نماز در آیینه خاطرات رزمندگان (26)
اوّل نماز سرهنگ مهندس شكر ريز من با شهيد سرلشكر سيّد موسي نامجوي در دوره فوق ليسانس همكلاس بودم . منزل ما درنزديكي محل درسمان بود و اكثر روزها ناهار وشام را باهم بوديم يعني شهيد نامجوي به منزل ما مي آمد.

همه افراد خانواده ما منتظر مي شدند تا به منزل برسيم و باهم ناهار يا شام بخوريم . نامجوي هر وقت وارد منزل مي شد،  قبل از آن كه سرسفره بيايد،  اوّل نماز مي خواند و بعد سرسفره مي نشست . هر وقت به او مي گفتيم : همه منتظر شما هستند ، مي گفت اوّل نماز بعد غذا.

    يك بار اشتباه گفت : اوّل غذا  من زود وسط حرف او پريدم و گفتم :  پس بيا ديگه لحظه اي مكث كرد و گفت : بعداز نماز.

    او اين كار را آن قدر درخانواده ما تكرار كرد كه ديگر همه اعضاي خانواده ، قبل از غذا نماز مي خواندند و به هركس مي گفتيم بيا غذا بخور ، مي گفت :

اوّل غذا بعد از نماز .

 

منبع: زمزمه ای در تنهایی، حسینیا، احمد، 1383، انتشارات عرفان، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده