نبردهای خرمشهر و آبادان(16)
مسافت بین شلمچه تا شهر خرمشهر حدود 17 کیلومتر است و با توجه به برتری نسبی توان رزمی ارتش عراق به ارتش ایران که حدود چهار به یک بود، نیروهای زرهی و مکانیزه عراق برآورد میکردند در ظرف یک روز به کنار شهر خرمشهر برسند و در مدت دو یا سه روز خرمشهر را اشغال کنند و با عبور از پل خرمشهر ـ آبادان، جزیره آبادان را نیز در ظرف چند روز اشغال نمایند، به نحوی که در مدت یک هفته، ارتش عراق به مهمترین هدف سیاسی نظامی خود که اشغال تمام کرانه شمالی اروندرود بود، دسترسی پیدا کند.

بخش چهارم: نبرد در خرمشهر و آبادان

به دنبال حملات هوایی نیروهای متجاوز عراق در 31 شهریورماه، تهاجم عمومی نیروی زمینی عراق از سحرگاه روز اول مهرماه1359 در تمام جبهه‌های جنگ به طور هم‌زمان آغاز گردید. لشکرهای زرهی و مکانیزه عراق از شلمچه، پاسگاه کیلومتر35، کوشک، طلائیه، سوبله، فکه، ربوط، چیلات در جبهه عملیات جنوب وارد سرزمین ما شدند و با نیروهای مرزی ما درگیر گشتند و به سمت هدف‌های حساس و حیاتی در خاک کشور ما که به ترتیب از جنوب به شمال خرمشهر و آبادان، اهواز و سوسنگرد، شوش و دزفول بود پیشروی نمودند. رزم‌آوران ما در نبردی نامتعادل با دشمن متجاوز در جبهه‌ها، مبارزه‌ای سخت و خونین را پذیرا شدند و در مقابل تهاجم نیروهای متجاوز عراق با حداکثر توان خود مقاومت کردند و برگ‌های زرینی بر تاریخ کشور کهنسال ما افزودند. ما در این بخش، به نبردهایی که در یک ماه جنگ بین مدافعین میهن اسلامی ما و نیروهای متجاوز عراق در منطقه عملیات خرمشهر و آبادان انجام گرفت، می‌پردازیم.

تهاجم اولیه دشمن در این منطقه نبرد از شلمچه آغاز شد. علت این تصمیم دشمن آن بود که محور شلمچه ـ خرمشهر نزدیک‌ترین و ساده‌ترین محور وصولی از بصره به خرمشهر بود. مسافت بین شلمچه تا شهر خرمشهر حدود 17 کیلومتر است و با توجه به برتری نسبی توان رزمی ارتش عراق به ارتش ایران که حدود چهار به یک بود، نیروهای زرهی و مکانیزه عراق برآورد می‌کردند در ظرف یک روز به کنار شهر خرمشهر برسند و در مدت دو یا سه روز خرمشهر را اشغال کنند و با عبور از پل خرمشهر ـ آبادان، جزیره آبادان را نیز در ظرف چند روز اشغال نمایند، به نحوی که در مدت یک هفته، ارتش عراق به مهم‌ترین هدف سیاسی نظامی خود که اشغال تمام کرانه شمالی اروندرود بود، دسترسی پیدا کند.

همان‌گونه که در بررسی وضعیت زمین این منطقه نبرد بیان شد، در این معبر وصولی، در مقابل نیروهای مهاجم عراق، تنها مانع نهر عرایض بود. اگر نیروهای عراقی موفق می‌شدند پل روی این نهر را در مسیر جاده شلمچه ـ خرمشهر سالم تصرف کنند، این مشکل نیز حل می‌شد. ضمن اینکه طول این آبگیر در مقابل حرکت نیروهای عراقی فقط حدود پنج کیلومتر بود و نیروهای عراقی می‌توانستند این مانع را از سمت شمال آبگیر دور بزنند و از جاده اهواز ـ خرمشهر به شهر خرمشهر نزدیک شوند.

 با توجه به این نکات که بیان شد، طراحان نظامی عراق برآورد کرده بودند که به سادگی می‌توانند خرمشهر را اشغال نمایند. البته یک عامل انسانی هم در این برآورد طراحان نظامی عراق خیلی خوشبینانه به نفع عراق در نظر گرفته شده بود و آن عرب‌زبان بودن عده‌ای از ساکنین این منطقه بود.

نظر به اینکه در سال 1358 و اوایل سال 1359، که انقلاب اسلامی ایران مراحل پیروزی خود را طی می‌کرد، عناصر مخالف معدودی که غالباً عوامل نفوذی حکومت بعثی عراق بودند، دست به اقدامات خرابکاری و براندازی در منطقه خرمشهر و اهواز زدند، این اقدامات جزئی سبب فریب تحلیل‌گران سیاسی عراق شد و آنان تصور کردند که به محض حرکت نیروهای نظامی عراق به سمت خرمشهر و اهواز، عوامل خرابکار داخلی ایران نیز در این منطقه از پشت به ملت ایران خنجر خواهند زد و نیروهای مدافع ایران را از پای درخواهند آورد و پیروزی نیروهای عراقی را تسهیل خواهند کرد.

غافل از آنکه بعد از تهاجم عمومی عراق، تمام ملت ایران علیه این متجاوز متحد خواهند شد. چنان‌که همین وضع پیش آمد و بعد از تهاجم نیروهای متجاوز عراق به خوزستان هیچ‌گونه اقدام براندازی و خرابکاری در خوزستان انجام نگرفت. اگر کسانی بودند که از نظر عقاید سیاسی با حکومت اسلامی ایران مخالف بودند، ولی آنان به هیچ وجه با حاکمیت کلی ایران مخالف نبودند؛ لذا وقتی که حاکمیت کلی ایران مطرح شد، آنها نیز به آغوش تمام ملت ایران بازگشتند و نتیجه این برآورد تحلیل‌گران عراق نیز به کلی غلط از آب درآمد. هنگامی که نیروهای متجاوز عراق از مرز غربی ایران وارد خوزستان شدند، تمام ملت ایران یکپارچه علیه این تجاوز جوانمردانه قیام کردند.

حوادث روز 31 شهریور سبب آمادگی کامل نیروهای ایران در مواضع پدافندی نزدیک مرز شد. در مرز شلمچه، نیروهای متجاوز عراق تلاش کردند قبل از پایان روز 31 شهریور پاسگاه مرزی را اشغال کنند و راه را برای پیشروی روز بعد یا همان شب به سمت خرمشهر هموار سازند، ولی مدافعین پاسگاه موفق شدند نیروهای جلودار دشمن را در حوالی پاسگاه شلمچه عقب برانند و پاسگاه را نگه‌دارند.

حوادث روز اول مهرماه

در آغاز روز اول مهرماه، نیروهای دشمن تلاش کردند پاسگاه‌های مرزی حدود و شلمچه و 25 و کوشک را اشغال نموده و خط پوششی دژ را درهم بشکنند و به سرعت به سمت شرق پیشروی نمایند. اما مدافعین ما با وجود کمبود استعداد رزمی با همان قدرت کمی که داشتند در مقابل نیروهای جلودار دشمن دفاع سرسختانه‌ای کردند و موفق شدند نیروهای دشمن را به وحشت اندازند، به نحوی که در ساعات اولیه حمله، احساس شد نیروهای جلودار دشمن مجبور به عقب‌نشینی شدند.

قرارگاه‌های عمل‌کننده، این عدم موفقیت اولیه دشمن را به لشکر گزارش دادند و طبعاً سبب خوشحالی فرماندهان ایرانی شد. اما طبیعی بود که این خوشحالی نمی‌توانست چندان به طول بیانجامد، زیرا توان رزمی نیروهای ایران نسبت به نیروهای دشمن خیلی کم بود. برای روشن شدن این وضع کافی است با آماری که لشکر92 زرهی در اول مهرماه گزارش کرده توجه شود.

 طبق این آمار، استعداد پرسنلی یگان‌های سازمانی و زیر امر لشکر که در آغاز جنگ در خوزستان گسترش داشتند 20689 نفر بود، در حالی که آمار موجودی لشکر 9241 نفر را نشان می‌داد. وضعیت وسایل و تجهیزات نیز در سطحی بالاتر از وضعیت پرسنلی نبود. این لشکر در محور شلمچه ـ خرمشهر ـ آبادان با این وضعیت در مقابل تهاجم دو لشکر مجهز و ورزیده مکانیزه و زرهی ارتش متجاوز عراق قرار گرفت. به این علت، نیروهای متجاوز عراق با تلاش زیاد موفق شدند در اوایل اولین روز حمله عمومی به نیروهای پوششی ما در نزدیکی خط مرز فشار شدید وارد کنند و در منطقه نبرد غرب خرمشهر پاسگاه مرزی شلمچه را اشغال نمایند.

هم‌زمان با فشار نیروهای مانوری دشمن در مرز شلمچه، آتش سنگین دشمن از جنوب اروندرود بر تمام منطقه خرمشهر و آبادان روانه گردید. به طوری که در خرمشهر، در ساعات اولیه، 60 نفر از هم‌میهنان ما شهید و بیش از 110 نفر مجروح شدند. با اشغال شلمچه به وسیله نیروهای عراق، ستاد مشترک از نیروی هوایی خواست نیروهای دشمن را در غرب شلمچه بمباران کند تا فشار بر مدافعین در این محور کمتر شود و شاید بتوانند با حمله متقابل، پاسگاه شلمچه را از اشغال دشمن خارج سازند، اما این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب نرسید و آثار ظاهری عدم توازن نیروهای خودی و دشمن ظاهر گشت.

یک نکته حائز اهمیت در کاهش توان رزمی نیروهای ما نامناسب بودن مواضع پدافندی بود. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، نیروهای مدافع ما در منطقه عملیات خوزستان، به ویژه منطقه غرب خرمشهر، مواضع پدافندی مناسبی نداشتند و از سنگر و حفاظ و جان‌پناه مناسب بی‌بهره بودند و اصولاً آرایش مواضع پدافندی به مفهوم کلاسیکی آن انجام نگرفته بود. خطوط پدافندی در عمق ایجاد نشده بود، لذا در دشت باز غرب خوزستان به ویژه غرب اهواز و خرمشهر هدایت عملیات دفاعی بسیار مشکل بود، زیرا نقاط اتکائی وجود نداشت تا با تکیه بر آنها در نقاط مختلف دفاع شود. تسهیلات مهندسی نیز در اختیار واحدها نبود تا سریعاً مواضع مناسب با احداث خاکریز ایجاد نمایند.

 این شرایط نامناسب پدافندی سبب شدند که دشمن بتواند با یک فشار شدید، خط پوششی نیروهای ما را در مدت چند ساعت بشکند و پاسگاه‌های مرزی را اشغال کند. در مراحل اولیه، تنها روزنه امید عناصر رزمنده زمینی ما پشتیبانی نیروی هوایی بود که می‌توانست از بالای سر آنها به دشمن بتازد و ضرباتی به دشمن وارد کند تا عناصر زمینی بتوانند فرصتی برای تجدید قوا و آمادگی جهت ادامه دفاع پیدا کنند.

به همین علت، از همان ساعات اولیه نبرد، عناصر نیروی زمینی به نیروی هوایی روی آوردند و لشکر92 زرهی گزارش داد، یگان‌ها در معرض خطر درهم شکسته شدن هستند، چنانچه پشتیبانی هوایی مؤثر به عمل نیاید و واحدهای تقویتی نرسند، وضعیت نیروهای خودی بحرانی خواهد شد، ولی در آن شرایط بحرانی، مسلماً اعزام نیروی تقویتی یا تخصصی، بیش از چند پرواز هوایی به منطقه جنوب امکان‌پذیر نبود. مدافعین میهن ما مجبور بودند با همان توان رزمی ضعیفی که در اختیار داشتند با دشمن مبارزه کنند.

مسلماً هر نیرویی تا حدی می‌تواند در مقابل نیروی مخالف مقاومت کند و اگر فشار از حد بگذرد مقاومت شکسته می‌شود. همین وضع برای نیروهای مدافع مرزی ما پیش آمد و آنها قادر نبودند بیش از حداکثر توان خود مقاومت کنند؛ لذا نیروهای مهاجم موفق شدند در غرب خرمشهر، واحدهای پوششی ما را عقب برانند یا نابود سازند و وارد سرزمین ما شوند و به خط دژ که در سه کیلومتری ‌شرق خط مرز بود نزدیک شوند، اما فشار دشمن در غرب خرمشهر همچنان در محور شلمچه بود؛ لذا اولین گزارشی که از وضعیت دژهای منطقه شلمچه رسید حاکی از این بود که دژهای شماره 4 و 5 و 6، که در نزدیکی این محور قرار داشتند، به اشغال دشمن درآمدند. نیروی هوایی ایران در ساعت 1550 با دو فروند هواپیما، به نیروهای دشمن در منطقه شلمچه حمله کرد، اما این حملات لحظه‌ای نمی‌توانست سبب انهدام نیروهای دشمن یا عقب راندن آنها گردد. برای عقب راندن دشمن، فقط نیروی زمینی لازم است که در آن زمان مقدور نبود.

 در ساعات اولیه نبرد در منطقه غرب خرمشهر، دشمن که با مقاومت رزمندگان ما مواجه شد، بر شدت آتش توپخانه خود به تأسیسات اقتصادی آبادان و خرمشهر افزود، ضمن اینکه حملات هوایی را در تمام خوزستان تشدید کرد. به توپخانه دوربرد ایران دستور داده شد متقابلاً تأسیسات اقتصادی بصره و فاو را زیر آتش سنگین خود قرار دهد. نبرد توپخانه‌ها از همان آغاز جنگ به صورت یک عنصر بسیار مهم جنگ درآمد.

مقامات شرکت نفت در ساعت 1430 اعلام کردند دشمن تمام مناطق نفتی و اسکله‌های آبادان و خرمشهر را زیر آتش گرفته و امکان هرگونه فعالیت برای خاموش کردن آتش را از بین برده است. نظر دادند اگر وضع به همین نحو پیش برود، انهدام کامل تأسیسات نفت آبادان قطعی است.

در گزارشی که لشکر92 زرهی در ساعت 1800 فرستاد، اعلام کرد نبرد در تمام جبهه‌ها به شدت ادامه دارد. اغلب پاسگاه‌های مرزی سقوط کرده‌اند. یک کشتی تعمیراتی ایران در مقابل بندر آبادان به تصرف افراد عراقی درآمد. دو فروند کشتی تجارتی بنگلادشی در اسکله18 مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و آتش‌سوزی ایجاد شد.

در تعقیب این گزارش، در ساعت 2335، لشکر اعلام کرد به استناد گزارش ستاد عملیات جنوب (اروند) یک کشتی لایروبی عراق منهدم شد. در اسکله‌های 4 و 7 و 18، آتش‌سوزی رخ داد. پنج مخزن نفت در تانک فارم آبادان آتش گرفت که خاموش کردن آتش امکان‌پذیر نشد. بالأخره آخرین خبر حاکی بود که هشت دستگاه تانک واحد خودی که در شلمچه مستقر بودند، هنگام عقب‌نشینی در گل فرو رفته‌اند. گرچه محل دقیق این حادثه روشن نیست، ولی به نظر می‌رسد این تانک‌ها هنگام عقب‌نشینی وارد نهر عرایض، در حالت جزر شده باشند و در گل و لای رودخانه مانده باشند، یا اینکه قسمتی از زمین منطقه در طرفین جاده شلمچه ـ خرمشهر را آب گرفته بود و تانک‌های خودی در حین حرکت وارد آن منطقه شده باشند.

در ساعت 1345 روز اول مهر، قرارگاه اروند گزارش داد از 16 دستگاه تانک گروهان تانک مستقر در محور شلمچه، فقط چهار دستگاه سالم باقی مانده و بقیه آسیب دیده‌اند. در ساعت 1355، از طرف وزارت نفت، نامه‌ای به ستاد مشترک ارسال شد، که در آن وضعیت نامساعد دفاعی تأسیسات آبادان و شروع تقویت واحدهای دفاعی آن یادآوری شده بود، اما شرایط به نحوی بود که امکان هرگونه تقویتی در آن روز از بین رفته بود، فقط نیروهای ما می‌توانستند به عنوان عمل متقابل، تأسیسات اقتصادی دشمن را زیر آتش بگیرند و منهدم سازند.

نبرد ساعت به ساعت شدت می‌یافت. در ساعت 1600، قرارگاه اروند گزارش داد: آتش دشمن بر روی پالایشگاه آبادان تشدید شده، اغلب تأسیسات آتش گرفته‌اند. بندر در حال سوختن است و پایگاه دریایی خرمشهر نیز زیر ضربات سنگین توپخانه دشمن قرار دارد. دشمن موفق شد از شلمچه پیشروی کند و تا سه کیلومتری مرز وارد سرزمین ما گردد و پاسگاه‌های دیگر در خطر سقوط هستند. در نیروهای ما کمبود تانک و توپخانه کاملاً مشهود است. مهمات جنگ‌افزارها در شرف اتمام است و پشتیبانی هوایی کافی نمی‌باشد.

در این زمان، شهربانی آبادان نیز تلفات انسانی را 7 نفر شهید و 90 نفر مجروح اعلام کرد و اضافه نمود که حرکت یگان‌های زرهی عراق در جنوب اروندرود از فاو به سمت بصره مشاهده شده است. در صورت صحت این خبر، به نظر می‌رسد که طرح نیروهای عراقی در ابتدا این بوده که در مقاومت شدید نیروهای ایران در مرز غربی خرمشهر تلاش کنند در اروندرود از رودخانه عبور کنند و آبادان را تصرف نمایند، ولی با شکستن مقاومت نیروهای ما در غرب خرمشهر، نیروهای عراقی نیازی به عبور از رودخانه احساس نکردند و تلاش خود را متوجه وارد شدن از مرز خاکی به سرزمین ایران قرار دادند.

حملات اولیه نیروهای متجاوز عراق و سقوط پاسگاه‌های مرزی ایران، مسئولین نظامی را بیش از پیش متوجه جدی بودن تهدید نظامی عراق کرد. لذا در ساعت 1622 روز اول مهرماه، ستاد مشترک پس از بررسی وضعیت نبرد به این نتیجه رسید اگر با نیروی هوایی ایران جلو پیشروی نیروی زمینی عراق گرفته نشود، سقوط خوزستان جدی است؛ لذا به نیروی هوایی با این جمله دستور پشتیبانی داد که بعد از سقوط خوزستان، پشتیبانی‌های معموله نوش‌دارو پس از مرگ سهراب خواهد بود. به علت همین احساس در روزهای اول نبرد، حداکثر تلاش نیروهای مسلح ایران صرف بهره‌گیری از پشتیبانی هوایی گردید و نیروی هوایی ایران در اجرای وظیفه مقدس نظامی خود با حداکثر توان وارد میدان کارزار شد و در حد توان خود بیشترین سهم را در آهسته‌تر کردن پیشروی دشمن و وادار به توقف کردن او به خود اختصاص داد.

در آغاز نبرد، اخبار نادرست نگران‌کننده‌ای هم می‌رسید که احتمالاً به وسیله عوامل ستون پنجم یا عناصر ضدانقلاب داخلی منتشر می‌شد. در ساعت 1645، به نیروی دریایی ایران اطلاع داده شد نیروهای عراقی از اروندرود گذشته و وارد آبادان شده‌اند، در حالی که چنین خبری به هیچ وجه صحت نداشت.

اما بعد از اینکه جنگ آغاز شد، مقامات مسئول به فکر بسیج نیروها افتادند. قبلاً در این باره مطالبی بیان شده است. نمونه این وضع را در پیام استاندار خوزستان به ستاد مشترک ملاحظه می‌کنیم. استاندار خوزستان در ساعت 1730 روز اول مهرماه، تلگرامی به ستاد مشترک ارسال نمود که مفاد آن چنین بود: قبلاً قرار بود لشکر92 زرهی جهت بسیج مردمی و پارتیزانی امکانات و مهمات لازم را در اختیار بگذارد و دستورالعملی هم در این رابطه صادر شده بود، ولی امروز که لازم است از تفنگ‌های ام1 و نارنجک و مهمات نظیر آن برای جنگ‌های چریکی و سرکوب متخاصمینی که وارد خاک ایران شده‌اند استفاده شود، متأسفانه می‌گویند شورای فرماندهی دستورالعمل را لغو کرده است.

 در این پیام اضافه شد که تیپ‌های مستقر در دشت آزادگان فرماندهی ندارند. فرمانده تیپ3 تیر خورده و فرمانده تیپ1 نیز وضع خوبی ندارد. کمی توجه در این پیام و پیام‌های نظیر آن می‌تواند وضعیت آن روز ارتش ایران را از نظر سیستم فرماندهی و دخالت مقامات غیرنظامی و وضعیت آمادگی رزمی بیان کند که از بحث آن می‌گذریم، اما یک نکته حائز اهمیت که در این پیام به آن اشاره شده، بسیج مردمی است که معلوم می‌شود تا آن روز انجام نگرفته بود.

با شدت گرفتن حملات نیروهای متجاوز عراق، جدی بودن خطر در سایر مقامات نیز احساس شد. وزارت نفت به ستاد مشترک اعلام خطر کرد که با تهدید عراق در آبادان و خارک امکان دارد، ایران از قسمت مهمی از منابع نفتی خود محروم شود؛ لذا از ارتش خواست برای دور کردن تهدید از این مناطق حیاتی اقدام جدی به عمل آورند.

طبق اطلاعاتی که از منابع خبری عراق می‌رسید، تبلیغات داخلی عراق از اول مهرماه فعال شد و اخبار جنگ با تحریفات و اغراق‌گویی‌هایی پخش و منتشر می‌شد. در ساعت 1850، فرمانده منطقه فاو عراق خبر داد در روز اول مهرماه، پدافند هوایی فاو هفت فروند هواپیمای ایران را سرنگون کرده، پالایشگاه آبادان منهدم شده، یک فروند هواپیمای ایران در منطقه ذیقار سرنگون و خلبان آن دستگیر شده و پاسگاه شلمچه در ساعت 1400، به اشغال نیروهای عراقی درآمده است.

به هر حال، نبردی درگرفته بود که نتیجه آن کشتار و انهدام بود. کم یا زیاد بودن تعداد و مقدار در اصل موضوع تغییری نمی‌داد. از طرف نیروهای ایران نیز آتش متقابل از کرانه اروندرود به تأسیسات کشور عراق در جنوب اروندرود اجرا می‌شد و خساراتی وارد می‌کرد. با توجه به حجم زیاد آتش نیروهای عراق، این خسارات در ایران زیادتر بود. چنان‌که شهربانی خرمشهر در ساعت 1920 اطلاع داد در شهر خرمشهر صدها نفر شهید و مجروح شده‌اند. آب و برق شهر قطع شده، مردم در حال تخلیه شهر هستند و مایحتاج عمومی در شهر کمیاب شده است. مردم منتظر کمک مقامات مسئول هستند. بدین ترتیب، در همان روز اول جنگ، مشکلات سخت در مناطق مسکونی و بین مردم غیرنظامی آشکار شد که تلفات و خسارات مردم و تأسیسات غیرنظامی، بیشتر از تأسیسات نظامی بود.

در گزارشی که لشکر92 زرهی ارسال داشت، نشان می‌داد در خرمشهر دکل بزرگ نیروی دریایی منهدم شد. تعداد تلفات که به بیمارستآنها تخلیه شده بودند 48 نفر شهید و 87 نفر مجروح بودند. با آغاز تاریکی شب، از شدت نبرد کاسته شد و نیروهای مهاجم عراق که در محور شلمچه به سمت خرمشهر پیشروی می‌کردند، نتوانستند از حوالی مرز چندان فراتر روند و مجبور به توقف گردیدند، ولی آتش شدید دشمن همچنان بر روی مردم بی‌دفاع خرمشهر فرو می‌ریخت و کودکان بی‌گناه را به شهادت می‌رساند.

 در ساعت 2150، شدت آتش بیشتر شد و به نظر رسید که نیروهای دشمن در نظر دارند شبانه به پیشروی خود به سمت خرمشهر ادامه دهند؛ لذا از نیروی هوایی درخواست شد مواضع دشمن را در محور شلمچه بمباران کند. بالأخره آخرین وضعیت منطقه عملیات خرمشهر در ساعت 2300 روز اول مهرماه چنین اعلام شد که پاسگاه کیلومتر25 هنوز مقاومت می‌کند. یک دسته تقویت‌شده با تفنگ106میلی‌متری در پاسگاه حدود دفاع می‌کند و حدود 100 تا 150 دستگاه خودرو زرهی دشمن در منطقه شلمچه موضع گرفته‌اند، ولی هنوز پیشروی را آغاز نمی‌کنند و فعلاً اوضاع آرام شده است.

 سپاه پاسداران نیز در ساعت 2325 گزارش داد در منطقه شلمچه نیروهای خودی موفق شده‌اند نیروهای دشمن را به عقب برانند. درگیری در تمام مرز به شدت ادامه دارد. بررسی این پیام‌ها نشان می‌دهد که با وجود برتری کامل دشمن در روز اول جنگ، نیروهای دشمن موفقیت چندانی کسب نکردند و نتوانستند مقاومت نیروهای ایران را در خط مرز در هم بشکنند و مجبور به توقف در مواضع نزدیک مرز شدند.

طبق خصوصیات تمام جنگ‌ها، معمولاً در روز اول جنگ نابسامانی‌‌هایی مشاهده می‌شود و آشفتگی‌هایی در بعضی موارد پیش می‌آید و تعدادی از افراد رزمنده که برای اولین بار با حقایق کشت و کشتار جنگ مواجه می‌شوند، خونسردی و کنترل خود را از دست می‌دهند. در این جنگ نیز، چنین حالتی در بعضی از یگان‌ها ، از جمله گردان151 دژ ایجاد شد. عناصر این گردان به صورت گروه‌های 10 نفری در طول مرز غرب خرمشهر گسترش داشته و واحدهای رزمی قابل ملاحظه‌ای هم در مواضع عقب‌تر از آنها مستقر نبود؛ لذا هنگامی که این دژها تحت فشار شدید نیروهای عراق قرار گرفتند، تعدادی از پرسنل دژها به صورت ناهماهنگ دژها را ترک کرده و عقب‌نشینی نمودند.

این عمل پرسنل دژها در قرارگاه فرماندهی خرمشهر به عنوان شورش تعبیر شد. در حالی که اساساً چنین نبود، بلکه یک عقب‌نشینی نامنظم بود که به زبان عامیانه حالت فرار داشت و در اصطلاح تاکتیک نظامی عمل رهایی بود. به این علت، ستاد قرارگاه خرمشهر که عمدتاً از افسران نیروی دریایی بودند، به مقامات بالای فرماندهی گزارش دادند افراد گردان151 دژ شورش کرده‌اند.

در حالی که در بررسی‌های بعدی خواهیم دید همان افراد تا آخرین حد توان خود در دفاع از خرمشهر سهیم شدند. چنین گزارش‌هایی، خود دلیل بر عدم خونسردی بعضی از فرماندهان در آغاز جنگ بود، که معمولاً به وجود می‌آید، اما منکر این حقیقت نمی‌توان شد که شرایط کلی روانی و کنترل و فرماندهی که در آغاز جنگ بر نیروهای ما حکم‌فرما بود، حالت عدم خونسردی در نتیجه ضعف فرماندهی را تشدید می‌کرد و افراد رده پایین نیز آمادگی روانی کافی برای جنگ نداشتند.

هم‌زمان با یورش نیروهای زمینی عراق از محور شلمچه به طرف خرمشهر و نبرد سنگین توپخانه در طرفین اروندرود، خلیج فارس نیز شاهد نبردهای هوایی سختی بین نیروهای ایرانی و عراقی بود. پس از عدم موفقیت نیروی هوایی عراق در 31 شهریور، در حمله به مناطق داخلی ایران در اولین روز جنگ، نیروی هوایی عراق تلاش کرد بیشترین ضربات را به نیروی دریایی و تأسیسات بندری ایران در خلیج فارس وارد سازد، اما در این تلاش هوایی ‌نیز ناموفق شد.

طبق گزارش‌های پایگاه‌های دریایی و هوایی ایران در خلیج فارس و کرانه آن در روز اول مهرماه، 11 فروند هواپیمای میگ و شش فروند ناوچه اوزا متعلق به ارتش عراق در نبردهای هوایی و دریایی منهدم شد. ناوچه ماهان ایران مورد حمله هوایی دشمن قرار گرفت. نیروی دریایی ایران کنترل کامل تنگه هرمز را در دست گرفت. ناو آرتیمیز دچار نقص فنی شد و به بندرعباس مراجعت کرد. در جریان نبرد منطقه3 دریایی خرمشهر، به دکل مخابرات و تأسیسات شرکت نفت و ساختمآنها و تأسیسات خسارات فراوانی وارد شد.

در بررسی مسئله فرماندهی منطقه عملیات خرمشهر، مشکلات فرماندهی بیان شد. با آغاز جنگ، این مشکل به نحو بارزی مشهود گردید و فرمانده منطقه دریایی خرمشهر از لشکر خواست تعدادی افسر نیروی زمینی برای اداره ستاد عملیات جنوب اعزام کند.

 لشکر نیز سرهنگ پورمهران معاون توپخانه لشکری را به عنوان نماینده لشکر به ستاد اروند اعزام نمود، اما خود این افسر نیز افسر توپخانه بود، فقط تخصص توپخانه را داشت و طبعاً اطلاع چندانی از هدایت یگان‌های مانوری که هسته مرکزی میدان نبرد می‌باشد (زرهی و پیاده و مکانیزه) نداشت، اما خود فرماندهی و ستاد لشکر نیز وضعی بهتر از ستاد اروند نداشت. چنان‌که نیروی زمینی بعد از آغاز جنگ یک افسر برای فرماندهی لشکر و چند افسر زرهی برای فرماندهی تیپ‌ها و افسران ستاد لشکر به خوزستان اعزام نمود.

فرمانده لشکر از روز سوم مهر و سایر افسران از روز ششم مهر در محل مأموریت خود حاضر شدند. ما چگونگی سیستم فرماندهی و کنترل را در بخش دوم بیان کرده‌ایم. در کتاب مربوط به عملیات غرب اهواز و سوسنگرد که قرارگاه لشکر92 زرهی در آن حضور داشت، به تفصیل در این باره صحبت شده است. به هر حال، روز اول جنگ عمومی با حوادث ناملایمی به پایان رسید، در حالی که در منطقه عملیات خرمشهر، هنوز مدافعین میهن اسلامی ما با وجود آن همه مشکلات، توانستند جلو پیشروی نیروهای عراق را در حوالی مرز سد نمایند.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

عکس: نبردهای اول جنگ در خرمشهر. ترجیحا عکی تفنگداران دریایی ارتش و لا نیروی زمینی ارتش کار شود

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده