نبردهای خرمشهر و آبادان(7)
از جمله عملیات مهم در آذرماه، تلاشهای مؤثر برای حاضر به کار کردن وسایل و تجهیزات از کارافتاده، به خصوص تانکها، نفربرها و خودروها و آموزش دادن و جذب کردن نفربرهای زرهی پیامپی1 مجهز به موشکانداز مالیوتکا بود. لازم به یادآوری است که ارتش ایران در سالهای قبل از انقلاب، قریب به 800 دستگاه نفربر پیامپی مجهز به موشکانداز ضدتانک مالیوتکا از کشور شوروی خریداری کرده بود.

نبردهای خرمشهر و آبادان(7)

 خلاصه عملیات و حوادث مهم آذرماه 1359

با توجه به اینکه تدبیر کلی پدافند برای مدت محدود مورد قبول قرار گرفت، در آذرماه تلاش عمده نیروهای مسلح ایران صرف تقویت و تحکیم مواضع پدافندی و تکمیل تغییر مکان یگان‌های باقیمانده در مناطق داخلی به خوزستان و طرح‌ریزی و اجرای تک‌های محدود و محلی گردید.

تیپ55 هوابرد به منطقه عملیاتی دزفول تغییر مکان کرد. فرماندهی اروند در منطقه ماهشهرـ آبادان تشکیل گردید و یگان‌های رزمی و پشتیبانی کافی در اختیار این فرماندهی قرار داده شد. فعالیت‌های ستادی شکل منظم‌تری پیدا کرد و به اصطلاح عمومی، تمام یگان‌ها در مناطق مسئولیت خود جاافتادند. گسترش و استقرار یگان‌های رزمی و پشتیبانی حالت منطقی و متناسب با نیاز عملیاتی پیدا کرد. نیروی زمینی دارای یک احتیاط قوی به استعداد یک لشکر زرهی گردید و در هر منطقه نبرد، نیروی متناسب و کافی برای مقابله با حملات احتمالی دشمن مستقر شد. برآوردهای ستادی برای شروع آفند متقابل با لشکر16 زرهی که در احتیاط بود، آغاز گردید. برای آغاز تعرض متقابل سه راه به نظر رسید که عبارت بودند از:

  1. حمله در منطقه غرب دزفول برای عقب راندن نیروهای متجاوز و دور کردن خطر از اندیمشک و دزفول.
  2. حمله در منطقه عملیاتی اهواز برای دور کردن تهدید دشمن از شهر اهواز.
  3. حمله در منطقه سرپل اشغالی در شمال آبادان و شکستن محاصره آبادان و آزاد کردن محورهای اهواز ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان.

نظر فرمانده نیروی زمینی بیشتر برای اجرای راه‌کار اول بود، زیرا معتقد بود کلید صحنه نبرد خوزستان این منطقه است و بایستی هرچه بیشتر نیروهای دشمن را از این منطقه حیاتی عقب راند، ولی تیمسار فلاحی و سایر مقامات تصمیم‌گیری رده بالا معتقد بودند؛ به علت حساسیت خاصی که محاصره آبادان در ملت ایران به وجود آورده و رهبر کبیر انقلاب فرمان داده‌اند «حصر آبادان باید شکسته شود»، لازم است تقدم تلاش‌های آفندی برای عقب راندن نیروهای دشمن از شرق رودخانه کارون و آزاد کردن آبادان داده شود.

درباره راه‌کار دوم حساسیت ویژه‌ای وجود نداشت، اما اجرای راه‌کارهای دوم و سوم مستلزم اعزام لشکر16 زرهی به آن مناطق نبرد و کم کردن استعداد رزمی منطقه حساس دزفول بود؛ لذا از اوایل آذرماه بررسی‌های ستادی و مشورت‌های عملیاتی در رده نیروی زمینی و بالاتر، صرف تجزیه و تحلیل راه‌‌کارهای یادشده گردید و طرح‌های مقدماتی تهیه شد؛ اما در اواسط آذرماه، در منطقه عملیاتی اهواز احساس خطر شد، زیرا برآوردهای اطلاعاتی نشان داد که ممکن است دشمن با توجه به عملی که در منطقه آبادان انجام داد و از رودخانه کارون عبور کرد و آبادان را از طریق شمال و شرق محاصره نمود، در جنوب‌غربی اهواز نیز از کارون عبور کرده و شهر اهواز را از شرق محاصره و راه مواصلاتی اهواز ـ شوشتر و اهواز ـ سربندر را قطع نماید. تیپ1 لشکر92 زرهی هیچ‌گونه امکانی برای مقابله با این تهدید احتمالی نداشت. به این علت، تیپ1 لشکر16 زرهی به اهواز اعزام شد. با اعزام تیپ1 زرهی از لشکر16 زرهی که احتیاط نیرو بود، این لشکر تجزیه گردید و تمرکز استعداد رزمی آن از بین رفت و الزاماً حمله در منطقه عملیاتی دزفول، یعنی راه‌کار اول منتفی گردید و امکان حمله در منطقه اهواز یا آبادان تقویت شد.

نظر جانشین رئیس ستاد مشترک و فرماندهی اروند این بود که تیپ زرهی اعزامی به اهواز برای حمله به منطقه سرپل دشمن در شمال آبادان وارد عمل گردد، اما برتری عددی چشمگیر دشمن و ضعف توان رزمی نیروهای ما و نبودن نیروی احتیاط کافی در مناطق مختلف نبرد و کمبود روزافزون مهمات و عوامل نامساعد دیگر سبب ایجاد تردید در مقامات فرماندهی نظامی برای آغاز تعرض متقابل بود.

تصمیم‌گیری برای قبول خطر احتمال عدم موفقیت و عکس‌العمل شدید دشمن، مقامات خودی را با مشکلاتی مواجه کرده بود، ولی در ملت ایران و مقامات غیرنظامی حالت التهاب برای آغاز تعرض متقابل و بیرون راندن نیروهای دشمن از میهن اسلامی ما و یا حداقل زدن یک ضربت نسبتاً محکم به نیروی دشمن به منظور بهره‌برداری از نتیجه روانی آن ایجاد شده بود.

مقامات فرماندهی نظامی نمی‌توانستند در مقابل این احساس ملت ایران و مقامات مسئول غیرنظامی بی‌تفاوتی یا خونسردی بیش از اندازه نشان دهند و بایستی در حد مقدور به خواسته ملت ایران توجه می‌کردند. بر این اساس، جانشین فرمانده کل قوا (رئیس جمهور) و جانشین رئیس ستاد مشترک کتباً به فرمانده نیروی زمینی ابلاغ کردند که هرچه زودتر باید در یکی از مناطق نبرد، ترجیحاً در منطقه غرب اهواز آفند متقابل نیروهای مسلح ایران آغاز گردد. این دستور مبنای عملیات نصر (کرخه‌کور) گردید (شرح این نبرد در کتاب عملیات غرب اهواز و سوسنگرد بیان شده است). از اواخر آذرماه، عناصر لشکر16 زرهی به استثنای تیپ2 زرهی آن لشکر از منطقه اندیمشک و دزفول به منطقه اهواز انتقال یافتند و برای اجرای عملیات نصر آماده شدند.

از جمله عملیات مهم در آذرماه، تلاش‌های مؤثر برای حاضر به کار کردن وسایل و تجهیزات از کارافتاده، به خصوص تانک‌ها، نفربرها و خودروها و آموزش دادن و جذب کردن نفربرهای زرهی پی‌ام‌پی1 مجهز به موشک‌انداز مالیوتکا بود. لازم به یادآوری است که ارتش ایران در سال‌های قبل از انقلاب، قریب به 800 دستگاه نفربر پی‌ام‌پی مجهز به موشک‌انداز ضدتانک مالیوتکا از کشور شوروی خریداری کرده بود.

در آغاز حرکت انقلابی ملت ایران، این نفربرها به بعضی از یگان‌های مکانیزه تحویل شده بود، ولی به علت جریان انقلاب و تغییرات پرسنلی وسیع در ارتش بعد از انقلاب، جذب این وسایل در سازمان‌ها عملی نشده بود و تقریباً این وسایل بدون وارد شدن به سازمان گردان‌های مکانیزه بلااستفاده مانده بود. در صورتی که ارتش عراق از همین نوع نفربرها در اختیار داشت و در اوایل جنگ، با استفاده از موشک مالیوتکای این نفربرها که ضمناً پایه پرتابی زمینی آن را نیز داشت، بیشترین تلفات را بر خودروهای زرهی ما وارد کرد.

پس از حمله ناموفق لشکر21 پیاده در 23 مهرماه، نیروهای ما متوجه ارزش رزمی این موشک ضدتانک شدند و تلاش‌های وسیعی برای حاضر به کار کردن و آموزش دادن و وارد کردن این نفربرها و موشک مالیوتکا به یگان‌ها انجام دادند. در اواخر آذرماه، تعداد قابل ملاحظه‌ای از این نفربرها وارد عمل گردیدند.

4. خلاصه عملیات و حوادث مهم دی‌ماه1359

مهم‌ترین و وسیع‌ترین عملیات آفندی نیروهای مسلح ایران در یک سال اول جنگ در این ماه اجراء شد، که عبارتند از: عملیات نصر در منطقه کرخه کور و عملیات توکل در شمال آبادان. مشروح جریان عملیات در کتاب‌های عملیات غرب اهواز و سوسنگرد و همین کتاب بیان شده است و خلاصه آنها چنین است.

همان‌گونه که در میان حوادث آذرماه گفته شد، علاقه کلی و عمومی ملت ایران این بود که هرچه زودتر پاسخ جسارت حکام متجاوز عراق با زدن ضربت‌های شکننده به ارتش عراق داده شود و تعرض متقابل نیروهای مسلح ایران آغاز گردد. برای این منظور، فرماندهان نظامی تصمیم گرفتند به هر نحو مقدور به این خواسته ملت ایران پاسخ دهند و طرح حمله در منطقه کرخه کور برای این منظور در نظر گرفته شد و مرحله آمادگی برای حمله از اول دی‌ماه آغاز گردید.

عناصر لشکر16 زرهی به منطقه سوسنگرد و هویزه تغییر مکان کرد. مرحله تغییر مکان و آمادگی بیش از ده روز طول کشید و از 12 دی‌ماه کلیه عناصر شرکت‌کننده در این عملیات، که شامل لشکر16 زرهی و لشکر92 زرهی و سپاه پاسداران و گروه نامنظم دکتر چمران و نیروهای بسیح مردمی بودند، آمادگی کامل پیدا کردند. زمان حمله برای روز 15 دی‌ماه تعیین شد و حمله طبق طرح اجراء گردید، ولی به علت طول مدت زمان مرحله آمادگی ما، نیروهای متجاوز اطلاعات کافی از آماده شدن نیروهای ما پیدا کرده بودند و خود را برای غافلگیر کردن نیروهای ما آماده نموده بودند؛ لذا از روز دوم حمله، عکس‌العمل شدید در مقابل نیروهای ما نشان دادند و حمله متقابل شدید کردند و تلاش نمودند؛ لشکر16 زرهی را به دام اندازند.

 نبرد سختی به مدت چهار روز بین رزمندگان ما و نیروهای متجاوز جریان یافت و بالأخره لشکر16 زرهی با دادن تلفات سنگین مجبور به عقب‌نشینی به مواضع پدافندی شمال کرخه کور گردید، ولی موفق شد این مواضع را حفظ کند و مانع پیشروی نیروهای متجاوز به سمت شمال و قطع محور حمیدیه به سوسنگرد گردد. در این نبرد، نیروهای ما حدود 80 دستگاه تانک از دست دادند، البته در روز اول نبرد، به تیپ35 و 43 زرهی لشکر9 زرهی دشمن تلفات سنگینی وارد شد و بیش از 800 نفر از افراد دشمن به اسارت لشکر16 زرهی درآمدند و در نتیجه، نیروهای دشمن نیز آسیب سختی دیدند و توان ادامه پیشروی به سمت شمال کرخه کور را از دست دادند. این نبرد یکی از نبردهای بزرگ زرهی جنگ ایران و عراق و شاید یکی از نبردهای بزرگ زرهی بعد از جنگ جهانی دوم بود که در آن، دو لشکر زرهی ایران و دو لشکر زرهی و مکانیزه ارتش عراق در یک منطقه نبرد با یکدیگر جنگیدند. این نبرد بدون ایجاد تغییراتی در منطقه عملیات اهواز ـ سوسنگرد در اواخر دی‌ماه پایان یافت و خط تماس نیروهای ما با نیروهای متجاوز در همان خطی که قبل از اجرای این حمله بود تثبیت گردید.

هم‌زمان با طرح‌ریزی و آمادگی اجرای عملیات نصر در منطقه اهواز ـ سوسنگرد، فرماندهی اروند نیز ـ که مستقل و جدا از نیروی زمینی عملیات منطقه ماهشهر ـ آبادان را طراحی و اجرا می‌کرد ـ طرح عملیات توکل را تهیه نمود و آماده اجرای آن گردید. هدف این عملیات راندن نیروهای دشمن از سرپل شرق کارون در شمال آبادان به غرب این رودخانه بود.

 ابتدا در نظر بود هم‌زمان با عملیات نصر، عملیات توکل نیز شروع شود، ولی به علت نامعلومی، فرماندهی اروند عملیات توکل را هم‌زمان با عملیات نصر آغاز نکرد و پس از بروز آثار عدم موفقیت عملیات نصر تصمیم به اجرای عملیات توکل گرفت. در 20 دی‌ماه، این عملیات شروع شد، ولی عملیات توکل نیز با عدم موفقیت مواجه گردید و حتی در مقایسه وسعت عملیات و استعداد رزمی نیروهای شرکت‌کننده در این دو عملیات، تلفات نسبی و درصد عملیات توکل بیش از عملیات نصر بود. اما نکته جالب این بود که رسانه‌های جهان درباره عملیات نصر بحث کردند، در صورتی که عملیات توکل اصلاً انعکاس در محافل داخلی و خارجی پیدا نکرد.

از حوادث دیگری که در دی‌ماه رخ داد، حمله نیروهای متجاوز عراق در منطقه پای پل کرخه به مواضع لشکر 21 پیاده و در 18 دی‌ماه بود. نظر به اینکه فرمانده نیروی متجاوز در عملیات نصر متوجه وارد عمل شدن لشکر16 زرهی در این نبرد گردید، مطمئن شد که نیروی احتیاط ما از دزفول به منطقه اهواز و سوسنگرد تغییر مکان یافته و در نتیجه، قدرت دفاعی ما در منطقه دزفول ضعیف شده است. به علاوه، نیروهای ما در منطقه کرخه کور به شدت درگیر بودند و کلیه مقدورات پشتیبانی هوایی و بالگردها در منطقه نبرد کرخه کور وارد عمل شده بود.

نیروی متجاوز تصمیم گرفت از این فرصت استفاده کند و در منطقه عملیاتی دزفول وارد عمل گردد و موفقیتی به دست آورد. خوشبختانه عناصر لشکر21 پیاده در همان ساعات اول نبرد عکس‌العمل بسیار خوبی در مقابل دشمن نشان دادند و نیروهای دشمن را وادار به عقب‌نشینی به مواضع اولیه خود کردند. با پایان یافتن عملیات نصر و توکل، از اواخر دی‌ماه وضعیت صحنه عملیات خوزستان مجدداً به حالت زمان قبل از آغاز این نبردها درآمد و هر دو طرف متخاصم در مواضع پدافندی قبلی تثبیت شدند و مجدداً رکود در میدان‌های نبرد برقرار گردید.

 این نبردها تعادل نسبی توان رزمی نیروهای دو طرف را نشان داد و هر دو طرف متوجه شدند در شرایط موجود آن موقع، توانایی اجرای عملیات آفندی در مقیاس وسیع را ندارند. به نظر رسید که فرماندهی ارتش متجاوز عراق تصمیم گرفت به حفظ مناطق اشغالی نیروهای خود اکتفا کند و از موفقیت‌های نظامی که به دست آورده برای پشتیبانی اقدامات سیاسی خود به منظور رسیدن به هدف‌های راهبردی سیاسی و ارضی خود در مناطق مرزی و اروندرود و خلیج فارس استفاده کند و خواسته‌های ناحق سیاسی خود را به ملت ایران تحمیل نماید. اما ملت ایران و مقامات مسئول سیاسی و نظامی ایران به هیچ وجه نمی‌توانستند اجازه تثبیت چنین موقعیتی را به حکام فاشیست عراق بدهند. بایستی به هر طریق ممکن دست می‌زدند تا مانع تحکیم موقعیت نظامی و سیاسی حکومت عراق شوند، ولی به علت ضعف قدرت نظامی موجود و به خصوص با تلفاتی که بعد از عملیات نصر و توکل به نیروهای ما وارد شد، ارتش ایران مجبور بود تا زمان به دست آوردن برتری رزمی حالت پدافندی را بپذیرد و برای به دست آوردن برتری به هر نحوی که می‌باشد اقدام کند.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده