نبردهای خرمشهر و آبادان(8)
و این مشکل سبب خسارات مالی زیادی برای ایران شد، که یک نمونه آن اختلاس 56 میلیون دلاری از اعتبارات نظامی ایران در فرانسه به وسیله یک شرکت قلابی بود که تصادفاً اولیای آن شرکت قلابی به عنوان طرف اصلی فراهم کردن خرید تانک برای هیئت اعزامی ایرانی بود که من هم عضو آن بودم، ولی با دقت و احساس مسئولیتی که اعضای هیئت ایرانی نشان دادند، آن شرکت موفق نشد آنها را فریب دهد.

خلاصه عملیات و حوادث مهم بهمن‌ماه 1359

 

با توجه به مطالبی که درباره عملیات آبان‌ماه بیان شد، نیروهای مسلح ایران ضمن تحکیم مواضع پدافندی، اقدامات پیگیری برای بسیج نیروهای بیشتر و تهیه جنگ‌افزار و مهمات و بالا بردن آمادگی رزمی کردند. از جمله اقداماتی که برای تحکیم مواضع پدافندی و کم کردن عرض جبهه به عمل آمد، طرح برنامه‌های استفاده از آب رودخانه‌های کرخه کور و کرخه و کارون و دریاچه سد دز و جاری کردن این آب‌ها به دشت جنوب اهواز و حمیدیه به سوسنگرد و باتلاقی کردن منطقه و ایجاد مانع آبی در مقابل پیشروی احتمالی دشمن به سمت اهواز و سوسنگرد و حمیدیه بود.

خلاصه جریان این اقدامات این بود که نیروهای متجاوز بعد از توقف اجباری کامل در منطقه خرمشهر و دزفول تلاش خود را در منطقه اهواز و سوسنگرد به کار بردند. نظر به اینکه عرض این جبهه از رودخانه کارون در شرق تا حوالی بستان در غرب حدود 120 کیلومتر بود و تمام منطقه باز و قابل عبور بود، پوشش و دفاع در تمام عرض جبهه با توان رزمی کمی که عناصر لشکر16 و 92 زرهی به آن منطقه اختصاص داده بودند، برای مقابله در مقابل حمله سنگین نیروهای متجاوز کافی نبود.

 بعد از عدم موفقیت عملیات نصر، تیپ55 هوابرد که در منطقه دزفول مستقر بود به سوسنگرد اعزام گردید و زیر امر لشکر16 زرهی قرار گرفت. اما برای کم کردن عرض جبهه و ایجاد مزاحمت برای نیروهای دشمن تصمیم گرفته شد، آب رودخانه‌های منطقه به دشت جنوب‌غربی اهواز و جنوب جاده حمیدیه به سوسنگرد هدایت شود. این کار با احداث سدهای خاکی در کرخه و کرخه کور و حفر کانال انشعابی از کارون در شمال و غرب اهواز و باز کردن دریچه‌های سد دز امکان‌پذیر بود و به همین ترتیب، اقدامات اولیه از آذرماه شروع شد و در بهمن‌ماه به طور جدی پیگیری گردید و در پایان بهمن‌ماه این طرح‌ها آماده بهره‌برداری شد که در اسفندماه عمل گردید.

برای تقویت استعداد رزمی نیروهای خودی اقدامات فعال جهت خرید جنگ‌افزار و مهمات و سایر تجهیزات نظامی در سطحی بین‌المللی به عمل آمد و هیئت‌هایی برای خرید وسایل نظامی به کشورهای فروشنده اعزام شد که از جمله این هیئت‌ها، هیئتی بود که برای خرید تانک به کشورهای اروپای غربی اعزام شدند و نگارنده عضو این هیئت بودم و برای بررسی امکانات خرید تانک به کشورهای اسپانیا و پرتقال و آلمان‌غربی رفتیم.

گرچه این هیئت‌های نظامی از جمله هیئتی که من عضو آن بودم، موفقیت چندانی در خرید تجهیزات نظامی از کشورهای اروپای غربی نداشتند، زیرا آن کشورها ایران را تحریم اقتصادی کرده بودند و درباره جنگ تحمیلی ایران و عراق نیز ظاهراً اعلام بی‌طرفی نموده بودند، ولی عملاً نمایندگان کشورهای دیگر عربی به جای عراق، هر وسیله‌ای را که می‌خواستند می‌خریدند و حتی در کشور پرتقال هنگامی که ما مشغول مذاکره با شرکتی بودیم، یک هیئت عراقی نیز در همان موقع در آن کشور بود.

 اما از جمله شرایط خرید وسایل نظامی از این کشورها این بود که هنگام خروج وسایل خریداری‌شده از کشور فروشنده، این وسایل بایستی به نام یک کشور ثالثی خارج می‌شد که ظاهراً بی‌طرفی کشورهای اروپای غربی حفظ می‌گردید. تمام کشورهای عربی، به خصوص عربستان سعودی و اردن، نقش کشور ثالث را برای عراق ایفا می‌کردند، اما در آن موقع، روابط خارجی ایران با کشورهای دیگر در سطحی نبود که با اعتماد متقابل کامل، نقش کشور ثالث را برای خریدهای نظامی ایران ایفا کنند و این مشکل سبب خسارات مالی زیادی برای ایران شد، که یک نمونه آن اختلاس 56 میلیون دلاری از اعتبارات نظامی ایران در فرانسه به وسیله یک شرکت قلابی بود که تصادفاً اولیای آن شرکت قلابی به عنوان طرف اصلی فراهم کردن خرید تانک برای هیئت اعزامی ایرانی بود که من هم عضو آن بودم، ولی با دقت و احساس مسئولیتی که اعضای هیئت ایرانی نشان دادند، آن شرکت موفق نشد آنها را فریب دهد.

با توجه به مشکلات بین‌المللی که ایران با کشورهای غربی داشت، وقوع این‌گونه ضربت زدن‌ها به وسیله امپریالیسم جهانی بر ملت انقلابی ایران غیرمنتظره نبود، ولی کم‌تجربگی مقامات مسئول نیز اثرات مهمی در این‌گونه حوادث داشت. به هر حال، با تلاش‌هایی که به عمل آمد، مقدار چشمگیری جنگ‌افزار و مهمات از کشورهای فروشنده بلوک شرق و غرب خریداری شد و تا حدودی جایگزین مهمات مصرف‌شده و وسایل از دست رفته گردید و این اقدامی بسیار مهم برای بالا بردن توان رزمی نیروهای رزمنده بسیج نیروهای مردمی و حاضر شدن بیشتر مردم در صحنه نبرد بود.

بعد از عملیات دی‌ماه، برای فرماندهان نظامی مشخص گردید که نیروهای موجود توان رزمی کافی برای تعرض متقابل در مقیاس وسیع را ندارند. ضمناً با وجود برنامه‌ریزی‌هایی که برای تشکیل واحدهای جدید در نیروی زمینی انجام شد، اجرای این برنامه‌ها حداقل شش ماه زمان لازم داشت. ضمن اینکه احضار افراد خدمت منقضی و استخدام و تربیت افراد فنی و متخصص و خرید وسایل و تجهیزات مورد نیاز و آموزش و سازمان‌دهی یگان‌های جدیدالتأسیس خالی از اشکال نبود. ساده‌ترین و سریع‌ترین وسیله برای تقویت قدرت نظامی، فعال‌تر شدن سپاه پاسداران و بسیج مردمی در مقیاس وسیع‌تر بود که از بهمن‌ماه آغاز شد.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده