شهید صیاد در کلام یاران(37)
منتخبی از خاطرات، اخلاق و رفتار برجسته شهید صیادشیرازی (بخش دوم) یادداشت زیر از ایشان ]شهید صیادشیرازی[ به ریاست محترم بنیاد شهید و جانبازان در تاریخ 11/3/66، نشاندهنده نحوه زندگی او و بهره جستن از امكانات دولتی است:

«… اکنون در وضعیتی قرار دادم که احساس می‌کنم به ازای رسیدن به مسکن، بهای گرانی را دارم می‌پردازم، آن هم ثمرۀ همۀ مجاهدت‌های فی سبیل‌اللهی که اگر خداوند آن را قبول فرماید که قلبم رضایت نمی‌دهد چنین شود. لذا با توجه به اینکه خدا می‌داند نه تنها خود را لایق چنین عنایتی از جمهوری اسلامی نمی‌دانم، بلکه همچنان مدیون هستم تا روزی که نفس در بدن دارم، عاشقانه به اسلام عزیز خدمت نمایم. قاطعانه اقدام فرمایید که:

ساختمان نیمه کار مسکن این جانب را از طرف بنیاد شهید تحویل گرفته و فقط مخارجی را که اضافه بر وام واگذاری (مبلغ 400 هزار تومان) هزینه شده است، به ما پرداخت نمایند تا به صاحبانش مسترد نمایم. این بزرگترین محبتی است که در حق ما روا می‌دارید و قبلاً کمال تشکر را دارم.» (همان، صفحه 64)، (یادداشت‌های ویژه، ص58)

زندگی وی مانند یک کارمند عادی بود و خانواده‌اش هم بیش از یک حقوق عادی کارمندی توقعی از وی نداشتند و ساده­زیستی را باور کرده بودند، زیرا ایشان جز حقوق نظامی هیچ منبع درآمد دیگری نداشت. (همان، ص64)

«او انسان مخلص و عاشق خدمت بود و رغبتی به مقامات دنیایی و زرق و برق آن نداشت و لذا هرجا که امکان خدمت بود، بی‌تکلف در خط مقدم قرار می‌گرفت و به جایگاه آن اهمیتی نمی‌داد.

الحق زندگی سرشار از خدمت و سجایای اخلاقی و روحیات این سردار شهید به نحوی است که آن را می‌توان به عنوان الگویی موفق برای همه و نظامیان مسلمان مطرح نمود.» (همان، ص 101)

دختر شهید صیادشیرازی:

… با توجه به گسترده بودن حجم كار پدرم، رسیدگی ایشان به امور خانواده در اوقات فراغت از جمله كارهای در خور توجه ایشان بود. … پدرم همیشه در روزهای دوشنبه و پنجشنبه به سفارش حضرت امام خمینی(ره) روزه می‌گرفت. … به جای آوردن نمازهای اول وقت و نمازهای شب او، همه ما را شیفته وجودش كرده بود. … قبل از انجام هر كاری وضو می‌گرفت. به همین جهت، او هنگام شهادت نیز وضو داشت. … پدرم مردی صبور و با ایمان بود كه همواره می‌گفت: عشق خدا مرا مقاوم كرده و هیچ‌گاه خسته نمی‌شوم. (صیاد دلها، ص 40)

مهدی صیادشیرازی، فرزند شهید:

پدرم همیشه دیگران را بزرگ­تر از خود می‌دانست و بر این اعتقاد بود كه باید دیگران را بزرگ­تر دانست. … خود را خدمتگزار همه می‌دانست. … اگرچه رسیدگی به درس و روحیات خانواده در هشت سال جنگ برای ایشان میسر نبود و ما از آن بهره‌مند نبودیم، اما بعد از جنگ، ایشان در وقت استراحت، در درس به ما كمك می‌كرد. به ویژه، تا آنجا كه می‌توانست فرزند استثنایی خود را مورد مهر و محبت قرار می‌داد. … آن شهید با منطق قوی و رفتار خوب خود، رضایت خاطر مادرم را فراهم كرده بود. … روحیه ایشان پرهیز از اختلاف و گرایش به وحدت بود. (همان، ص 41)

… صیادشیرازی مظهر پیوند ارتش و سپاه بود و ثمرات پربار جنگ، نتیجه پیوند ارتش و سپاه بود كه این فرزند خلف و رشید ملت ایران، آن را به انجام رساند. (همان، ص44)

… او در جریان مبارزات خود برای پیروزی انقلاب اسلامی، در عین حالی كه افسر عملیاتی بود، هسته‌های مقاومت و مبارزه را در دوران ارتش و در حیطه كارش شكل داده بود و با شبكه‌های انقلابی ارتباط مستقیم داشت. (همان، ص 45)

صیادشیرازی در شرایطی فرمانده نیروی زمینی ارتش در حال جنگ شد كه درجه هم­دوره‌های وی سرگرد و مدت خدمت نظامی وی 17 سال بود. پنج سال از آن را نیز در دوره‌های آموزشی گذرانده بود. در چنین مجموعه نظامی بزرگ، بسیاری از افسران زیردست وی وجود داشتند كه مدت خدمت و درجه آنان بیشتر از سرگردی و هم­دوره‌های وی بود. با این حال سوابق نشان می‌دهد كه تمام این افسران كه بزرگتر از وی بودند، فرماندهی وی را با توجه به لیاقت، درایت، خلوص، شجاعت، دانش و استعداد فوق‌العاده و پُركاری و نیز شرایط كشور در حالت جنگی، با كمال میل پذیرفتند و صمیمانه با وی همكاری نمودند. چنین حالتی را در تاریخ مجموعه‌های نظامی دنیا، بسیار نادر می‌توان یافت.

اللهم ادخلنا جنتك، برحمتك، و جنبنا و احفظنا من عذابك، بلطفك و احسانك، یا لطیفا بعباده، یا ارحم الراحمین.       

(از مقدمه وصیت‌نامه شهید صیادشیرازی)

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده