زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -46)
برد کشتی آنجا که خواهد خدای پس جعفر حق دارد در جواب خبرنگاری که از او می پرسد وقتی که در جبهه حضور دارد و خبر بمباران شهر ها توسط هواپیما های دشمن را می شنود چه احسای دارد؟ بگوید دلواپس نیست زیرا هر چه خواست و مشیت خداست اتفاق می افتد و هیچ کس را توان چون و چرا نیست.

آرام و مطمئن…

تسلیم محض مشیت او…

گردن نهاده به رشته محبت دوست، تا او هر جا که خاطر خواهش باشد بکشاندش…

هیچ خبری نگرانش نمی کند… نه بمباران شهر ها، که خانه و عزیزانش را در آنجا به امانت گذاشته، نه از تک و پاتک دشمن… خیالی کاملاً آسوده…

رزمنده ای را دیده که ترکش، کلاه آهنی اش را سوراخ کرده و از آن گذشته و خراشی کوچک حتی به سر رزمنده وارد نکرده است…

رزمنده ای را می شناسد که ترکش در یک سانتی متری قلبش جا خوش کرده و او جان سالم به در برده است.

دیده است یک جا به جایی مختصر نیرو، یک تغییر جهت کوچک، چگونه فاجعه ای را پس زده است، پس چه جای دلواپسی؟

پس جعفر حق دارد در جواب خبرنگاری که از او می پرسد وقتی که در جبهه حضور دارد و خبر بمباران شهر ها توسط هواپیما های دشمن را می شنود چه احسای دارد؟

بگوید دلواپس نیست زیرا هر چه خواست و مشیت خداست اتفاق می افتد و هیچ کس را توان چون و چرا نیست.

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده