نبردهای خرمشهر و آبادان(17)
با وجود خبرهای ناگوار و نگرانکننده، گاهی خبرهای خوشحالکننده نیز میرسید. در ساعت 1220، اعلام شد که در منطقه خرمشهر و آبادان دو فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد. شش دستگاه تانک و 13 نفر از عوامل دشمن به دست نیروهای خودی افتادند و آتشسوزی بندر امام خمینی مهار شد.

حوادث روز دوم مهرماه

روز دوم مهر با اضطرابی بیشتر آغاز شد، زیرا برتری رزمی نیروهای عراق نمایان‌تر شد و فرماندهان یا افراد غیرنظامی مسئول درگیر جنگ که بر حقیقت قدرت رزمی ارتش عراق آگاهی کافی نداشتند، به رأی‌العین، واقعیات میدان نبرد و چگونگی عوامل مؤثر در آن را مشاهده کردند. از آغاز روز دوم مهر، توجه فرماندهان ایرانی به نیروی هوایی جلب شد. نیروی زمینی در ساعت یک بعد از نیمه شب از ستاد مشترک درخواست کرد به نیروی هوایی دستور دهد به محض آغاز روشنایی روز، یک پشتیبانی هوایی قوی که قادر باشد هدف‌های موجود در مرز خوزستان را در قسمت شلمچه و غرب خرمشهر منهدم سازد، اجرا کند.

 ستاد مشترک بر این اساس، به نیروی هوایی دستور داد طبق روش جاری پشتیبانی هوایی، حداکثر تلاش خود را در پشتیبانی از یگان‌های زمینی به کار برَد. اما این تلاش نیروی هوایی در روزهای اول جنگ با خسارات و ضایعات فوق‌العاده‌ای نیز همراه بود. چنان‌که طبق گزارش فرماندهی نیروی هوایی ایران در روز اول مهرماه، چهارفروند اف4 را از دست دادیم که دو فروند آن در فرودگاه اضطراری اسلام‌آباد در اثر حمله هواپیماهای عراقی منهدم شد، یک فروند در همدان به ساختمانی برخورد کرد و سقوط نمود و یک فروند بنزین تمام کرد و نتوانست خود را به فرودگاه برساند و خلبان آن بیرون پرید و هواپیما سقوط کرد.

همچنین در این روز، نه فروند هواپیمای اف5 از بین رفت که چگونگی سقوط آنها هنوز روشن نشده بود. با توجه به این آمار که در یک روز عملیات، 13 فروند هواپیما از بین رفت، چنین ضایعاتی با وجود تحریم اقتصادی ایران و مشکلات سیاسی شدیدی که با ابرقدرت‌ها و قدرت‌های بزرگ داشتیم، ضایعه جبران‌‌ناپذیری بود. چنان‌که در طول جنگ، دولت ایران نتوانست جایگزین آنها را فراهم سازد. اما در روزهای اول جنگ، توقعات از نیروی هوایی در حد ایثار و جان‌بازی بود. کلیه فرماندهان یگان‌های زمینی، چشمشان به آسمان نیلگون ایران بود تا از پشتیبانی برادران خلبان خود بهره‌مند شوند.

نمونه این چنین انتظاری را در پیام سپاه پاسداران خوزستان می‌بینیم. در این پیام که ساعت 0450 روز 2 مهرماه مخابره شد، اعلام گردید پاسگاه شلمچه و حدود در مرز غربی خرمشهر به اشغال دشمن درآمده و دژهای 1 و 2 که در جنوب جاده شلمچه ـ خرمشهر بودند، سقوط کرده و فقط دژ 3 و 4 که در شمال جاده قرار داشتند و دژ مرکزی که در خط دوم آنها بود، باقی مانده و به احتمال قوی دژ سوم نیز تقریباً سقوط خواهد کرد و اگر دژ مرکزی سقوط کند، اهواز و آبادان و خرمشهر نیز سقوط خواهند کرد.

تنها راه چاره انجام پشتیبانی هوایی خواهد بود که باید هرچه سریع‌تر اقدام شود، زیرا منطقه در خطر جدی قرار دارد. البته این پیام و پیام‌های مشابه آن، که از رده‌های پایین فرماندهی ارسال می‌شد، از نظر هدایت عملیات وسیع چندان منطقی نبود، زیرا در یک دستگاه دژ حدود 10 نفر با یک قبضه تفنگ 106میلی‌متری دفاع می‌کردند و آنها در حد همان یک گروه پیاده تقویت‌شده ارزش رزمی داشتند. سرنوشت یک منطقه نبرد و یا یک صحنه عملیات به صدها و هزاران گروه، امثال آن گروه ما بستگی داشت و با از بین رفتن یک یا ده، حتی صد گروه سرنوشت جنگ عوض نمی‌شود؛ اما از دیدگاه بررسی جنگ تحمیلی، همین نکات کوچک بیانگر چگونگی هدایت این جنگ تحمیلی در شروع آن است.

با آغاز روشنایی روز دوم مهرماه، ماشین‌های جنگی به حرکت درآمدند. هواپیماها در آسمان ایران و عراق بمب‌های خود را بر مناطق مورد نظر در طرف مقابل فرومی‌ریختند. تانک‌ها و نفربرهای زرهی عراق غرش‌کنان به طرف نیروهای مدافع ما یورش می‌آوردند و نیروهای مدافع ما با ساده‌ترین وسایل جنگ‌افزار، مانند تفنگ و آرپی‌جی و حداکثر تفنگ106 در مقابل آنان مقاومت می‌کردند.

هواپیماهای عراق در ساعت 0530 شهر اهواز را مورد حمله قرار دادند و به تأسیسات صنایع فولاد خساراتی وارد کردند و متقابلاً هواپیماهای ایران به بعقوبه عراق حمله کردند. طبق گزارش خلبان، پل محور خانقین به بعقوبه را منهدم ساختند. پایگاه هوایی همدان اعلام کرد تا ساعت 0725 روز دوم مهرماه، چهار فروند هواپیمای عراقی به وسیله نیروی هوایی و پدافند هوایی ایران سرنگون شد. هواپیماهای دشمن در ساعت 0620 به فرودگاه سنندج حمله کردند که بر اثر آن، به یک قبضه توپ23 میلی‌متری آسیب رسید و پنج نفر زخمی شدند.

متقابلاً فرماندهی عملیاتی بوشهر اطلاع داد هواپیماهای پایگاه ششم شکاری، بندر ام‌القصر عراق را بمباران کردند و خسارات سنگینی بر آن وارد نمودند. نبرد هوایی که بیشتر به صورت پشتیبانی نزدیک از یگان‌های زمینی یا بمباران تأسیسات مهم و حساس و حیاتی بود، در حد مقدورات نیروی هوایی دو طرف جریان یافت که ما از بیان جزئیات این نبردها صرف نظر می‌کنیم و فقط به یک نکته درباره نبردهای هوایی اشاره می‌کنیم که از بررسی عملیات هوایی ایران و عراق چنین برمی‌آید که درگیری هوا به هوا بین هواپیماهای ایران و عراق کمتر در آسمان در مقابل یکدیگر قرار گرفته و به نبرد برخاسته‌اند.

به منطقه عملیاتی مورد بحث خرمشهر و آبادان برگردیم. در ساعت 0825 روز دوم مهرماه، ستاد مشترک به نیروی زمینی اطلاع داد که طبق اطلاع واصله، یگان‌های توپخانه175م‌م و تانک چیفتن مستقر در آبادان از نظر مهمات در مضیقه هستند. دستور داد در این مورد و ضمناً نسبت به تقویت پاسگاه کیلومتر25 اقدام لازم به عمل آید. صرف نظر از جنبه عملیاتی و لجستیکی این موضوع، باید دید چرا چنین گزارش‌هایی به جای اینکه از رده پایین به بالا ارسال شود و اگر آتشبار توپخانه یا گردان تانک مهمات کمبود دارد به تیپ لشکر و نیروی زمینی گزارش کند، مستقیماً به ستاد مشترک که هیچ‌گونه مسئولیت لجستیکی ندارد ارسال شده و سیر معکوس و از بالا به پایین طی کرده است. ولی به هر علت، آنچه مهم است این است که چنین آشفتگی در سیستم فرماندهی وجود داشت و مدت‌ها ادامه یافت.

 در پیام‌های بعدی نیز، ستاد عملیات خرمشهر گزارش‌های خود را به ستاد مشترک ارسال می‌نمود، زیرا فرمانده این منطقه خود نیز نمی‌دانست از نظر رده بالای فرماندهی تابع کدام قرارگاه است. فرمانده منطقه عملیات خرمشهر گزارش داد خرمشهر در حال سقوط است، فقط هواپیما می‌تواند خرمشهر را نجات دهد و گله کرد که وعده داده شده بود کلیه مقدورات نیروی هوایی به منطقه خرمشهر اختصاص داده شود، ولی تاکنون خبری از پشتیبانی هوایی نیست و فقط هواپیما می‌تواند خرمشهر و آبادان را نجات دهد.

با گذشت زمان، وضعیت نیروهای دشمن در جبهه‌های عملیات روشن‌تر می‌شد. در ساعت 09050 روز دوم مهرماه، لشکر92 زرهی گزارش داد عناصر مقدم یک لشکر با حدود 60 دستگاه تانک از محور تنومه به طرف اهواز حرکت کرده و یک لشکر نیز به طرف خرمشهر پیشروی می‌کند. یک فرستنده رادیویی به نام جبهه آزادی بخش خوزستان آغاز به کار کرده و مردم خوزستان را دعوت می‌کند به نیروهای عراقی بپیوندند.

در ساعت 0920، مجدداً آتش سنگین توپخانه عراق بر روی تأسیسات نفتی و غیرنفتی آبادان و خرمشهر روانه شد و خسارات سنگین به تأسیسات وارد کرد. از جمله پمپ‌های سوخت‌رسانی آسیب دید و احتمال عدم امکان تدارک سوخت از پمپ‌های محلی شدید شد. دشمن از سمت شلمچه فشار آورد تا نیروهای مدافع ما را به عقب براند.

این حوادث سخت سبب نگرانی مقامات مسئول می‌شد و آنها اقدام به ارسال گزارش‌هایی می‌کردند که اساساً صحت نداشت، فقط نگرانی مقامات بالاتر را بیشتر می‌کرد. به عنوان مثال، برج آبادان به نیروی هوایی اعلام کرد، نیروهای دشمن در آبادان نفوذ کرده و تا نزدیکی برج فرودگاه آبادان رسیده‌اند. به این علت، پرسنل برج آن محل را ترک کرده‌اند. در حالی که می‌دانیم در تمام طول جنگ، فقط یک بار پای عراقی‌ها به آبادان رسید که در اوایل آبان‌ماه 1359 بود و آن هم به شدت سرکوب شد. اما وضع نابسامان فرماندهی سبب شده بود هر مقام مسئول و غیرمسئولی به هر مقام مسئول و غیرمسئول دیگر در تهران گزارش و نظریه دهد و کمک بخواهد.

شهربانی آبادان در ساعت 0942، به ستاد مشترک اطلاع داد که با نظر مردم و روحانیون به دفتر امام نیز اطلاع داده شده فقط هواپیما لازم است، اگر دیر شود اقدامات بعدی زیاد اثر نخواهد داشت. شهر خرمشهر و آبادان زیر حمله سلاح سنگین دشمن قرار گرفته است. طبعاً مقامات مسئول نظامی در حدود مقدورات اقدام می‌کردند، ولی شدت حمله دشمن خیلی قوی‌تر از آن بود که چند فروند هواپیما بتواند جلو پیشروی آن را بگیرد.

هواپیماهای نیروی هوایی ایران به پرواز درآمدند و طبق روش‌های معموله عملیات هوایی، مأموریت‌های واگذاری را انجام می‌دادند، ولی در جبهه‌ای به عرض بیش از هزار کیلومتر و عمق بیش از صد کیلومتر، حمله 10 یا 20 فروند هوایی اثرات چندانی نمی‌توانست داشته باشد. چنان‌که همین اثر در حملات هوایی عراق به ایران هم مشهود بود، فقط جنبه روانی این حملات تأثیر داشت و اثرات انهدامی آن در واحدهای زمینی که به نحو مطلوب گسترش یافته و موضع گرفته بودند، از توپخانه و خمپاره‌انداز هم خیلی کمتر بود، زیرا در نبرد زمینی عامل مؤثر در میدان نبرد همان عناصر رزمنده نیروی زمینی هستند که شامل دو قسمت مهم آتش و حرکت می‌باشند.

اما این واقعیت نه تنها برای افراد غیرنظامی، بلکه حتی برای فرماندهان نظامی ایران نیز قابل درک نبود و به محض احساس خطر درخواست پشتیبانی هوایی می‌کردند. در این میان، دخالت مقامات غیرنظامی نتایج مطلوبی نداشت، زیرا آنها اصولاً به مسائل جنگ آگاه نبودند و نمی‌دانستند که در تمام جنگ‌ها، به ویژه جنگ‌های امروزی، تلفات و خسارات و ضایعات مردم محلی منطقه نبرد و تأسیسات اقتصادی خیلی بیشتر از افراد و تأسیسات نظامی است.

 لذا به محض اینکه چند گلوله‌ای به طرف شهر پرتاب می‌شد، از نیروهای مسلح می‌خواستند فوراً منبع آتش را کور کنند. چنان‌که در ساعت 1030 روز دوم، معاون وزیر نفت به ستاد مشترک اطلاع داد آبادان زیر آتش دشمن قرار گرفته و مناطق مسکونی کارکنان پالایشگاه آبادان نیز در زیر آتش دشمن است. از ارتش خواست سریعاً شرارت دشمن دفع شود و ستاد مشترک در اقدام برای این نظر معاون وزیر نفت به نیروی زمینی ابلاغ کرد با توپخانه‌های موجود در منطقه آبادان، حداکثر حجم آتش را بر مواضع دشمن در جنوب اروندرود اجرا کند. به نیروی هوایی نیز دستور داد اگر هواپیمایی دارد، در پشتیبانی منطقه آبادان ـ خرمشهر قرار دهد. ناحیه ژاندارمری خوزستان وضعیت خرمشهر و آبادان را در ساعت 1030 چنین اعلام کرد:

  1. بر اثر آتش دشمن بر تأسیسات آبادان، اکثر انبارهای روغن و بنزین دچار آتش‌سوزی شده‌اند.
  2. گارد ساحلی ژاندارمری مستقر در خسروآباد، زیر آتش شدید توپخانه دشمن قرار دارد.
  3. جاده اهواز ـ خرمشهر در تیررس توپخانه دشمن قرار گرفته و چند دستگاه خودرو هنگام حرکت در این جاده آسیب دیده‌اند و چند مسافر و سرنشین آنها نیز زخمی شده‌اند.
  4. در ساعت 1100 نیز نیروی زمینی بر اساس گزارش لشکر92 زرهی به ستاد مشترک اعلام کرد حدود یک‌چهارم تأسیسات پالایشگاه آبادان منهدم شده به سایر تأسیسات خرمشهر و آبادان نیز خسارات سنگینی وارد گردید. پاسگاه‌های شلمچه و حدود و مومنی سقوط نموده، ولی پاسگاه خیّن هنوز مقاومت می‌کند. پل کیلومتر15 خرمشهر ـ اهواز نیز تخریب شده است.

*****

در ساعت 1105، ستاد مشترک به نیروی دریایی اطلاع داد فشار دشمن از هر طرف به خرمشهر شدید شده و هر لحظه ممکن است خرمشهر و آبادان سقوط کند. از آن نیرو خواست به پایگاه دریایی خرمشهر دستور دهد با استفاده از حداکثر امکانات و بهره‌گیری از نیروهای مردمی و هرگونه امکانات دیگر جلو پیشروی دشمن را سد نماید. در همین زمان، عناصر اطلاعاتی ایران گزارش دادند عملیات متقابل ایران در کرانه جنوبی اروندرود مؤثر بود و به تأسیسات بندر البکر و الأمیه آسیب‌های سختی وارد شده و ناوهای عراقی آتش گرفته‌اند.

نیروی هوایی نیز نتایج پشتیبانی‌های هوایی روز اول مهرماه را 89 سورتی اعلام کرد که 26 سورتی برای گشت‌زنی هوایی و 63 فروند مأموریت مخصوص بوده است. در این مأموریت‌ها، به پایگاه هوایی موصل و کرکوک و تأسیسات نفتی اربیل، کرکوک و موصل و نقاط دیگر حمله شد و خسارات زیادی به هدف‌ها وارد گردید. تعداد هواپیماهای از دست رفته خودی سه فروند و هواپیمای سرنگون‌شده دشمن چهار فروند اعلام شد.

خبر واصله در ساعت 1120 حاکی بود که نیروهای دشمن در غرب خرمشهر به جاده مرزی دژها رسیده و در بعضی نقاط تا پنج کیلومتر در خاک ایران نفوذ کرده‌اند. اما در همین ساعت، گزارشی از منبع دیگر رسیده بود که نیروهای دشمن از طرف خرمشهر و آبادان در حرکت هستند و چنین گزارش‌های ضد و نقیض فراوان بود که ما حتی‌المقدور از ذکر آنها در شرح وقایع خودداری می‌کنیم.

در ساعت 1130، هواپیماهای دشمن به ناو نقدی که در بندر امام خمینی بود حمله کردند و به ایستگاه راه‌آهن بندر نیز آسیبی وارد نمودند که سبب ایجاد آتش‌سوزی شد، ولی به ناو آسیبی نرسید. فشار دشمن همچنان به خرمشهر و آبادان ساعت به ساعت شدیدتر می‌شد و فرماندهان منطقه درخواست پشتیبانی هوایی می‌کردند. طبعاً به آنان پاسخ داده می‌شد قریباً خواهد آمد. در ساعت 1156، ستاد مشترک به نیروی هوایی اعتراض کرد که تا ساعت 1045 هیچ‌گونه پشتیبانی هوایی در منطقه عملیات خرمشهر انجام نگرفته و از آن نیرو خواست اگر امکان پشتیبانی هوایی وجود ندارد اعلام کند تا درخواست‌کنندگان به انتظار نباشند.

با وجود خبرهای ناگوار و نگران‌کننده، گاهی خبرهای خوشحال‌کننده نیز می‌رسید. در ساعت 1220، اعلام شد که در منطقه خرمشهر و آبادان دو فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد. شش دستگاه تانک و 13 نفر از عوامل دشمن به دست نیروهای خودی افتادند و آتش‌سوزی بندر امام خمینی مهار شد. در این حمله هوایی، دشمن چهار عدد راکت به ترمینال نظامی بندر پرتاب کرد که فقط یک راکت عمل نمود و یک انبار گمرک آتش گرفت، ولی تلفات جانی به بار نیامد.

هم‌زمان با حمله هوایی به بندر امام خمینی، به ناو شاهرخ نیز حمله شد، ولی دفع گردید. در ساعت 1310، گزارشی از وضعیت خرمشهر رسید که تا حدودی امیدوارکننده بود. بر اساس این گزارش، در جبهه غرب کشور، تعداد 50 دستگاه تانک دشمن منهدم شد. ده دستگاه تانک در گل و لای فرو ماندند. قسمتی از منطقه شلمچه مجدداً در کنترل نیروهای ایران قرار گرفت. تأسیسات بندری و نفتی فاو به آتش کشیده شد که دود آتش از خاک ایران دیده می‌شد. یک میگ عراقی سرنگون گردید و 12 نفر اسیر عراقی به عقب تخلیه شدند تا مورد بازجویی قرار گیرند. بالأخره یک لایروب عراقی هنگام حمله به پایگاه دریایی خرمشهر منهدم شد و هشت نفر سرنشین آن کشته شدند.

 درباره حمله لایروب لازم به توضیح است که افراد مسلح نیروهای عراقی بر این کشتی‌های تجارتی یا لایروبی سوار می‌شدند و از آنها به عنوان سنگر متحرک استفاده و به مواضع نیروهای ایران در کرانه اروندرود حمله می‌کردند. در ساعت 1330 نیز خبر رسید که اوضاع خرمشهر در آرامش نسبی است، ولی پالایشگاه آبادان همچنان در زیر آتش سنگین دشمن قرار دارد. خبر مربوط به اینکه تانک‌های عراقی در غرب خرمشهر در گل مانده‌اند، چنین توهمی ایجاد کرد که ممکن است عمداً برای تجدید سازمان و تدارکات متوقف شده‌اند. لذا در ساعت 1417، به نیروی هوایی دستور داده شد به عناصر زرهی دشمن در منطقه شلمچه حمله کند.

موضوعی که در مطالب گذشته چند بار به آن اشاره شده است، فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که اصولاً این موضوع مهم بود. در طرح دفاعی ابوذر، نیروی زمینی مسئولیت تمام منطقه عملیات خوزستان را به لشکر92 زرهی محول کرده بود که شامل آبادان و خرمشهر و بنادر ماهشهر و امام خمینی نیز می‌شد. به نیروی دریایی فقط دفاع از آب‌های ایران محول شده بود و در این باره از ستاد مشترک، که ستاد هماهنگ‌کننده نیروها است، دستورالعمل ویژه‌ای ابلاغ نشده بود. در دوم مهرماه، ستاد مشترک متوجه این نقص شد و برای مشخص کردن مسئولیت نیروها در هدایت جنگ، دستور جزء به جزء شماره1 عملیاتی را صادر کرد که نظر به اهمیت آن، عیناً آن را نقل می‌کنیم:

 

از: سماجا3 (عملیات)             شماره: 2085/06/201-20

به: گیرندگان مراجعه شود         تاریخ: 2/7/59

موضوع: دستورالعمل جزء به جزء شماره1

1. کلیات

نیروی دشمن تجاوزات هوایی و زمینی خود را در تمام جبهه‌ها آغاز نموده و تاکنون خساراتی نیز به نیروهای مسلح وارد نموده است. با وجود تلفات و ضایعاتی که به دشمن وارد گردیده، مع‌هذا دستورات جزء به جزء جهت آگاهی و اقدام لازم اعلام می‌گردد.

2. اجرا

الف) نیروی زمینی: بر اساس مأموریت (طرح ابوذر)، زمین و دشمن و توانایی‌های خودی، با استفاده از نیروهای مردمی ترجیحاً عشایر، از مرزهای کشور دفاع نمایید تا آثار تجاوز را از بین ببرید. مرز را ترمیم نمایید، آماده باشید که پس از کسب برتری هوایی و فراهم شدن شرایط آفندی، به خاک کشور عراق تعرض نمایید. بدیهی است که اقدامات آن نیرو بر اساس اصول هدف، تعرض، سادگی، وحدت فرماندهی، تأمین، صرفه‌جویی در قوا، مانور و تفرقه خواهد بود.

ب) نیروی هوایی: با استفاده از حداکثر امکانات، برتری هوایی را کسب نمایید. تعدادی سورتی پرواز با هماهنگی نیروی زمینی و دریایی جهت پشتیبانی از یگان‌های رزمنده در اختیار آن نیروها قرار دهید.

پ) نیروی دریایی: کلیه مراحل طرح ذوالفقار را اجرا نمایید.

3. متفرقه: ندارد.

امضاء جانشین رئیس ستاد مشترک

گیرندگان: نزاجا، نهاجا، نداجا، معاون هماهنگ‌کننده و 5 نفر افسران اداره سوم.

 

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده