نبردهای خرمشهر و آبادان(11)
برخلاف ادعای واهی عراق که گفته است نیروهای ایران از خردادماه 1359 در منطقه مرزی گسترش یافتند، به جز معدود واحدهای لشکر81 زرهی که در منطقه مرزی کرمانشاه برای مقابله با تهدیدات مرزی عراق در نزدیکی مرز مستقر بودند، در سایر نقاط ایران، نیروهای مسلح درگیر مسائل داخلی بودند و نقل و انتقالات چندانی در نزدیکی مرز انجام نشده بود.

مطالبی که در بالا بیان شد، خلاصه‌ای از نظریات مقامات عراق درباره چگونگی آغاز جنگ بود که از کتاب جنگ ایران و عراق، چاپ انستیتو مطالب عرب مستقر در لندن اقتباس گردید. ما نظریات خود را درباره چگونگی آغاز جنگ از دیدگاه ایران به طور تفصیل با استناد به اسناد و مدارک رسمی در کتاب مقدمات جنگ تحمیلی بیان کرده‌ایم، اما همین نظریات ارائه‌شده درباره حوادث 15 روز قبل از آغاز رسمی جنگ از طرف مقامات عراقی بهترین دلیل آغاز جنگ از طرف عراق است و نیازی به تحلیل و پاسخ‌گویی نیست؛ لذا در ادامه این بحث، فقط به ذکر چگونگی حوادث و وقایع روزهای آخر قبل از جنگ که در صحنه عملیات خوزستان رخ داد و به جنگ همه‌جانبه منتهی گردید، می‌پردازیم.

برخلاف ادعای واهی عراق که گفته است نیروهای ایران از خردادماه 1359 در منطقه مرزی گسترش یافتند، به جز معدود واحدهای لشکر81 زرهی که در منطقه مرزی کرمانشاه برای مقابله با تهدیدات مرزی عراق در نزدیکی مرز مستقر بودند، در سایر نقاط ایران، نیروهای مسلح درگیر مسائل داخلی بودند و نقل و انتقالات چندانی در نزدیکی مرز انجام نشده بود.

در منطقه مرزی خوزستان که از نظر نظامی حساس‌ترین منطقه عملیاتی بود، تا اواخر شهریورماه، یعنی بعد از تهدید جدی حکام عراق، نیروهای قابل ملاحظه‌ای در نزدیکی مرز مستقر نشده بود. اصولاً همان‌گونه که در مطالب قبل گفته شد، در خوزستان فقط لشکر92 زرهی استقرار پادگانی داشت که از نظر آمادگی رزمی در وضع چندان مطلوبی نبود. تنها واحد رزمی که قبل از شهریورماه از نقاط دیگر به خوزستان اعزام شده بود، یک گروه رزمی از تیپ37 مرکز زرهی شیراز بود که استعداد آن حدود یک تیم تانک و مکانیزه گروهانی بود. ضمناً چند آتشبار توپخانه نیز از گروه‌های 22 و 55 توپخانه به خوزستان اعزام شده بود که دور از منطقه مرزی استقرار داشتند.

اصولاً طرح عملیاتی نیروی زمینی به نام طرح ابوذر در 15 شهریورماه برای واحدها ارسال شد که طبعاً چند روز بعد از آن تاریخ، به دست یگان‌ها رسید. در آن طرح نیز، هیچ‌گونه دستوری برای تغییر مکان یگان‌ها صادر نشد، بلکه دفاع از مناطق مرزی را به همان لشکرهای مستقر در مناطق پادگانی نزدیک مرز محول کرده بود. این طرح صرفاً یک طرح دفاعی بود و تدبیر عملیاتی آن چنین بود که نیروی زمینی دفاع را در چهار مرحله اجرا کند.

در مرحله یکم، با عناصر چهار لشکر شامل لشکرهای 64، 28، 81 و 92 و تیپ84 پیاده منطقه مرزی غرب و لشکر77 و 88 و مرکز آموزش بیرجند منطقه مرزی شرقی کشور را می‌پوشاند.

در مرحله دوم، پس از عقب‌نشینی عناصر تأمینی، لشکرها و تیپ84 در مرز پدافند می‌کنند.

در مرحله سوم، نیروی زمینی با برداشت از یگان‌های دیگر (مستقر در داخل کشور) رخنه‌های ایجادشده را سد و دشمن را به عقب می‌راند.

و بالأخره در مرحله چهارم، بنا به دستور، در صورت برداشت لشکر16 زرهی از منطقه کردستان و تمرکز در خوزستان، با سه لشکر زرهی آفند متقابل می‌کند.

در همین دستور عملیاتی، به لشکر16 زرهی دستور داده شده است آماده باشد تا پس از مراجعت از کردستان به خوزستان اعزام شود. به لشکر77 پیاده نیز دستور داده شده است که مرز خاوری کشور را پوشش نماید. ملاحظه می‌شود که تا 15 شهریورماه1359 اصولاً نه تنها هیچ‌گونه تصور عملیات تعرضی در مقامات مسئول ایران وجود نداشته، بلکه با خوشبینی بیش از حد، احتمال حمله همه‌جانبه ارتش عراق را نیز خیلی ضعیف برآورد کرده بودند. بعد از حوادثی که از 13 شهریور در منطقه مرزی کرمانشاه جریان پیدا کرد، در منطقه خوزستان نیز فعالیت‌های ستادی برای بررسی و احتمال تجاوز ارتش عراق به صورت جدی مطرح گردید. فرمانده ژاندارمری کشور پیشنهاد کرد یگان‌های لشکر92 زرهی به نزدیکی مرز تغییر مکان نمایند و پاسگاه‌های مرزی را تقویت کنند.

برآورد گردید برای تقویت منطقه مرزی شلمچه، یک واحد از عناصر لشکر92 زرهی خرمشهر اعزام شود. بالأخره در 19 شهریورماه، فرمانده لشکر92 زرهی به این نتیجه رسید که احتمال تجاوز ارتش عراق در خوزستان جدی است و به یگان‌های لشکر دستور داد آماده باشند و بنا به دستور به مناطق مرزی اعزام شوند. به یگان‌های مراقبتی نزدیک مرز دستور داد با هوشیاری کامل مراقب هرگونه فعالیت نیروهای عراقی باشند. در روز 20 شهریورماه، دستور آماده‌باش کامل به یگان‌های لشکر داده شد.

از نظر نقل و انتقال واحدهای نیروی زمینی در 21 شهریورماه، برای اولین بار به لشکر2 پیاده مرکز دستور داد یک گروه رزمی گردانی شامل یک گردان پیاده و یک گروهان تانک به دزفول اعزام کند و زیر امر تیپ2 لشکر92 زرهی قرار دهد. بعد از آن تاریخ، تغییر مکآنهای کلی از مناطق داخل به مناطق مرزی آغاز گردید. لشکر92 زرهی طبق طرح دفاعی خود در مناطق عملیاتی گسترش یافت که از جمله یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه و سه آتشبار توپخانه به خرمشهر و آبادان اعزام کرد و حوادث جدی‌تری در مناطق مرزی رخ داد که شرح آن حوادث در جلد اول کتاب تاریخ جنگ بیان شده است.

بررسی حوادث اواخر شهریورماه 1359 نشان می‌دهد که اصولاً تا چند روز قبل از آغاز جنگ، از طرف ایران اقدامات جدی نظامی برای مقابله با تهدید ارتش عراق به عمل نیامده بود. تقریباً هیچ‌گونه سنگر و مواضعی برای واحدها تهیه نشده بود. طرح عملیاتی کتبی تهیه نشده بود و تمرین نگردیده بود. با توجه به اینکه در جریانات بعد از پیروزی انقلاب، تعداد زیادی از افسران قدیمی لشکر92 زرهی از سازمان آن لشکر خارج شده بودند و افسران جوان‌تر از سایر یگان‌های نیروی زمینی به آن لشکر منتقل گردیده و فرماندهی واحدها را به عهده گرفته بودند، اصولاً کادر فرماندهی واحدهای عمده لشکر زمینه اطلاعات قبلی چندانی از طرح‌های سال‌های قبل از انقلاب نیز نداشتند.

بنابراین، طرح عملیات دفاعی لشکر برای اغلب فرماندهان تازگی داشت. ضمن اینکه مشکلات پرسنلی و لجستیکی زیادی نیز در واحدها وجود داشت. به عنوان نمونه، تیپ1 زرهی اهواز در دوم شهریورماه گزارشی به لشکر فرستاده و در آن یادآور شده است که به علت کمبودهای پرسنلی، پایین بودن علاقمندی به خدمت در پرسنل، بی‌انضباطی، عدم اجرای برنامه‌های تیراندازی آموزشی به دلیل کمبود خدمه آموزش‌دیده و کمبود باتری و عدم تحرک خودروها، کمبود راننده خودروهای شنی، در این تیپ آمادگی عملیاتی چندانی وجود ندارد.

نمونه دیگر اینکه، دژهای مستقر در منطقه مرزی از شلمچه تا پاسگاه طلائیه در طول 90 کیلومتر و عمق 12 کیلومتر، ارتباط رادیویی و بی‌سیم نداشته و ارتباط آنها به وسیله خطوط تلفن بود که قبل از آغاز جنگ قطع شده بود. لشکر92 زرهی در دهم شهریورماه 1359، متوجه این مسئله حساس شده و به گردان مخابرات لشکر دستور داد وضع ارتباط دژها را بررسی کند و در حد مقدور این ارتباط را برقرار سازد، اما برقراری ارتباط در مسافت 90 کیلومتری و عمق 12 کیلومتر کار ساده‌ای نبود که گردان مخابرات لشکر بتواند با آن مسائل و مشکلاتی که در واحدها حکم‌فرما بود، آن را عملی سازد.

طبق گزارش‌های اطلاعاتی که به لشکر می‌رسید، تمرکز نیروهای عراقی در نزدیکی مرز روز به روز بیشتر می‌شد. از دهم شهریورماه، این تمرکزات به طور چشمگیری مشهود گردید و عناصر پاسگاه‌های ژاندارمری با مشاهدات عینی، فعالیت‌های ارتش عراق را در غرب خط مرزی خوزستان گزارش دادند. این تمرکزات از 11 شهریورماه در غرب منطقه مرزی شلمچه و طلائیه کاملاً مشهود بود، اما لشکر در مقابل تمرکزات وسیع نیروهای عراقی فقط به تقویت پاسگاه‌های مرزی ژاندارمری با تفنگ106، تیربار 7/12م‌م اکتفا کرده بود. در 16 شهریورماه، نیروهای عراقی مستقر در غرب شلمچه  به طور آشکار فعالیت تهیه مواضع با وسایل مهندسی سنگین را آغاز کردند.

لشکر92 زرهی به قرارگاه عملیاتی خرمشهر دستور داد فعالیت نیروهای عراقی را تحت نظر بگیرد و به واحدهای مستقر در منطقه عملیاتی غرب خرمشهر و کرانه شمالی اروندرود دستورات مراقبتی ابلاغ نماید. اما نکته حساس، یا به عبارتی، حساس‌ترین نکته در هدایت عملیات منطقه خرمشهر و آبادان، مسئله فرماندهی و کنترل واحدهای مستقر در آن منطقه بود که نه تنها تا آغاز جنگ، بلکه حتی تا یک ماه بعد از آن نیز موضوعی بغرنج بود. ادامه این مسئله بغرنج تا اسفندماه 1359 که لشکر77 پیاده مسئولیت‌های عملیاتی منطقه خرمشهر ـ آبادان را عهده‌دار گردید، طول کشید. این مشکلات فرماندهی منطقه در شرح جریان حوادث بیان خواهد شد. اما برای اطلاعات کلی از وضعیت، لازم است به آن اشاره‌ای کلی شود.

طبق طرح کلی، مسئولیت سرزمینی که در رژیم سلطنتی برای نیروهای دفاعی کشور تهیه شده و به تصویب رسیده بود، مسئولیت کلی عملیات سرزمینی در قلمرو خاکی به نیروی زمینی محول شده بود، ولی این مسئولیت در مناطق کرانه‌ای خلیج فارس به صورت مبهمی به نیروی دریایی واگذار گردیده بود. اساس تفکیک مسئولیت بین نیروی زمینی و دریایی در مناطق کرانه‌ای، این بود که مسئولیت سرزمینی در کرانه‌ها تا 10 کیلومتری در داخل قلمرو خاکی به عهده نیروی دریایی و از آن مسافت به بعد، در تمام مناطق کشور در صورت بروز جنگ، مسئولیت سرزمینی به عهده نیروی زمینی قرار می‌گرفت.

 این روش تعیین مسئولیت در زمان رژیم سلطنتی نیز در مناطق ساحلی خوزستان سوال‌برانگیز بود و هماهنگی واقعی بین نیروی دریایی و لشکر92 زرهی، که یگان عمده نیروی زمینی مستقر در خوزستان بود وجود نداشت. البته علت اصلی تفکیک مسئولیت این‌چنینی بدین‌گونه بود که نیروی زمینی در مناطق ساحلی واحد عمده‌ای نداشت و کلیه پادگان‌های  ارتشی در کرانه‌ها متعلق به نیروی دریایی بود. در بعضی نقاط، مانند بوشهر و خارک و بندرعباس، نیروی هوایی نیز پایگاه‌هایی داشت؛ لذا از نظر سیستم فرماندهی و کنترل در زمان صلح، عمده‌ترین واحد مستقر در کرانه‌ها نیروی دریایی بود.

به این علت، مسئولیت سرزمینی به نیروی دریایی محول شده بود. اما برای زمان جنگ، این روش تفکیک مسئولیت چندان آزمایش نشده بود. البته در جریان شش سال اختلافات ایران و عراق که از 1348 تا 1353 ادامه داشت، یک فرماندهی ویژه به نام فرماندهی عملیات مشترک اروندرود (عما) در خوزستان تشکیل شد و طی دستورالعمل ویژه‌ای، مسئولیت این فرماندهی و رابطه آن با عناصر عمده یگان‌های نیروهای مسلح، شامل واحدهای نیروی زمینی، نیروی دریایی، پایگاه هوایی دزفول و ناحیه ژاندارمری خوزستان مشخص گردید و کلیه عناصر نیروهای مسلح مستقر در خوزستان، در قلمرو زمینی یک کرانه زیر امر این فرماندهی قرار گرفتند. حتی بعد از مدتی که فرماندهی این عملیات مشترک به لشکر92 زرهی واگذار شد، فرمانده لشکر92 زرهی از نظر عملیاتی بر کلیه عناصر نیروهای مسلح مستقر در خوزستان فرماندهی عملیات داشت.

بعد از پایان ظاهری اختلاف ایران و عراق در اسفند1353 و عقد قرارداد 1975 الجزایر، این روش ادامه یافت. در آغاز جنگ تحمیلی نیز بدون اینکه دستورالعمل ویژه‌ای برای فرماندهی عناصر نیروهای مسلح در خوزستان صادر شود، احتمالاً با اتکاء به اینکه همان روش قابل اجرا است، عملاً به مرحله اجرا گذاشته شد. در حالی که فرمانده‌هانی که در آن موقع مسئولیت فرماندهی را در واحدهای ارتشی داشتند، اغلب از این روش بی‌اطلاع بودند و بر فرض اینکه اطلاعی هم داشتند، لازم بود دستورالعملی از طرف فرماندهی نیروهای مسلح از طریق ستاد مشترک به واحدهای نظامی و انتظامی و شبه‌نظامی مستقر در خوزستان ابلاغ شود، ولی در بررسی اسناد و مدارک چنین دستورالعملی مشاهده نگردید.

فرمانده لشکر92 زرهی بدون ابلاغ و دستورالعمل ویژه‌ای مسئولیت تمام منطقه عملیاتی خوزستان، از جمله کرانه اروندرود و بندر ماهشهر و امام خمینی را عهده‌دار گردید. فرمانده لشکر نیز بر طبق همان روش‌های قبلی، مسئولیت فرماندهی منطقه خرمشهر و آبادان و ماهشهر را به فرمانده پایگاه سوم دریایی خرمشهر محول نمود. مکاتبات قرارگاه لشکر و پایگاه دریایی خرمشهر و هنگ ژاندارمری آبادان و ناحیه ژاندارمری خوزستان که هنگ آبادان جزو عناصر آن بود، جریان یافت، بدون اینکه طی دستورالعملی، مسئولیت در سازمان مشخص شده باشد. همین امر سبب نابسامانی‌ها و مشکلات زیادی در پنج ماه اول جنگ در منطقه عملیاتی خرمشهر ـ آبادان شد.

به هر حال، از آغاز تشدید بحران در منطقه مرزی خرمشهر، فرماندهی این منطقه با اختلافاتی مواجه بود و از نظر شکل ظاهر، فرمانده منطقه دریایی خرمشهر به نام فرمانده اروند حداقل از نظر فرمانده لشکر92 زرهی عهده‌دار هدایت عملیات منطقه خرمشهر و آبادان بود و مکاتبات بین قرارگاه لشکر و آن فرماندهی برقرار گردید. ضمن اینکه هنگ ژاندارمری آبادان نیز از طریق ناحیه ژاندارمری خوزستان و شهربانی خرمشهر و آبادان از طریق شهربانی کل و وزارت کشور و ستاد مشترک و نیروی زمینی و سپاه پاسداران از طریق سازمان مربوطه با لشکر92 زرهی رابطه عملیاتی برقرار کرده بودند.

نظر به حساسیت زمان و نیازهای شدید عملیاتی، کلیه عناصر نیروهای مسلح مستقر در خوزستان، فرماندهی لشکر92 زرهی را به عنوان فرمانده کل منطقه عملیات خوزستان پذیرفته بودند و برای رفع هرگونه نیازمندی عملیاتی و لجستیکی به لشکر92 زرهی مراجعه می‌کردند. لشکر نیز در حدود مقدورات و اختیارات خود برای برطرف کردن نیاز سایر عناصر نیروهای مسلح اقدام می‌کرد، تا اینکه در 21 شهریورماه 1359 دستور حرکت لشکر به مناطق مرزی ابلاغ شد.

بر این اساس، کلیه عناصر لشکر طبق طرح‌های پیش‌بینی شده سال‌های قبل، مواضع پدافندی را در نزدیکی مرز اشغال کردند، از جمله آن اعزام گردان232 تانک و 165 پیاده زرهی به منطقه عملیاتی غرب خرمشهر بود. ضمناً دو آتشبار توپخانه هم قبلاً در آبادان و شمال خرمشهر مستقر بود که مواضع مناسب در آبادان و شمال خرمشهر اشغال کرده بودند، اما این نیروها به هیچ وجه برای پوشش و دفاع منطقه مرزی غرب خرمشهر و کرانه نهر خیّن و اروندرود که حدود 100 کیلومتر بود، کفایت نمی‌کرد.

از این جبهه 100 کیلومتری حدود 70 کیلومتر آن مسیر رودخانه اروندرود بود که به علت عرض زیاد این رودخانه (400 تا 1200 متر) یک مانع غیرقابل عبور فرض می‌شد. تهدید در این منطقه از طرف آتش‌های توپخانه و خمپاره‌انداز و عوامل نفوذی دشمن بود که با استقرار نیروی پوشش و مراقبت کافی با پشتیبانی‌های توپخانه و خمپاره‌انداز، امکان دفاع در کرانه شمالی اروندرود وجود داشت. اما کرانه نهر خیّن تا شلمچه و پاسگاه کیلومتر25 مانع مهمی وجود نداشت.

 در این قسمت، نهر خیّن به عرض حدود 10 متر فقط مانع عبور وسایل سنگین خودروها بود، که با احداث یک پل متحرک زرهی امکان برقراری سریع ارتباط بین دو کرانه در ظرف چند دقیقه وجود داشت. از پاسگاه حدود تا پاسگاه کیلومتر25، منطقه‌ای به عرض 30 کیلومتر به کلی فاقد هرگونه مانع طبیعی و مصنوعی بود. تنها مانع مهم در این منطقه، آبگیری به نام نهر عرایض بود که در 10 کیلومتری شرق و خط مرز و 7 کیلومتری غرب خرمشهر قرار داشت و طول آن آبگیر از اروند تا نقطه پایانی حدود 6 کیلومتر بود و نیروهای دشمن به سادگی می‌توانستند از شمال، این مانع را دور بزنند که همین کار را نیز کردند.

اما منطقه عملیاتی با این خصوصیاتی که مختصراً بیان شد نیاز به فعالیت مهندسی رزمی فوق‌العاده برای ایجاد موانع و سنگر و جان‌پناه و جاده ارتباطی و همچنین نیاز به یک واحد سازمان‌یافته رزمی، حداقل با استعداد یک تیپ تقویت‌شده زرهی داشت، که فقط منطقه عملیاتی غرب خرمشهر را تأمین نماید. برای کرانه 70 کیلومتری اروندرود نیز حداقل یک تیپ پیاده محمول مورد نیاز بود تا بتواند ضمن پوشش تمام کرانه از دهانه فاو تا محل تلاقی نهر خیّن در غرب خرمشهر را برقرار سازد و در صورت تهدید عبور نیروهای دشمن از نقاط مختلف اروندرود، سریعاً بتواند نیروی احتیاط تیپ را به منطقه مورد تهدید تغییر مکان دهد.

علاوه بر این نیروها، یعنی دو تیپ یادشده، حداقل یک تیپ زرهی نیز لازم بود که به عنوان احتیاط متحرک در شرق کارون و شمال جزیره آبادان مستقر باشد و با برقراری پل نظامی آماده باشد از کارون عبور کند و نیروهای دشمن را در غرب کارون و شمال خرمشهر نابود سازد یا به عقب براند و عکس‌العمل کافی به تجاوز دشمن نشان دهد.

بنابراین، برای منطقه عملیات خرمشهر ـ آبادان حداقل یک لشکر مکانیزه لازم بود. از جلمه ضروریات فوق‌العاده این لشکر وسایل و تجهیزات سنگین مهندسی نظامی بود که بتواند سریعاً در دشت باز برای خودروها و پرسنل حفاظ و جان‌پناه تهیه کند، اما همان‌گونه که در بخش اول بیان شد، اصولاً چنین امکانی در منطقه خرمشهر و آبادان وجود نداشت، حتی همان عده اندکی هم که وجود داشتند از مهم‌ترین عامل فرماندهی که وحدت است محروم بودند. برای مشخص شدن وضعیت این منطقه عملیات به بعضی از نامه‌های مبادله‌شده بین لشکر92 زرهی و فرماندهی اروند اشاره می‌کنیم.

 

 منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده