این زمین در آن زمانه(11)
چطور این چنین­اند؟ آیا تربیت پدر و مادر بوده؟ آیا خودشان صرفاً مجاهده با نفس داشته­اند­؟ در مدرسه این چنین تربیت شده­اند؟ و چرا و چطورهای فراوان که ذهنم را مشغول می­کرد. بالأخره تصمیم گرفتم با مطالعه و پژوهش، زندگی تعدادی از این شهدای شاخص، از جمله شهدایی که نام بردم و دیگرانی که تعدادشان به هجده شهید می­رسید، را در یک فرصت قریب به شش ماه بررسی کنم. چطور این چنین­اند؟ آیا تربیت پدر و مادر بوده؟ آیا خودشان صرفاً مجاهده با نفس داشته­اند­؟ در مدرسه این چنین تربیت شده­اند؟ و چرا و چطورهای فراوان که ذهنم را مشغول می­کرد. بالأخره تصمیم گرفتم با مطالعه و پژوهش، زندگی تعدادی از این شهدای شاخص، از جمله شهدایی که نام بردم و دیگرانی که تعدادشان به هجده شهید می­رسید، را در یک فرصت قریب به شش ماه بررسی کنم.
 

چطور این­چنین شدند

محاسن او سفید بود، حدود پنجاه سال یا بیشتر سن او بود، شاید نزدیک به بیست و پنج سال از خدمت نظامی­گری او در زمان طاغوت و در ارتش وقت بود. از نظر نظامی با سواد، هوشمند، قاطع، مدیر، منظم، جدی، شجاع و فداکار بود. وقتی سرهنگ صیادشیرازی فرمانده نیرو شد و از او سؤال کرد حاضری با من خدمت کنی؟

گفت: من سربازم و نظام اسلامی شما را به فرماندهی نیرو گمارده و حضرت امام ـ که فرمانده کل قواست ـ شما را منصوب کرده و من فرمانده­ام را اطاعت می‌کنم و همه توان و جانم را برای انجام وظیفه فدا خواهم کرد.

همین مرد در دعای کمیل در قرارگاه کربلا طوری زاری می­کرد که صیاد‌شیرازی متعجب شد و وقتی این شگفتی خود را به عرض حضرت امامره رساند، امام راحل فرمودند: «این اصل بازگشت انسان به فطرت خویش است.» و این سرباز شجاع و لایق وقتی دختر جوان نوزده ساله‌اش در بستر بیماری بود و همسرش این موضوع را تلفنی به اطلاع او ­رساند که مژگان بیمار است بیا و کنارش باش، به دلیل مأموریت از همسرش عذرخواهی کرد و از منطقه عملیات به شهر خودش نیامد و بعد از چند روز که همسرش در تماس بعدی گفت مژگان در بستر مرگ است بیا که براي آخرين بار تو را ببیند و او را ببيني، به همسرش چنین پاسخ داد که:

ما درگیر عملیات هستیم، دخترم مژگان برادر و مادر و فامیل کنارش هستند و تقدیر خداوند هم هرچه باشد به وقوع می­پیوندد و دخترم را به خدا می‌سپارم، من اینجا فرزندان سربازی دارم که پدر و مادر و خانواده­هایشان کنارشان نیستند و در این شرایط جنگ و عملیات نباید این سربازان را که هر روز شهید و مجروح می­شوند ترک کنم.

آری؛ در جبهه ماند و مدت­ها بعد از فوت و دفن و مراسم چهلم دخترش به خانه‌اش برگشت، خانه­ای که دیگر  دختر جوانش در آن نبود و بعد هم سر مزار او خود را تسلی داد و درنهایت نیز این امیر ارتش اسلام، سرتیپ نیاکی به فیض شهادت نائل شد. از این نمونه در ارتش بسیار است.

وقتی ایثار و اخلاص شهید شهرام­فر، عشق به شهادت آبشناسان، تشرّع و انقلابی بودن اقارب­پرست، تقیّد و تدین و مبارزه انقلابی شهید کلاهدوز، تهجد و تلاش مجاهدانه شهید نامجو، خلوص و عشق به امام شهید بابایی، سراسر تلاش بی­وقفه و عشق به نظام شهید ستاری، شجاعت، زهد و شهادت­طلبی شهید اردستانی، مردانگی و استقبال از شهادت دریادار همتی، دعای هر روز صیاد در طلب شهادت و ایثار و تلاش مخلصانه شبانه­روزی او، در کام دشمن رفتن و نماز شب شیرودی و…،  مبارزه با نظام ستم­شاهی شهید قرنی را می­دیدم و می­شنیدم، این سؤال برایم مطرح می­شد که اینها همه دوران طفولیت، جوانی و همین­طور بیشترین زمان نظامی­گری خویش را در دوران قبل از انقلاب سپری کرده­اند، در فضای ظلمانی طاغوت، نه در جوّ فضای نورانی انقلاب. چطور این­گونه عاشق امام و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند که هر لحظه برای شهادت بی­تابی می­کنند.

چطور این چنین­اند؟

آیا تربیت پدر و مادر بوده؟

آیا خودشان صرفاً مجاهده با نفس داشته­اند­؟

در مدرسه این چنین تربیت شده­اند؟

و چرا و چطورهای فراوان که ذهنم را مشغول می­کرد.

بالأخره تصمیم گرفتم با مطالعه و پژوهش، زندگی تعدادی از این شهدای شاخص، از جمله شهدایی که نام بردم و دیگرانی که تعدادشان به هجده شهید می­رسید، را در یک فرصت قریب به شش ماه بررسی کنم.

از دوران کودکی تا لحظه شهادت، حتی زندگی پدر و مادر آنان را.

به نتایج خوبی رسیدم که اگر بخواهم شرح بدهم، آن هم به تفکیک، برای هر شهید، حداقل قریب به پنجاه برگ می­شود و قصدم نیست که در این فرصت کوتاه، چنین حجمی از مطلب را بیان نمایم؛ بلکه باید چکیده آن را برایتان در چند جمله بگویم، آن­هم به این ترتیب که در نهایت بررسی نکات استثناء و غیرمشترک را حذف نموده­ام و نکات مشترک، آن­هم نکات مشترک غلیظ یا پررنگ که در همه این عزیزان به کرّات دیده شده، یعنی مستند قوی، نه ضعیف را بصورت مجموعه جمع نموده­ام، یعنی نکات مشترک مکرّر و عام که باعث شده این عزیزان ـ که بیشتر عمر خود را در دوران پر از فساد و تباهی، ظلم و بی­دینی طاغوت گذرانده­اند، آن­هم نه در حوزه علمیه و در مراکز اسلامی، بلکه در دل ارتش طاغوت ـ این چنین قرآن، اسلام، امام و انقلاب را یاری کنند، که هرکدام مناره­ها و چراغ­های هدایت در مسیر زندگی و کمال نسل­های آینده به ویژه در نیروهای مسلح و ارتش حزب الله قرار گیرند.

البته همین نکات و مستندات قوی بررسی خویش را هم اگر بخواهم مشروح بیان دارم، شاید حداقل 12-10 صفحه مطلب باشد که نه در حوصله زمان است و نه در حوصله این جلسه. لذا فقط در چند جمله کمتر از نیم صفحه و بصورت اشاره این نکات را ذکر می­کنم:

  • نطفه پاک از صلب پاک پدر و در رحم پاک مادر؛
  • شیر پاک مادر؛
  • لقمه حلالی که پدر بر سر سفره می­آورد؛
  • مذهبی که با تقلید از مرجعیت در خانواده وجود داشته است؛
  • تربیت خانوادگی براساس پاکی، آزادگی و صداقت؛
  • زندگی به دور از رفاه­زدگی و آسایش مرفهین بی­درد و تحمل سختی‌ها و مشقّات در زندگی‌های کمتر از حد متوسط اقتصادی؛
  • حشر و نشر خود و خانواده با مردم مستضعف و زجرکشیده و طبقه محروم؛
  • عشق به امام حسین(ع) و مبانی عاشورایی؛
  • نزدیکی و حشر و نشر با علما و روحانیت (پای منبر و وعظ بزرگ شدن)؛
  • مجاهده با نفس در دوری از لهو و لعب و فساد و فحشاء؛
  • تلاش برای آموختن و عمل کردن به آموخته­های خویش؛
  • اطاعت از مولا و مقتدا و ولی امر خویش.

این امور باعث شد که آنها فرقان یافتند.

اِن تَتَقُوا الله یَجْعَل لَکُم فُرقانا

و خداوند به دلیل تقوا، راه خروج از ظلمت و هدایت به نور را برایشان رهنمون گردید (وَ مَن یَتَّقِ الله یَجْعَلَ لَهُ مَخْرَجا) و الطاف خویش را شامل حالشان نمود و لذا با عنایت حضرت حق، دم مسیحایی حضرت امام(ره) از قبل از انقلاب و در انقلاب  و بعد از آن، فضای نورانی انقلاب و جمهوری اسلامی،  فرصتی الهی را برای آنان مهیا نمود تا باطن پاک و سرشت الهی آنان در عمل، آن‌هم بصورت خدمت مخلصانه، سیره صادقانه، عمل شجاعانه و عشق به ایثار و شهادت متجلّی شود و این­طور شدند که دیدیم و دیدند.

حال شما عزیزان که إن­شاءالله همه این مؤلفه­ها را از ابتدا تا انتها دارا هستید، یعنی از:

طهارت مولد دامان پاک مادر،

عشق حسینی در دل،

دینی که برمبانی تقلید و عمل به سیره معصومین استوار است،

تلاش برای آموختن و عمل کردن برخوردارید و در نهایت نعمتی را دارا هستید که آنهايي را که نام بردم فقط بعد از انقلاب از آن بهره­مند شدند و در قبل از انقلاب می­رفت که ریشه آن در صحنه اجتماع از بیخ و بن برکنده شود، یعنی نعمت تنفس در فضای نورانی اسلام و عمل جامعه و حکومت به احکام اسلام و حال نیز موهبت بزرگ جمهوری اسلامی که میراث بزرگ امام(ره)، این معمار کبیر آن و شهدای والامقامی است که مدیون آنان هستیم.

نعمت عظمای دیگر كه دارا هستيد وجود سایه پربرکت ولایت که به لحظه لحظه زندگی ما مشروعیت و صبغه الهی می­بخشد و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در مسیر اسلام ناب محمدی(ص) هدایت و امت اسلامی را از خطر دشمنان محفوظ می­دارد، که امام حسن عسگری از قول امام رضا(ع)فرموده­اند: انّ الفَقیهَ مَن اَفاضَ النّاسَ خَیرَهُ وَ اَنقَذَهُم مِن اَعدائِهِم (همانا فقیه آن کس است که به مردم خیر برساند و آنان را از آسیب دشمنان حفظ نماید). هشيار باشيم كه دین، عزت و سعادت ما را اصل ولایت فقیه تضمین می­نماید. اگر هم­چون شهدا به آن معتقد و مطیعش باشیم.

مورد مهم دیگر که باز توفیقی برای ما و شماست و برای آن عزیزان شهیدی که نام بردم نبوده است، وجود الگوهای قابل دسترس و هم­عصر شماست و آن همین شهیدان بزرگوار هستند و نعمت پایانی که باز شما دارید و آنها نداشتند، تجربیات و یافته­های ارزشمند و گران­سنگ انقلاب و دفاع مقدس که توسط نسل انقلاب و دفاع و همین­طور اسناد دست اول در اختیار شما قرار دارد و لذا شما می‌بایست هرکدام صیاد شيرازي، شیرودی، آبشناسان، کلاهدوز، نامجو، ستاری، شهرام­فر، بابایی، اردستانی، همتی و… شوید. زیرا تمام نعمات، توفیقات، ابزار و ملزومات مورد نیاز را برای این امر دارا هستید و انگیزه و روحیه این شایستگی را هم در این مناطق عملیاتی که مشحون از ایثار، حماسه، شهادت و خلوص است می­یابید و یافته­اید.

شما و ما باید تلاش کنیم به عنوان شیعه، زینت معصومین، زینت و فخر شهدا باشیم، نه خدای ناکرده مایه ناخشنودی و یا مایه ننگ آنان.

إن­شاءالله که وجود همه ما فخر و زینت معصومین و باعث خشنودی شهدا بوده و اعمال ما موجب رضایت امام زمان(عج) و مایه قرب به ساحت مقدس باری تعالی باشد. إن­شاءالله که اینها با انجام تکالیف دینی در مسئولیت‌های فردی و اجتماعی و با اطاعت از نایب امام زمان(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مسیر فراهم می­شوند.     

إن­شاءالله

 

منبع: این زمین در آن زمانه، نادره بهشتی، 1390، ایران سبز، تهران

 

 

. انفال: 29.

. طلاق: 2.

. بحارالانوار، ج2، ص5.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده