنون آبادان زیر آتش سنگین نیروهای دشمن قرار دارد و اگر اقدام فوری به عمل نیاید، بزرگ‌ترین پالایشگاه دنیا از بین خواهد رفت. در آن صورت، مدتی بیش از پنج سال مجبور به وارد کردن بیش از نیمی از سوخت مورد نیاز داخل کشور از خارج خواهیم بود. مضاف بر اینکه، هواپیماهای ارتش ایران سوخت مورد نیاز برای اجرای عملیات را از دست خواهند داد.

متعاقب این اعلام شرکت نفت، خبر رسید هواپیماهای دشمن به فرودگاه امیدیه حمله کرده و آنجا را بمباران نمودند. در اثر بمباران آبادان، اغلب مخازن نفت آبادان آتش گرفته و به علت تیراندازی مداوم نیروهای عراقی به منطقه پالایشگاه، خاموش کردن آتش امکان‌پذیر نیست؛ لذا از ارتش خواست با هرگونه اقدامی، مواضع سلاح سنگین دشمن را در منطقه سرکوب کند تا کارکنان آتش‌نشانی بتوانند آتش را مهار کنند.

در ساعت 1200، نیروهای دشمن به پنج کیلومتری خرمشهر رسیدند و از سمت شمال، شهر را زیر آتش سنگین خود قرار دادند. با تهدید جدی نیروهای عراقی از شمال خرمشهر، قسمتی از مدافعین شهر در حاشیه شمالی شهر موضع دفاعی گرفتند و بر روی نیروهای دشمن آتش گشودند. در نتیجه، پیشروی نیروهای دشمن از سمت شمال آهسته‌تر گردید، ولی نیروهای متجاوز تصمیم گرفتند با تشدید حجم آتش‌های پشتیبانی، قدرت مقاومت رزمندگان ما را درهم بشکنند. لذا از ساعت 1220، شدت آتش دشمن در منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان افزایش فوق‌العاده‌ای یافت. گارد ساحلی ژاندارمری و فرودگاه آبادان، حتی بیمارستان‌ها، در زیر ضربات سخت توپخانه و خمپاره‌اندازهای عراقی قرار گرفتند. حملات هوایی عراق در منطقه جنوب همچنان به شدت ادامه داشت. چهار فروند میگ در ساعت 1240، به بوشهر و خارک حمله کردند که بنا به گزارش پدافند هوایی، دو فروند از آنها سرنگون شدند.

یک نکته لازم به یادآوری است که در آغاز جنگ تحمیلی، نحوه گزارش‌ها چندان مطلوب نبود. معمولاً گزارش‌ها ناقص و یا اغراق‌آمیز و یا اینکه مطابق روش گزارش‌های نظامی نبود. این امر سبب تحریف واقعیات می‌شد و اثرات نامطلوبی در هدایت عملیات داشت. به عنوان مثال، محل مواضع دشمن مطابق اصول نظامی با ذکر مختصات دقیق و مشخصات هدف گزارش نمی‌شد. در نتیجه، هواپیماهای خودی که برای انهدام موضع دشمن اعزام می‌شدند، در محل اعلام شده، عنصری از دشمن را پیدا نمی‌کردند. درباره خرمشهر نیز این وضع وجود داشت.

در آغاز روز سوم، از بعضی منابع خبری اطلاع رسید که نیروهای دشمن به پنج کیلومتری خرمشهر رسیده‌اند و با آتش سلاح تیر مستقیم، پادگان دژ را می‌کوبند. در حالی که، ژاندارمری در ساعت 1255، اعلام کرد دشمن به 15 کیلومتری خرمشهر رسید و به طرف آبادان پیشروی می‌کند. با توجه به اینکه آبادان در جنوب‌شرقی خرمشهر قرار دارد، معلوم نیست چگونه این نیرو می‌توانست قبل از عبور از کارون به طرف آبادان تغییر مسیر بدهد. علت این نقص آن بود که افسرانی که در آن موقع مسئولیت ستادی یا فرماندهی را عهده‌دار بودند، توجه چندانی به دقت در صحت گزارش‌ها نداشتند، یا اینکه اطلاعات نقشه‌خوانی آنها ضعیف بود.

در ساعت 1300، نیروی هوایی اطلاع داد به پایگاه الرشید بغداد حمله کرد و در حمله هوایی هواپیماهای عراق به همدان، دو میگ عراقی سرنگون شد. ضمناً اطلاع رسید یک هواپیمای ایرانی در خلیج فارس سقوط کرده و خلبانان بیرون پریده‌اند. در همین زمان، هتل آبادان و بیمارستان خرمشهر مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفت. با توجه به شدت گرفتن گلوله‌باران آبادان، درباره انفجار کارخانه گاز CO2 احساس خطر شد؛ زیرا اگر این تأسیسات منفجر می‌شد، مخازن CO2 نیز منفجر می‌گردید و گازهای سمی سلامت مردم را شدیداً به خطر می‌انداخت.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده