زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -48)
هجوم درد پادگان- خانه- پادگان نه، روی این مسیر خط بکشید و به جایش بنویسید: پادگان- بیمارستان- خانه. هجوم درد های کهنه، آزار زخم های کاری، مسیر زندگی جعفر را تغییر می دهند. خانه را پس می زند و راه بیمارستان میان پادگان و خانه فاصله می اندازد. هشدار نگران کننده ای است.

پزشک لشکر به صورت جعفر خیره می شود و می گوید:

  • چشم هات خیلی زرد شده اند. فوری به بیمارستان 504 مراجعه کن. باید متخصص ها تو را ببینند. این موضوع را دست کم نگیر جعفر.
  • باشد دکتر. وقتش باشد می روم.

جعفر مثل همیشه اعتنایی به خودش و درد هایش ندارد…

شمسی و بستگان به او اصرار می کنند که حتما به پزشک مراجعه کند…

جعفر کوتاه می آید و تن به معاینات می دهد…

نتیجه معاینات نگران کننده و هشدار دهنده است و جعفر باید فوراً بستری شود… هر چه زودتر بهتر…

جعفر تن به اولین جراحی می دهد… بهبودی نسبی به دست میآید و جعفر از بیمارستان مرخص می شود…

خانواده و دوستان و دوستدارانش خوشحال می شوند…

اما نوعی دلواپسی شادمانی آن ها را کمرنگ می کند…

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده