نبردهای خرمشهر و آبادان(15)
ولی با همان مقدورات خود، قدرت رزمجویی و میل به جنگ و اراده خللناپذیر برای دفاع از شرف و حیثیت ملت ایران و تمامیت ارضی میهن اسلامی خود را به دشمن متجاوز نشان میدادند و با همان جنگافزارهای مختصری که داشتند، که عمدتاً شامل تفنگ و تعدادی آرپیجی7 و محدودی تفنگ106 میلیمتری بود، و با یک آتشبار توپخانه که در جبهه 30 کیلومتری پشتیبانی میشدند و در مقابل لشکرهای زرهی و مکانیزه عراق مقاومت میکردند و با همان یک آتشبار توپخانه، پاسخ آتش چندین گردان توپخانه دشمن را میدادند.

از اواخر روز 31 شهریور و متعاقب حملات هوایی عراق به شهرهای داخلی و مرزی ایران، تلاش نیروی زمینی عراق نیز آغاز شد و مواضع نظامی و تأسیسات غیرنظامی ایران در نزدیکی مرز زیر آتش سنگین نیروهای عراقی قرار گرفت که از نظر نظامی، آتش تهیه قبل از حمله محسوب می‌شد و نیروی هوایی عراق نیز در این آتش تهیه شرکت داشت، چنانچه در ساعت 1800، شهر مرزی مهران و مناطق مرزی بستان در زیر آتش سنگین زمینی و هوایی دشمن قرار گرفت و حرکت لشکرهای عراقی به طرف مرز آغاز شد. در ساعت 1800، سقوط سه فروند میگ عراقی مورد تأیید مقامات اطلاعاتی ایران قرار گرفت. در ساعت 1810، خرمشهر و آبادان برای سومین بار در روز جاری بمباران شدند. در ساعت 1900، اولین اعلامیه ستاد نیروهای مسلح عراق بدین شرح از رادیو بغداد اعلام شد:

 در ساعت 1200 روز جاری، پایگاه‌های نظامی و غیرنظامی ایران به شرح زیر مورد تهاجم نیروی هوایی عراق قرار گرفت:

فرودگاه مهرآباد، فرودگاه شیراز، فرودگاه بوشهر، فرودگاه دزفول، فرودگاه همدان، فرودگاه اصفهان، فرودگاه تبریز، فرودگاه امیدیه، فرودگاه کرمانشاه، فرودگاه اهواز.

ضمناً خساراتی که به عراق وارد شده عبارت است از:

یک فروند هواپیما به علت نقص فنی سقوط کرده و یک هواپیما در خاک عراق سقوط کرده که خلبان آن سالم به زمین فرود آمده است. این اعلامیه شماره1 عراق، خود بهترین اعتراف بر آغاز جنگ به وسیله دولت عراق است.

گرچه حملات اولیه هوایی خسارات جدی به بار نیاورد، ولی روند حوادث چنین نشان می‌دهد که اثرات روانی آن در مناطق مرزی حائز اهمیت بوده است. به عنوان مثال، لشکر92 زرهی ضمن گزارش وضعیت حملات هوایی و زمینی عراق، گزارش داد؛ در ساعت 1905 ارتش عراق در پایگاه هوایی دزفول نیرو پیاده می‌کند و نیروی زمینی دستور داد؛ هرجا نیروهای عراقی پیاده شوند، قویاً نابود گردند. در صورتی که نه تنها در آن روز، بلکه در طول جنگ، ارتش عراق هرگز جرئت پیاده کردن نیرو در پشت خط جبهه را پیدا نکرد. اما ارسال چنین گزارشی حاکی از نگرانی فرمانده لشکر است که مسئولیت منطقه عملیاتی تمام خوزستان را به عهده داشت.

یک موضوع حائز اهمیت که آغاز برخوردهای مرزی به صورت روش جاری درآمد و در طول جنگ ادامه پیدا کرد، روش ناپخته گزارش‌ها بود که تقریباً در تمام گزارش‌ها با وجود مشهودات عینی، تلفات و خسارات یا اصولاً اعلام نمی‌شد و به بررسی‌ها موکول می‌گردید و یا اینکه گزارش‌های تلفات و خسارات ناقص و یا اغراق‌آمیز بود، که نمونه آن را در گزارش شهربانی کرمانشاه می‌بینیم.

طبق این گزارش، حدود ساعت 1430 روز 31 شهریور، چهار فروند میگ عراقی به فرودگاه کرمانشاه حمله کرده و در فرودگاه آتش‌سوزی رخ داد و تعدادی از کارگران فرودگاه شهید شدند و ستوان‌یکم شهربانی آزادی، رئیس پاسگاه فرودگاه از ناحیه دست آسیب دید. در پایان گزارش، بیان شد مشروح جریان و تلفات و خسارات جانی و مالی متعاقباً اعلام خواهد شد. در حالی که فرودگاه کرمانشاه یک محوطه مشخص و کوچکی بود و اثرات حمله به سادگی قابل تشخیص بود.

نکته دیگر که در آغاز جنگ به طور غیرمنطقی نمایان شد، توقعات فرماندهان زمینی از پشتیبانی نیروی هوایی بود و فرماندهان یگان‌های زمینی انتظار داشتند هرگونه تهدید نیروی زمینی دشمن با پشتیبانی هوایی خنثی شود که نمونه آن را در این گزارش لشکر92 زرهی مشاهده می‌کنیم. لشکر گزارش داده: با وجود حملات سخت زمینی و هوایی دشمن به پاسگاه‌های مرزی، درخواست پشتیبانی هوایی شده، ولی تا ساعت 1935 هواپیماهای خودی برای پشتیبانی پاسگاه‌های مرزی وارد عمل نشده‌اند. در نتیجه، پاسگاه سوبله با تلفات بسیار سنگین سقوط کرده است و 80 دستگاه تانک عراقی در این پاسگاه مستقر شده‌اند. در این باره باید گفت یک پاسگاه مرزی حتی گنجایش گسترش هشت دستگاه تانک را ندارد. دوم اینکه معمولاً پشتیبانی نزدیک هوایی در رده تیپ و بالاتر انجام می‌گیرد، نه یک پاسگاه ژاندارمری چند نفری و این روش در اوایل جنگ اجرا می‌شد که انگیزه آن کمبود توان رزمی نیروی زمینی بود.

در منطقه عملیات خرمشهر و آبادان از همان آغاز تهاجم عراق، بزرگ‌ترین خسارت به پالایشگاه آبادان وارد شد و دو دستگاه تلمبه‌خانه بارگیری آتش گرفت. خاموش کردن آتش با وسایل آتش‌نشانی موجود در پالایشگاه امکان‌پذیر نشد. بیشترین آتش زمینی دشمن از کرانه دور اروندرود به تأسیسات نفت آبادان و تأسیسات دریایی و ترمینال و گمرک خرمشهر روانه گردید، اما فشار نیروهای مانوری دشمن در مرز زمینی از شلمچه آغاز شد و نیروهای دشمن در بعدازظهر روز 31 شهریور، تلاش کردند شلمچه را اشغال کنند؛ لذا تا ساعت 1800 این پاسگاه را محاصره کردند و نیروهای مدافع پاسگاه که ترکیبی از عناصر نیروی زمینی، ژاندارمری و سپاه پاسداران بودند، تلاش کردند نیروهای عراقی را عقب برانند که در پایان روز 31 شهریور، موفق شدند نیروهای دشمن را از حوالی پاسگاه دور سازند.

بیان این‌گونه حوادث جزئی به این منظور است که نشان داده شود رزمندگان دلاور ما با وجود کمبود نیرویی که در مقابل نیروهای دشمن داشتند و با وجود اینکه در زمین‌های باز منطقه عملیات خوزستان به روشنی گسترش لشکرهای زرهی و مکانیزه عراق را در مقابل خود می‌دیدند و می‌دانستند آنچه که نیروهای ما در توان داشته‌اند، در همان خط مقدم گسترش داده‌اند و در پشت جبهه نیرویی وجود ندارد که به یاری آنان بشتابد، ولی با همان مقدورات خود، قدرت رزم‌جویی و میل به جنگ و اراده خلل‌ناپذیر برای دفاع از شرف و حیثیت ملت ایران و تمامیت ارضی میهن اسلامی خود را به دشمن متجاوز نشان می‌دادند و با همان جنگ‌افزارهای مختصری که داشتند، که عمدتاً شامل تفنگ و تعدادی آرپی‌جی7 و محدودی تفنگ106 میلی‌متری بود، و با یک آتشبار توپخانه که در جبهه 30 کیلومتری پشتیبانی می‌شدند و در مقابل لشکرهای زرهی و مکانیزه عراق مقاومت می‌کردند و با همان یک آتشبار توپخانه، پاسخ آتش چندین گردان توپخانه دشمن را می‌دادند.

با شروع تاریکی شب 31 شهریورماه، نیروهای عراقی تلاش کردند پاسگاه‌های مرزی را در تمام طول مرز اشغال کنند تا برای حمله همه‌جانبه روز اول مهرماه مقاومتی در خط مرز جلو آنها نباشد، ولی مدافعین پاسگاه‌ها دلیرانه مقاومت کردند، به‌جز در چند پاسگاه مرزی، دشمن نتوانست نیروی پوشش مرزی ما را در تهاجم اولیه زمینی عقب براند و همین مقاومت اولیه از نظر روانی تأثیر بسیار مهمی در کلیات جنگ داشت، زیرا کاملاً برخلاف انتظارات نیروهای عراقی بود.

 ظاهراً به آنان چنین تفهیم شده بود که به محض حرکت نیروهای عراقی به سمت ایران، نیروهای ایرانی مقاومتی نخواهند کرد، ولی در همان برخورد اول خلاف این وعده ثابت شد. اما در رده‌های بالای فرماندهی ارتش ایران نیز بعضی اشتباه برآوردها ظاهر گردید. در ساعت 2056، نیروی دریایی ایران تصمیم گرفت طرح مشترک عملیات نیروی زمینی، هوایی، دریایی را که بر اساس قدرت رزمی ارتش ایران در قبل از انقلاب تهیه شده بود، به مرحله اجرا بگذارد؛ لذا به نیروی هوایی و زمینی پیشنهاد کرد عناصر پیش‌بینی‌شده برای اجرای این طرح را آماده اجرا نمایند. در حالی که وضعیت آمادگی رزمی نیروهای ایران خیلی ضعیف‌تر از آن بود که بتوانند یک طرح راهبردی عملیات مشترک را در خلیج فارس به مورد اجرا بگذارند.

یک موضوع سوال‌برانگیز در آغاز جنگ، چگونگی پوشش هوایی مرز ایران و عراق بود. جریان حوادث نشان می‌دهند که اصولاً دستگاه‌های مراقبتی، شامل ایستگاه‌های رادار نتوانستند به طور مؤثر عمل کنند و به موقع، ورود هواپیماهای طرف مقابل را به حریم فضایی اطلاع دهند. در نتیجه، نبردهای هوایی بین نیروی هوایی ایران و عراق به طور جدی ایجاد نشد، به ویژه در روز آغاز جنگ و با وجود اینکه نیروی هوایی عراق احتمالاً قریب 100 سورتی پرواز وارد ایران کرد.

در بررسی حوادث این روز جنگ، گزارشی از نبرد بین هواپیماهای ایرانی و عراقی به چشم نمی‌خورد و به همین نسبت، هواپیماهای ایران وارد حریم هوایی عراق شدند، ولی برخوردی با هواپیماهای عراقی نداشتند و هرگونه تلفات هوایی طرفین بر اثر آتش زمین به هوا یا بروز نقص فنی و سانحه غیررزمی بوده است. برای روشن‌تر شدن این وضع، گزارشی را که درباره حمله هوایی عراق به آذربایجان ارسال شده بررسی می‌کنیم. در این گزارش، بیان شده است که در ساعت 1330، تعداد شش فروند میگ عراقی ضمن عبور از آسمان ارومیه، اطراف پادگان قوشچی را بمباران کردند، ولی به پادگان آسیبی نرسید. در ساعت 1345، تعداد چهار فروند میگ عراقی به پایگاه هوایی تبریز حمله کردند، ولی آسیبی به پایگاه و باند فرودگاه وارد نشد. یک بمب به پالایشگاه تبریز و یک بمب به نیروگاه برق تبریز پرتاب شد، ولی آسیبی به تأسیسات وارد نگردید.

در پایگاه هوایی تبریز، توپ ضدهوایی وجود داشت، ولی به هواپیماهای دشمن تیراندازی نکرده است.

رادار تبریز خوب کار نمی‌کند و نتوانسته ورود هواپیما را اطلاع دهد و گفته شده است میگ‌های عراقی از خاک ترکیه وارد مرز بازرگان شده و به آذربایجان حمله کرده‌اند که طبعاً بی‌اساس بودن چنین نظریه‌ای کاملاً مشهود است و هواپیماهای عراقی به هیچ وجه نمی‌توانستند وارد حریم هوایی ترکیه شوند.

مسئله جالب توجه دیگر، اظهارات مقامات غیرمسئول ناآگاه بود که نمونه آن چنین است:

شهربانی تهران به ستاد مشترک اعلام کرد که پلیس هواپیمایی کشوری نظر داده است هواپیماهایی که فرودگاه مهرآباد را بمباران کردند از نوع اف111 آمریکایی بودند. باید توجه داشت که حتی متخصصین نظامی به سختی می‌توانند نوع هواپیما را در آسمان تشخیص دهند، حال یک افسر شهربانی یا مقام غیرنظامی چگونه توانسته است چنین تشخیص دقیقی بدهد، طبعاً جای شگفتی است.

باری، جنگ با سرآغازی که بیان شد، با تهاجم نیروی هوایی و زمینی و دریایی عراق به حریم فضایی و زمینی و دریایی ایران رسماً از 31 شهریورماه آغاز شد. به نحوی که دیگر کنترل آن امکان‌پذیر نبود و از فردای آن روز، یعنی از اول مهرماه 1359، نیروی زمینی عراق با به‌کارگیری 9 لشکر از 12 لشکر مجهز خود در جبهه غرب و جنوب حمله همه‌جانبه زمینی را برای اشغال سرزمین مقدس ما آغاز کرد. با این اقدام، جنگی بین دو کشور به وقوع پیوست که در زمان نوشتن این مطلب، قریب به شش سال ادامه داشت و طولانی‌ترین جنگ عمومی و مداوم بین دو کشور در قرن بیستم بود. ما در مطالب آینده شرح جریان این جنگ را بیان خواهیم کرد. بعد از وقوع حوادث آخر شهریورماه، اولین اقدام جدی مقامات مسئول نظامی ایران برای بالا بردن آمادگی رزمی ارتش به عمل آمد و آن دستور احضار افراد وظیفه خدمت منقضی سال 1356 بود که بنا به اهمیت تاریخی آن عیناً نقل می‌کنیم.

فرمان فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

1. اکنون که میهن اسلامی ما از طرف بیگانگان و سرسپردگان امپریالیسم بین‌المللی مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته، به استناد ماده14 قانون خدمت وظیفه عمومی، کلیه افسران و درجه‌داران و سربازان وظیفه خدمت منقضی سال 1356 برای دفاع از تمامیت ارضی کشور جمهوری اسلامی ایران و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی به خدمت احضار می‌گردند. بنابراین، به کلیه پرسنل وظیفه مشمول مقررات این فرمان ابلاغ می‌گردد از تاریخ 1/7/59 تا 10/7/59 شمسی برای ادای این وظیفه شرعی و دینی و میهنی، خود را به مراکز احضار که اداره وظیفه عمومی تعیین می‌نماید معرفی نموده تا به محل پذیرش نیروهای مسلح اعزام گردند. بدیهی است با کسانی که خود را به موقع معرفی ننمایند برابر مقررات قانونی رفتار خواهد شد.

2. ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران مسئول اجرای دقیق این فرمان می‌باشد.

فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران: ابوالحسن بنی‌صدر

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده