زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -51)
سلام به خانه چشم دکتر... حتماً... چشم. شمسی دارد با دکتر سیفی صحبت می کند. دکتر دستورات پزشکی را به شمسی یادآوری می کند... جعفر را از بیمارستان به خانه آورده اند... خانه برای او امن تر و راحت تر از بیمارستان است.

در بیمارستان لازم بود دو نفر بیست و چهار ساعته مراقبش باشند… دکتر مرادیان، همسایه جعفر نیز بی دریغ و مهربانانه در هر ساعت شبانه روز که به او نیاز باشد خود را به پالین جعفر می رساند…

شمسی و مادر و خواهر جعفر مراقب او هستند. ساعات شبانه روزی را با هم تقسیم کرده اند به طوری که دو نفر همیشه کنار جعفر بیدارند…

جعفر حالا توان سخن گفتن و حرکت ندارد…

اما کوچکترین اظهار شکایت و ابراز دردی از او مشاهده نمی شود.

***

جعفر بی صبرانه منتظر شنیدن صدای اذان است…

صدا را که می شنود آب می خواهد، وضو می گیرد و نشسته و یا خوابیده نماز می خواند…

شب ها داروی خواب آور مصرف می کند، اما هنوز خوابش نبرده، چشم باز می کند آب طلب می کند تا وضو بگیرد و نمازش را به جا بیاورد.

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده