نبردهای خرمشهر و آبادان(12)
بیان این نکات از این نظر حائز اهمیت است که منطقه عملیات حساسی که به یک لشکر نیاز داشت، با اعزام یک دسته پیاده زرهی سر قضایا هم میآمد. اینگونه مسائل بودند که نتیجه سقوط خرمشهر را به وجود آوردند. ما به منظور روشن شدن حقایق تاریخ، این مسائل را یادآور میشویم، وگرنه در صحنه عملیاتی که دو ارتش چند صدهزار نفری در مقابل یکدیگر صفآرایی میکنند، یک دسته 30 یا 40 نفری چه خاصیت وجودی میتواند داشته باشد؟

در 21 شهریورماه 1359، عناصر رزمی و پشتیبانی رزمی اعزامی از لشکر92 زرهی به منطقه عملیات خرمشهر عبارت بودند از: یک گردان تانک (ـ) که حدود 20 دستگاه تانک حاضر به کار داشت و در حقیقت، یک گروهان تانک تقویت‌شده بود و گردان165 پیاده زرهی که استعداد رزمی آن هم چندان بالا نبود و گردان151 دژ نیز در منطقه استقرار پادگانی، گسترش عملیات پوششی از شلمچه تا طلائیه را داشت.

در این تاریخ، فرماندهی اروند از لشکر درخواست کرد حداقل یک گروهان پیاده برای تقویت منطقه شلمچه که خطرناک‌ترین منطقه برای تهدید خرمشهر بود اعزام کند، ولی لشکر به علت عدم امکانات نتوانست حتی یک گروهان اضافه به آن منطقه بفرستد. در 26 شهریورماه، گروهان پیاده زرهی مستقر در پاسگاه کیلومتر25 از لشکر درخواست کرد یک دسته تانک برای تقویت آن گروهان اعزام کند.

لشکر به فرماندهی اروند دستور داد از همان گردان تانک مستقر در منطقه عملیاتی خرمشهر، یک دسته تانک به پاسگاه کیلومتر25 اعزام کند، یعنی با این دستور، استعداد گردان تانک مستقر در منطقه عملیاتی خرمشهر از یک گروهان تانک نیز کمتر شد. از محتوای اسناد چنین برمی‌آید که اصولاً لشکر در نظر داشته است که فقط یک گروهان از گردان232 تانک (ـ) به خرمشهر اعزام کند. در دستورات بعدی تصمیم گرفته است تمام گردان را اعزام کند.

به هر حال، اعزام واحدهای لشکر92 زرهی به مواضع پدافندی نزدیک مرز از جمله خرمشهر که از 21 شهریورماه آغاز شد، در 26 شهریورماه ظاهراً تکمیل گردید، ولی عملاً فقط تغییر مکانی انجام گرفت. مواضع مناسب پدافندی شامل سنگر و حفاظ و جان‌پناه و خطوط رابط و غیره ایجاد نشد. زیرا امکان آن وجود نداشت و اصولاً لشکر فاقد امکانات وسایل سنگین مهندسی بود و قبل از جنگ، همکاری مردمی و استفاده از امکانات سازمان‌های دولتی و غیردولتی آغاز نشده بود؛ لذا واحدهای نظامی اعزامی به مواضع پدافندی عملاً در زمین‌های معمولی مستقر شدند و این وضع در منطقه عملیات غرب خرمشهر بسیار خطرناک بود، زیرا زمین کاملاً باز بود و طبیعت هیچ‌گونه کمکی نمی‌توانست به مدافعین ما بکند.

البته این شرایط برای نیروهای مهاجم نیز همین‌گونه بود، اما در چنین شرایطی، برتری آتش عامل تعیین‌کننده است و نیروهای ما در آغاز جنگ در این منطقه فقط به وسیله یک آتشبار توپخانه175م‌م پشتیبانی می‌شدند، در صورتی که نیروهای مهاجم از آتش چندین گردان توپخانه بهره‌مند بودند. از 26 شهریورماه و بعد از اعلام حاکم عراق مبنی بر لغو قرارداد الجزایر، وضعیت منطقه عملیاتی خوزستان نیز مانند منطقه غرب که از اوایل 1359 متشنج بود، متشنج گردید و حوادث و برخوردهای مرزی شدید شد.

پاسگاه‌های مرزی کرانه نهر خیّن زیر آتش توپخانه و خمپاره‌انداز از نیروهای عراقی قرار گرفتند و احتمال تجاوز عراق در خوزستان قطعی‌تر گردید. در 29 شهریور یک آتشبار کاتیوشا به آبادان اعزام شد و قدرت آتش آن منطقه را تقویت کرد. لشکر92 زرهی در 30 شهریورماه به فرمانده اروند ابلاغ کرد تمام گردان دژ را زیر امر بگیرد و فرماندهی عملیات منطقه خرمشهر و آبادان را هدایت کند. با ابلاغ این دستور، مسئولیت هدایت عملیات منطقه خرمشهر و آبادان به فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر محول شد که در آن موقع، ناخدا دوم جوادی بود.

ذکر این نکته ضروری است که پاسگاه کیلومتر25 که در 25 کیلومتری شمال شلمچه قرار داشت، منتهی‌الیه منطقه عملیاتی خرمشهر بود که با منطقه عملیاتی تیپ1 لشکر92 زرهی واحد هم‌جوار بود. ولی هیچ‌یک از فرماندهان یادشده، یعنی تیپ1 زرهی و فرماندهی اروند امکان اعمال نفوذ فرماندهی در آن قسمت از منطقه عملیاتی را نداشتند.

یگانی که از گردان165 مکانیزه در آن مستقر بود، از نظر سازمان رزمی جزء تیپ1 بود، اما به طور مستقل عمل می‌کرد. در جریان حوادث خواهیم دید که این گروهان چگونه عمل کرد. تیپ1 زرهی اهواز از نظر سازمانی دارای دو گردان مکانیزه (121 و 165) و دو گردان تانک (232 و 264) بود. بنا به طرح کلی لشکر، تیپ1 زرهی از این چهار گردان، یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه به خرمشهر اعزام کرد. برای صرفه‌جویی در اعزام گردان مکانیزه یک دسته از آن را برداشت نمود. لشکر در 30 شهریور متوجه این موضوع شد و به تیپ ابلاغ کرد که چون گردان232 تانک اعزامی به شلمچه نیاز به تقویت واحد مکانیزه دارد، دستور دهید آن یک دسته مکانیزه برداشت شده از گردان165 نیز به خرمشهر اعزام شود.

بیان این نکات از این نظر حائز اهمیت است که منطقه عملیات حساسی که به یک لشکر نیاز داشت، با اعزام یک دسته پیاده زرهی سر قضایا هم می‌آمد. این‌گونه مسائل بودند که نتیجه سقوط خرمشهر را به وجود آوردند. ما به منظور روشن شدن حقایق تاریخ، این مسائل را یادآور می‌شویم، وگرنه در صحنه عملیاتی که دو ارتش چند صدهزار نفری در مقابل یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند، یک دسته 30 یا 40 نفری چه خاصیت وجودی می‌تواند داشته باشد؟

 نظر ما هم روشن کردن همین مسئله است. از نظر واحد توپخانه در منطقه عملیاتی خرمشهر و آبادان علاوه بر سه آتشبار130 و 175م‌م و کاتیوشا که در حوالی خرمشهر و آبادان مستقر بودند، گردان330 توپخانه155م‌م سازمانی لشکر92 زرهی نیز در شرق پاسگاه کیلومتر25 موضع گرفته بود. با توجه به برد حدود 14 کیلومتر آن، می‌توانست آتش پشتیبانی را در محور تنومه پاسگاه کیلومتر25 حسینیه تأمین نماید. گرچه عرض این قسمت از جبهه بیش از 40 کیلومتر بود که در تمام نقاط قابل عبور و دور زدن بود، این گردان می‌توانست حداکثر 20 کیلومتر این جبهه را پوشش دهد، مگر اینکه سه آتشبار تیر را جداگانه مستقر می‌کرد که در این صورت، تراکم آتش نمی‌توانست داشته باشد.

ضمن اینکه این گردان هم مانند سایر واحدها بود و هر 18 قبضه توپ آن حاضر به کار نبودند. به هر حال، تخصیص نیروها با توجه به امکانات سازمانی و زیر امر لشکر92 زرهی در اواخر شهریورماه پایان یافت و هر یگانی در منطقه تعیین شده، مستقر گردید. حوادث با روندی سریع برای آغاز جنگ به وجود می‌آمد. نظر به اینکه مهم‌ترین انگیزه واقعی اقدام صدام برای آغاز جنگ اروندرود بود و تشدید حوادث جدی در خوزستان از همین منطقه آغاز شد. با توجه به تهدید جدی حکام عراق، نیروی دریایی ایران به کلیه شناورها، به ویژه ناو تیپ هشتم ابلاغ کرد با توجه به موقعیت حساس اروندرود، برای کنترل رفت و آمد کشتی‌ها در این آبراه، مراقبت کامل به عمل آورند و در صورت هرگونه تهاجمی از طرف نیروهای عراقی آماده پاسخگویی و مقابله باشند.

از 28 شهریور، نیروی دریایی عراق عملیات خصمانه را در اروندرود آغاز کرد. در ساعت 0335، پایگاه دریایی خرمشهر که به نام ستاد عملیات جنوب عمل می‌کرد، به نیروی دریایی ایران گزارش داد برابر اعلام فرمانداری آبادان، قرار است فردا دو کشتی وارد اروندرود شود و طبق روش جاری حرکت کشتی‌ها در این آبراه، این موضوع به مقامات بندری فاو عراق اطلاع داده شد.

مقامات عراقی اظهار کردند کلیه کشتی‌ها بایستی با پرچم عراق به اروندرود وارد یا از آن خارج شوند، وگرنه حق ورود و خروج به اروندرود را ندارند. با این پیام عملاً به ایران اعلان جنگ داده شد و حالت جنگی در منطقه اروندرود به وجود آمد. در همین روز، تشکیل ستاد عملیاتی مشترک اروندرود به فرماندهی پایگاه دریایی خرمشهر رسمیت یافت.

مسئله دیگری که پیش آمد، اداره بندر خرمشهر به سازمان بنادر و کشتی‌رانی گزارش داد که درباره حرکت کشتی‌ها در اروندرود، با دفتر مشترک ایران و عراق ارتباط گرفته، ولی کسی پاسخی نداده است؛ لذا اجباراً با ایستگاه فاو تماس گرفته شد. در جواب گفتند بایستی با کشتی الشروق تماس بگیرید. الزاماً با آن کشتی تماس گرفته شد، مسئولین آن کشتی گفتند امروز به دفتر مشترک دستور داده‌اند کلیه برنامه‌ها بایستی بر اساس مقررات قبل از انعقاد قرارداد 1975 الجزایر انجام گیرد. هر کشتی که بخواهد در اروندرود رفت و آمد نماید، بایستی از مقامات عراقی درخواست راهنما کند و پرچم عراق را بر فراز کشتی به اهتزاز درآورد.

 این مسئله از طریق سازمان بنادر و کشتی‌رانی در ساعت 0530 همان روز به نیروی دریایی اعلام شد. لازم به یادآوری است که عنصر رزمی که از آغاز تشدید اختلافات در میدان‌های نبرد به صورت فعال وارد عمل شد، نیروی هوایی بود. این نیرو در نبردهای هوایی و به ویژه پشتیبانی نزدیک هوایی از پاسگاه‌های مرزی و بعد از استقرار عناصر نیروی زمینی در مناطق عملیاتی، در پشتیبانی از یگان‌های نیروی زمینی به صورت فعال و مؤثرتر از توانایی‌های موجود خود وارد عمل گردید. البته نیروی هوایی عراق نیز به همین نحو از آغاز بروز اختلافات وارد عمل شد.

همان‌گونه که در مقدمات جنگ تحمیلی بیان شد، هر دو کشور ایران و عراق در ادعاهای خود مبنی بر آغاز تجاوزات، تعداد بسیاری از عملیات خصمانه قبل از جنگ را به نیروی هوایی طرف مقابل نسبت دادند و از خردادماه 1359، حملات هوایی از هر دو طرف برای پشتیبانی از پاسگاه‌های مرزی یا اقدام متقابل در مقابل تجاوزات هوایی انجام گرفت که البته در اکثر موارد، اقدام اولیه از طرف نیروی هوایی عراق بود. به علاوه، توپخانه عراق مدام پاسگاه‌های مرزی ایران را زیر آتش می‌گرفت و تهدید جدی برای اشغال و یا انهدام پاسگاه‌های ایران ایجاد می‌کرد. در آن موقع، نیروی زمینی ایران به شدت درگیر جنگ داخلی در کردستان بود. به علاوه، این نیرو دچار آشفتگی‌هایی شده بود که توان رزمی آن را به حداقل ممکن یک ارتش منظم کاهش داده بود. وضع ژاندارمری ایران حتی بدتر از نیروی زمینی بود؛ لذا تنها نیروی رزمنده ایران که می‌توانست در مقابل قدرت نهایی ارتش عراق به طور نسبی عرض وجود کند، نیروی هوایی بود.

گرچه عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی قبل از آغاز جنگ عمومی تأثیر چندانی در وضعیت فیزیکی جنگ نداشت، اما از نظر روانی برای رزمندگان زمینی و همچنین برای مقامات سیاسی ایران، موجب دلگرمی می‌شد و ارتش ایران به دشمن ثابت می‌کرد که آن اندازه هم که او تصور کرده، متلاشی نشده است و چه بسا، همین امر می‌توانست حکام و طراحان نظامی عراق را وادار به ارزیابی مجدد درباره قدرت نظامی نیروهای مسلح ایران کند و نقش یک عامل بازدارنده از آغاز جنگ به وسیله عراق را ایفا نماید.

گرچه متأسفانه چنین نتیجه‌ای حاصل نشد و حکام عراق زورآزمایی رسمی و همه‌جانبه به ایران را انتخاب کردند. به مرور که زمان از خردادماه سال59 به زمان آغاز جنگ نزدیک‌تر می‌شد، نبردهای هوایی شدت می‌‌یافت و تعداد حملات هوایی هر دو طرف زیادتر می‌شد و بعد از 26 شهریورماه و اعلام لغو قرارداد الجزایر از طرف صدام حسین، نبردهای هوایی شدت بیشتری پیدا کرد و نیروی هوایی ایران به عنوان عمل متقابل در مقابل حملات هوایی عراق فعال‌تر شد.

پوشش هوایی با مراقبت بیشتری به مرحله اجرا گذاشته شد و در مقابل هر حمله هوایی عراق، حمله شدیدتری به وسیله نیروی هوایی ایران اجرا گردید. به عنوان نمونه، طبق اسناد نیروی هوایی ایران در 26 شهریورماه، این نیرو 15 مأموریت رهگیری و پشتیبانی تاکتیکی انجام داد که به طور متوسط، برای هر مأموریت دو فروند هواپیما از نوع اف4 و اف5 یا اف14 اعزام می‌شد که در نتیجه، در این روز، نیروی هوایی ایران 30 پرواز رزمی انجام داد. نظر به اینکه در این روز، منطقه فعال نبرد مرزی منطقه فکه و بستان بود، بیشتر پشتیبانی‌های تاکتیکی برای پشتیبانی پاسگاه‌های مرزی بین فکه تا سوبله اجرا گردید. همین روند پشتیبانی هوایی در روزهای 27 تا 31 شهریور جریان یافت.

نظر به اینکه عملیات پشتیبانی هوایی نیز عملیات تاکتیکی است و از نظر خوانندگان غیرمتخصص ملال‌آور است، ما در شرح تاریخ جنگ کمتر به نبردهای هوایی اشاره می‌کنیم. به همین دلیل، لازم است یادآور شویم که این روش دلیل بر فعال نبودن نیروی هوایی ایران نیست، زیرا در این جنگ، به خصوص در مرحله یکم آنکه متوقف کردن نیروهای مهاجم افسارگسیخه عراق در مواضع پدافندی مناسب خودی در داخل خاک ایران و تثبیت نیروهای دشمن در مواضع پدافندی بود، نیروی هوایی ایران نقش بسیار فعال و سرنوشت‌سازی در حد توانایی رزمی خود داشت.

لازم است این نکته در همین آغاز بیان تاریخ یادآوری شود که در موفقیت نیروهای مسلح ایران در مرحله اول جنگ، نیروی هوایی ایران و خلبانان شجاع و فداکار ما نقش بسزائی داشتند و عده‌ای از آنان نیز جان خود را فدای میهن اسلامی ما کردند (روانشان شاد باد).

ضمناً ذکر این نکته لازم است که تمام حملات هوایی ایران در خاک عراق، قبل از آغاز جنگ عمومی صرفاً به صورت عکس‌العمل متقابل حملات هوایی عراق یا پشتیبانی نزدیک هوایی از پاسگاه‌های مرزی ایران بود که مورد تهاجم شدید نیروی زمینی عراق قرار می‌گرفتند، لذا جنبه تجاوز به خاک عراق را نداشت.

به منطقه مورد بحث یعنی اروندرود برمی‌گردیم. گفتیم بعد از اعلام نظریات مقامات رزمی عراق درباره اروندرود که نوعی اعلان جنگ به ایران بود، علاوه بر جبهه فعال استان کرمانشاه و ایلام که ما آن را جبهه غرب نام‌گذاری کرده‌ایم، جبهه جنوب نیز فعال شد و قسمتی از مناطق فعال، اروندرود بود. مقامات کشتی‌رانی عراق در اروندرود رسماً اعلام کردند طبق دستور حکومت عراق، رفت و آمد کشتی‌ها در این آبراه بایستی تحت کنترل کامل حکومت عراق و با پرچم عراق انجام گیرد.

برای مقابله با پیش‌آمدهای در حال وقوع، نیروی دریایی ایران در 29 شهریور به تمام واحدهای دریایی آماده‌باش کامل داد و دستور داد طرح ذوالفقار را اجرا نمایند. به پایگاه دریایی خرمشهر دستور داده شد کلیه کشتی‌رانی تجاری را که در اروندرود به مقصد بنادر در خرمشهر و آبادان در رفت و آمد هستند از اروندرود خارج کند و به بنادر دیگر ایران اعزام نماید. با این دستور، تخلیه اروندرود از کشتی‌های تجاری اعم از ایرانی یا خارجی آغاز گردید؛ اما فرصت برای این کار باقی نبود و بیش از 63 فروند کشتی در اروندرود ماندند و دچار سوانح جنگ شدند.

در اجرای دستور نیروی دریایی ایران، خروج کشتی‌ها از اروندرود آغاز شد. در ساعت 1230 تعداد سه فروند کشتی لایروب و ساعت 1500 تعداد سه فروند کشتی تجاری در اروندرود به حرکت درآمدند و اطلاع رسید که دو یا سه فروند کشتی تجارتی پانامایی قبرسی و یوگسلاوی ساعت 0630 روز 30 شهریورماه با پرچم ایران وارد اروندرود خواهد شد. سازمان بنادر و کشتی‌رانی در ساعت 2040 روز 29 شهریور به نیروی دریایی ایران اطلاع داد. رئیس سازمان دولتی عراق به مدیر بندر خرمشهر چنین پیام فرستاده است:

«شما در 20 سپتامبر 1980 (29 شهریور) مقررات بین‌المللی و همچنین قوانین مصوبه ما در مورد کشتی‌رانی در شط‌العرب که به وسیله این مقام معین گردیده، با راهنمایی کردن کشتی آرژانتینی ریوایگوز و کشتی ایران بدر، بدون اجازه این مقام و بدون گرفتن راهنما و افراشتن پرچم عراق بر روی دکل کشتی‌های فوق نقض کرده‌اید. ما شما را مسئول این نقض مقررات و عواقب آن می‌شناسیم.»

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده